کدخبر: ۱۷۲۸۹۶۳ تاریخ انتشار:

در یادداشتی مطرح کرد؛

جواد امام: مذاکره نه تسلیم اسـت و نه تضمین موفقیت/ سیاست خارجی نمی‌تواند همزمان چند صدای متعارض داشته باشد/ دیپلماسـی زمانی می‌تواند به نتیجه برسد که مذاکره‌کننده از اختیار و پشتوانه لازم برخوردار باشد

جواد امام، دبیرکل مجمع ایثارگران و سخنگوی جبهه اصلاحات ایران در یادداشتی نوشت: دیپلماسی زمانی می‌تواند به نتیجه برسد که مذاکره‌کننده از اختیار و پشتوانه لازم برخوردار باشد. اگر دولت مسئول پیشبرد مذاکره و تأمین منافع ملی است، سایر نهادهای مسئول نیز نمی‌توانند نسبت به پیامدهای سیاست خارجی خود را بی‌مسئولیت بدانند. سیاست خارجی نمی‌تواند هم‌زمان چند صدای متعارض داشته باشد و انتظار داشت طرف مقابل پیام واحدی از ایران دریافت کند. موازی‌کاری، پیام‌های متناقض و اقداماتی که مسیر گفت‌وگو را تضعیف می‌کند، در نهایت از قدرت چانه‌زنی کشور می‌کاهد. اگر دولت مسئول نتیجه مذاکره است، باید از اختیار لازم برای پیشبرد آن نیز برخوردار باشد؛ و اگر اختیار در جای دیگری است، مسئولیت پیامدهای تصمیم‌ها را نمی‌توان صرفاً بر دوش دولت گذاشت.

به گزارش جماران، جواد امام، دبیرکل مجمع ایثارگران انقلاب اسلامی، در یادداشتی در روزنامه سازندگی با عنوان «از تاب‌آوری تا دستاورد» نوشت سخنرانی رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل فرصتی برای دفاع از حقوق و منافع ملی ایران، تبیین مواضع کشور و گشودن مسیر گفت‌وگو و دیپلماسی بود.

او با اشاره به واکنش جمعی نمایندگان ۷۷ کشور به حضور بنیامین نتانیاهو، این اقدام را نشانه‌ای از انزوای رویکردهای جنگ‌طلبانه دانست و تأکید کرد ایران باید از چنین فضایی برای تقویت دیپلماسی عمومی، پیگیری حقوق خود و جلب حمایت کشورهای مخالف یکجانبه‌گرایی و زبان زور استفاده کند.

امام تأکید کرده است: «تاب‌آوری ملت نباید به فرسایش کشور تبدیل شود.»

«نیویورک تمام شد؛ آزمون تهران آغاز شد.» آزمونی برای اینکه مواضع اعلام‌شده به اقدام عملی تبدیل شود، دولت برای گفت‌وگو از اختیار لازم برخوردار باشد، نهادهای مسئول از ارسال پیام‌های متعارض پرهیز کنند و تاب‌آوری مردم سرانجام در امنیت پایدار، کاهش فشارها و بهبود زندگی آنان دیده شود.

 

متن این یادداشت در پی می آید:

 

 

سخنرانی رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل، فرصتی مهم برای دفاع از حقوق و منافع ملی ایران، تبیین مواضع کشور و گشودن مسیر گفت‌وگو و دیپلماسی بود. تأکید بر ایستادگی در برابر فشار، رد زبان زور و اعلام آمادگی برای گفت‌وگو نشان داد که دفاع از حقوق ملی و استفاده از ظرفیت دیپلماسی، دو مسیر متعارض نیستند.

واکنش نمایندگان ۷۷ کشور به حضور بنیامین نتانیاهو و ترک صحن مجمع عمومی سازمان ملل، نشانه‌ای قابل تأمل از انزوای رویکردهای جنگ‌طلبانه و سیاست‌های اشغالگرانه در افکار عمومی جهان بود. این اقدام جمعی نشان داد که جامعه جهانی، دست‌کم در سطح سیاسی و نمادین، نسبت به تداوم خشونت، نقض حقوق ملت‌ها و بی‌اعتنایی به قواعد بین‌المللی بی‌تفاوت نیست.

ایران باید از چنین فضایی برای تبیین مواضع خود، تقویت دیپلماسی عمومی و جلب حمایت کشورهایی که با یک‌جانبه‌گرایی و زبان زور مخالف‌اند، استفاده کند. البته بهره‌گیری از این فرصت، نیازمند ابتکار دیپلماتیک، پیام واحد و پرهیز از اقداماتی است که امکان شکل‌گیری اجماع جهانی علیه سیاست‌های جنگ‌طلبانه را تضعیف کند.

از تریبون تا دستاورد

تریبون سازمان ملل پایان مسیر نیست؛ آغاز یک آزمون دشوار است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا می‌توان تاب‌آوری ملت و قدرت دفاعی را به دستاوردی سیاسی و دیپلماتیک تبدیل کرد یا همچنان باید هزینه‌های استمرار تنش و فرسایش کشور را پرداخت؟

تاب‌آوری ملت نباید به فرسایش کشور تبدیل شود.

دفاع از کشور، حفاظت از مردم و صیانت از تمامیت ارضی، حقی انکارناپذیر است؛ اما دفاع مشروع را نباید با تشدید و گسترش مخاصمه یکسان دانست. توان دفاعی هنگامی در خدمت منافع ملی قرار می‌گیرد که به بازدارندگی و حفاظت از امنیت کشور کمک کند و مانع تحمیل جنگ و ناامنی بیشتر بر مردم شود.

