تحلیل روزنامه صهیونیستی هاآرتص؛
خلیج فارس پس از جنگ ۲۰۲۶؛ چرا اعراب به ایران نزدیکتر میشوند؟
اگرچه پادشاهیهای خلیج فارس نتوانستند مانع از حملات ژوئن ۲۰۲۵ علیه ایران شوند، اما اکنون دریافتهاند که «سپر دفاعی آمریکایی» آنها نیز در لحظه حقیقت، کارایی نداشته است. کشورهای عربی اکنون بر سر یک دوراهی تاریخی قرار دارند: آیا باید یک «ناتوی منطقهای» با حضور ترکیه و پاکستان تشکیل دهند، یا به دنبال ادغام ایران در یک اتحاد اقتصادی و امنیتی باشند؟
به گزارش سرویس بین الملل جماران، تحلیل روزنامه صهیونیستی هاآرتص به بررسی شکاف عمیق میان رویاپردازیهای دونالد ترامپ و معماری در حال فروپاشی امنیت منطقه میپردازد. این گزارش استدلال میکند که دستور «اجباری» ترامپ برای پیوستن همه کشورها، از قطر و ترکیه تا پاکستان و عربستان، به «پیمان ابراهیم»، در شرایطی صادر شده که متحدان سنتی واشنگتن دیگر آمریکا را یک «حامی قابل اتکا» نمیبینند.
نویسنده معتقد است که «تست پیروزی مطلق» ترامپ در جنگ علیه ایران شکست خورده است؛ چراکه اهداف آن، از جمله سرنگونی نظام یا حذف توان هستهای ایران، از ابتدا غیرواقعبینانه بود.
واقعیت میدان در مه ۲۰۲۶ نشان میدهد که با وجود حمله و ترور رهبران سیاسی ـ نظامی ایران، این تهران است که همچنان «دیکتهکننده حرکتهای دیپلماتیک» باقی مانده است. این برتری نه ناشی از تهدید هستهای، بلکه محصول کنترل جغرافیایی ایران بر تنگه هرمز است؛ اهرمی که نه آمریکا و نه رژیم صهیونیستی قادر به خنثی کردن آن نبودند.
در حالی که رژیم صهیونیستی مدعی «تغییر چهره خاورمیانه» است، واقعیت این است که حماس همچنان در غزه حکومت میکند و حزبالله، تحت محدودیتهایی که ترامپ به خواست ایران اعمال کرده، به جنگ ادامه میدهد.
جدیترین پیامد جنگ ۲۰۲۶، فرسایش توان واشنگتن در ایجاد یک بلوک متحد منطقهای است. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک دولت امارات، بهصراحت بیان کرده است که امارات در زمان سختی، بیش از تجهیزات، به «شفافیت مواضع شرکا» نیاز دارد؛ کنایهای به بیعملی آمریکا در لحظات بحرانی.
استراتژی ایران برای مقابله با ائتلاف آمریکایی ـ رژیم صهیونیستی بر سه پایه استوار بود: «حلقه آتش» متحدان منطقهای، پیوندهای اقتصادی با چین و روسیه، و چتر دیپلماتیک کشورهای عربی.
اگرچه پادشاهیهای خلیج فارس نتوانستند مانع از حملات ژوئن ۲۰۲۵ علیه ایران شوند، اما اکنون دریافتهاند که «سپر دفاعی آمریکایی» آنها نیز در لحظه حقیقت، کارایی نداشته است.
در نهایت، نویسنده نتیجه میگیرد که کشورهای عربی اکنون بر سر یک دوراهی تاریخی قرار دارند: آیا باید یک «ناتوی منطقهای» با حضور ترکیه و پاکستان تشکیل دهند، یا به دنبال ادغام ایران در یک اتحاد اقتصادی و امنیتی باشند؟
واقعیت این است که رژیم صهیونیستی دیگر به عنوان «پل ارتباطی با کاخ سفید» دیده نمیشود، بلکه به عنوان بازیگری نگریسته میشود که منطقه را به یک جنگ غیرضروری و پرهزینه کشانده است.
اتحاد نظامی رژیم صهیونیستی و امارات اکنون بهجای یک فرصت، به عنوان یک «محور جداییطلب» دیده میشود که هژمونی منطقه را به چالش میکشد.
در خلیج فارس پس از ۲۰۲۶، پادشاهیها ممکن است برای نجات خود از تخیلات ترامپ، به سوی اتحادهای نوین با رقیب دیرینه خود، ایران، حرکت کنند.
مشاهده خبر در جماران