نشست تخصصی «کنکاشی نظری در مفهوم ملیت و ملی‌گرایی در ایران» توسط کانون ایران‌شناسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد و شروین مقیمی، علی‌اشرف نظری، مراد ثقفی و حجت کاظمی در آن سخنرانی کردند.

نشست تخصصی «کنکاشی نظری در مفهوم ملیت و ملی‌گرایی در ایران» توسط کانون ایران‌شناسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار جماران، شروین مقیمی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، طی سخنانی در این نشست با اشاره به گرایش ملی‌گرایی که سال‌های اخیر در ایران تشدید شده، گفت: فرض من این است که ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی یک پدیده مدرن است. عشق به سرزمین پدری همیشه وجود داشته اما اتفاقاتی باید می‌افتاده که ناسیونالیسم ممکن شود. وطن‌پرستی که در قدما وجود دارد، بدون اتکا به صورتی از الهیات ممکن نیست؛ بنابراین من اینها را از ناسیونالیسم مدرن تفکیک می‌کنم و می‌گویم از یک سنخ دیگر است.

وی افزود: اصولا در سنت‌های وحیانی با امتناع ناسیونالیسم مواجه هستید و به لحاظ الهیات سیاسی با یک خدای قادر مطلق سر و کار دارید که خودش واضع همه قوانین است و در بهترین حالت یک شاه دارید. پس برای اینکه ناسیونالیسم تحقق پیدا کند، یک چرخش اساسی از حیث الهیات سیاسی ضروری است. برای اینکه از هر صورتی از ناسیونالیست دفاع کنید، لازمه‌اش پذیرش صورتی از سکولاریسم است. یعنی در واقع اینجا یک رابطه ضروری برقرار است.

مقیمی تأکید کرد: وقتی می‌بینید حکومتی که مثلا تا پنج سال پیش بحث از شاهان ساسانی در گفتار رسمی کفر ابلیس بود، الآن مجسمه شاپور ساسانی را در میدان نصب می‌کند، نشانه این است که این حکومت همیشه در بنیاد خودش صورتی از سکولاریسم را حمل می‌کرده است. استدلال من این است که به لحظه تأسیس انقلاب سال 57 بر می‌گردد که مدرنیستی بود؛ چون همه انقلاب‌ها مدرن هستند. صورت‌بندی حقوقی حکومت بعد از انقلاب پیشامدرن بود، ولی لحظه تأسیسش مدرن بود.

به گزارش خبرنگار جماران، علی‌اشرف نظری، عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، نیز در این نشست گفت: شاید مسأله اول این است که این سؤال را مطرح کنیم که آیا ناسیونالیسم همان ملی‌گرایی است یا وقتی داریم از این زمینه‌های صحبت می‌کنیم، دو تعریف یا درک متفاوت باید از آنها ارائه بدهیم؟ ناسیونالیسم بیشتر ملت را به عنوان یک جامعه می‌بیند، یا ایدئولوژی یا یک جنبش سیاسی؟ تقلیل امر ناسیونالیستی یا ایدئولوژی سیاسی در ایران چگونه باعث شد که بخش عظیمی از ملت بودن ما را متأسفانه مثله کند و تا امروز بحران‌هایی را ایجاد کند که شاید ذاتی جامعه ما نبوده است.

وی با تأکید بر اینکه ناسیونالیسم برای جامعه‌ای مثل ایران اساسا غیرلازم بود، افزود: ملت‌هایی مثل ایران، مصر و یونان اصلا نیازی ندارند در این تله بیفتند. چون اینها ملت‌های ماقبل ناسیونالیسم هستند. ملت‌ها ریشه در تاریخی دارند که به صورت کهن یا دیرینه وجود دارد. بنابراین، مسأله اصلی این است که چگونه در گذر تاریخ و متأثر از فعل و انفعالات تاریخی، سنگ خارای ایران صیقل و قدرت پیدا کرده و سرنوشت مشترکی را در قالب یک ملت واحد، زبان و فرهنگ شکل داده است. بنابراین، اسمیت می‌گوید، «ملتریال اجتماعی سیاسی با تاریخ و فرهنگ مشترک و آگاهی سیاسی خاص است».

نظری یادآور شد: ایده احمد اشرف این است که ما باید هویت کهن و مستمر ایرانی را به عنوان یک واقعیت بپذیریم. ولی مسأله این است که «هویت ملی» یک فرآورده جدید و ورود پیدا کردن به کانتکست آن یک امر متأخر است. من همیشه از این مثال استفاده می‌کنم که جاذبه زمین همیشه به عنوان یک امر تاریخی همیشگی بوده، وقتی فرمول آن کشف و «قانون جاذبه نیوتن» می‌شود، ناظر بر این نیست که نیوتن جاذبه زمین را ابداع کرده و مسأله این است که ایشان توانسته چیزی که وجود داشته را رمزگشایی کند. لذا همیشه «هویت ایرانی» وجود داشته و ما باید درک تاریخی از آن پیدا کنیم.

