یک فعال سیاسی اصلاحطلب گفت: آمریکا اصلا نگران اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی نیست، زیرا میداند ایران نه تمایلی به ساخت بمب اتمی دارد و نه به لحاظ عملیاتی، تا چند سال آینده میتواند چنین کاری را انجام دهد.
سعید لیلاز در گفتوگو با خبرنگار جماران، با اشاره به ادعای اخیر ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا در پی دستیابی به نفت ایران است، اظهار کرد: تنها مزیت دولت ترامپ، این است که به عریانترین شکل ممکن، ماهیت امپریالیسم را به جهان نشان داد. این باید قابل توجه تمام دوستان در داخل و خارج از کشور باشد که تصور میکردند امپریالیسم آمریکا با ایران کاری ندارد. اکنون باید به خودمان پاسخ دهیم که نسبت به زمان اشغال لانه جاسوسی، آیا ماهیت آمریکا مردمیتر شده یا ما در داخل ایران تغییر کردهایم؟ خود آمریکاییها در پاسخ به این سوال میگویند که دولت ترامپ، بدترین دولت جهان در تاریخ آمریکاست.
وی با بیان اینکه آمریکا اصلا نگران اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی نیست، عنوان کرد: زیرا میداند ایران نه تمایلی به ساخت بمب اتمی دارد و نه به لحاظ عملیاتی، تا چند سال آینده میتواند چنین کاری را انجام دهد. ضمن اینکه تا کنون برنامه هستهای ما کاملا تحت نظارت آژانس قرار داشت و حتی ما به موجب برجام، به یک سری ترتیبات نظارتی خاصی تن دادیم که برای هیچ کدام از دیگر کشورهای عضو آژانس اعمال نمیشده است.
این فعال سیاسی اصلاحطلب با بیان اینکه همچنین آمریکا و تمام دیگر کشورهای غربی میدانستند که هرگز توان موشکی ایران، یک تهدید عملیاتی واقعی برای هیچ کشوری نیست، افزود: ما از ابتدای انقلاب، تحت شدیدترین تحریمهای خرید تجهیزات هوایی قرار داشتیم و لذا تنها به این علت به سراغ بازدارندگی موشکی رفتیم که در برابر دشمنان بالفعل و بالقوه خودمان در این جنگل خاورمیانه، از نیروهای هوایی کارامد محروم بودهایم. اگر به سمت بازدارندگی موشکی حرکت نمیکردیم، ایران مانند یک ببر بدون چنگال و دندان میشد و به وضعیت امروز سوریه میرسیدیم که هر لحظه اسرائیل اراده کند، میتواند آن را هدف حملات خود قرار دهد.
لیلاز با بیان اینکه آمریکا حتی خواهان نفت ایران هم نیست، اضافه کرد: ایالات متحده بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده نفت جهان است و در سال گذشته، به طور متوسط روزانه ۱۷ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه نفت صادر کرده است که بالاترین عدد در کل جهان محسوب میشود. بزرگترین چالش یک دهه آینده آمریکا و کل جهان غرب، مقابله با هژمونی چین در شرق آسیاست. با توجه به اینکه چین یکی از بزرگترین واردکنندگان انرژی است، آمریکا برای تقابل با این کشور هم به ونزوئلا حمله کرد و نفتش را تحت کنترل درآورد و هم در حال تلاش برای تسلط بر نفت ایران است.
وی با بیان اینکه پس از سقوط رژیم مادورو در ونزوئلا، ایران تنها کشور نفتی غیرآمریکایی محسوب میشود، گفت: لذا برای آمریکا بسیار مهم است کنترل نفت ایران را در دست گیرد تا از این طریق بتواند چین، هند و اروپای غربی را کنترل کند و اساسا هدف از حمله به ایران نیز همین بوده است. آمریکا میخواهد از طریق تسلط بر ژئوپلیتیک نفت، مجددا هژمونی خود را بر تمام دنیا و خصوص چین برقرار کند و علاوه بر آن، در پی این است با به کنترل درآوردن نفت ایران، سالانه دهها میلیارد دلار از جیب ملت ایران، به شرکتهای آمریکایی که عمدتا تحت مدیریت الیگارشی مالی و نظامی ایالات متحده هستند، کمک بلاعوض کند.
این اقتصاددان با اشاره به وضعیت کشورهای منطقه از پس از قرارگیری تحت سلطه آمریکا، بیان کرد: از سال ۲۰۰۳ که عراق تحت اشغال آمریکا درآمد، تمام پولهای حاصل از فروش نفتش به بانکی در نیویورک منتقل میشود و سپس ایالات متحده چند برابر هزینه سربازان خود در پایگاههای آمریکایی در عراق را از این درآمدهای نفتی کم میکند و برای آنچه باقی میماند، شرکتهای آمریکایی اجازه دارند در عراق مناقصه برگزار کنند.
لیلاز ادامه داد: به همین دلیل است که اگرچه در ۲۰ سال اخیر درآمد سرانه نفتی هر عراقی بین ۷ تا ۱۰ برابر هر ایرانی بوده، اما مردم عراق هنوز فاقد امکانات آب، برق، گاز، بهداشت و حتی امنیت هستند، زیرا بخش اصلی درآمدشان توسط آمریکاها دزدیده میشود. با این رفتاری که آمریکا با نفت عراق دارد، باید بگوییم صد رحمت به قرارداد دارسی که در دوره مظفرالدینشاه بین ایران و انگلیس منعقد شده بود. اکنون همان طور که ترامپ به روشنی اذعان کرده، میخواهد دوباره مناسبات نفتی ایران را برگرداند به زمان مظفرالدینشاه و اجرای قرارداد دارسی و بدتر از کاری را ما ما بکند که با عراق انجام میدهد.
