نبرد پترودلار در تنگه هرمز؛ پنجاه سال سلطه دلار در برابر پنج هفته آزمایش با یوآن
جنگ بر سر این است که کدام ارز، مولکولی را میخرد که اقتصاد جهانی را به حرکت در میآورد؛ و پاسخ این سوال در یک گلوگاه ۳۴ کیلومتری توسط نهادی تعیین میشود که حق ورود را به یوآن میگیرد.
به گزارش جماران، شاناکا آنسلم پررا کارشناس مالی و نویسنده در یادداشتی نوشت:
در سال ۱۹۷۴، هنری کسینجر با عربستان سعودی به توافقی دست یافت: نفت خود را به دلار قیمتگذاری کنید، مازاد درآمد را در اوراق قرضه خزانهداری آمریکا سرمایهگذاری کنید، و آمریکا امنیت شما را تضمین میکند.
این توافق هرگز یک معاهده رسمی نبود؛ دستدادنی بود که پشتوانهاش ناوهای هواپیمابر بودند.
برای پنجاه سال، هر بشکه نفتی که در هر جای زمین فروخته شد، تقاضایی برای دلار ایجاد کرد که بدهیهای آمریکا را تأمین مالی میکرد.
کارکرد این سیستم مستلزم دو چیز بود: نفت خلیج فارس به دلار قیمتگذاری شود، و نیروی دریایی آمریکا امنیت تنگهای را که نفت از آن عبور میکند، تضمین نماید. هر دو شرط تا ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ برقرار بود.
ایران تنگه هرمز را بست.
نه به صورت فیزیکی، بلکه به صورت عملیاتی؛ از طریق مینگذاری مسیرها، حمله به نفتکشها و ایجاد یک ایست بازرسی و باجگیری (تولبوت) توسط سپاه پاسداران که کشتیها را بازرسی میکند، هزینهها را به «یوآن» یا «استیبلکوین» دریافت میکند و کشتیهای تأیید شده را از طریق کریدور «لارک» اسکورت مینماید.
ترافیک دریایی ۹۵ درصد سقوط کرد.
نفتی که هنوز جریان دارد، با دلار معامله نمیشود؛ بلکه با یوآن و از طریق سیستم CIPS تسویه میشود و به سازمانی پرداخت میگردد که ایالات متحده آن را یک گروه تروریستی مینامد.
ایران از زمان آغاز جنگ بیش از ۱۱.۷ میلیون بشکه نفت به چین صادر کرده است، که تماماً با ارز کشوری پرداخت شده که ادعای بیطرفی دارد. «پترودلار» توسط یک مقاله سیاسی از سوی گروه بریکس به چالش کشیده نشده است، بلکه توسط یک «ایست بازرسی و عوارض» به چالش کشیده شده است.
ایالات متحده ۳۹ تریلیون دلار بدهی ناخالص ملی دارد.
این بدهی قابل پرداخت است چون دولتهای خارجی اوراق خزانهداری میخرند. دولتهای خارجی اوراق خزانهداری میخرند چون دلار ذخیره میکنند. آنها دلار ذخیره میکنند چون قیمت نفت به دلار است. اگر قیمتگذاری نفت به دلار متوقف شود، تقاضایی که بدهیها را تأمین مالی میکند ضعیف میشود.
ذخایر اوراق خزانهداری عربستان سعودی در ژانویه ۲۰۲۶ به ۱۳۴.۸ میلیارد دلار رسید که تنها در یک ماه ۱۴.۷ میلیارد دلار کاهش داشت.
سعودیها اجازه دادند توافق ۱۹۷۴ در ژوئن ۲۰۲۴ بدون تمدید منقضی شود. حلقه بازیافت دلاری که کسینجر ساخته بود، درست در همان لحظهای در حال سست شدن است که تنگه محل فعالیت آن، توسط یک نیروی نظامی متخاصم کنترل میشود که عوارض را به ارز رقیب دریافت میکند.
جنگ بر سر همین است.
نه برنامه هستهای که توجیه اعلام شده بود؛ نه موشکها که سلاحهای آشکار هستند.
جنگ بر سر این است که کدام ارز، مولکولی را میخرد که اقتصاد جهانی را به حرکت در میآورد؛ و پاسخ این سوال در یک گلوگاه ۳۴ کیلومتری توسط نهادی تعیین میشود که حق ورود را به یوآن میگیرد.
هر حمله آمریکا به زیرساختهای ایران، توانایی حفظ این باجگیری را کاهش میدهد. هر بشکه نفت ایران که در طول جنگ به یوآن به چین فروخته میشود، کارآمدی این سیستم جدید را ثابت میکند.
حملات و فروشها همزمان در حال انجام است. پترودلار و جایگزین آن، همزمان در یک میدان نبرد در حال آزمایش هستند.
ضربالاجل روز سهشنبه ترامپ، ابزار اجرایی این موضوع است. «روز نیروگاه» برای تنبیه ایران به خاطر بستن تنگه نیست.
برای اطمینان از این است که وقتی تنگه بازگشایی شد، نفت با دلار جریان یابد و آن ۳۹ تریلیون دلار همچنان قابل تأمین مالی باقی بماند.
فروش F-۳۵ به امارات و عربستان سعودی صرفاً قرارداد تسلیحاتی نیست؛ آنها لنگرهای پترودلار هستند که امنیت خلیج فارس را به تجهیزات آمریکایی گره میزنند که نیازمند ارز آمریکایی است.
عملیات نجات، «برد عملیاتی» را ثابت کرد.
حملات، «توانمندی» را ثابت میکند. قراردادهای F-۳۵ «تعهد» را ثابت میکند. و آن ایست بازرسی (تولبوت) ثابت میکند که شاید هیچکدام از اینها کافی نباشد.
دستدادن سال ۱۹۷۴ برای پنجاه سال دوام آورد. ایست بازرسی سال ۲۰۲۶ برای پنج هفته فعالیت کرده است.
سوالی که ضربالاجل امشب به آن پاسخ میدهد این است: آیا پنجاه سال سلطه دلار تعیینکننده آینده است یا پنج هفته آزمایش با یوآن؟/ کانال بین دوگانگیها
مشاهده خبر در جماران