کدخبر: ۱۷۰۸۵۲۲ تاریخ انتشار:

پشت پرده خروج ۵۰۰۰ سرباز آمریکایی از آلمان

کاهش نیرو در واقع، ترکیبی از پیام‌های سیاسی کوتاه‌مدت و گرایش‌های ساختاری ریشه‌دار در استراتژی دفاعی آمریکاست.

به گزارش جماران، الجزیره در گزارشیس نوشت: با وجود اینکه تصمیم اعلام شده آمریکا برای خروج ۵۰۰۰ سرباز از آلمان، خشم تصمیم گیرندگان، تحلیلگران و مردم را برانگیخته است، اما با استراتژی دفاع ملی آمریکا که در ژانویه ۲۰۲۶ صادر شد، سازگار است و بخش بزرگی از کل نیروی  نظامی آمریکا در اروپا را نشان نمی دهد.

برخی به این اقدام  صرفاً از منظر تنش های سیاسی نگاه کرده اند و به اختلافات اخیر بین واشنگتن و برلین بر سر عملیات آمریکا در خاورمیانه، از جمله تلاش ها برای تأمین امنیت تنگه هرمز اشاره کرده اند.

شکی نیست که این پویایی های سیاسی یک واقعیت ملموس است و رنگ و بویی به مشاجرات اخیر بین دو دولت داده است. با این حال، تمرکز صرف بر اصطکاک دیپلماتیک کنونی خطر نادیده گرفتن زمینه استراتژیک گسترده تری را دارد که این تصمیم را احاطه کرده است.

کاهش نیرو در واقع، ترکیبی از پیام‌های سیاسی کوتاه‌مدت و گرایش‌های ساختاری ریشه‌دار در استراتژی دفاعی آمریکاست. برای دهه‌ها، دولت‌های متوالی آمریکا -چه جمهوری‌خواه و چه دموکرات- اروپا را به ایفای سهم بیشتری از مسئولیت دفاعی تشویق کرده‌اند.

از این رو، تعدیل کنونی در وضعیت نیروها باید به عنوان بخشی از این مسیر طولانی مدت فهم شود.

از سوی دیگر، بعد سیاسی به نظر می رسد آشکارتر باشد. زیرا زمان اعلام، همراه با اظهارات علنی مقامات ارشد، ممکن است نشان دهد که نارضایتی واشنگتن از نقش محدود آلمان در عملیات خاورمیانه در تصمیم گیری نقش داشته است.

عدم تمایل آلمان به مشارکت در برخی از تلاش های امنیتی دریایی، از جمله تلاش هایی که هدف آن تضمین آزادی کشتیرانی از طریق تنگه هرمز است، یک نقطه اختلاف اساسی بوده است. رهبران آلمان نیز با اظهارات علنی خود پاسخ دادند و به نقاط تنش در روابط دوجانبه اشاره کردند.

با این حال، منطق استراتژیک پشت کاهش نیروها، مقدم بر این اختلافات اخیر است. آمریکا از دهه های اولیه جنگ سرد، متحدان اروپایی را به افزایش هزینه های دفاعی و تقویت توانایی های نظامی ترغیب کرده است.

در سال ۲۰۱۱،  رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا سخنرانی معروفی را در بروکسل ایراد کرد و در آن هشدار داد که اگر کشورهای اروپایی روند نزولی سرمایه گذاری های دفاعی خود را معکوس نکنند، حمایت آمریکا از ناتو ممکن است تضعیف شود.

پیام او مستقیم بود: پایداری بلندمدت ائتلاف به توزیع متعادل تری از مسئولیت های دفاعی بستگی دارد.

این رویکرد در استراتژی دفاع ملی ژانویه ۲۰۲۶ گنجانده شد، که «تقویت تقسیم بار با متحدان» را به عنوان یکی از ارکان اساسی خود قرار داد.

این استراتژی روشن ساخت که ایالات متحده باید دفاع از میهن و بازدارندگی در منطقه هند و اقیانوس آرام را به عنوان اهداف عالی امنیت ملی خود در اولویت قرار دهد.

برآورده کردن این اولویت ها ممکن است مستلزم تطبیق مجدد وضعیت نیروهای آمریکایی در سطح جهانی باشد، از جمله اعمال برخی کاهش ها در مناطقی که متحدان در حال افزایش توانایی خود برای مشارکت بیشتر در دفاع جمعی هستند.