وی افزود: ما متأسفانه منطق امر ناسیونالیستی که در غرب یک ضرورت بود را نفهمیدیم و عینا آن را وارد فرهنگ خودمان کردیم. این مسأله آسیب‌زایی است که بر پایه آن هویت خودمان که به تعبیری فراتر از امر ناسیونالیستی بود را در یک ظرف ناسیونالیستی محدود کردیم. این فضایی است که در دوره پهلوی اول به معنای واقعی و واضح شکل می‌گیرد و ایده‌های خودش را روی چند اصل بنیادین می‌گذارد. اصل اولش وحدت و یگانگی ملی است که اختلافات محلی از حیث لباس، اخلاق و غیره محو شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: مسأله بعدی اقدام عملی بر پایه سرکوب و انقیاد است. سیاست‌های زبانی غیرلازم هم اعمال می‌شود و یک امر فرهنگی به یک امر سیاسی ایدئولوژیک تبدیل می‌شود. مسأله دیگر یکسان‌سازی پوشش و انقیاد زنان است؛ در چهارچوب قدرتی که می‌خواهد همه چیز را تحت سیطره خودش قرار بدهد.

وی تأکید کرد: بر خلاف ملت‌هایی که دارای تفاوت‌های عمیق فرهنگی، زبانی، نژادی و... هستند، ما هیچ تضاد نژادی را در ایران نمی‌بینیم و این حیرت‌انگیز است؛ چون اساسا در هیچ جای دیگر دنیا ملت یکدست، یکپارچه و واحد نداریم. مثلا کشور ما را با تاریخ فرانسه، اسپانیا و انگلیس مقایسه کنید؛ جنگ‌های نژادی فوق‌العاده خونباری که هیچ‌گاه در تاریخ ما وجود نداشته است. متأسفانه ما نژادسازی را الگو می‌گیریم و بحثی را می‌سازیم که جعل تاریخ ما است. ریشه‌های پیوند تاریخ ما در جاهای دیگر استوار است و اصلا بحث نژادی نیست.

به گزارش خبرنگار جماران، مراد ثقفی، پژوهشگر علوم سیاسی، نیز در نشست تخصصی «کنکاشی نظری در مفهوم ملیت و ملی‌گرایی در ایران»، گفت: من فکر می‌کنم هیچ وقت به اندازه امروز ملی‌گرا بودن در ایران آسان نبوده و هیچ وقت هم به این اندازه سخت نبوده است. واقعیت این است که در چهار دهه گذشته ما با «ملت» سر و کار نداشته‌ایم و با «امت» سر و کار داشته‌ایم. ناگهان دو سه سال است و به خصوص بعد از جنگ 12 روزه به صورت گسترده‌ای، انگار ملی‌گرایی بخش لاینفک گفتمان رسمی شده است.

وی تصریح کرد: یک سری سرودهای حماسی جدید ساخته‌ شده است  که من فکر می‌کنم اوجش شب عاشورا بود که خواسته شد «ای ایران» خوانده شود. بالأخره عاشورا هم گفتمان هویتی خیلی جاافتاده‌ای است و حتی ملی‌گرایان هم در این شب خاص ممکن است بگویند شب امام حسین(ع) است، ولی این کار انجام شد. در حالی که من یادم هست در سال‌های اول انقلاب حتی نوروز را تبریک نمی‌گفتند، سیزده بدر و شب یلدا که هیچ؛ ولی الآن رسانه‌های رسمی یلدا را تبلیغ می‌کنند.

ثقفی ادامه داد: ما وقتی در فصلنامه «گفت‌وگو» می‌خواستیم راجع به ملی‌گرایی بنویسیم، باید هزار و یک جنبه را رعایت می‌کردیم، ولی الآن خیلی راحت می‌توانید بگویید که من ملی‌گرا هستم و حتی شما را تشویق می‌کنند که این موضع را اعلام کنید.

وی در خصوص علت سخت شدن ملی‌گرایی نیز گفت: ملی‌گرایی در چهار دهه گذشته یک گفتمان محدود و مثلا این بود که شما عید نوروز را در برابر اعیاد مذهبی بگیرید؛ سیزده بدر و شب یلدا بگیرید. در واقع از طریق نمادها با حاکمیت مقابله کنید. گذشتن اسم‌های ایرانی برای پسرها هم یک نوع مقاومت بود. بعد یک ذره این مقاومت جدی‌تر شد که مثلا هر سال به مقبره کوروش برویم. ملی‌گرایی هم خودش را به همین چیزها محدود کرد و محدود نگه داشت.

پژوهشگر علوم سیاسی تأکید کرد: واقعیت این است که الآن زیر پای ملی‌گرایی خالی شده است. چرا به این فلاکت افتادیم؟ چرا هرکسی می‌تواند اصلی‌ترین متاع ما را بگیرد؟ برای اینکه خودمان رشدش ندادیم و به سیاستگذاری تبدیلش نکردیم. ما «سیاستگذاری ملی» را از دست دادیم. ما متوجه رقبای ملی‌گرایی نشدیم و اصلا متوجه نئولیبرالیسم به عنوان خصم ملی‌گرایی نشدیم و به درستی به این رقیب نپرداختیم.

