کدخبر: ۱۷۰۷۷۶۷ تاریخ انتشار:

خروج امارات متحده عربی از اوپک و پیام سیاسی به عربستان سعودی

خروج امارات از اوپک، خروج از چتر سیاسی است که در آن عربستان سعودی به دلیل موقعیت خود به عنوان بزرگترین تولیدکننده در داخل سازمان و صاحب مؤثرترین سخن در تصمیمات آن، از وزن بیشتری برخوردار است.

به گزارش جماران به نقل از روزنامه الاخبار، خروج امارات از اوپک در سایه بسته شدن تنگه هرمز، ابعاد سیاسی فراتر از بازار نفت را برجسته می‌کند و نشان‌دهنده تنش‌های داخلی در ائتلاف تولیدکنندگان و تأثیرات محدود بر قیمت‌ها در حال حاضر است.

این سازمان اساساً به عنوان چارچوبی برای هماهنگی سیاست‌های نفتی بین کشورهای تولیدکننده تأسیس شد.

امارات خروج خود را از سازمان اوپک در زمانی حساس که بازار جهانی نفت به دلیل کمبود عرضه پس از بسته شدن تنگه هرمز برای حدود دو ماه تجربه می‌کند، اعلام کرد. درست است که خروج امارات از ائتلاف نفتی، تأثیر زیادی بر سازمان از نظر تأثیرگذاری بر قیمتی که تعیین می‌کند، ندارد، اما دارای مفاهیم و ابعاد سیاسی است که فراتر از محاسبات فنی مرتبط با سهمیه‌های تولید، به فراتر از خود بازار انرژی می‌رود.

خروج امارات از اوپک، خروج از چتر سیاسی است که در آن عربستان سعودی به دلیل موقعیت خود به عنوان بزرگترین تولیدکننده در داخل سازمان و صاحب مؤثرترین سخن در تصمیمات آن، از وزن بیشتری برخوردار است. بنابراین، به نظر می‌رسد این اقدام امارات بیشتر یک پیام سیاسی خطاب به ریاض است که در آن ابوظبی تمایل خود را برای رهایی تصمیم نفتی خود از قیمومیت غیرعلنی «کارتل نفتی» مهم جهان اعلام می‌کند.

این اقدام به معنای کاهش تعهد امارات به سقف تولید جمعی است و نشان‌دهنده تمایل فزاینده برای رهایی تصمیم نفتی خود از محدودیت‌هایی است که معادله «اوپک پلاس» در طول سال‌های گذشته تحمیل کرده است، به ویژه در سایه افزایش اختلافات بین آن و عربستان سعودی در مورد سهمیه‌ها، سرمایه‌گذاری‌های آینده و نقش هر کشور در بازار جهانی انرژی. و در لحظه‌ای که عرضه به دلیل بسته شدن تنگه هرمز دچار اختلال شدید است، این تصمیم بیشتر به یک اعلامیه سیاسی شبیه است مبنی بر اینکه ابوظبی می‌خواهد به عنوان یک تولیدکننده مستقل عمل کند، قادر به استفاده از ظرفیت تولیدی خود در خدمت منافع مستقیم خود است، نه فقط در خدمت تعادل سازمان.

 

پیدایش «اوپک» و وظیفه آن

سازمان کشورهای صادرکننده نفت «اوپک» در سال ۱۹۶۰ در بغداد، توسط پنج کشور عربستان سعودی، عراق، ایران، کویت و ونزوئلا، با هدف هماهنگی سیاست‌های تولید و قیمت‌گذاری بین کشورهای تولیدکننده در مواجهه با سلطه شرکت‌های نفتی بزرگ غربی تأسیس شد. با گذشت زمان، این سازمان با پیوستن کشورهای دیگر، از جمله قطر در سال ۱۹۶۱، اندونزی و لیبی در سال ۱۹۶۲، امارات در سال ۱۹۶۷، الجزایر در سال ۱۹۶۹، نیجریه در سال ۱۹۷۱، سپس اکوادور و گابن در دهه هفتاد، و بعداً، آنگولا، گینه استوایی و کنگو، گسترش یافت. اما عضویت اوپک همیشه ثابت نبوده است، زیرا چندین کشور مانند قطر، اندونزی، اکوادور و آنگولا از آن خارج شده یا عضویت خود را به حالت تعلیق درآورده‌اند، که نشان‌دهنده تنش دائمی بین تعهد به سقف تولید جمعی و تمایل هر کشور به مدیریت نفت خود مطابق با منافع خاص خود است. اما روسیه عضو اوپک نیست، اما از سال ۲۰۱۶ از طریق فرمول «اوپک پلاس» که کشورهای سازمان را با تولیدکنندگان خارج از آن برای هماهنگی تولید جمع می‌کند، به یک بازیگر اساسی تبدیل شده است.

