با شروع جنگ روسیه علیه اوکراین در فوریه 2022، روابط بین ایالات متحده و روسیه به پایین ترین سطح خود از زمان پایان جنگ سرد رسید.

به گزارش جماران به نقل از الجزیره، روابط آمریکا و روسیه در طول دهه ها بر ترکیبی از همکاری و رقابت استوار بوده است، زیرا منافع مشترک آنها با درگیری های نفوذ، قدرت و تأثیر در نظام بین المللی تلاقی می کند.

روابط بین دو طرف در ابتدا شاهد همکاری محدودی بود، سپس بعداً به یک اتحاد موقت تبدیل شد که ناشی از رویارویی با یک دشمن مشترک در دوره جنگ های جهانی اول و دوم بود، قبل از اینکه وارد مرحله درگیری همه جانبه در طول جنگ سرد شود، که با رقابت ایدئولوژیک و نظامی بدون رویارویی مستقیم مشخص می شد.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در آغاز دهه آخر قرن بیستم، روابط شاهد همگرایی و همکاری محدودی بود، سپس با آغاز قرن بیست و یکم، همزمان با رسیدن ولادیمیر پوتین به قدرت در کرملین، به منطق قدرت و رقابت استراتژیک بازگشت.

در زیر یک ترتیب زمانی از مهمترین نقاط عطف تاریخی که مسیر روابط آمریکا و روسیه را شکل داده است، از جدیدترین به قدیمی ترین آورده شده است:

جنگ روسیه علیه اوکراین و بازگشت درگیری استراتژیک (2022-2026)

با شروع جنگ روسیه علیه اوکراین در فوریه  2022، روابط بین ایالات متحده و روسیه به پایین ترین سطح خود از زمان پایان جنگ سرد رسید. واشنگتن از اوکراین از نظر نظامی، سیاسی و اقتصادی حمایت کرد و تسلیحات و کمک های مالی ارائه کرد و همچنین با شرکای غربی خود در اتحادیه اروپا، کانادا، ژاپن و استرالیا، تحریم های اقتصادی و مالی گسترده ای را علیه مسکو اعمال کرد که شامل محدودیت هایی برای بانک ها، شرکت ها و بخش های انرژی و تجارت بود.

در حالی که ایالات متحده این مداخله روسیه در اوکراین را تهدیدی برای نظام بین‌المللی تلقی کرد، مسکو حمایت غرب از کی‌یف را رویارویی غیرمستقیمی دانست که منافع استراتژیک و امنیت ملی آن را تهدید می‌کند.

علیرغم قطع روابط سیاسی تقریباً کامل، برخی از کانال های ارتباطی محدود بین دو طرف برای مدیریت خطرات، به ویژه در رابطه با امنیت هسته ای و جلوگیری از هرگونه تشدید نظامی مستقیم، ادامه یافت.

این کانال ها در جلسات بین مقامات ارشد در وزارتخانه های امور خارجه و دفاع، علاوه بر دیدار سران بین ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در پایگاه المندورف-ریچاردسون در آلاسکا در سال 2025، نمود پیدا کرد، زیرا راه های مدیریت مناقشه در اوکراین و اجتناب از تشدید مستقیم مورد بحث قرار گرفت، و اگرچه این دیدار منجر به هیچ توافق نهایی در مورد جنگ نشد، اما تلاشی برای باز نگه داشتن خطوط ارتباطی بین دو کشور بود.

 

الحاق کریمه و فرسایش اعتماد (۲۰۱۴-۲۰۲۲)

الحاق  شبه جزیره کریمه به روسیه در مارس ۲۰۱۴ نقطه عطفی در روابط بین ایالات متحده و روسیه بود، زیرا واشنگتن این اقدام را نقض قوانین بین‌المللی و تهدیدی برای نظام امنیتی اروپا دانست. در پاسخ، با هماهنگی با شرکای خود از کشورهای غربی، از جمله آلمان، فرانسه، بریتانیا، و همچنین کانادا، ژاپن و استرالیا، تحریم‌های گسترده اقتصادی و مالی علیه مسکو اعمال کرد، که شامل محدودیت‌هایی برای بانک‌ها و شرکت‌های روسی، ممنوعیت سرمایه‌گذاری در بخش انرژی و مسدود کردن دارایی‌های مشخصی از مقامات روسی بود.

