پایگاه خبری جماران: یک فعال سیاسی اصولگرا با اشاره به اینکه ایران در رابطه با خلیج فارس و تنگه هرمز طوری عمل کرد که آمریکاییها را در یک بنبست جدی قرار داد، گفت: هر نوع اقدام به محاصره دریایی نقض آتشبس است و باید دولت پاکستان فشار بیاورد تا آنچه که دعوتکننده به آن بوده، به درستی ادامه پیدا کند. نباید تلقی شود که دولت پاکستان در این زمینه اصولی عمل نمیکند. قطعا باید بر اساس اصولی این میانجیگری را دنبال کند و نگذارد طرفین مذاکرهکننده از چهارچوبها خارج شوند. آمریکاییها دارند این اصول را زیر پا میگذارند و ما هم ملتی نیستیم که با تهدید آمریکا صحنه را ترک کنیم. اگر آمریکاییها قلدری به خرج بدهند، ما قدرتمندانه مقابل قلدری آنها میایستیم؛ این را ثابت کردهایم.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با عباس سلیمی نمین را در ادامه میخوانید:
تحلیل شما از اتفاقات 50 روز پیرامون جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چیست؟ عقبنشینیهای مکرر ترامپ در مواجهه با ایران را چطور ارزیابی میکنید؟
در جنگ 12 روزه هم آمریکاییها پیشنهاد آتشبس دادند و مذاکره کلید خورد. مقاومت تیم مذاکرهکننده ما در برابر زیادهخواهیهای آمریکاییها موجب شد که آنها مجددا وارد برخورد نظامی با ایران شوند. آنچه موجب میشد آمریکاییها در این زمینه هیچ دستاوردی نداشته باشند، پایبندی ایران به اصول اعلامی بود. از ابتدای امر ما شرایط خودمان و موضوع مورد اختلاف را بیان کردیم و مشخص است که ایران در مورد چه موضوعات و در چه چهارچوبهایی میخواهد صحبت کند. اما آمریکاییها مرتب تغییر میدهند موضوعاتی را که مایل هستند در مذاکرات مورد بحث قرار بگیرد.
مسأله مهم دیگر این است که ایران در رابطه با خلیج فارس و تنگه هرمز طوری عمل کرد که آمریکاییها را در یک بنبست جدی قرار داد. برای همه ملتها قابل فهم است که ما نمیتوانیم تهاجم آمریکا را به درستی پاسخ دهیم، مگر اینکه پایگاههای آمریکا در کشورهای مختلف خلیج فارس هم پاسخگو باشند نسبت به هجمههایی که از این پایگاهها صورت میگیرد. یعنی ما حساب پایگاههای آمریکا در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس را از بحث تهاجم آمریکا جدا نکردیم. یعنی آن پایگاهها را هم سرزمین آمریکا در نظر گرفتیم و طبیعتا وقتی آمریکا به سرزمین ما حمله میکند، ما هم این حق را داریم که به سرزمین آمریکا حمله کنیم. هرچند این سرزمین درون قلمرو کشورهای دیگر قرار گرفته، ولی آنها مقصر هستند که اجازه میدهند از خاک آنها به ما حمله شود. طبیعتا این مسأله معادله را برای آمریکاییها بسیار سخت کرده؛ چون به لحاظ منطق قابل پذیرش است. یعنی ما هرگز توسعه دهنده جنگ نیستیم و پاسخ ما به این پایگاهها توسعه دادن جنگ تلقی نمیشود.
مطلب بعدی که کار را برای آمریکا سخت کرده و نمیتواند منطق ما را زیر سؤال ببرد این است که تنگه هرمز هم به لحاظ امنیتی و هم به لحاظ محیط زیستی باید مورد کنترل جدی قرار بگیرد. البته تاکنون نظارت داشتهایم، امنیت را تأمین کرهایم و هزینههایی را دادهایم اما قطعا به حد کفایت نبوده است. طبیعتا بیشترین ضربه آلودگیهای محیط زیستی عبور نفتکشها را هموطنان ما میبینند و بنابراین، به لحاظ محیط زیستی باید کنترل بیشتری داشته باشیم و نیازمند این است که کشتیهای عبوری در بخشی از هزینه شریک باشند. حتی عمان هم این منطق را پذیرفته و رسما اقدام کرد که در این زمینه با ایران شراکت داشته باشد. طبیعتا جزء حقوق اساسی ملت ایران و عمان است که در این تنگه اعمال سیاست کنند و نگذارند هر کاری صورت بگیرد که خلاف مصالح ملی ایران و هموطنان ساکن حاشیه خلیج فارس است.