سازمان اوپک در ابتدا به عنوان چارچوبی برای هماهنگی سیاست‌های نفتی بین کشورهای تولیدکننده در مواجهه با تسلط شرکت‌های بزرگ نفتی غربی بر قیمت‌گذاری و تولید شکل گرفت و به مرور زمان به یکی از برجسته‌ترین بازیگران بازار جهانی انرژی تبدیل شد. پیش از خروج امارات، اوپک حدود یک سوم تولید نفت خام جهانی را شامل می‌شد و کشورهای عضو آن دارای بیشترین سهم از ذخایر نفتی اثبات شده، یعنی حدود ۸۰ درصد از ذخایر جهان بودند. بنابراین، تأثیر این سازمان از توانایی آن ناشی می‌شود که از طریق تصمیمات کاهش یا افزایش تولید، بر انتظارات بازار منعکس می‌شود و همچنین از جایگاه عربستان سعودی در داخل آن به عنوان بزرگترین تولیدکننده و دارنده گسترده‌ترین توانایی در تعدیل عرضه. این امر «اوپک» را عملاً به چارچوبی سیاسی برای مدیریت تعادل بین تولیدکنندگان بزرگ تبدیل کرده است.

 

نگاه آمریکا

آمریکایی‌ها به «اوپک» با دو دیدگاه متفاوت نگاه می‌کنند. در گفتمان سیاسی علنی، این سازمان به عنوان یک بلوک کنترل کننده قیمت‌ها و فشار بر مصرف کننده آمریکایی هر زمان که هزینه بنزین افزایش می‌یابد، ارائه می‌شود. بنابراین، جای تعجب نبود که دونالد ترامپ بیش از یک بار به «اوپک» حمله کرد، به عنوان مثال، او در سال ۲۰۱۸ نوشت که «انحصار اوپک باید قیمت‌ها را اکنون کاهش دهد». در روزهای اخیر، ترامپ پس از اعلام خروج امارات، از این اقدام استقبال کرد و گفت که این «اتفاق خوبی» برای کاهش قیمت نفت، گاز و انرژی به طور کلی است. اما این رابطه پیچیده‌تر از گفتمان تقابل است.

ایالات متحده آمریکا که به بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان تبدیل شده است، به حداقل انضباط در بازار نیاز دارد تا قیمت‌ها به سطوحی سقوط نکنند که به صنعت نفت شیل آمریکا ضربه بزند.

ایالات متحده، که به بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان تبدیل شده است، از تضعیف توانایی «اوپک» در تحمیل قیمت‌های بالا سود می‌برد، اما در عین حال به حداقل انضباط در بازار نیاز دارد تا قیمت‌ها به سطوحی سقوط نکنند که به صنعت نفت شیل آمریکا ضربه بزند. تولید نفت شیل پرهزینه‌تر از نفت سنتی خلیج فارس است و داده‌های «دالاس فد» و آژانس انرژی آمریکا نشان می‌دهد که شرکت‌های حفاری آمریکایی به طور متوسط به قیمت‌هایی در حدود شصت دلار در هر بشکه نیاز دارند تا حفاری چاه‌های جدید در مهم‌ترین حوضه‌های شیل مانند «پرمین» مقرون به صرفه باشد. بنابراین، واشنگتن «اوپک» را از نظر سیاسی ضعیف‌تر و بیشتر در معرض فشار می‌خواهد، اما یک بازار کاملاً افسارگسیخته که منجر به کاهش شدید قیمت‌ها شود را نمی‌خواهد، زیرا این امر بخش‌هایی را تهدید می‌کند که به بخشی اساسی از قدرت انرژی آن تبدیل شده است.

