کدخبر: ۱۷۲۴۹۲۴ تاریخ انتشار:

از مسکو تا پیونگ یانگ و پکن: شبکه‌ای از تهدیدها محاسبات واشنگتن را پیچیده می‌کند

دستاوردهای کره شمالی محدود به تجربه انسانی نیست؛ طبق این مقاله، میدان اوکراین داده‌های عملی مکرری در مورد عملکرد موشک‌های پیونگ یانگ در شرایط جنگی واقعی در اختیار این کشور قرار می‌دهد.

به گزارش  جماران، فان پالیسی در گزارشی نوشت: با توجه به همکاری فزاینده بین دشمنان واشنگتن و انتقال تخصص نظامی، سلاح و فناوری بین مناطق درگیری، استراتژی ایالات متحده در منطقه هند و اقیانوس آرام با آزمونی فزاینده و پیچیده روبرو است.

دو مقاله منتشر شده در مجله فارین پالیسی در آگوست 2026 نشان می‌دهد که واشنگتن دیگر با چالش‌های جداگانه‌ای که بتوان به صورت جداگانه با آنها برخورد کرد، مواجه نیست، بلکه با شبکه‌ای به هم پیوسته از تهدیدها مواجه است که از  جنگ روسیه علیه اوکراین تا شبه جزیره کره و اقیانوس آرام امتداد دارد، چرا که دولت آمریکا تلاش می‌کند مسئولیت‌های امنیتی را بین متحدان خود توزیع کند.

در این زمینه، دونگاک هیو در مقاله خود در این مجله هشدار می‌دهد که مشارکت کره شمالی در جنگ روسیه علیه اوکراین به نیروهای این کشور تجربه رزمی منحصر به فردی  می‌دهد که می‌تواند مستقیماً بر هرگونه رویارویی آینده در شمال شرقی آسیا تأثیر بگذارد.

در مقاله دیگری که در همان روز منتشر شد، چارلز ادل و کاترین پایک استدلال می‌کنند که اقیانوس آرام به عرصه اصلی رقابت بین قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است و حضور صرف آمریکا در منطقه دیگر برای مقابله با نفوذ رو به رشد چین کافی نیست.

 

جنگ اوکراین نمونه‌ای از تحول است

در حالی که هیو بر انتقال تخصص نظامی کره شمالی از اروپا به آسیا تمرکز دارد، ایدل و پایک بر رقابت دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی بین واشنگتن و پکن در جزایر اقیانوس آرام تمرکز می‌کنند.

اما این دو مقاله به یک نتیجه استراتژیک اساسی می‌رسند: ایالات متحده دیگر نمی‌تواند با هر عرصه جغرافیایی به عنوان یک موضوع جداگانه برخورد کند، زیرا خود دشمنانش شروع به مرتبط کردن این عرصه‌ها کرده‌اند.

جنگ اوکراین نمونه بارزی از این تغییر است. به گفته هیو، کره شمالی مقادیر زیادی مهمات توپخانه و موشک‌های بالستیک در اختیار روسیه قرار داد و هزاران سرباز را به خاک روسیه فرستاد و بدین ترتیب فرصتی نادر برای آزمایش نیروها و سیستم‌های موشکی خود در شرایط جنگ واقعی، از جمله مقابله با پهپادها، جنگ الکترونیکی، حملات دقیق و سیستم‌های دفاع هوایی غربی، به دست آورد.

دستاوردهای کره شمالی محدود به تجربه انسانی نیست؛ طبق این مقاله، میدان اوکراین داده‌های عملی مکرری در مورد عملکرد موشک‌های پیونگ یانگ در شرایط جنگی واقعی در اختیار این کشور قرار می‌دهد.

 

همکاری که به بهبود قابلیت‌ها کمک می‌کند

هیو به گزارش‌هایی اشاره می‌کند که موشک‌های بالستیک کره شمالی که توسط روسیه استفاده می‌شوند، دقیق‌تر از نسخه‌های قبلی شده‌اند، به این معنی که همکاری نظامی بین مسکو و پیونگ یانگ می‌تواند به بهبود قابلیت‌هایی که نیروهای ایالات متحده و کره جنوبی ممکن است در آینده در شبه جزیره کره با آن مواجه شوند، کمک کند.

