کدخبر: ۱۷۱۵۸۹۱ تاریخ انتشار:

جماران؛

وقتی تاریخ به «نخاله» تعبیر می‌شود/ هشدار: خطر از بین رفتن لایه‌های تاریخی در محدوده گراند هتل قزوین! + تصاویر

انتشار تصاویری از عبورومرور ماشین‌آلات نیمه‌سنگین در عرصه دولت‌خانه صفوی قزوین، واکنش و نگرانی فعالان میراث‌فرهنگی را برانگیخته است. عکس‌های منتشر شده از فعالیت ماشین‌های سنگین در این سایت تاریخی با هیچ منطق و متر و معیار و قانونی سازگار نیست و این کار را تنها می‌توان به‌پای قانون‌گریزانی نوشت که خود مجری قانون‌اند.

به گزارش خبرنگار جماران، چندی پیش انتشار تصاویری از عبورومرور ماشین‌آلات نیمه‌سنگین در عرصه دولت‌خانه صفوی قزوین، واکنش و نگرانی فعالان میراث‌فرهنگی را برانگیخت. در پاسخ به این حساسیت‌ها، سرپرست اداره کل میراث‌فرهنگی اعلام کرد که اقدامات انجام‌شده صرفاً باهدف جمع‌آوری نخاله‌های سطحی و سامان‌دهی محوطه باستانی بوده و جای نگرانی وجود ندارد.

بااین‌حال، به‌کاربردن تعبیر «نخاله ساختمانی» برای آنچه احتمالاً بخشی از بقایای یک محوطه تاریخی تلقی می‌شود، با واکنش‌های گسترده‌ای از سوی دوستداران و کنشگران میراث‌فرهنگی روبه‌رو شد.

در همین زمینه، مرتضی میرزا‌حسینی، قزوین‌پژوه، در یادداشتی انتقادی که در اختیار «جماران» قرار گرفته است، نسبت به آنچه «دست‌خوردگی و جابه‌جایی لایه‌های تاریخی» در محدوده گراند هتل و محوطه تاریخی می‌خواند، هشدار داده است. او همچنین بر ضرورت توجه به ارزش ویرانه‌ها به‌عنوان بخشی از حافظه تاریخی شهر تأکید می‌کند؛ حافظه‌ای که به باور او، در دل همین لایه‌های فرسوده و کمتر دیده‌شده معنا پیدا می‌کند.

 

 

در یادداشت مرتضی میرزا حسینی دکتری معماری، نویسنده و قزوین پژوه آمده است: ویرانه‌های باستانی و تاریخی در ادبیات تاریخی شهر همواره از جایگاه بسیار مهمی برخوردار بوده‌اند؛ نگرش زیبایی‌شناسانه و ادبی نسبت به ویرانه‌های باستانی و تاریخی در طول تاریخ خواستگاه پدیدآمدن ده‌ها و صدها شاهکار ادبی در طول دو سه قرن اخیر بوده است. مکان‌هایی ازاین‌دست همیشه به‌عنوان بخشی از ذخیره‌گاه و حافظه و شاهد تاریخی شهر به زنده‌بودن روح تاریخی شهریاری رسانده‌اند. به قول آن ضرب‌المثل معروف که می‌گوید:

تنها از چاه‌های قدیمی می‌توان آب تازه نوشید. مکان‌هایی که فانوس خیال را در پیدایی ده‌ها افسان و افسون زنده و روشن نگه داشته‌اند.

 هر تکه آجر و کاشی خردشده‌اش حاوی هزاران حکایت است. هر خرابه‌ای از سرچشمه‌های شهر تاریخی داستانی دارد و مفهوم مهم «تداعی» را با تمام ابهاماتش ملموس می‌کند؛ تداعی روزهای شکوه شهر تاریخی.

اما تا اینجا سعی شد به درک مسئله به‌اندازه استعداد و چارچوب این متن اشاره‌ای شود؛ اما در شهر ما رویه برعکس است! آنچه در شهر تاریخی ما می‌توانست به نقطه قوت شهر در هویت‌بخشی و آشنایی‌زدایی از آثار و ابنیه تاریخی منجر شود با بی‌رحمی تمام در حال نابودی است. امروز در جریان مرمت گراند هتل به اسم حمل نخاله‌های ساختمانی در سایت دولت‌خانه صفوی لایه‌ها و ساختارهای تاریخی در حال زیرورو شدن و انتقال به زباله‌دان‌های ساختمانی‌اند. سایتی که هر آجر و کاشی خرده و شکسته در آن هزاران حرف دارد.

عدم مستندنگاری قبل از به‌هم‌زدن و زیرورو کردن سایت هم از دید سازمان مربوط احتمالاً چندان اهمیتی نداشته است، فرصت‌طلبی در بازهٔ جنگ در قالب تسطیح و خاک‌برداری از سایتی که در هر گوشه‌کنارش کاخی و باغی بوده تنها و تنها از ما برمی‌آید.

 

 

عکس‌های منتشر شده از فعالیت ماشین‌های سنگین در این سایت تاریخی با هیچ منطق و متر و معیار و قانونی سازگار نیست و این کار را تنها می‌توان به‌پای قانون‌گریزانی نوشت که خود مجری قانون‌اند.

 آنچه در اطراف گراند که شامل حیاط و ویرانه‌های اطراف آن به چشم می‌آید به‌اختصار بیان می‌کنم: برپاکردن اسکلت فلزی در ضلع شمالی گراند هتل است (عرصهٔ گاراژ اقتصاد) ساخت‌وساز جدید در عرصهٔ سایت تاریخی دولت‌خانه در حریم گراند هتل، ریختن مصالح سیمان و گچ در محوطهٔ تاریخی در اوج کج‌سلیقگی و بی‌نظمی و نادانی و ناآگاهی، انتقال مصالح تاریخی به خارج شهر به‌عنوان زباله ساختمانی و در کل هرج‌ومرجی است در پس و پشت دیوارهای بلند، در شرایطی که هنوز هیچ مطالعه جامعی بر روی این سایت باارزش تاریخی انجام نشده است.

هر چه گویی سخن پوچ است و واژگان بامعنی خود بیگانه!

مشاهده خبر در جماران