تولید نفت خام ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ به رکورد حدود ۱۳.۶ میلیون بشکه در روز رسید و موقعیت خود را به عنوان بزرگترین تولیدکننده جهانی تقویت کرد. از این رو، به نظر می‌رسد موضع آمریکا در مورد خروج امارات از «اوپک» بخشی از معادله استقبال از هر اقدامی است که کارتل را تضعیف می‌کند و نفوذ عربستان را در داخل آن محدود می‌کند، در حالی که در عین حال مراقب است که ضعف اوپک به هرج و مرج قیمتی تبدیل نشود که به صنعت نفت آمریکا آسیب برساند.

 

از وضعیت گسترده‌تر تا اختلافات جزئی

به طور کلی، تصمیم امارات  از سر هوا و هوس نبوده است. رابطه بین ابوظبی و ریاض در داخل «اوپک پلاس» از سال‌ها پیش شاهد تنش آشکاری بر سر سهمیه‌های تولید بوده است که علناً در تابستان ۲۰۲۱ هنگامی که امارات مذاکرات گروه را در اعتراض به تمدید توافق کاهش تولید بدون اصلاح خط مبنایی که سهمیه آن بر اساس آن محاسبه می‌شود، متوقف کرد.

ابوظبی بر این باور بود که این خط دیگر پس از سال‌ها سرمایه‌گذاری در این بخش، ظرفیت تولید آن را منعکس نمی‌کند و پایبندی به آن به معنای محدود کردن توانایی آن در تبدیل این سرمایه‌گذاری‌ها به تولید واقعی است. در مقابل، عربستان سعودی به منطق انضباط جمعی به عنوان ابزار اصلی برای حفظ قیمت‌ها و مدیریت عرضه پایبند بود. از این رو، به نظر می‌رسد خروج امارات امتداد یک اختلاف قدیمی بر سر یک سوال اساسی است: چه کسی مقدار نفتی را که هر کشور می‌تواند تولید کند، تعیین می‌کند، سازمان یا خود کشور تولیدکننده؟

در مجموع، به نظر نمی‌رسد که خروج امارات از اوپک در کوتاه‌مدت قادر به تغییر آنچه در بازار نفت به دلیل بسته شدن تنگه هرمز می‌گذرد، باشد. مشکل اساسی امروز نه موقعیت امارات در داخل یا خارج از سازمان، بلکه توانایی نفت برای خروج از منطقه است. از آنجایی که بسته شدن تنگه مسیرهای صادرات را محدود می‌کند، هرگونه آزادی امارات از سقف‌های اوپک به‌طور خودکار به افزایش واقعی عرضه جهانی تبدیل نمی‌شود. امارات، حتی اگر بخواهد تولید خود را افزایش دهد، توانایی آن برای صادرات مقادیر اضافی محدود است تا زمانی که مسیر دریایی اصلی پیش روی نفت خلیج فارس بسته یا مختل باشد.

بنابراین، و دور از واکنش بازارها و انتظارات سفته بازان، دشوار است که این تصمیم تأثیر مستقیمی بر قیمت‌ها در این لحظه بگذارد. قیمت‌ها اکنون تحت تأثیر کمبود عرضه و خطرات حمل و نقل حرکت می‌کنند، نه تحت تأثیر تغییر عضویت یک کشور در اوپک. از این رو، مهم‌ترین معنای این تصمیم سیاسی است و پیامی از امارات به عربستان سعودی و نشانه‌ای از تغییر احتمالی در توازن روابط در درون سیستم نفتی خلیج فارس است. اما تأثیر واقعی آن به بعد از جنگ موکول می‌شود، زمانی که معابر دوباره باز شوند و نتایج سیاسی بحران آشکار شود و مشخص شود که آیا خروج امارات یک اقدام گذرا است یا آغاز یک تغییر موقعیت گسترده‌تر در بازار نفت و ائتلاف‌های آن.

 

مشاهده خبر در جماران