این تحول به طور فزاینده‌ای خطرناک می‌شود، زیرا روسیه نه تنها تخصص نظامی در اختیار کره شمالی قرار می‌دهد، بلکه یک شریک قدرتمند بزرگ را نیز در اختیار آن قرار می‌دهد که قادر است با وجود تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی با این کشور همکاری کند.

یکی از معضلات اصلی در استراتژی دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، در همین جا نهفته است ، زیرا استراتژی امنیت ملی ایالات متحده مبتنی بر اصل «تقسیم و انتقال بار» است، که به موجب آن متحدان ثروتمند مسئولیت اصلی امنیت مناطق خود را بر عهده دارند، در حالی که ایالات متحده نقش هماهنگ‌کننده و حامی شبکه وسیع‌تری از شرکا را ایفا می‌کند.

طبق این چشم‌انداز، کشورهای اروپایی نقش بزرگ‌تری در دفاع از اروپا و حمایت از اوکراین بر عهده خواهند گرفت، در حالی که کره جنوبی مسئولیت بیشتری در بازدارندگی کره شمالی خواهد داشت و واشنگتن حمایت محدودتری ارائه خواهد داد.

اما روابط رو به رشد بین روسیه و کره شمالی این جدایی جغرافیایی را تضعیف می‌کند، زیرا تفکیک مسئولیت اروپا از مسئولیت کره جنوبی دشوارتر می‌شود و بنابراین واشنگتن نمی‌تواند مسئولیت‌ها را بین متحدان خود توزیع کند و همچنین نمی‌تواند دشمنان خود را مجبور کند که تهدیدات خود را به همان شیوه توزیع کنند.

 

از دست دادن نفوذ

در مقابل، مطالعه‌ی آیدل و پایک نشان می‌دهد که همین مشکل در اقیانوس آرام در حال ظهور است، اما با ابزارهای متفاوت. چین نه تنها به قدرت نظامی خود متکی است، بلکه در تلاش است تا شبکه‌ای بلندمدت از روابط اقتصادی، دیپلماتیک و امنیتی با کشورهای جزیره‌ای اقیانوس آرام ایجاد کند.

نویسندگان خاطرنشان می‌کنند که توافق امنیتی چین با جزایر سلیمان در سال ۲۰۲۲ نقطه عطفی بود که پتانسیل نفوذ اقتصادی و دیپلماتیک چین را برای تبدیل به یک حضور امنیتی مستحکم‌تر آشکار کرد.

واشنگتن این تحولات را به دلیل موقعیت جغرافیایی این جزایر نگران‌کننده می‌داند. اقیانوس آرام یک پیوند استراتژیک بین ایالات متحده و متحدانش در آسیا و اقیانوسیه، مانند استرالیا، ژاپن و فیلیپین، تشکیل می‌دهد. بنابراین، از دست دادن نفوذ در کشورهای جزیره‌ای کوچک می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که فراتر از اندازه این کشورها و توانایی‌های نظامی محدود آنها باشد.

آیدل و پایک هشدار می‌دهند که واشنگتن دهه‌ها با رفتار با جزایر اقیانوس آرام به عنوان یک منطقه ثانویه، اشتباه بزرگی مرتکب شد، و بعد در سال‌های اخیر متوجه میزان خلائی شد که به چین اجازه سوءاستفاده از آن را داده است.

دولت  جو بایدن رئیس جمهور سابق آمریکا تلاش کرده است با گسترش تعامل آمریکا، میزبانی از رهبران اقیانوس آرام و ارائه کمک‌های توسعه‌ای و امنیتی، مسیر را اصلاح کند، اما نویسندگان نگرانند که تغییرات در سیاست خارجی ترامپ بتواند این روند را تضعیف کند.