درگیری مداوم با ایران نیز بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. زیرا ایالات متحده مجموعه بزرگی از دارایی های نظامی را در خاورمیانه مستقر کرده است تا از عملیات جاری در آنجا پشتیبانی کند.

آنچه اغلب نادیده گرفته می شود، نقش محوری است که اروپا در توانمندسازی این ماموریت ها ایفا می کند. پایگاه های آمریکا در آلمان و دیگر کشورهای اروپایی به عنوان مراکز لجستیکی، نقاط تخلیه پزشکی و مناطق تجمع برای نیروهایی که به خاورمیانه و فراتر از آن می روند، عمل می کنند.

اروپا همچنان یک سکوی اساسی برای پرتاب قدرت آمریکا است و آخرین تعدیل در تعداد نیروها این واقعیت اساسی وضعیت نظامی جهانی آمریکا را تغییر نمی دهد.

همچنین بسیار مهم است که اندازه این کاهش در زمینه درست خود نگه داشته شود. حتی پس از خروج ۵۰۰۰ سرباز، ایالات متحده همچنان حدود ۸۰۰۰۰ نیروی مسلح در اروپا خواهد داشت.

کنگره حداقل قانونی ۷۵۰۰۰ سرباز را تعیین کرده است که نشان دهنده تعهد راسخ از سوی هر دو حزب به دفاع از ناتو است. این تعدیل نشان دهنده تغییری نسبتاً جزئی در یک حضور گسترده تر آمریکا است که همچنان قوی است.

شایان ذکر است که واکنش دولت آلمان به این اعلامیه سنجیده بود. وزیر دفاع آلمان تاکید کرد که این تصمیم با یک روند کلی سازگار است و آن این است که اروپا سرمایه گذاری خود را در دفاع از خود افزایش می دهد.

بودجه دفاعی آلمان در سال های اخیر به طور قابل توجهی رشد کرده است و انتظار می رود «ارتش آلمان» با سرعتی که کشور برای دهه ها شاهد آن نبوده، گسترش یابد. این تغییر منعکس کننده دو چیز است:

درک گسترده تری در سراسر اروپا مبنی بر اینکه محیط امنیتی از زمان تهاجم روسیه به اوکراین به طور چشمگیری تغییر کرده است و دولت ترامپ دفاع از میهن و بازدارندگی در آسیا را در اولویت قرار داده و از متحدان اروپایی می خواهد که ابتکار عمل را در اروپا به دست گیرند. کشورهای اروپایی اکنون به طور جدی نیاز به تقویت توانایی های بازدارندگی خود را در نظر می گیرند.

این زمینه گسترده تری است که تصمیم آمریکا باید از طریق آن درک شود. افزایش هزینه های دفاعی اروپا نه تنها مورد استقبال قرار می گیرد، بلکه یک ضرورت فوری است.

برای مدت طولانی، اتحاد دو سوی آتلانتیک به طور نامتناسبی به قدرت نظامی آمریکا متکی بوده است. در حالی که ایالات متحده همچنان به ناتو متعهد است، ثبات بلندمدت این اتحاد به ایفای نقش بزرگتر اروپا در دفاع از خود بستگی دارد.

لحظه کنونی - که با عدم اطمینان ژئوپلیتیکی، تهدیدهای رو به رشد و تغییر اولویت های جهانی مشخص می شود - به اروپا فرصتی می دهد تا به جلو حرکت کند.

کاهش نیروهای آمریکایی در آلمان بهتر است به عنوان یک «تعدیل استراتژیک» و نه یک گسست تلقی شود. این هم پویایی های سیاسی فوری و هم نیروهای ساختاری عمیق تری را که سیاست دفاعی آمریکا را شکل می دهند، منعکس می کند.

همانطور که اروپا به سرمایه گذاری در امنیت خود ادامه می دهد و ایالات متحده بر چالش های با اولویت بالای خود متمرکز می شود، در نهایت ممکن است یک اتحاد دو سوی آتلانتیک متعادل تر پدید آید. اتحادی که بازدارندگی را تقویت می کند و ارزش های مشترکی را که در قلب این اتحاد قرار دارند، مستحکم می کند.

 

مشاهده خبر در جماران
کلمات کلیدی آمریکا و آلمان