برخی کارهای آمریکا که به کشتیهای تجاری حمله کردند، توانمندی نظامی محسوب نمیشود. یا به ناوی حمله کردند که هیچ سلاحی حمل نمیکرد؛ به خاطر اینکه رفته بود در یک مانور کاملا صلحطلبانه شرکت کند. اینها به لحاظ نظامی قابلیت محسوب نمیشود. اما آنچه که ملتها از جانب ایران مشاهده میکنند، قابلیتهای جدی روزافزونی است که زیادهخواهیهای آمریکا را به چالش میکشد. جهان دارد متوجه میشود که آمریکاییها دنبال صهیونیستها میروند. ملت ایران امروز با آمریکایی مواجه است که به هیچ وجه مصالح آمریکا در فعل و انفعالاتش لحاظ نمیشود و واشنگتن دارد تحت فشار صهیونیستها عمل میکند. این در افکار عمومی آمریکا، اروپا و سایر نقاط جهان حقانیتی به ما میدهد که بسیار اهمیت دارد.
مردم ایران بالغ بر 50 روز است که به اشکال مختلف از جمله تجمعات شبانه مقاومت خود را نشان دادهاند. این مقاومت مردمی چه پیامی برای دشمن و سایر کشورهای جهان دارد؟
ملت ایران به هیچ وجه دنبال گسترش جنگ نیست؛ وظایفی برای دفاع از حقوق خودش دارد که بر آن پافشاری میکند. منطق قوی هم دارد و در کنار تلاش برای محدود کردن جنگ که جان انسانهای کمتر دستخوش جنایتکاران صهیونیسم شود. ما این منطق را دنبال کردیم و به سرعت حقانیت ایران دارد حتی در کشورهای غربی تحکیم میشود و مورد پذیرش قرار میگیرد. روز به روز محافل سیاسی که دارای تعقل هستند به این بحث اذعان میکنند که ایران دارای منطق قوی است و در مقابلش نه صهیونیستها منطقی جز جنایت دارند و نه دولت آمریکا که صهیونیستها آنها را هدایت میکنند.
برخی در ایران همچنان نگاه مثبت به آمریکا دارند که جای تأمل است. باید به این بیماری توجه جدی کرد. جلال آل احمد دقیقا «غربزدگی» را برابر با یک بیماری مهلک میداند. هنوز برخی سیاسیون و احزاب نگاه خوشبینانه دارند. ولی روز به روز شناخت تودههای مردم نسبت به آمریکا و نژادپرستان صهیونیست گسترش پیدا میکند. این به تدابیر هوشمندانه دولت ایران بر میگردد که هم از مذاکره و هم از بازدارندگی به درستی استفاده میکند. یعنی در برابر هجمه آمریکاییها و صهیونیستها هیچ تردیدی به خودش راه نمیدهد و محکم میایستد و بعد هم که بحث مذاکره میشود، استقبال میکند و با منطق قوی وارد میشود. هر دو این بازوها شناختی نسبت به ایران ایجاد میکند که به نظر من سرمایه مهمی برای پیروزی نهایی ما است.

از یک طرف ترامپ میگوید منتظر پیشنهاد ایران است و از طرف دیگر ایران میگوید تا وقتی محاصره دریایی ادامه داشته باشد، مذاکرهای در کار نیست. این ایستادگی دستگاه دیپلماسی و تیم مذاکرهکننده ایران در منافع مردم را چطور ارزیابی میکنید.
دولت پاکستان باید این را حل کند. ما به هیچ وجه اعتمادی به آمریکاییها نداریم و به احترام میانجیگری پاکستان وارد مذاکره شدیم. وقتی آمریکاییها در روز اول آتشبس نقض عهد کردند، پاکستان بلافاصله اعلام کرد حمله صهیونیستها به لبنان مغایر توافقی بوده، به صراحت نامه لبنان در توافق آمده و باید آتشبس شامل آنها هم بشود. اعلام دولت پاکستان تأثیر بسیار زیادی روی افکار عمومی میگذاشت و طبیعتا آمریکاییها مجبور شدند عقبنشینی کنند.