این مرحله با افزایش اتهامات متقابل مبنی بر دخالت در امور داخلی هر طرف همراه بود، زیرا ایالات متحده ادعا کرد که روسیه تلاش کرده است تا در انتخابات آمریکا در سال ۲۰۱۶ از طریق عملیات نفوذ سایبری و حملات الکترونیکی، و از طریق کمپین‌های رسانه‌ای گمراه‌کننده در اینترنت، تأثیر بگذارد.

در مقابل، روسیه ایالات متحده و متحدان غربی آن را به دخالت در امور داخلی خود، از طریق حمایت از سازمان‌های غیردولتی و رسانه‌های مخالف، و همچنین از طریق فشار سیاسی و تحریم‌های اقتصادی متهم کرد.

این امر همزمان با کاهش آشکار در سطح همکاری نظامی بین دو کشور بود، زیرا اجرای تعدادی از توافقنامه‌های محدود کردن تسلیحات قبلی به دلیل تنش‌های فزاینده محدود یا عملاً متوقف شد، از جمله توافقنامه‌هایی برای محدود کردن سلاح‌های متعارف و برنامه‌های بازرسی متقابل.

با وخامت روابط بین دو کشور در آن زمان، روسیه در سال ۲۰۱۷ تعدادی از اعضای هیئت دیپلماتیک آمریکا را در پاسخ نمادین به تحریم‌ها و محدودیت‌هایی که واشنگتن اعمال کرده بود، اخراج کرد، که اختلافات را عمیق‌تر کرد و شدت تنش بین دو طرف را افزایش داد.

 

صعود پوتین و بازگشت منطق قدرت (۲۰۰۰-۲۰۱۴)

با به عهده گرفتن ریاست جمهوری روسیه توسط ولادیمیر پوتین در سال ۲۰۰۰، این کشور شروع به دنبال کردن یک سیاست خارجی سختگیرانه‌تر کرد که هدف آن بازگرداندن نفوذ خود در صحنه بین‌المللی و تقویت توانایی خود در تأثیرگذاری بر نظام بین‌المللی بود.

بنابراین، اختلافات با ایالات متحده، به ویژه در مورد گسترش پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و برنامه‌های دفاع موشکی، علاوه بر اختلاف دیدگاه‌ها در مورد تعدادی از بحران‌های منطقه‌ای در خاورمیانه و سایر نقاط جهان، تشدید شد، که محدودیت توانایی دستیابی به تفاهم طولانی‌مدت بین دو طرف را نشان داد.

علیرغم این تفاوت، این مرحله شاهد دوره‌های کوتاهی از همکاری فرصت‌طلبانه بود، که برجسته‌ترین آن حمایت روسیه از تلاش‌های مبارزه با تروریسم پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، همراه با برگزاری تعدادی از اجلاس‌ها و دیدارهای دوجانبه مهم بین دو طرف، از جمله دیدار پوتین و رئیس‌جمهور آمریکا در آن زمان، جورج بوش پسر، در نیویورک در سال ۲۰۰۲ در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، و دیدار رئیس‌جمهور آمریکا، باراک اوباما، با همتای روسی خود، دیمیتری مدودف، در اجلاس ژنو در سال ۲۰۱۰ که منجر به توافق «نیو استارت» برای محدود کردن سلاح‌های استراتژیک شد، علاوه بر دیدارهای دیگر در حاشیه کنفرانس‌های بین‌المللی که بر امنیت بین‌المللی و برنامه‌های محدود کردن تسلیحات متمرکز بود.

این دوره با افزایش شدت گفتمان مبتنی بر شک و احتیاط مشخص شد، که روابط بین دو طرف را مجدداً به تونل تنش وارد کرد، تا منطق قدرت خود را به عنوان یک عامل اساسی در روابط دوجانبه بین دو کشور تحمیل کند.

