کدخبر: ۱۷۱۰۵۸۵ تاریخ انتشار:

تحلیل شورای خاورمیانه؛

سراب آتش‌بس؛ هزینه‌های جنگ ایران برای پادشاهی‌های خلیج فارس

شورای خاورمیانه استدلال می‌کند که خلیج فارس در تله جنگی گرفتار شده که خود آغازگر آن نبوده، اما اکنون تاوان سنگین «انسداد ساختاری هرمز» را می‌پردازد. در حالی که سود خالص آرامکو ۳۴ درصد رشد داشته، عربستان بزرگ‌ترین کسری بودجه خود از سال ۲۰۱۸، یعنی ۳۳.۵ میلیارد دلار در سه ماه، را ثبت کرده است؛ واقعیتی که نشان می‌دهد هزینه‌های جنگ از توان مالی منطقه فراتر رفته است.

به گزارش سرویس بین الملل جماران، تحلیل شورای خاورمیانه به کالبدشکافی یک پارادوکس دردناک می‌پردازد: اگرچه نبردهای مستقیم میان ایران، رژیم صهیونیستی و آمریکا پس از آتش‌بس ۸ آوریل متوقف شده، اما هزینه‌های اقتصادی برای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با سرعتی سرسام‌آور در حال انباشت است.

این گزارش استدلال می‌کند که خلیج فارس در تله جنگی گرفتار شده که خود آغازگر آن نبوده، اما اکنون تاوان سنگین «انسداد ساختاری هرمز» را می‌پردازد. در حالی که سود خالص آرامکو ۳۴ درصد رشد داشته، عربستان بزرگ‌ترین کسری بودجه خود از سال ۲۰۱۸، یعنی ۳۳.۵ میلیارد دلار در سه ماه، را ثبت کرده است؛ واقعیتی که نشان می‌دهد هزینه‌های جنگ از توان مالی منطقه فراتر رفته است.

چالش اصلی در سال ۲۰۲۶، «نامتقارن بودن خسارت‌ها» است؛ مسئله‌ای که انسجام دیپلماتیک اعراب را تهدید می‌کند.

عربستان و امارات با تکیه بر خط‌لوله‌های جایگزین، از جمله خط لوله شرق به غرب و خط لوله فجیره، بخشی از صادرات خود را حفظ کرده‌اند؛ هرچند حملات آوریل به این زیرساخت‌ها ثابت کرد که هیچ مسیری از بازوان بلند تهران در امان نیست.

در مقابل، کویت، قطر و بحرین هیچ مسیر جایگزینی ندارند. کویت در ماه آوریل عملاً هیچ نفتی صادر نکرد و قطر با اعلام «وضعیت اضطراری»، به دلیل تخریب ۱۷ درصد از ظرفیت تولید گاز خود در حملات رأس‌لفان، با بحرانی چندساله روبه‌روست.

این ناترازی باعث شده قیمت نفت مورد نیاز برای تراز بودجه در بحرین به بیش از ۱۳۰ دلار برسد، در حالی که این رقم برای ابوظبی حدود ۶۵ دلار است.

فراتر از نفت، «اقتصاد غیرنفتی» خلیج فارس در حال خونریزی است.

بخش هوانوردی، به‌عنوان نماد توسعه منطقه، با بحرانی بی‌سابقه روبه‌رو شده است؛ قیمت سوخت هواپیما نسبت به سال گذشته ۹۴ درصد افزایش یافته و فرودگاه دبی که در مارس هدف حملات پهپادی قرار گرفت، همچنان با ظرفیت کاهش‌یافته فعالیت می‌کند.

در حوزه املاک نیز اعتماد سرمایه‌گذاران و مهاجران متخصص به‌شدت آسیب دیده و حجم معاملات به ۶۰ درصد دوران پیش از جنگ سقوط کرده است.

نویسنده معتقد است مدل «توسعه مبتنی بر نیروی کار خارجی» امارات با ریسک خروج گسترده روبه‌روست؛ زیرا خارجی‌ها دیگر این منطقه را یک «پناهگاه امن» نمی‌بینند.

لایه خطرناک‌تر این بن‌بست، «نهادینه‌سازی انسداد» توسط ایران است.

تهران با تأسیس «سازمان مدیریت تنگه خلیج فارس»، عملاً عبور و مرور را به یک فرایند بروکراتیک پیچیده با هزینه‌های گزاف، تا ۲ میلیون دلار برای هر کشتی، تبدیل کرده است.

این ساختار به‌گونه‌ای طراحی شده که حتی پس از یک توافق سیاسی کلی نیز باقی بماند.

همزمان، واشینگتن شرکت‌های کشتیرانی را تهدید کرده که پر کردن فرم‌های ایرانی، آن‌ها را در معرض تحریم قرار می‌دهد؛ بن‌بستی که نتیجه آن کاهش عبور و مرور به تنها ۳.۶ درصد سطح پیش از جنگ است.

در نهایت، این تحلیل نتیجه می‌گیرد که مدل «ریکاوری سریع»، مشابه دوران پس از کرونا، برای این بحران کارایی ندارد.

آسیب‌های واردشده به زیرساخت‌های گازی و «برند امنیتی» خلیج فارس، ماندگار هستند.

خروج ناگهانی امارات از اوپک در اول مه ۲۰۲۶، نخستین نشانه از فروپاشی همبستگی عربی تحت فشارهای نامتقارن بود.

خلیج فارس با ۳.۵ تریلیون دلار ثروت حاکمیتی، روی کاغذ قدرت چانه‌زنی عظیمی دارد، اما تا زمانی که اعضا بر سر «توزیع عادلانه دردهای اقتصادی» به توافق نرسند، این اهرم مالی در برابر اراده نظامی ایران و بی‌نظمی راهبردی آمریکا، تنها یک ظرفیت هدررفته باقی خواهد ماند.

مشاهده خبر در جماران