کدخبر: ۱۷۲۱۵۴۵ تاریخ انتشار:

یادداشت جماران؛

آن‌گاه که خدا تاریخ را ورق می‌زند/ چه کسی برای حضور در خیابان به مردم فراخوان داد؟

کمتر از ۲۴ ساعت پس از ۹ اسفند ۱۴۰۴، با حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی و شهادت آیت الله خامنه ای مردم به خیابان آمدند. در حالی که تصور می شد این حضور پرشور موقت خواهد بود و بزودی فروکش خواهد کرد، امروز در ۱۴ مرداد، بیش از ۵ ماه است که همچنان ادامه دارد و تجمعات شبانه وارد ماه ششم می شود.

در روزهایی که آسمان کشور زیر غرش موشک‌ها و بمباران‌ها سنگین شده بود و جامعه هم‌زمان بار جنگ، فشارهای اقتصادی و اضطراب آینده را بر دوش می‌کشید، یک پرسش بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافت؛ چه نیرویی مردم را در صحنه نگه داشت؟ چه عاملی سبب شد که جامعه، با وجود همه دشواری‌ها، از میدان عقب ننشیند و خیابان و شهر را ترک نکند؟

پیش از وقوع این حوادث، شهید آیت‌الله خامنه‌ای در تعبیری قابل تأمل گفته بود: «به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد.» تعبیر «مردم مبعوث خواهند شد»، بیش از آنکه صرفاً یک پیش‌بینی سیاسی باشد، نگاهی الهی به نقش مردم در لحظه‌های سرنوشت‌ساز تاریخ است؛ مردمی که در بزنگاه‌ها نه با فراخوان‌های معمول، بلکه با انگیزه‌ای الهی به میدان می‌آیند.

در امتداد همین منطق، آیت الله سید حسن خمینی اولین نفر پس از شهادت آیت الله خامنه ای بود که  بر حضور مردم در خیابان تأکید کرد و یک جمله را در گفت و گو با شبکه خبر گفت: «ممکن است دشمن دسیسه کند و ارتباطات قطع شود، اما سنگرهای ما مساجد، کوچه‌ها، خیابان‌ها و میدان‌های شهر است.»

وی هشدار داد، «شک نکنید صد هزار موشک جمهوری اسلامی را با خلل مواجه نمی‌کند، اما یک لحظه تردید من و شما ممکن است چنین آسیبی ایجاد کند.»

این سخنان، بیش از آنکه دعوتی صرف به حضور فیزیکی باشد، فراخوانی برای حفظ روحیه، امید و ایستادگی بود؛ اینکه میدان مقاومت، پیش از آنکه در جغرافیا شکل بگیرد، در اراده مردم ساخته می‌شود.

پس از ایشان، حضور در خیابان به سرفصل صحبت همه مسئولین تبدیل شد؛ از دکتر قالیباف، پزشکیان، و شهید لاریجانی تا سایرین.

اما اگر از ظاهر حوادث عبور کنیم، پرسش اصلی همچنان باقی است؛ چه کسی مردم را به خیابان آورد؟ چه کسی آنان را در روزهایی که سایه جنگ، فشار معیشت، نگرانی خانواده‌ها و خطر موشک و بمباران بر سرشان بود، در میدان نگه داشت؟ آیا صرف یک دعوت سیاسی، هرچند مهم و اثرگذار، می‌توانست چنین حضوری را تا این اندازه پایدار کند؟

تاریخ انقلاب اسلامی، دست‌کم در روایت بنیان‌گذار آن، پاسخ دیگری به این پرسش می‌دهد. امام خمینی(س) بارها تأکید کرد که نباید نقش اراده الهی را در تحولات بزرگ فراموش کرد. از نگاه ایشان، ملت ایران هرگاه به خدا تکیه کرده، توانسته است از سخت‌ترین گردنه‌ها عبور کند و معادلات قدرت را بر هم بزند. به همین دلیل بود که همواره هشدار می‌داد مبادا پیروزی‌ها به نام اشخاص نوشته شود و سرچشمه اصلی آن از یاد برود.

امروز نیز اگر از خود بپرسیم چه عاملی جامعه را در دل بحران از فروپاشی روحی حفظ کرد؟ کدام عامل باعث برانگیخته شدن اقشار گوناگون و سلایق مختلف جامعه، آنهم به فاصله کمتر از دو ماه از ناآرامی های دی ماه،  شد؟ شاید پاسخ را باید در همان تعبیر «مردم مبعوث» جست‌وجو کرد؛ مردمی که برخاستند، اما برخاستنشان  محصول تصمیم سیاستمداران یا فرماندهان نبود. آنان به میدان آمدند، زیرا در لحظه خطر، سرمایه‌ای از ایمان، هویت تاریخی، فرهنگ عاشورا و اعتماد به وعده الهی در جامعه به حرکت درآمد؛ سرمایه‌ای که در هیچ اتاق فرمانی یا اندیشکده ای طراحی نمی‌شود و با هیچ ابزار رسانه‌ای قابل تولید نیست.

این همان نقطه‌ای است که سخن رهبر شهید و میراث فکری امام خمینی(س) به یکدیگر می‌رسند؛ مردمی که خدا آنان را برای دفاع از کشور «مبعوث» می‌کند، نه صرفاً جمعیتی فراخوانده‌شده، بلکه مردمی هستند که در هنگامه آزمون، مأموریت تاریخی خود را بازمی‌یابند.

امام خمینی سال‌ها پیش، راز این حقیقت را چنین بیان کرده بود: «بفهمیم این را که ما چیزی نیستیم، هر چه هست اوست. هی نگویید که فلان این کار را کرد، خیر، اینها حرف است، مبدا مطلب را پیدا بکنید. آنکه انجام داده کارها را، آنکه شما ملت ضعیف را غلبه داد بر یک همچو قدرتهای بزرگی، آن او بود. تا تمسک به او دارید از هیچ چیز، از هیچ آسیبی نترسید. کسی که به خدا متمسک است از هیچ چیز نمی‌ترسد.»

مشاهده خبر در جماران