 

ما بعد فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (1991-2000)

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 منجر به آغاز مرحله جدیدی در روابط بین ایالات متحده و روسیه شد که در ابتدا با خوش‌بینی نسبی بر اساس امکان ایجاد همکاری دوجانبه گسترده‌تر، پس از حمایت واشنگتن از تلاش‌های تحول سیاسی و اقتصادی در روسیه از طریق برنامه‌های کمک گسترده، مشخص شد.

این برنامه‌ها شامل ارائه تخصص‌های فنی و آموزش در زمینه‌های دموکراسی و اقتصاد آزاد، علاوه بر ابتکارات حمایت از بخش خصوصی و مؤسسات دولتی جدید بود، در حالی که مسکو به دنبال ادغام در نظام بین‌المللی جدید و کسب اعتراف بین‌المللی به جایگاه خود پس از پایان جنگ سرد بود.

این نزدیکی شکننده بود، زیرا اختلافات اساسی در مورد گسترش ناتو به کشورهای اروپای شرقی، از جمله لهستان، مجارستان و جمهوری چک، و همچنین در مورد ترتیبات امنیتی اروپا و مسائل نفوذ منطقه‌ای روسیه ظاهر شد.

رهبری در دو کشور به دنبال مدیریت این اختلافات از طریق گفتگوهای سران و جلسات دیپلماتیک منظم بود، به منظور حفظ گفتگوی مستمر و کاهش خطرات، اما این تلاش‌ها مانع از ادامه تنش‌های سیاسی و نگرانی‌های متقابل نشد. بنابراین روابط دوجانبه در آن دوره متزلزل و کم‌تأثیر باقی ماند، علی‌رغم خوش‌بینی که پس از پایان جنگ سرد حاکم بود.

 

جنگ سرد: درگیری بدون رویارویی مستقیم (1945-1991)

جنگ سرد از اواخر دهه چهل قرن بیستم تا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 بر روابط بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی مسلط بود و چارچوب حاکم بر تعاملات سیاسی و نظامی آنها در طول آن مرحله را شکل داد.

روابط با رقابت همه‌جانبه در سطوح ایدئولوژیک و استراتژیک، بدون لغزش مستقیم به رویارویی نظامی بین دو قدرت مشخص شد، این به دلیل توازن بازدارندگی هسته‌ای متقابل بود که شامل توسعه زرادخانه‌های هسته‌ای عظیم و وسایل انتقال آنها، از جمله موشک‌های بالستیک، بمب‌افکن‌های دوربرد و زیردریایی‌های هسته‌ای بود.

رقابت بین دو طرف تنها به عرصه نظامی محدود نشد، بلکه به عرصه علمی و فنی نیز گسترش یافت، زیرا این دوره شاهد مسابقه فضایی بین دو قدرت بود، با آغاز پرتاب اولین ماهواره توسط اتحاد جماهیر شوروی "اسپوتنیک" در سال 1957، قبل از اینکه ایالات متحده با فرود «آپولو 11» بر روی سطح ماه در سال 1969 پاسخ دهد.

این درگیری به صورت غیرمستقیم از طریق جنگ‌های نیابتی ادامه یافت، زیرا دو طرف از متحدان خود یا نیروهای محلی در مناطق مختلف جهان، از ویتنام تا افغانستان و بخش‌هایی از آفریقا و آمریکای لاتین، در تلاش برای گسترش نفوذ هر طرف بدون رویارویی مستقیم حمایت کردند.

جنگ‌ها بحران‌های بزرگی را رقم زد، که برجسته‌ترین آنها بحران موشکی کوبا در سال 1962 بود، در لحظات حساسی که میزان خطر لغزش به رویارویی هسته‌ای را نشان داد و منجر به اتخاذ سازوکارهایی برای تنظیم و ارتباط شد، از جمله امضای توافقنامه‌هایی برای محدود کردن تسلیحات مانند توافقنامه محدود کردن تسلیحات استراتژیک 1 و 2، و پیمان تسلیحات هسته‌ای میان‌برد، و همچنین برنامه‌های بازرسی و ارتباط نظامی.