به نظر من هر نوع اقدام به محاصره دریایی نقض آتشبس است و باید دولت پاکستان فشار بیاورد تا آنچه که دعوتکننده به آن بوده، به درستی ادامه پیدا کند. نباید تلقی شود که دولت پاکستان در این زمینه اصولی عمل نمیکند. قطعا باید بر اساس اصولی این میانجیگری را دنبال کند و نگذارد طرفین مذاکرهکننده از چهارچوبها خارج شوند. آمریکاییها دارند این اصول را زیر پا میگذارند و ما هم ملتی نیستیم که با تهدید آمریکا صحنه را ترک کنیم. اگر آمریکاییها قلدری به خرج بدهند، ما قدرتمندانه مقابل قلدری آنها میایستیم؛ این را ثابت کردهایم.
علیالقاعده پاکستانیها باید در این زمینه قویتر ایفای نقش کنند. ما به احترام آنها و به احترام افکار عمومی وارد مذاکره شدیم. درست است که یک قشر روشنفکر ما خط تسلیمطلبی را دنبال میکند اما ملت ایران بارها آمریکاییها را آزموده و حتی در دوران ملی شدن صنعت نفت دکتر مصدق به این نتیجه رسید که آمریکاییها قابل اعتماد نیستند. از جمله قولهای آمریکاییها به دکتر مصدق این بود که هرگز در کودتا با انگلیسیها همراه نخواهند شد، در حالی که همان زمان با تمام توان داشتند بحث کودتا را ساماندهی میکردند.
ما چنین تجربیاتی داریم و قطعا اگر بحث ملتها و افکار عمومی نبود، هرگز یک خطا را دو بار تکرار نمیکردیم. اگر تکرار میکنیم، برای این است که ملتها بفهمند آمریکاییها چقدر غیر اصولی و جنایتپیشه هستند و اصلا به حقوق سایر ملتها احترام نمیگذارند. میخواهیم این را روشن کنیم و به نظر ما در نهایت این شناخت است که صهیونیسم و نظام سرمایهداری را از بین خواهد برد. یعنی شناخت ملتها از ماهیت اصلی جهان سرمایهداری، که بر مبنای نژادپرستی بنا شده، میتواند با کمترین هزینه به نژادپرستی حاکم بر جهان کنونی پایان دهد؛ و این امری است که ما داریم دنبال میکنیم. مذاکره یکی از میدانهایی است که میتواند این سرمایه «افکار عمومی همراه با ما» را افزایش دهد.
تردید ندارم که فشار ملتها بر آمریکا در اصلاح رفتار ناشایست آنها تأثیر دارد. اگر امروز آمریکا و انگلیس میلیاردها دلار صرف تبلیغات میکنند، به دلیل این است که به نقش افکار عمومی واقف هستند و میفهمند که افکار عمومی میتواند آنها را در تعارضات جدی قرار بدهد. یکی از تعارضاتی که امروز ملت آمریکا دارد متوجه میشود این است که آیا دولتمردان در خدمت مصالح آمریکا هستند یا کثیفترین نژادپرستانی که منفور ملتها هستند. اگر این شناخت افزایش پیدا کند، ملت آمریکا دولت را در تنگنا قرار خواهد داد؛ هم با رأی و هم با تظاهرات و آنچه که آینده نزدیک در مسابقات ورزشی از خودش نشان خواهد داد.
اشاره داشتید که «برخی افراد همچنان نگاه مثبت به آمریکا دارند». این مقاومت مردمی چه تأثیری در بیداری برخی فریبخوردگان داخلی دارد که شاید هنوز متوجه نشدهاند آمریکا به هیچ وجه دلسوز ملت ایران نبوده و نخواهد بود؟
الحمدلله در این مقاومت شایسته مردم ایران در برابر حمله، بازدارندگی که ما از خودمان نشان دادیم و مذاکرات قدرتمندانه کم شایستهای به رشد افکار عمومی ملتهای جهان و به خصوص برخی نیروهای داخل ایران کرده است. به نظر من برخی افراد در داخل ایران هنوز هم تصور میکنند که غرب منافع ملتها را دنبال میکند. برخی از آنها تحت تأثیر شبکههای تلویزیونی هستند و وقتی بفهمند که حتی ملت آمریکا را هم قربانی نژادپرستان میکند، دیگر چنین توهمی را کنار خواهند گذاشت.
یعنی ما با دو بازو داریم حرکتی را دنبال میکنیم که هم موجب ارتقاء شأن ملت ایران است و هم نشان از اینکه ایران بر اصولی پایدار است و منطقی دارد که از جانب ملتها احترامبرانگیز است. به نظر من این خیلی قابل تأمل است.