در مقابله با چین، این مقاله به اندازه‌ای که خواستار حضور منظم‌تر و مؤثرتر آمریکا است، خواستار رقابت نظامی پرهزینه نیست، که از دیپلماسی شروع می‌شود و به امنیت دریایی، زیرساخت‌ها، بهداشت، آموزش، مبارزه با جرایم سازمان‌یافته، انرژی و تجارت گسترش می‌یابد.

این دیدگاه با نتیجه‌گیری هیو در مورد کره جنوبی همسو است، زیرا مشکل در درخواست از متحدان برای پذیرش مسئولیت بیشتر نیست، بلکه در چگونگی اطمینان از این است که تقسیم بار مسئولیت به جای جدایی بیشتر بین آنها، به هماهنگی بیشتر منجر شود.

در مورد کره، هیو پیشنهاد می‌کند که ایالات متحده و کره جنوبی مستقیماً از اطلاعات جمع‌آوری‌شده در اوکراین در مورد موشک‌های کره شمالی، تاکتیک‌های نیروهای آن و توانایی آن در سازگاری با شرایط جنگ مدرن بهره‌مند می‌شوند.

 

مزیت واشنگتن

در مقابل، سئول می‌تواند تجربه طولانی خود در نظارت بر ارتش کره شمالی را به اوکراین و کشورهای اروپایی که با سلاح‌ها و پرسنل کره شمالی مواجه هستند، منتقل کند.

طبق این دیدگاه، واشنگتن از مزیتی برخوردار است که به راحتی در اختیار هیچ طرف دیگری نیست، زیرا این کشور مرکز شبکه‌های اتحاد امنیتی در اروپا و آسیا است. با این حال، ایفای این نقش نیازمند درجه بالایی از اعتماد و پیش‌بینی‌پذیری است.

این یکی از نقاط ضعفی است که در این دو مقاله به آن اشاره شده است، زیرا اگر متحدان از قبل از جهت‌گیری تصمیمات آمریکا مطلع نباشند، ایجاد یک استراتژی مشترک برای مقابله با دشمنانی که طبق برنامه‌های بلندمدت عمل می‌کنند، دشوار می‌شود.

روسیه بُعد دیگری به این معادله اضافه می‌کند. به گفته هیو، روسیه نه تنها از کره شمالی به عنوان منبع مهمات و سرباز استفاده می‌کند، بلکه همزمان در حال توسعه یک رابطه استراتژیک با آن است و این نگرانی را ایجاد می‌کند که پیونگ یانگ ممکن است در عوض، فناوری‌ها، کمک‌ها یا دانش نظامی روسیه را که قابلیت‌هایش را افزایش می‌دهد، به دست آورد.

در این صورت، جنگ اوکراین به بخشی از معادله امنیتی در شبه جزیره کره تبدیل می‌شود و امنیت کره جنوبی بیش از پیش به تحولات اروپا گره می‌خورد.

در اقیانوس آرام، ظهور چین، ایالات متحده را مجبور می‌کند تا با رقیبی روبرو شود که توانایی فزاینده‌ای در بهره‌برداری از نیازهای اقتصادی و سیاسی کشورهای کوچک‌تر دارد. بنابراین، واشنگتن نه تنها با رقابت برای پایگاه‌ها یا بنادر، بلکه با رقابت برای اعتماد، نفوذ و روابط بلندمدت نیز مواجه است.

هر دو مقاله، هر کدام از دیدگاه خود، نتیجه می‌گیرند که هماهنگی بین متحدان باید فراجغرافیایی شود. ایالات متحده نمی‌تواند از اروپا بخواهد که با روسیه، از کره جنوبی بخواهد که با کره شمالی و از استرالیا و شرکایش بخواهد که با چالش‌های اقیانوس آرام مقابله کنند و سپس انتظار داشته باشد که این مسائل از هم جدا بمانند.

 

مشاهده خبر در جماران
کلمات کلیدی آمریکا و چین