با این وجود، این توافقنامه‌ها به جوهر درگیری موجود پایان نداد، و رقابت در زمینه‌های مختلف تا زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 ادامه یافت، تا پایان آن مرحله طولانی از تنش و رقابت استراتژیک بین دو قدرت اعلام شود.

 

جنگ‌های جهانی و اتحاد ضروری (۱۹۱۷-۱۹۴۵)

روابط بین ایالات متحده و روسیه در طول جنگ‌های جهانی، تحولات متفاوتی را تجربه کرد. در جنگ جهانی اول، همکاری مؤثری بین دو طرف شکل نگرفت، زیرا ورود ایالات متحده به جنگ در سال ۱۹۱۷ با خروج روسیه پس از انقلاب بلشویکی همزمان شد و این مانع از هماهنگی سیاسی یا نظامی سازمان یافته بین آنها شد.

اما در طول جنگ جهانی دوم، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در یک ائتلاف به هم نزدیک شدند که ضرورت مقابله با آلمان نازی و متحدانش آن را تحمیل کرده بود و این نزدیکی با هماهنگی نظامی گسترده و حمایت اقتصادی آمریکا از اتحاد جماهیر شوروی از طریق برنامه «لند-لیز» مشخص شد که شامل تأمین سلاح، تجهیزات و تدارکات اساسی برای شوروی بود.

همچنین، این مرحله شاهد رایزنی‌های سیاسی فشرده در مورد مدیریت جنگ و ترتیبات پس از درگیری بود، از جمله کنفرانس‌های بزرگ مانند یالتا و پوتسدام که در مورد آینده اروپا و نظام بین‌المللی جدید بحث کردند.

با پایان جنگ در سال ۱۹۴۵، ائتلاف به سرعت از هم پاشید و اختلافات عمیقی در مورد تقسیم آلمان و مناطق نفوذ در اروپای شرقی ظاهر شد و دو طرف در مورد توازن قدرت جهانی و ماهیت نظام بین‌المللی اختلاف نظر داشتند که این امر راه را برای یک دوره طولانی از رقابت و درگیری هموار کرد که بعدها به عنوان جنگ سرد شناخته شد.

 

آغازها و روابط دوستانه در قرن نوزدهم

آغاز روابط بین ایالات متحده و روسیه به قرن نوزدهم باز می‌گردد و این مرحله با درجه‌ای از تفاهم عمل‌گرایانه مبتنی بر همگرایی منافع و عدم درگیری مستقیم بین دو طرف مشخص شد.

مواضع محتاطانه دو کشور در قبال برخی از قدرت‌های بزرگ اروپایی، به ویژه بریتانیا، به تقویت این نزدیکی نسبی کمک کرد، بدون اینکه به سطح یک ائتلاف سیاسی یا نظامی سازمان یافته ارتقا یابد.

از بارزترین مظاهر همکاری در آن دوره، معامله فروش منطقه آلاسکا توسط روسیه به ایالات متحده در سال ۱۸۶۷ بود که تمایل مسکو برای تنظیم مجدد اولویت‌های استراتژیک خود را منعکس می‌کرد و اصل اعتماد متقابل در مدیریت روابط دوجانبه را ثابت کرد.

همچنین، این مرحله شاهد تبادل دیپلماتیک و تأسیس هیئت‌های کنسولی بود که امکان سازماندهی روابط تجاری و گشایش کانال‌های همکاری سیاسی بین دو کشور را فراهم کرد.

با وجود این نشانه‌های مثبت، ماهیت کلی روابط بین دو طرف دوستانه و محدود باقی ماند و ملاحظات موقعیتی و عمل‌گرایانه بر آن حاکم بود و شراکت استراتژیک بلندمدت یا ائتلاف مستمر وجود نداشت.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

کلمات کلیدی روسیه و آمریکا

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.