امام خمینی(س) کتب متعددی در زمینه عرفان و اخلاق تألیف کردهاند که از جمله آنان میتوان به شرح دعای سحر، مصباح الهدایه، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، سرالصلوة، شرح چهل حدیث، تفسیر سوره حمد، شرح حدیث جنود عقل و جهل و نامههای عرفانی و... اشاره کرد. یکی از سادهترین و درعین حال عمیقترین آثار عرفانی اخلاقی ایشان، کتاب آداب الصلوة است که نگارش آن 30 فروردین ماه 1321 شمسی پایان یافت.
آداب الصلوة کتابی است که حضرت امام آن را متناسب با فهم عموم طلاب علم و دانش نگاشته و خود در این باب میفرمایند: ایامی چند پیش از این، رسالهای (=سرالصلوة) فراهم آوردم که به قدر میسور از اسرار صلوة در آن گنجانیدم، و چون آن را با حال عامه تناسبی نیست در نظر گرفتم که شطری از آداب قلبیه این معراج روحانی را در سلک تحریر در آوردم، شاید برادران ایمانی را از آن تذکری و قلب قاسی خود را تأثری حاصل آید. و به خدای تبارک و تعالی پناه میبرم از تصرف شیطان و حصول خِذلان، انّه ولُّی قدیر. و مرتب نمودم آن را بر یک مقدمه و چند مقاله و یک خاتمه. (آداب الصلوة، ص2).
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، به مناسب سالروز پایان نگارش این اثر ارزشمند، گفت و گویی با حجت الاسلام والمسلمین حسین مستوفی، مسئول گروه معارف موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، انجام داده و ذیل آن به بررسی ویژگیهای منحصر به فرد این کتاب پرداخته است:
در آغاز بحث لطفا کلیتی از کتاب آداب الصلاه بفرمایید. این کتاب حاصل چه یافتها و دریافتهایی در حضرت امام است و چه ویژگی تربیتی و اخلاقی دارد؟!S1!
آداب الصلاه، که تالیف دوم امام پیرامون نماز است، جزء کتب آخر عرفانی و اخلاقی امام محسوب میشود. چنان که امام در مقدمه اشاره کردهاند، ایشان قصد داشتند در بحث نماز کتابی بنویسند که نسبت به کتاب سرالصلاه افراد بیشتری قادر به استفاده از آن باشند. سر الصلاه کتابی است با زبانی فنی و عرفانی و بسیار مختصر که لازمه استفاده از آن، تسلط بر بسیاری اصطلاحات و تعابیر و مسائل عرفانی است. به نظر بنده، کتاب آداب الصلاه از این نظر ویژگی سهل و ممتنع دارد. به این معنا که گرچه افراد بیشتری قادر به استفاده از آن هستند، اما در بخشهایی نیز دارای پیچیدگی و ظرایف است. این کتاب، شرح کتاب اول نیست، بلکه کاملا کتابی جدید است. زیرا امام در آن به مسائلی پرداخته اند که به راحتی نمی توان در کتاب های عرفانی آن ها را یافت. مطالب کتاب، مطالبی نیست که با مطالعه و تحقیق قابل بدست آمدن و نوشتن باشد این کتاب، گردآوری از منابع دیگر نیست، بلکه چیزهایی است که از درون جوشیده و امام با آنها زندگی کرده است و بعد آنان را به رشته تحریر در آورده است. گرچه دارای حدیث و استنادات است، اما دریافتش بیش از گردآوری است.
یکی از عمیق ترین و نفیسترین قسمتهای این کتاب، آداب قرائت است، هم آداب قرائت قرآن و هم نماز. این مطلب نه در آثار دیگر امام و نه در آثار دیگران به این ترتیب و با این تفصیل یافت نمیشود. امام در این کتاب، سه سوره حمد و توحید و قدر را تفسیر کردهاند. سوره قدر توسط امام تنها در این کتاب شرح شده است. سوره حمد در کتاب سر الصلاه در 2 یا 3 صفحه تفسیر شده است، اما در این کتاب، این سوره با مشربی عرفانی در بیش از 40 صفحه شرح گشته است. به باور من، یکی از بهترین آثار حضرت امام برای تدریس و تربیت اخلاقی و تهذیب نفس، آداب الصلاه است. زیرا نکات تهذیب و تربیتی و اخلاقی در بحث نماز، که قابل گسترش به سایر ساحتها و عرصههای زندگی است، در اینجا طرح شده است و نسبت به کتابهای دیگر اهل معنا در باب صلاه، بسیار برجسته است. این کتاب، اشراقی الهی است که به خواننده احساس لذت از مطالعه و توام با آن، احساس حقارت و قصور در برابر این همه بلندی میدهد. همان طور که شما به درستی اشاره کردید، این کتاب با بیانی عرفانی نوشته شده است، نه فلسفی، و به همین سبب، گرچه برای بعضی پر از زیبایی است، اما برخی دیگر، به دلیل انتظار و مواجهه نادرست، با کتاب ارتباط لازم را برقرار نمیکنند.
