یک متخصص مسائل خاورمیانه مطرح کرد؛
دو سناریو درباره ادعای آمریکا از عبور نفت در تنگه هرمز؛ بزرگنمایی آماری یا ایجاد کریدور امن؟
دنی سیترینوویچ، متخصص مسائل خاورمیانه، امنیت ملی و اطلاعات و پژوهشگر اندیشکدههای INSS و شورای آتلانتیک، در ارزیابی اخیر خود استدلال میکند که ادعاهای دولت آمریکا درباره حجم نفت عبوری از تنگه هرمز را میتوان اساساً از دو منظر متفاوت تفسیر کرد.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، دنی سیترینوویچ، متخصص مسائل خاورمیانه، امنیت ملی و اطلاعات و پژوهشگر اندیشکدههای INSS و شورای آتلانتیک، در ارزیابی اخیر خود استدلال میکند که ادعاهای دولت آمریکا درباره حجم نفت عبوری از تنگه هرمز را میتوان اساساً از دو منظر متفاوت تفسیر کرد.
در وهله نخست، او به این احتمال اشاره میکند که واشنگتن با هدف آرام کردن بازارهای انرژی، کاهش قیمت نفت و اثبات تسلط معنادار خود بر این آبراه، آمارها را به میزان قابلتوجهی بزرگنمایی کرده باشد. سیترینوویچ یادآور میشود که این ادعا در شرایطی مطرح شده که ردیابهای مستقل دریایی طی روزهای گذشته حجم بهمراتب کمتری از تردد و انتقال نفت را گزارش کردهاند.
از منظر اقتصادی، این کارشناس معتقد است اگر ارقام ارائهشده از سوی دولت آمریکا دستکاری شده باشند، این تناقض در نهایت خود را در بازار فیزیکی نفت نشان خواهد داد. به گفته او، واشنگتن اگرچه میتواند در کوتاهمدت بر انتظارات بازار و قیمتها تأثیر بگذارد، اما قادر نیست میلیونها بشکه نفتی را که اساساً به بازار جهانی نمیرسند، از هیچ خلق کند.
سناریوی دوم؛ ایجاد کریدور محافظتشده توسط آمریکا
از سوی دیگر، سیترینوویچ سناریوی دوم را بسیار پیامددارتر میداند؛ اینکه آمارهای اعلامشده تا حد زیادی دقیق باشند. به باور او، در این صورت میتوان نتیجه گرفت که ایالات متحده موفق شده یک کریدور محافظتشده در جنوب ایجاد کند که ایران تاکنون نتوانسته آن را مسدود کند.
او میافزاید تحقق چنین وضعیتی به معنای احیای قابلتوجه ترافیک دریایی است؛ بهگونهای که حجم انتقال نفت بار دیگر به رقمی نزدیک به حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز، یعنی سطح پیش از آغاز جنگ، برسد.
در ادامه بررسی این سناریو، سیترینوویچ خاطرنشان میکند که صحت این آمار، پرسش مهمی درباره توانمندیهای ایران ایجاد میکند. به عقیده او، هرچند تهران به حملات خود علیه کشتیهای تجاری ادامه داده است، اما عبور موفقیتآمیز شمار قابلتوجهی از نفتکشها از کریدور تحت حفاظت آمریکا نشان میدهد که ایران یا نخواسته، یا نتوانسته است این تحرکات مشخص را در مقیاس وسیع مختل کند.
آیا این وضعیت به معنای پیروزی دائمی آمریکاست؟
با این حال، سیترینوویچ هشدار میدهد که چنین شرایطی را نباید لزوماً بهعنوان یک پیروزی دائمی آمریکا در تنگه هرمز تلقی کرد.
او همچنین استدلال میکند که اگر آمارهای آمریکا دقیق باشند، همین موضوع حتی میتواند احتمال جستوجوی روشهای جدید از سوی ایران برای ایجاد اختلال در این کریدور را افزایش دهد؛ روشهایی که هدف از آنها اثبات این نکته خواهد بود که واشنگتن نمیتواند همزمان با ادامه کارزار گسترده فشار علیه تهران، ترافیک دریایی در تنگه هرمز را نیز عادیسازی کند.
پرسش اصلی؛ آمریکا تا چه زمانی میتواند این سطح از حفاظت را حفظ کند؟
در نهایت، این پژوهشگر تأکید میکند که پرسش راهبردی واقعی این نیست که آیا ناوگان پنجم دریایی آمریکا میتواند برای چند هفته از تعداد قابلتوجهی نفتکش محافظت کند یا خیر.
به باور او، مسئله اصلی این است که آیا ایالات متحده قادر خواهد بود این سطح از حفاظت دریایی را بهصورت نامحدود حفظ کند و اگر پاسخ مثبت باشد، چنین اقدامی چه هزینههای نظامی، اقتصادی و چه میزان خطر تشدید تنش برای واشنگتن و منطقه به همراه خواهد داشت.
مشاهده خبر در جماران