وی افزود: ما «فرهنگستان زبان فارسی» داریم، ولی من اگر یک امکان داشتم حتما «فرهنگستان زبان‌های ایران» درست می‌کردم. ایران یک زبان ندارد؛ ایران یک زبان دارد که حرف‌های همدیگر را بفهمیم. لحظه تولد ملی‌گرایی در ایران به خاطر باستان‌شناسی بوده و از «حفظ میراث» شروع می‌شود. کرمانی‌ها دائما به ناصرالدین شاه می‌گویند چرا تهیه نقشه ایران را کنار گذاشته‌ای؟ و خودشان این کار را انجام می‌دهند. ملی‌گرایی یک امر مدرن است و ما باید این مدرنیته را جدی بگیریم.

به گزارش خبرنگار جماران، حجت کاظمی، عضو هیأت علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران، نیز در این نشست طی سخنانی با عنوان «خدمت و خیانت تاریخ برای هویت ملی»، گفت: طبق تعاریف جامعه‌شناختی، ناسیونالیسم و ملی‌گرایی برای بعد از انقلاب فرانسه است. یعنی کسانی که به عنوان جامعه‌شناسان ملی‌گرایی صحبت می‌کنند و به عنوان مدرنیست‌ها و برساخته‌گرایان شناخته می‌شوند، عمدتا این دیدگاه را به ما نشان داده‌اند که ملی‌گرایی به معنای ناسیونالیستی خودش برای دوران مدرن است و نشانه‌های اجتماعی و محرک‌های آن را مورد بحث قرار داده‌اند.

وی افزود: شاید این دیدگاه قابل تعمیم برای همه ملت‌ها نباشد و ملت‌هایی داریم که به آنها «ملت‌های تاریخی» گفته می‌شود. ژاپن، مصر و ایران را به عنوان ملت‌های تاریخی نام می‌برند. یعنی ما می‌توانیم با نگاه مدرنیستی و نگاه جامعه‌شناختی متعارف اکثریت شکل‌گیری ملت‌ها در دوران مدرن را تبیین کنیم، ولی ملت‌هایی هستند که انگار تعلق ملی در آنها ریشه‌های عمیق‌تری دارد و تاریخ ملی آنها در هویت امروزشان زنده است و یک نوع تداوم در اینها وجود داشته است.

کاظمی تصریح کرد: تاریخ، آداب و میراث ملت ایران زنده است. یعنی از کهن‌ترین تاریخ خودش می‌توانید نشانه‌هایی را ببینید که در خاطره جمعی، رسوم زندگی روزمره و زندگی جاری وجود دارد و این یک میراثی را خلق کرده است. مزیت این یک نوع تداوم و احساسی از غنا، اصالت و ریشه‌دار بودن است. هر خارجی که مواجهه‌ای با ایرانی‌ها داشته باشد فوری می‌بیند که ایرانی‌ها به تاریخ خودشان افتخار قابل توجهی دارند؛ چنانکه در سال‌های اخیر هم تشدید شده است.

وی افزود: ما روی مثبت ارجاع به تاریخ، هویت تاریخی و میراث تاریخی را می‌بینیم و یک روی منفی هم دارد که اگر به آن توجه نکنیم، چنانکه برای ما مشکل‌ساز شده، بیشتر مشکل‌ساز خواهد بود. یک فرآورده این تاریخ طولانی و هویتی که تداوم پیدا کرده، این است که یک ساخت اجتماعی چندگانه و پرشکاف ایجاد شده؛ یعنی تاریخ برای ما یک ساختار اجتماعی پر از شکاف ایجاد کرده و در فرآیندی که انگار دارد رسوب صورت می‌گیرد، ایران را به عنوان یک کاروانسرای تاریخ در نظر بگیرید که از شرق و غرب و شمال و جنوب، دائما گروه‌های اجتماعی، زبان‌ها، ادیان و اقوام وارد این سرزمین شدند و از ترکیب اینها یک ساخت اجتماعی به شدت پر شکافی شکل گرفته که با همدیگر چالش داشته‌اند و در این شرایط کار جمعی مشکل می‌شود.

عضو هیأت علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه ما حافظه جمعی بسیار پیچیده و سترگی داریم، اظهار داشت: اگر شما تاریخ طولانی دارید که در هر مرحله یک لایه به لایه‌های هویتی اضافه شده، در متن ساختار فرهنگی شما همیشه یک نوع تعارض و تنش بنیادین وجود دارد. یعنی ایران از یکسو مدرن‌ترین جامعه خاورمیانه است ما از سوی دیگر سنتی است؛ این یک پارادوکس عمیق است.

وی افزود: این لایه‌های چندگانه هویتی که بعضا با هم آشتی و در بعضی لایه‌ها تعارض دارند، مستعد تولید تنش‌های مداوم است و رفتارهای آونگی را در تاریخ ما تولید می‌کند؛ یعنی در یک لحظه تاریخی می‌بینیم که لایه‌ای برجسته می‌شود و لایه‌های دیگر را به حاشیه می‌راند و دائما بازگشت به ریشه‌ها صورت می‌گیرد تا در آنجا بتوانیم اصالت خودمان را پیدا کنیم.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.