کدخبر: ۱۷۰۱۰۷۱ تاریخ انتشار:

اندیشکده شورای آتلانتیک؛

جنگ رمضان و شوک انرژی در شرق آسیا؛ چین آسیب می‌بیند، اما کمتر از رقبایش

اندیشکده شورای آتلانتیک در تحلیلی به قلم «جوزف وبستر» می‌نویسد جنگ جاری می‌تواند بازارهای نفت و گاز جهان را به‌شدت متلاطم کند و اقتصادهای شرق آسیا را زیر فشار بگذارد. به باور این تحلیل، هرچند چین از اختلال در عرضه انرژی خاورمیانه آسیب خواهد دید، اما به دلیل تولید داخلی بیشتر، تنوع بالاتر در منابع انرژی و وابستگی کمتر نسبت به ژاپن، کره جنوبی و تایوان، در موقعیت مقاوم‌تری قرار دارد؛ مسئله‌ای که می‌تواند توازن اقتصادی و ژئوپلیتیکی منطقه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

سرویس بین‌الملل جماران: تصمیم دولت ترامپ برای انجام حملات هوایی علیه رژیم ایران می‌تواند پیامدهای بسیار زیادی برای بازارهای جهانی نفت و گاز داشته باشد. حتی با ادامه حملات و انتقام ایران، بررسی تأثیر بالقوه جنگ بر چین و شرق آسیا به طور گسترده‌تر ارزشمند است. بحرانی که به منابع نفتی آسیب می‌رساند، به وضوح به منافع استراتژیک پکن آسیب می‌رساند، اما بحرانی که بر گاز طبیعی مایع (LNG) تأثیر می‌گذارد، می‌تواند در نهایت به پیشرفت آنها منجر شود.

چین، بزرگترین واردکننده نفت جهان، از یک قطعی طولانی مدت و گسترده نفت در خاورمیانه، هزینه‌های اقتصادی قابل توجهی متحمل خواهد شد. با این حال، این کشور از سایر اقتصادهای منطقه‌ای مانند ژاپن، کره جنوبی و تایوان بهتر عمل خواهد کرد. جمهوری خلق چین (PRC) نه تنها از تولید نفت داخلی بیشتری نسبت به هر یک از این دموکراسی‌های آسیایی برخوردار است، بلکه اقتصاد آن تقریباً به اندازه ژاپن یا تایوان و بسیار کمتر از کره جنوبی به نفت وابسته است. بر این اساس، در حالی که یک بحران نفتی درد واقعی را برای چین به همراه خواهد داشت، ممکن است پکن را نسبت به رقبای منطقه‌ای خود توانمندتر کند.

در حالی که چین از قطعی نفت رنج می‌برد، بحران خاورمیانه با قطعی نامتناسب LNG ممکن است به نفع چین باشد. گاز طبیعی سهم نسبتاً کمی از مصرف انرژی اولیه چین را تشکیل می‌دهد، این کشور از تولید داخلی قابل توجهی برخوردار است و می‌تواند از واردات خط لوله از روسیه، آسیای مرکزی و میانمار استفاده کند. نکته قابل توجه این است که بسیاری از رقبا یا رقبای چین - اتحادیه اروپا، ژاپن، کره جنوبی و تایوان - به طور قابل توجهی یا حتی کاملاً به واردات LNG برای مصرف گاز طبیعی خود وابسته هستند. قیمت گاز طبیعی TTF هلند نسبت به قیمت جمعه گذشته بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است و نگرانی‌ها در مورد افزایش تورم ناشی از انرژی را افزایش می‌دهد. علاوه بر این، قطعی LNG در قطر، دومین تولیدکننده بزرگ جهان، به نفع مجتمع LNG ایالات متحده خواهد بود - و به اتهاماتی مبنی بر اینکه واشنگتن از جنگی که خود آغاز کرده، سودهای بادآورده می‌برد، دامن می‌زند. بنابراین، پکن ممکن است قضاوت کند که یک بحران دیگر با رنگ LNG هزینه اقتصادی کمی بر آن تحمیل می‌کند، در حالی که به طور بالقوه روابط واشنگتن با متحدانش را که از قبل هم متشنج بوده است، بیشتر خصمانه می‌کند.

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، این هفته به طرز شومی اعلام کرد که با باز شدن بازارهای دیگر، صادرات گاز طبیعی به اروپا را از اولویت خارج خواهد کرد. اما رهبر روسیه بار دیگر دروغ می‌گوید - او هیچ جایگزین عمده‌ای برای صادرات خط لوله به اروپا، حتی چین، ندارد. در عوض، به نظر می‌رسد که او در حال تعیین موضع مذاکره‌ای پایه روسیه پیش از بحران احتمالی در بازارهای LNG است.

در حالی که تهران تاکنون زیرساخت‌های نفتی منطقه‌ای قابل توجهی را در حملات تلافی‌جویانه خود هدف قرار نداده است، اما هنوز هم ممکن است این کار را انجام دهد. اگر نیروهای ایرانی شروع به هدف قرار دادن گسترده صادرات نفت منطقه‌ای کنند، می‌تواند به سرعت خشم پکن را برانگیزد. از سوی دیگر، قطع گسترده LNG ممکن است برای پکن خوشایندتر باشد در حالی که به دشمنان تهران آسیب می‌رساند - و ایران تاکنون از هدف قرار دادن زیرساخت‌های LNG خودداری نکرده است. سیاست‌گذاران ایالات متحده و متحدانش باید اقدامات و لفاظی‌های پکن را به دقت دنبال کنند، به خصوص اگر بحران انرژی خاورمیانه به طور نامتناسبی بر LNG تأثیر بگذارد. و از بحران فعلی، پایتخت‌های هند و اقیانوس آرام باید درس‌های مهمی بگیرند، که کمترین آن اهمیت تقویت امنیت انرژی پیش از بحران احتمالی تایوان است.