خواننده باید چه توقعی از این کتاب داشته باشد و چگونه با آن مواجه شود تا بتواند از مضامین آن استفاده کند؟
اینکه برخوردها و مواجهات متفاوتی با این کتاب میشود، اجتناب ناپذیر است. انسانها متفاوتند. یکی عقلی است و یکی اهل ذوق است. یکی اهل شعر است و دیگری با شعر هیچ میانهای ندارد. یکی نگاه فلسفی دارد و دیگری ندارد. نمیتوان انسانها را به راحتی عوض کرد. در همه چیز چنین است. ذوقها و سلیقهها مختلف است. اما در این میان، کسی از آداب الصلاه بهره مند میشود که دغدغه راز و نیاز با خدا داشته باشد. کسی که برایش مسئله توجه و حضور در نماز مطرح شده است و میخواهد وقتی با خدا حرف میزند، دریابد چه میگوید و با او ارتباط برقرار کند. نه کسی که تنها می خواهد تکلیف را به جا آورد و از سر خود باز کند. انسان مشتاق با خواندن این کتاب و دیدن اشارات و رموز آن، میفهمد که می تواند روی خود و کیفیت نماز و قوت حضورش کار کند. البته دلیل دیگری هم گاه وجود دارد و آن اینکه ممکن است فردی مشتاق باشد، اما نتواند زبان کتاب را، که از طرفی متعلق به 70 سال پیش است، و از طرف دیگر، دارای برخی تعابیر و اصطلاحات فنی است، متوجه شود. به همین دلیل، توصیه میشود که چنین افرادی، کتاب را به کمک فردی که با این مفاهیم آشناست، مطالعه کنند. لحن گفتاری امام، با شیوه نگارش ایشان فرق دارد.
در بیان شفاهی، ایشان از ادبیات ساده و روان استفاده میکنند، اما در هنگام نوشتن، ادبیات مستحکم و نگارش ادبی حاکم است. این تفاوت لحن، مربوط است به علمی صحبت کردن ایشان، یا نگارششان؟ به بیان دیگر، آیا در کلاسهای درسشان هم با چنین ادبیاتی صحبت میکردند یا تنها در زمان نوشتن، به این صورت می نوشتند؟
خیر، ایشان در کلاسهای درس هم، حتی در زمان بیان نقاط پیچیده مباحث، این هنر را داشتند که مطالب را به شیوهای ساده و همه فهم بیان کنند. نمونهاش را می توان در تفسیر سوره حمدی که در سال 58 در تلویزیون پخش شد دید که مردم عادی هم پای آن صحبتها مینشستند. اما در کتابهایشان از زبان محکم و سنگین استفاده میکردند و عبارتها را بسیار به اختصار بیان میکردند. البته در همین آثار نوشتاری هم، در جایی که لحن موعظه دارند، بیانشان روان تر میشود. این نکته البته یکی از نقاط قوت امام است که میتوانستند مطالب پیچیده فلسفی و عرفانی را در بیانی مجمل برای اهل فن بنویسند.
تاکنون چه پژوهش و شرحهایی درباره کتاب آداب الصلاه چه در داخل موسسه تنظیم و نشر آثار امام و چه خارج از آن- انجام شده است؟
قبل از آنکه موسسه کتاب آداب الصلاه را چاپ کند، دو چاپ داشته است. یکی کتاب پرواز در ملکوت آقای فهری است که در دو جلد قبل از انقلاب چاپ کرده است و شرح آمیخته با متن است. همچنین بعد از انقلاب، خارج از موسسه، این کتاب آداب الصلاه چاپ شده است. اما در موسسه، این کتاب در دو شکل چاپ شده است. یکی متن کتاب است به همراه پاورقیهایی برای توضیحات و ارجاعات و دیگری متن به همراه نسخه دست خط امام است. ترجمه عربی و فرانسه و احتمالا ترجمه اردو از این کتاب نیز، در انتشارات دیگر چاپ شده است. تلخیص کتاب به همراه بازنویسی بعضی از قسمت های آن نیز به چاپ رسیده است.
نگاه امام به بحث اخلاق و تدریس و نگارش در این زمینه چگونه است؟
امام نگاه خاصی در این حیطه دارند. ایشان میفرمایند: کتاب اخلاق باید درمان باشد، نه نسخه درمان. در واقع، وقتی شما آن را میشنوید، نباید صرفا دستور باشد، بلکه حداقل بخشی از آن در همان زمان اجرا شود. زیرا مهم ترین مسئله در اخلاق و تهذیب نفس، بیداری و توبه و تضرع است. میتوان به گونهای حرف زد که فرد با خواندن یا شنیدن آن، در همان لحظه بیدار شود و پشیمان شود و در همان لحظه توبه کند. در این شرایط، درواقع فرد در همان زمان درمان شده است. البته امام راه کتاب اخلاق را میفرمودند و منظورشان این نبوده که خودشان توانسته اند این کار را انجام دهند. اما کسانی که در کلاس درس اخلاق ایشان شرکت میکردند، چنین نظری داشتند. شهید مطهری گفتهاند وقتی ما در درس حضرت امام شرکت میکردیم، انرژیای میگرفتیم که ما را تا اواخر هفته آینده پیش میبرد و وقتی داشت تمام میشد، جلسه بعدی کلاس میرسید. کسی که درس حضرت امام را درک کردهاند، در آن تربیت شدهاند. کتابهای ایشان هم همین خصوصیت را دارد. به همین دلیل کتب اخلاقی ایشان، نه صرفا اخلاق علمی- فلسفی است، نه صرفا اخلاق سیر و سلوک منازل است و نه موعظه است، بلکه همه چیز را با هم دارد و به تناسب بحث، در لا به لای مطالب، به تمام اینها پرداختهاند و برای همین اهداف تربیتی است که بعضی از مباحث را، در چند جا، تکرار کردهاند. در تمام سخنرانیهای ایشان هم، مطالب و نکتههای اخلاقی بسیار نهفته است.