در کانال تلگرامی نوشت؛
ربیعی، دستیار رئیسجمهور: تلاشهایی برای حمله به سمت مسئولان درگیر در مقاومت و تحریک افکار عمومی علیه آنها دیده میشود/ هنوز خاطره تلخ «مُهر پراکنی» به سوی شهید لاریجانی در اذهان زنده است/ پزشکیان و قالیباف هنوز در معرض ترور و شهادت قرار دارند
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس جمهور نوشت: اینک باید عمیقاً نگرانِ تلاشهایی بود که میخواهند جهت افکار عمومی را از مسائل اصلی، تمرکز بر دفاع ملی و گرفتن حق جامعه از نظام سلطه منحرف کرده و به سمت منازعات و تقابلهای داخلی سوق دهند. به باور من، انتقال کانون تنش از مسئلهی اصلی به درگیریهای درونی، یکی از شناختهشدهترین الگوهای فرسایش همبستگی اجتماعی است. این روند، اگر بهموقع فهم و مهار نشود، میتواند اعتماد عمومی را تخریب کند، شکافهای پنهان را فعال سازد و جامعه را درگیر نوعی خودفرسایی جمعی کند؛ وضعیتی که در آن، انرژی اجتماعی بهجای مقاومت و بازسازی، صرف بدبینی، حذف و تقابل میشود.
به گزارش جماران، علی ربیعی دستیار رئیس جمهور نوشت:
از درون جنگی ظالمانه و نابرابر با قدرتهای سلطهگر و خونریز که با از دست دادنهای جبران ناپذیر و شهادت رهبری همراه بود، انرژی وحدتبخشی در میان ایرانیان پدید آمد که نوع مصرف آن برای آینده کشور مهم و سرنوشتساز است. انحراف در جهت مصرف این انرژی عظیم، یکی از تهدیدات سرنوشت ملت است. ملتها پس از جنگ، سرنوشت متفاوتی را تجربه کردهاند. حاکمیت و دولتهای هوشمند، توانستند سرنوشتی توام با توسعه و قدرت ملی را برای جامعه خود رقم بزنند.
این روزها شاهد ایجاد انحرافاتی توسط گروهی _آگاهانه یا ناآگاهانه، اعتقادی یا غیراعتقادی_ تحت تاثیر نمیدانم چه جریانی، که بعدها مشخص خواهد شد! در دستاوردهای بزرگ جنگ هستیم که نمونههای از آن را میتوان در تلاشهایی برای تغییر جهت مبارزه و حمله به سمت داخل -مدیران و مسئولان درگیر در مقاومت- و تحریک افکار عمومی علیه آن ها دید.
هرچند در حافظه تاریخی ایرانیان، شواهد دیگری از این دست موارد ثبت است. از این جمله میتوان به تئوری «دشمنِ غریب و بعید داعش» اشاره کرد که تنها به مسلمانکشی منجر شد و در خلال آن حتی یک تیر هم به سوی دشمنان بیانی از سوی خودشان (از جمله اسراییل) شلیک نشد. در نمونهای دیگر تئوری سازمان مجاهدین خلق که «بهشتی، دشمن نزدیک و آمریکا دشمن دور» منجر به شهادت و از دست رفتن یکی از خاصترین اندیشمندان اسلامی یعنی دکتر بهشتی شد و در نهایت سرنوشت این گروه هم مجاورت در کنار صدام و آمریکا شد.
در طی چند دهه اخیر، همواره با حساسیت، تحولات و تغییرات ارزشی جامعه را به وسع خود رصد کردهام. با آنکه ایران جامعهای متکثر و متنوع با کوهانههای جمعیتی با ارزشهایشان است، معتقدم اکثریت عظیم و قابل توجه ایرانیان همواره با هر گرایشی، به شکلی منسجم در مقابل متجاوزین ایستادهاند. لذا در این میان، باید حرف همه آنهایی که به فراخوانهای همسو با دشمن به خیابان نیامدند، به خصوص آنان که زیر بمبها و موشکهای دشمن در خیابان فریاد همبستگی سر میدادند (که ایران قدردان حضور امیدبخششان است)، را شنید.
اما اینک باید عمیقاً نگرانِ تلاشهایی بود که میخواهند جهت افکار عمومی را از مسائل اصلی، تمرکز بر دفاع ملی و گرفتن حق جامعه از نظام سلطه منحرف کرده و به سمت منازعات و تقابلهای داخلی سوق دهند.
به باور من، انتقال کانون تنش از مسئلهی اصلی به درگیریهای درونی، یکی از شناختهشدهترین الگوهای فرسایش همبستگی اجتماعی است. این روند، اگر بهموقع فهم و مهار نشود، میتواند اعتماد عمومی را تخریب کند، شکافهای پنهان را فعال سازد و جامعه را درگیر نوعی خودفرسایی جمعی کند؛ وضعیتی که در آن، انرژی اجتماعی بهجای مقاومت و بازسازی، صرف بدبینی، حذف و تقابل میشود.
از تخریب مدیرانی که چه در میدان، چه در معیشت و چه در دیپلماسی برای احقاق حق فعالند تا سنگپرانی به این افراد و تحریک فضای داخلی را نباید رفتاری بیاهمیت یا صرفاً هیجانی تلقی کرد. اینها نشانههای خطرناکی از تولید شکاف و تضعیف انسجاماند. هنوز هم خاطره تلخ "مُهر پراکنی" به سوی شهید لاریجانی در اذهان زنده است. عجیب است که چشمهایشان را به روی این حقیقت واضح میبندند که دشمن چگونه "پزشکیان"، "قالیباف" و... را تا مرز شهادت پیش راندند و تنها لطف خدا بود که با گشوده شدن یک روزنه، از شهادت حتمی نجات یافتند ولی همچنان در معرض ترور و شهادت قرار دارند.
هر صدایی که جامعه را از تمرکز بر تهدیدهای واقعی منحرف و به سمت خصومتهای داخلی سوق دهد، عملاً به فرسایش وحدت ملی کمک میکند؛ حتی اگر خود را در پوشش خیرخواهی یا حساسیت اجتماعی عرضه کند.
در برهههای حساس، بزرگترین خطا آن است که جامعه در دام سناریوهای تنشزا گرفتار شود و سرمایهی اجتماعی خود را در میدان بدگمانی و تسویهحسابهای درونی هدر دهد. امروز، بیش از همیشه، حفظ هوشیاری نسبت به پروژههای شکافآفرین و دفاع از انسجام اجتماعی، یک مسئولیت ملی است.
مشاهده خبر در جماران