تحلیل ریسپانسیبل استیتکرفت؛
راهبرد «امارات بهجای لبنان»؛ هشدار تهران به واشینگتن و تلآویو
ریسپانسیبل استیتکرفت مدعی است که در راهروهای قدرت در تهران، بحثی جدی و پنهانی درباره یک دکترین تلافیجویانه جدید شکل گرفته است: «هدف قرار دادن امارات به ازای هر حمله رژیم صهیونیستی به لبنان».
به گزارش سرویس بین الملل جماران، تحلیل ریسپانسیبل استیتکرفت به قلم تریتا پارسی، معاون اندیشکده کویینسی، به بررسی شکافهای عمیق در آتشبس لرزان میان ایران و آمریکا میپردازد. این گزارش استدلال میکند که بزرگترین تهدید برای «تفاهمنامه پساجنگ»، نه در خلیج فارس، بلکه در امتناع احتمالی رژیم صهیونیستی از توقف بمباران لبنان نهفته است.
نویسنده فاش میکند که در راهروهای قدرت در تهران، بحثی جدی و پنهانی درباره یک دکترین تلافیجویانه جدید شکل گرفته است: «هدف قرار دادن امارات به ازای هر حمله رژیم صهیونیستی به لبنان».
ایران برای اصرار بر «منطقهای بودن آتشبس»، یعنی شمول آن بر رژیم صهیونیستی و لبنان، سه دلیل راهبردی دارد:
۱. اعتبار محور مقاومت: تهران نمیتواند هزینه حیثیتی رها کردن متحدانش در غزه و لبنان را بپردازد.
۲. جلوگیری از چرخه تقابل مستقیم: حملات مداوم رژیم صهیونیستی، ریسک برخورد مستقیم تهران و تلآویو را، که پیش از این دو بار رخ داده، بهشدت افزایش میدهد.
۳. تست اراده ترامپ: برای تهران، مهار رژیم صهیونیستی سنجهای برای سنجش اعتبار هرگونه توافق با واشینگتن است. اگر دونالد ترامپ نتواند یا نخواهد نزدیکترین متحد خود را مهار کند، ارزش راهبردی توافق با آمریکا برای ایران بهشدت سقوط خواهد کرد.
پارسی به یک سناریوی خطرناک اشاره میکند: توافقی میان واشینگتن و تهران حاصل شود، اما رژیم صهیونیستی بهتدریج خود را از تعهدات خارج کرده و تحت عنوان «دفاع از خود»، حملات به لبنان را از سر بگیرد.
در این مرحله، ایران بر سر یک دوراهی دردناک قرار میگیرد: آیا باید توافق و رفع تحریمها را فدای اعتراض به حملات در لبنان کند؟
پاسخ بخشهایی از نهادهای امنیتی ایران به این بنبست، استراتژی «امارات به جای لبنان» است. منطق این استراتژی ساده و بیرحمانه است: اگر نظم جدید ترامپ، حمله رژیم صهیونیستی به متحد ایران در لبنان را تحمل میکند، پس باید حمله ایران به متحد رژیم صهیونیستی در خلیج فارس را نیز تحمل کند.
این راهبرد، بار مسئولیت را مستقیماً به دوش واشینگتن بازمیگرداند: یا رژیم صهیونیستی را مهار کن، یا شاهد سرایت جنگ به قلب هاب اقتصادی و انرژی متحدت، یعنی امارات، باش.
نویسنده معتقد است که امارات با امضای «پیمان ابراهیم» و تبدیل شدن به نزدیکترین شریک منطقهای رژیم صهیونیستی، عملاً خود را به یک «هدف در دسترس» در رقابت بزرگ ایران و رژیم صهیونیستی تبدیل کرده است.
در این میان، سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس که دل خوشی از مواضع تهاجمی امارات ندارند، در صورت بروز چنین درگیریای با چالشی اخلاقی و سیاسی روبهرو خواهند شد؛ چراکه محکوم کردن ایران، سکوت آنها در برابر پاکسازی قومی در جنوب لبنان را بیش از پیش برجسته میکند.
در نهایت، تریتا پارسی هشدار میدهد که حتی اگر ترامپ مانند ریگان در سال ۱۹۸۲، رژیم صهیونیستی را مجبور به توقف بمباران کند، واقعیت سال ۲۰۲۶ تغییر نکرده است: امنیت خلیج فارس اکنون بهطور تفکیکناپذیری به امنیت شامات گره خورده است.
امارات متحده عربی اکنون دریافته است که بهای حضور در «پیمان ابراهیم»، قرار گرفتن در خط مقدم جبههای است که کنترل ماشه آن نه در ابوظبی، بلکه در تلآویو و تهران است.
مشاهده خبر در جماران