فرانسیس فوکویاما تصریح میکند حتی اگر فرض شود تغییر حکومت در ایران رخ دهد، نتیجه آن الزاماً دموکراسی نخواهد بود؛ زیرا نیروی اپوزیسیون سازمانیافته و آماده برای انتقال قدرت وجود ندارد و ساختارهای ریشهدار امنیتی و نظامی، از جمله سپاه و بسیج، نفوذ عمیق نظامی، اقتصادی و اجتماعی دارند.
به گزارش سرویس بین الملل جماران؛ فرانسیس فوکویاما تأکید میکند که حمله آمریکا و اسرائیل به ایران یک عملیات مقطعی و سریع نیست، بلکه میتواند وارد مرحلهای فرسایشی شود. به گفته او، تجربه تاریخی نشان داده است که «ضربههای سربریدن» یا حذف رهبران سیاسی، بهندرت به نتایج سیاسی پایدار منتهی شدهاند و اغلب پیامدهای غیرقابل پیشبینی ایجاد میکنند.
او تصریح میکند حتی اگر فرض شود تغییر حکومت در ایران رخ دهد، نتیجه آن الزاماً دموکراسی نخواهد بود؛ زیرا نیروی اپوزیسیون سازمانیافته و آماده برای انتقال قدرت وجود ندارد و ساختارهای ریشهدار امنیتی و نظامی، از جمله سپاه و بسیج، نفوذ عمیق نظامی، اقتصادی و اجتماعی دارند.
به باور فوکویاما، تاریخ نشان میدهد حکومتهای ایدئولوژیک پس از فروپاشی، اغلب به شکلهای دیگری از اقتدارگرایی تبدیل میشوند. بنابراین تصور گذار سریع به یک نظام دموکراتیک، واقعبینانه نیست و احتمال بیثباتی و حتی هرجومرج داخلی بیشتر است.
او همچنین هشدار میدهد که اتکای صرف به حملات هوایی و اعلام هدف «تغییر حکومت» بدون ابزار سیاسی و زمینی مکمل، در بیش از یک قرن جنگهای مدرن موفق نبوده است. چنین رویکردی میتواند به دام تشدید تنش و درگیری بلندمدت منجر شود؛ مشابه تجربههای تاریخی آمریکا در عراق و افغانستان.
فوکویاما درباره انگیزههای سیاسی داخلی آمریکا نیز اشاره میکند که استفاده از قدرت نظامی ممکن است محبوبیت کوتاهمدت ایجاد کند، اما در صورت طولانی شدن درگیری، خطر گرفتار شدن در «باتلاق» وجود دارد؛ وضعیتی که هزینههای انسانی، مالی و سیاسی سنگینی به همراه خواهد داشت.
در سطح منطقهای نیز او معتقد است هرگونه بیثباتی گسترده در ایران، پیامدهای پیچیدهای برای توازن قدرت خاورمیانه خواهد داشت و لزوماً به نفع آمریکا یا متحدانش نخواهد بود.
جمعبندی فوکویاما:
تجربه تاریخی نشان میدهد تغییر حکومت از بیرون، بهویژه از مسیر نظامی، نهتنها تضمینکننده دموکراسی نیست، بلکه میتواند بیثباتی طولانیمدت ایجاد کند؛ وضعیتی که در نهایت هزینههای آن متوجه آمریکا خواهد شد./