وی تصریح کرد: امیدواریم این اعترافات ترامپ، سادهلوحان داخلی و خارجی را هوشیار کرده باشد. برخی از دوستان ما غبطه میخورند که ای کاش ایران نیز میتوانست به جای صادرات روزانه ۱.۵ میلیون بشکه نفت، مانند عراق این رقم را به ۴.۵ بشکه برساند. با توجه به اینکه جمعیت عراق نصف ایران است و نفت خود را هم بدون تخفیف میفروشد، لذا همان طور که گفتم، سرانه درآمد نفتی هر عراقی ۷ تا ۱۰ برابر مردم ماست، اما با این وجود، چون درآمد نفت عراق در دست آمریکا قرار دارد، درآمد سرانه سازمان ملل مردم عراق به اندازه مردم ایران است. بنابراین، شواهد عینی در عراق، افغانستان، سوریه و لیبی، نشان میدهد دوستانی که فکر میکنند در صورت مصالحه با امپریالیسم میتوانیم مشکلات کشور را حل کنیم، به شدت در اشتباه هستند.
این فعال سیاسی اصلاحطلب اضافه کرد: همچنین من از دوستانی که معتقدند اگر ما با آمریکا مصالحه کنیم مشکلاتمان حل خواهد شد، میخواهم سوریه بیدفاع امروز که دارای یک دولت غربگراست را در نظر بگیرند و ببینند چطور اکنون اسرائیل چند برابر زمان دولت اسد، در حال حمله به این کشور است. امروز سوریه بیشتر از هر کشور دیگری تحت حملات قرار دارد و در بیش از یک سالی که از سقوط دولت اسد میگذرد، این کشور به لحاظ صنعتی، اقتصادی و نظامی تقریبا نابود شده است. به نظر من تا زمانی که جولانی بر سر کار است، سوریه هرگز به جمع کشورهای مستقل جهان بازنخواهدگشت و یکی از استانهایی است که مشترکا بین اسرائیل و ترکیه اداره میشود.
لیلاز با اشاره به اینکه برخی عربستان، قطر و امارات را به عنوان الگوی توسعه مطرح میکنند، گفت: این کشورها مانند شهرکهای سینمایی در آمریکا هستند؛ یعنی خانههایی باشکوه اما مقوایی که پشت آنها، بیابان قرار دارد. در ۷، ۸ سال گذشته، متوسط رشد اقتصادی امارات و عربستان، بیشتر از ایران نبوده است و در ۲۵ سال منتهی به سال ۲۰۲۵ نیز متوسط رشد اقتصادی ایران، امارات، عربستان و کویت، مانند هم بوده است. یعنی ما تحت شدیدترین تحریمها، سوءمدیریتها و فشارهای داخلی و فسادها، رشد اقتصادی برابر با این کشورها داشتیم.
وی با تأکید بر اینکه بنابراین وابستگی نمیتواند الگوی پیشرفت باشد، بیان کرد: هدف امام خمینی از طرح الگوی استقلال، تبدیل کشور به یک واحد خودکفای عقبمانده نبود، بلکه استقلال را وابستگی متقابل میدانست؛ یعنی به همان اندازهای به جهان نیاز داشته باشیم که جهان به ما نیاز دارد. ما بعد از انقلاب، نخواستیم نفت بفروشیم و با پول آن کالا وارد کرده و ظرف ۲۴ ساعت آن را تبدیل به کود حیوانی کنیم. در نتیجه این رویکرد است که اکنون ایران سالی ۱۴۰ میلیون تن مواد غذایی تولید میکند، در حالیکه زمان انقلاب، این عدد ۲۰ میلیون تن بود. این کوچکترین دستاورد انقلاب {امام سید}روحالله خمینی است. ما به مراتبی عملکردی بهتر از دیگر کشورها داشتهایم و حتی تابآوری ایران در شرایط جنگی، بسیار بهتر از دیگر کشورهاست.
این فعال سیاسی اصلاحطلب با بیان اینکه من عملکرد کشور در بعد سیاست خارجی را هم در مجموع درست میدانم، عنوان کرد: البته به غیر از زمانهایی که ما خوشخیالانه، به امپریالیسم اعتماد کردیم. ما به جای اینکه برجام را یک فرصت کوتاه برای تقویت ایران بدانیم، آن را یک فرصت بلندمدت قلمداد کردیم و به دلیل دعواهای داخلی، از این موقعیت بهره کافی را نبردیم. در یک سال و نیم اخیر نیز متاسفانه گروههایی در داخل، تلاش داشتند دولت و حاکمیت را با طرح شعارهای فریبنده، گمراه کنند. برخی در داخل ادعا داشتند که آمریکا برای سرمایهگذاری چندهزار میلیارد دلاری در ایران، موافقت کرده است. در حالیکه همان زمان، آمریکا تمام جهان را برای سرمایهگذاری در ایران تهدید میکرد. این باعث گمراهسازی دولت آقای پزشکیان شد.
لیلاز اضافه کرد: در دو سال گذشته، سرعت رشد اقتصادی ما کاهش یافت، زیرا مجددا مانند سالهای ۹۴ و ۹۵، دولت تصور کرد اگر با آمریکا ببندد، مشکلات حل خواهد شد. در روز استیضاح دکتر همتی، آقای پزشکیان اعلام کرد هیچ راهحلی جز مذاکره با آمریکا سراغ ندارد. این بزرگترین اشتباه ماست. به نظرم یکی از دستاوردهای جنگ ۱۲ روزه و جنگ کنونی، همین بود که به دولت و حاکمیت اثبات کرد امید بستن به مذاکره با آمریکا یک تله است. این درس دردناک، مایه خیر و برکت برای کشور است، زیرا ما را از یک توهم بزرگ خارج کرد.