کدخبر: ۱۷۰۲۸۹۷ تاریخ انتشار:

موشک و حمله ای که قلب اسطوره والیبال را کَند!

محمد موسوی اسطوره والیبال ایران از ناراحتی اش بعد از تخریب سالن خاطره انگیز ۱۲ هزار نفری آزادی گفت.

جماران ورزشی؛ به نقل از ورزش سه، با تخریب سالن ١٢ هزار نفری آزادی قلب خیلی از عاشقان ورزش در ایران شکست اما شاید ستاره‌های نسل طلایی والیبال ایران بیش از هر کس دیگری بابت این اتفاق غصه‌دار شدند. سالن ١٢ هزار نفری آزادی بی‌شک یکی از جذاب‌ترین لحظات تاریخ لیگ جهانی والیبال را رقم زد و از همین سالن بود که جرقه عشق مردم ایران به والیبال زده شد.

به همین بهانه گفت و گویی با سید محمد موسوی، فوق‌ستاره و کاپیتان سابق تیم ملی والیبال ایران ترتیب دادیم؛ ستاره‌ای که شاید بیش از هر کس دیگری با این سالن خاطره داشت.

*سید می‌خواهم با تو در مورد تخریب سالن ١٢ هزار نفری صحبت کنم.

بله حتما؛ خودم هم خیلی دوست دارم درباره‌اش حرف بزنم.

*وقتی این خبر اعلام شد به عنوان کسی که با این سالن خاطرات بی‌نظیری داشتی، چه حس و حالی پیدا کردی؟

روزی که این خبر را شنیدم و فیلم‌هایش را دیدم جنگ از آنجا برایم شروع شد. انگار تازه درک کردم که جنگ چی هست و چه اتفاقاتی می‌تواند رقم بزند و چه مصیبت‌هایی می‌تواند داشته باشد. ما کلی خاطره آنجا داشتیم. فکر می‌کنم تمام ورزشکاران ایران از آنجا خاطره دارند یا از کنارش رد شدند یا مردمی که آمدند آنجا بازی‌های رشته‌های مختلف را نگاه کردند همه خاطرات خوبی از آنجا داشتند. متاسفانه این اتفاق افتاد و خیلی غم‌انگیز بود. البته اتفاقات غم‌انگیزی در این مدت رخ داد که امیدوارم زودتر تمام شود. ولی ١٢ هزار نفری اتفاقی بود که قلب من را با خودش کند. نمی‌دانی چقدر ناراحت شدم.

*خیلی از رشته‌ها در سالن ١٢ هزار نفری برگزار شد اما والیبال یک جور دیگر دوست داشتنی بود. از سالی که به لیگ جهانی رفتیم، فضایی استثنایی در آنجا شکل گرفت. والیبال آنجا حال و هوای عجیبی داشت. در این مورد هم صحبت کن. 

بله، دقیقا بازی‌های لیگ جهانی آنجا برگزار می‌‌شد و جمعیتی که می‌آمد سرپا بازی را نگاه می‌کردند چون بیشتر از ظرفیت سالن مردم می‌آمدند و حتی در راه پله‌ها و روی اسکوربرد هم می‌نشستند. برای والیبال و یک بازی سالنی آن تعداد تماشاگر که به سالن آزادی می‌آمد یک رکورد بود. جو سنگین و عجیبی داشت و هر تیمی آنجا می‌آمد نمی‌توانست راحت کارش را انجام دهد. خیلی خیلی خاطره از آنجا داریم و این اتفاق بی‌نهایت غم‌انگیز بود.

*تو با نسل طلایی والیبال ایران کنار سعید معروف و بقیه در این سالن سال‌ها بازی کردید. کدام یک از خاطراتت از این سالن را بیشتر از همه دوست داری یا یادش می‌کنی؟

یک خاطره‌ای که همیشه در جمع خودمان تعریف می‌کنیم به بازی اولی برمی‌گردد که ما آنجا انجام دادیم و سالن کاملا پر شده بود. چند ساعت قبل از بازی سالن پر شده بود. وقتی تیم ملی به سالن رسید سیل جمعیت به حدی عجیب و غریب بود که حدود یک ربع طول کشید که ما بعد از پیاده شدن از اتوبوس بتوانیم به سالن برسیم. وارد رختکن شدیم و خب رختکن زیر سکوی تماشاچیان است. مردم طوری روی سکوها پا می‌کوبیدند که هر لحظه می‌ترسیدیم سقف روی سرمان خراب شود. نمی‌دانید چقدر این صدا وحشتناک بود. هیجان عجیب و وصف‌ناشدنی بود. این خاطره همیشه در ذهن ما ماند.

*یکی از خاطرات ماندگار آنجا هم درگیری با میشل کوبیاک و لهستانی‌ها بود. 

بله واقعا به یادماندنی بود. خیلی لحظات بزرگی در این سالن رقم خورد. ما آمریکا را دو دفعه آنجا سه هیچ بردیم که فکر می‌کنم سابقه ندارد. هر تیمی نمی‌توانست آنجا جان سالم به در ببرد.

*وقتی بازیکنان خارجی در مورد سالن ١٢ هزار نفری صحبت می‌کردی آنها چه می‌گفتند؟

بله بارها صحبت کردیم و می‌گفتند نمی‌شود اینجا والیبال بازی کرد. کاملا تحت تأثیر سالن و جو آن قرار می‌گرفتند. بعد از بازی هم می‌گفتند ما اینقدر صدای تماشاچیان و بوق‌شان زیاد است نمی‌توانیم از سردرد تا سه و چهار صبح بخوابیم. این اتفاق حتی برای خود ما هم می‌افتاد. استادیوم فوتبال روباز است و صدا بیرون می‌رود اما در سالن سرپوشیده آن هم با آن جمعیت صدای عجیب و غریبی شکل می‌گرفت.

*خیلی از هواداران دوست دارند نظر خولیو ولاسکو را هم درباره این سالن بدانند. می‌گویند او عاشق این سالن بود.

ولاسکو وقتی به سالن می‌آمد کیف می‌کرد. اولین کسی که وارد سالن می‌شد ولاسکو بود و بعد از ورود او سالن منفجر می‌شد. واقعا مردم عجیب و غریب دوستش داشتند؛ حتی بیشتر از ما!

مشاهده خبر در جماران