در مقاله توماس فریدمن مطرح شد؛
نیویورکتایمز: ترامپ برای پایان جنگ ایران چقدر باید تحقیر را بپذیرد؟
توماس فریدمن، ستوننویس برجسته نیویورکتایمز میگوید ترامپ احتمالاً مجبور خواهد شد برای پایان دادن به جنگ، بخشی از شعارهای اولیه خود، مانند «تسلیم بیقیدوشرط ایران» را کنار بگذارد. اما در عین حال، او این عقبنشینی را به افکار عمومی آمریکا طوری عرضه خواهد کرد که انگار «لابستر» یا «فیله مینیون» خورده است؛ یعنی یک شکست یا توافق ناقص را بهعنوان پیروزی بزرگ و تاریخی نمایش خواهد داد.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، مقاله «ترامپ برای پایان جنگ ایران چقدر باید تحقیر را بپذیرد؟» نوشته توماس فریدمن، ستوننویس برجسته نیویورکتایمز، استدلال میکند که دولت ترامپ پس از آغاز جنگ با ایران، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که برای خروج از بحران، ناچار است به توافقی تن دهد که بسیار شبیه همان توافق هستهای دوران اوباما خواهد بود؛ توافقی که ترامپ در سال ۲۰۱۸ آن را «فاجعهبار» خواند و از آن خارج شد.
به باور فریدمن، آمریکا و اسرائیل اگرچه توانستند خسارتهای سنگینی به زیرساختهای نظامی و هستهای ایران وارد کنند، اما در نهایت نه حکومت جمهوری اسلامی ایران سقوط کرد و نه نفوذ منطقهای ایران از بین رفت؛ بلکه تهران اکنون در برخی حوزهها حتی اهرمهای جدید و خطرناکتری به دست آورده است.
فریدمن توضیح میدهد که تنها راه واقعی برای مهار فوری برنامه هستهای ایران، توافقی است که در آن جمهوری اسلامی ایران حدود هزار پوند اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی خود را واگذار کند. اما چنین توافقی ناگزیر مستلزم کاهش بخشی از تحریمها و محدودیتهای صادرات نفت ایران خواهد بود؛ اقدامی که به گفته او، عملاً به حکومت ایران «فرصتی دوباره برای بقا» میدهد.
او هشدار میدهد که این منابع مالی تازه میتواند برای بازسازی توان اقتصادی حکومت و ادامه حمایت از نیروهای متحدان منطقهای ایران در لبنان، عراق و یمن استفاده شود.
انتقاد از نبود برنامهریزی راهبردی در دولت ترامپ
یکی از محورهای اصلی مقاله، انتقاد شدید از نبود برنامهریزی راهبردی در دولت ترامپ است. فریدمن میگوید ترامپ و بنیامین نتانیاهو تصور میکردند جمهوری اسلامی ایران پس از چند هفته بمباران گسترده، مانند «خانهای پوشالی» فرو خواهد ریخت؛ اما هیچگونه بررسی جدی درباره سناریوهای جایگزین انجام ندادند.
به گفته او، آنها این احتمال را دستکم گرفتند که ایران بتواند با ابزارهایی بسیار ارزانتر، اما مؤثر، هزینههای سنگینی بر اقتصاد جهانی تحمیل کند.
فریدمن توضیح میدهد که ایران با استفاده از پهپادهای ارزانقیمت، موشکهای کروز و قایقهای تندرو نشان داد که میتواند تنگه هرمز، مسیر عبور حدود ۲۰ درصد نفت جهان، را مختل کند و عملاً اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد.
او این توانایی را «سلاح اختلال گسترده» مینامد؛ ابزاری که برخلاف تسلیحات فوقپیشرفته و میلیارددلاری آمریکا، بسیار ارزان اما فوقالعاده مؤثر است.
به باور او، جنگ باعث شد هم ایران و هم جهان متوجه شوند که تهران اکنون توان واقعی ایجاد بحران در بازار جهانی انرژی را دارد و این اهرم راهبردی جدید، ارزش ژئوپلیتیکی عظیمی برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده است.
آسیبپذیری زیرساختهای انرژی خلیج فارس
نویسنده همچنین به حملات ایران علیه زیرساختهای انرژی کشورهای عرب خلیج فارس اشاره میکند و میگوید تهران با حملات پهپادی و موشکی به قطر و دیگر تأسیسات منطقهای نشان داد که امنیت اقتصادی عربستان، امارات، قطر و سایر متحدان آمریکا در صورت وقوع جنگ گسترده با ایران بهشدت آسیبپذیر است.
او بهویژه به حملهای اشاره میکند که بخشی از ظرفیت صادرات گاز مایع قطر را برای چند سال مختل کرد و میلیاردها دلار خسارت اقتصادی به جا گذاشت.
استعاره «eat crow»؛ «پذیرش تحقیر» برای پایان جنگ
بخش مهمی از مقاله به استعاره معروف «eat crow» اختصاص دارد؛ اصطلاحی آمریکایی که به معنای پذیرفتن تحقیر یا بلعیدن شکست است.
فریدمن میگوید ترامپ احتمالاً مجبور خواهد شد برای پایان دادن به جنگ، بخشی از شعارهای اولیه خود، مانند «تسلیم بیقیدوشرط ایران» را کنار بگذارد. اما در عین حال، او این عقبنشینی را به افکار عمومی آمریکا طوری عرضه خواهد کرد که انگار «لابستر» یا «فیله مینیون» خورده است؛ یعنی یک شکست یا توافق ناقص را بهعنوان پیروزی بزرگ و تاریخی نمایش خواهد داد.
فریدمن در پایان مقاله تأکید میکند که هرچند هدفهایی مانند تغییر بنیادین رفتار جمهوری اسلامی یا محدودسازی کامل برنامه هستهای ایران، از نگاه آمریکا و اسرائیل میتوانست آینده خاورمیانه را دگرگون کند، اما تحقق چنین هدفی نیازمند برنامهای پیچیده، ائتلافی گسترده، مشروعیت بینالمللی و آمادگی برای روندی طولانی و دشوار بود؛ شرایطی که به باور او، دولت ترامپ از آن برخوردار نبود.
او مینویسد آمریکا و اسرائیل توانستند به بخشی از ظرفیتهای هستهای و نظامی ایران آسیب وارد کنند و اگر در نهایت انتقال یا خروج اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی نیز محقق شود، میتواند بهعنوان یک دستاورد مهم مطرح شود.
مشاهده خبر در جماران