در شرایطی که استمرار درگیری‌ها خطر گسترش بحران در منطقه را افزایش داده است، استفاده از ظرفیت سازمان ملل، کشورهای منطقه و سازوکارهای حقوقی و دیپلماتیک ضرورتی جدی است. هدف باید مهار تنش، صیانت از حقوق ملت‌ها و فراهم‌کردن زمینه گفت‌وگوهای برابر و نتیجه‌بخش باشد.

اختیار دولت، شرط دیپلماسی

اما تبدیل مواضع سیاسی به دستاورد عملی، فقط به ظرفیت دیپلماسی وابسته نیست؛ مسئله اختیار و مسئولیت نیز در میان است.

دیپلماسی زمانی می‌تواند به نتیجه برسد که مذاکره‌کننده از اختیار و پشتوانه لازم برخوردار باشد. اگر دولت مسئول پیشبرد مذاکره و تأمین منافع ملی است، سایر نهادهای مسئول نیز نمی‌توانند نسبت به پیامدهای سیاست خارجی خود را بی‌مسئولیت بدانند.

سیاست خارجی نمی‌تواند هم‌زمان چند صدای متعارض داشته باشد و انتظار داشت طرف مقابل پیام واحدی از ایران دریافت کند. موازی‌کاری، پیام‌های متناقض و اقداماتی که مسیر گفت‌وگو را تضعیف می‌کند، در نهایت از قدرت چانه‌زنی کشور می‌کاهد.

اگر دولت مسئول نتیجه مذاکره است، باید از اختیار لازم برای پیشبرد آن نیز برخوردار باشد؛ و اگر اختیار در جای دیگری است، مسئولیت پیامدهای تصمیم‌ها را نمی‌توان صرفاً بر دوش دولت گذاشت.

حمایت از دیپلماسی نیز نباید به تعارف‌های سیاسی یا بیانیه‌های کلی محدود شود. این حمایت باید در عمل، در هماهنگی نهادها، پرهیز از اقدامات تنش‌زا و فراهم‌کردن امکان پیگیری مؤثر حقوق و منافع ملی دیده شود.

پشتوانه داخلی سیاست خارجی

در کنار اختیار دولت و هماهنگی نهادی، مسئله مهم دیگری نیز وجود دارد: انسجام ملی.

قدرت کشور تنها به توان نظامی و ابزارهای دیپلماتیک محدود نیست. اعتماد عمومی، همراهی مردم و احساس مشارکت آنان در سرنوشت کشور نیز از ارکان قدرت ملی است.

انسجام ملی با یکدست‌سازی جامعه، حذف صداهای منتقد یا نادیده‌گرفتن مطالبات مردم به دست نمی‌آید. انسجام، محصول به‌رسمیت‌شناختن تکثر، شنیدن نقدها، رعایت حقوق شهروندان و ایجاد اعتماد میان جامعه و تصمیم‌گیران است.

دفاع از منافع ملی، نه متعلق به یک دولت است و نه در انحصار یک جریان سیاسی. این مسئولیتی ملی و مشترک است که تحقق آن به همراهی همه نیروهای سیاسی و اجتماعی کشور نیاز دارد.

هر اندازه فاصله میان مردم و تصمیم‌گیران کاهش یابد، پشتوانه اجتماعی کشور در عرصه خارجی نیز افزایش خواهد یافت. نمی‌توان در بیرون از مرزها خواهان احترام به حقوق ملت ایران بود، اما در داخل، صدای بخش‌هایی از همین ملت را نادیده گرفت.

آزمون تهران

اکنون زمان تبدیل مواضع اعلام‌شده در نیویورک به اقدام عملی است؛ استفاده مؤثر از ظرفیت سازمان ملل و کشورهای منطقه، بهره‌گیری از فضای ایجادشده در پی واکنش جمعی کشورها به سیاست‌های نتانیاهو، پیگیری حقوق ایران از مجاری حقوقی و بین‌المللی، جلوگیری از اقدامات تنش‌زا و فراهم‌کردن زمینه گفت‌وگوهای برابر، مستقیم و نتیجه‌بخش.

مذاکره نه تسلیم است و نه تضمین موفقیت؛ همان‌گونه که مقاومت نیز بدون راهبرد سیاسی و دیپلماتیک، به‌تنهایی تضمین‌کننده امنیت پایدار نیست. توان دفاعی و دیپلماسی باید مکمل یکدیگر باشند؛ یکی برای بازدارندگی و حفاظت از کشور و دیگری برای کاهش تنش، حل‌وفصل اختلافات و فراهم‌کردن زمینه صلح پایدار.

نیویورک تمام شد؛ آزمون تهران آغاز شده است.

آزمون واقعی اکنون این است که آیا اراده اعلام‌شده برای گفت‌وگو از اختیار و حمایت لازم برخوردار خواهد شد؟ آیا نهادهای مسئول از موازی‌کاری و ارسال پیام‌های متعارض پرهیز خواهند کرد؟ و آیا انسجام ملی از یک شعار سیاسی به واقعیتی مبتنی بر اعتماد، مشارکت و احترام به حقوق مردم تبدیل خواهد شد؟

مردم ایران هزینه‌های سنگین تهدید، تحریم و جنگ را پرداخته‌اند. اکنون حق دارند نتیجه تاب‌آوری خود را در امنیت پایدار، کاهش فشارها و بهبود زندگی‌شان ببینند.

مسئولیت تصمیم‌گیران فقط ایستادگی در برابر فشار خارجی نیست؛ مسئولیت اصلی، تبدیل این ایستادگی به دستاوردی ملموس برای مردم و پاسخگویی در برابر پیامدهای تصمیم‌هاست.

جواد امام

سخنگوی جبهه اصلاحات ایران

دبیرکل مجمع ایثارگران

مشاهده خبر در جماران