یادداشت؛
انقلابی بر مبنای کدام اصول؟
به گزارش جماران، محمد سمیع پور در یادداشتی نوشت: امروز این پرسش جدی پیش روی افکار عمومی قرار دارد که آیا هر رفتار تند، هر شعار رادیکال، هر تخریب و هر اتهامزنی را میتوان به نام انقلابیگری توجیه کرد؟
در فضای سیاسی ایران، واژه «انقلابی» همواره از پرکاربردترین و در عین حال پرمناقشهترین مفاهیم بوده است. هر جریان سیاسی میتواند خود را انقلابی بنامد، اما آنچه به یک جریان هویت انقلابی میبخشد، نه ادعا، بلکه میزان پایبندی آن به اصول، اخلاق و ارزشهایی است که انقلاب اسلامی بر پایه آنها شکل گرفت و استمرار یافت.
امروز این پرسش جدی پیش روی افکار عمومی قرار دارد که آیا هر رفتار تند، هر شعار رادیکال، هر تخریب و هر اتهامزنی را میتوان به نام انقلابیگری توجیه کرد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، دیگر مرزی میان انقلابیگری و افراطگرایی باقی نخواهد ماند.
سالهاست که جریانی محدود اما پرصدا، خود را تنها نماینده گفتمان انقلاب معرفی میکند در حالیکه هیچ نسبتی با اصول انقلاب ندارند!
این جریان در مقاطع مختلف، شخصیتهای متعددی از سلایق گوناگون را هدف حملات خود قرار داده است؛ از سید محمد خاتمی گرفته تا برهم زدن سخنرانی آیت الله سید حسن خمینی؛ اقدامی که در همان زمان نیز با واکنش و مخالفت صریح شهید آیت الله خامنهای مواجه شد. پس از آن نیز نوبت به چهرههایی همچون محمدجواد ظریف، حسن روحانی و دیگر مسئولان رسید.
اکنون نیز دامنه این برخوردها مدتی است به مسعود پزشکیان، عباس عراقچی و محمدباقر قالیباف کشیده شده است؛ مسئولانی که فارغ از هر نقد و اختلافنظر سیاسی، هر یک مسئولیتی مستقیم در اداره کشور، در سخت ترین شرایط کشور داشته و دارند.
نقد مسئولان، نه تنها مذموم نیست بلکه لازمه پویایی نظام سیاسی است؛ اما نقد با تخریب تفاوت بنیادین دارد. هنگامی که ادبیات سیاسی از استدلال به اتهام، از گفتوگو به هیاهو و از رقابت به حذف رقیب تبدیل میشود، دیگر نمیتوان آن را ذیل اخلاق اسلامی و انقلابی تعریف کرد این امر قطعا وهن انقلاب و ارزش های آن است حتی اگر آن افراد پشت مفاهیم دینی پنهان شده باشند.
رهبر شهید در سخنرانی ۱۴ خرداد ۱۳۹۵، پنج شاخص اساسی انقلابیگری را تبیین کردند: پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی اسلام و انقلاب، هدفگیری آرمانهای انقلاب، حفظ استقلال سیاسی کشور، حساسیت در برابر دشمن و برخورداری از تقوای دینی و سیاسی.
اگر این پنج شاخص، معیار سنجش انقلابیگری باشد، باید پرسید رفتارهایی همچون برهم زدن اجتماعات قانونی، توهین به شخصیتهای سیاسی، ایجاد فضای بدبینی، انتشار مطالب فاقد استناد، دامن زدن به شکافهای داخلی و تبدیل اختلافنظرهای سیاسی به نزاعهای فرسایشی، با کدام یک از این اصول سازگار است؟
تقوای سیاسی، تنها به معنای پرهیز از فساد مالی نیست؛ تقوای سیاسی یعنی انسان برای پیروزی جناح خود، حقیقت را قربانی نکند، آبروی افراد را ملعبه رقابتهای سیاسی نسازد و امنیت روانی جامعه را مخدوش نکند. همانگونه که حساسیت در برابر دشمن، به معنای غفلت از وحدت ملی نیست. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هر زمان شکافهای داخلی تشدید شده، بیشترین بهره را رسانههای معاند و دشمنان ایران بردهاند.
امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، همبستگی و اخلاق سیاسی نیاز دارد.
با هر توجیه و دلیلی، شعار دادن علیه رئیس جمهور، تهمت زدن به رئیس مجلس، سنگ پرت کردن برای وزیر خارجه در شرایط فعلی کشور بازی در زمین دشمن است. انقلابیگری، پیش از آنکه در شعار متجلی شود، در رفتار و منش سیاسی معنا پیدا میکند.
کافی است این افراد فقط به توهین ها، تهمت ها و تخریب هایی که در حق شهید لاریجانی انجام دادن تأمل کنند و از تکرار رفتارهای زشت گذشته در مورد پزشکیان، قالیباف و عراقچی دست بکشند.
انقلابیگری، بدون تقوای سیاسی، بدون صداقت، بدون رعایت حرمت شهروندان و بدون توجه به منافع ملی، تنها پوستهای از یک مفهوم بزرگ خواهد بود؛ مفهومی که امام خمینی(س) و رهبر شهید همواره آن را با اخلاق، مردمداری و وحدت ملی معنا کردهاند، نه با افراط، تخریب و نفرتپراکنی.
شاید امروز بیش از هر زمان دیگری باید این پرسش را از مدعیان انقلابیگری پرسید: انقلابی هستید بر مبنای کدام اصول؟!
مشاهده خبر در جماران