 

آسیب‌پذیری‌های تنگه هرمز

توانایی ایران برای تهدید اقتصاد جهان در اطراف تنگه هرمز متمرکز است. ترافیک در امتداد این گلوگاه دریایی در بحبوحه تهدید حملات، که می‌تواند قیمت نفت و سایر کالاها را بالاتر ببرد و به طور بالقوه باعث بحران اقتصادی جهانی شود، متوقف شده است. اقتصادهای شرق آسیا به ویژه تحت تأثیر بسته شدن تنگه قرار خواهند گرفت.

در سال ۲۰۲۵، حدود ۷۸ درصد از کل صادرات نفت خام خاورمیانه به چین، ژاپن، کره جنوبی و تایوان از طریق این گلوگاه مهم جریان داشت. در حالی که عربستان سعودی و امارات متحده عربی ظرفیت خط لوله حدود ۲.۶ میلیون بشکه در روز برای رسیدن به بنادر دریای سرخ دارند، این تنها کسری از تولید داخلی خودشان است و اکثر کشورهای خلیج فارس قادر به یافتن مسیرهای کشتیرانی جایگزین نخواهند بود.

اقتصادهای شرق آسیا به ویژه در برابر بحران نفتی خاورمیانه آسیب‌پذیر هستند و ژاپن، کره جنوبی و تایوان از جمله آسیب‌پذیرترین کشورها هستند.

در مقابل، چین واردات کمتری از طریق تنگه هرمز انجام می‌دهد و تا حدودی خود را از قطع احتمالی نفت در درازمدت از طریق برقی‌سازی سریع وسایل نقلیه و تولید قوی نفت داخلی مصون کرده است. این کشور همچنین منابع انرژی خود را متنوع کرده است - عمدتاً زغال سنگ، اما همچنین انرژی‌های تجدیدپذیر. در واقع، چین بسیار کمتر از رقبای منطقه‌ای خود در معرض واردات انرژی قرار دارد.

ژاپن، کره جنوبی و تایوان عملاً هیچ تولید نفت خام داخلی ندارند و تقریباً منحصراً به واردات متکی هستند. در همین حال، چین بیش از یک چهارم تقاضای نفت خود را از طریق تولید داخلی تأمین می‌کند. علاوه بر این، اقتصادهای تایوان و کره جنوبی بسیار نفت‌محورتر از چین هستند، به این معنی که سرزمین اصلی چین عموماً برای تولید هزار دلار تولید ناخالص داخلی به بشکه‌های نفت کمتری نسبت به رقبای خود نیاز دارد.

بنابراین، چین در مقایسه با رقبای منطقه‌ای، در موقعیت بهتری برای مقاومت در برابر اختلال عمده در عرضه نفت خاورمیانه قرار دارد. البته، نفت تنها یکی از متغیرهای کلان اقتصادی است، بنابراین اگر، به عنوان مثال، رونق هوش مصنوعی با روند فعلی خود ادامه یابد، اقتصاد چین همچنان می‌تواند نسبت به سایر بازیگران منطقه‌ای - به ویژه تایوان و کره جنوبی - عملکرد ضعیف‌تری داشته باشد. با این حال، علاوه بر تولید نفت، ذخایر فعلی نفت خام چین، آن را برای بحران نسبتاً آماده می‌کند.

 

ذخایر نفت خام چین و شرق آسیا

ژاپن پوشش وارداتی قوی دارد. طبق داده‌های کپلر، در حال حاضر، موجودی نفت خام ساحلی ژاپن ۳۵۰ میلیون بشکه است. با فرض اینکه میانگین فعالیت پالایشگاه‌ها در سال ۲۰۲۵، ۲.۴ میلیون بشکه در روز باشد و در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یابد، ژاپن تقریباً ۱۵۰ روز ذخایر نفتی در ذخایر خود دارد. این رقم حتی بالاتر است، یعنی ۱۸۲ روز، اگر فقط تقاضای سوخت حمل و نقل داخلی (نفت گاز/دیزل، بنزین، جت) را در نظر بگیریم. به عبارت دیگر، پالایشگاه‌های ژاپن می‌توانند نیازهای سوخت داخلی خود را، در سطح فعالیت فعلی، به مدت ۱۸۲ روز تأمین کنند، اگر فقط به دنبال تأمین نیازهای داخلی باشند و از صادرات اجتناب کنند.

در حالی که در نگاه اول به نظر می‌رسد تایوان و کره جنوبی بیشتر در معرض اختلال طولانی مدت در عرضه نفت قرار دارند، اگر بین مصرف داخلی و کل تقاضا، که شامل نفت خامی است که در نهایت به عنوان یک فرآورده نفتی برای صادرات در نظر گرفته می‌شود، تمایز قائل شویم، امنیت بیشتری خواهند داشت. بر اساس معیارهای ما از سطح موجودی و فعالیت پالایشگاه‌های تایوان و کره جنوبی، تایوان می‌تواند سی و نه روز را پوشش دهد، در حالی که کره جنوبی فقط سی و سه روز پوشش دارد. اما هر دو می‌توانند مصرف داخلی را برای مدت بسیار طولانی‌تری حفظ کنند. به عنوان مثال، تایوان موظف است حداقل نود روز پوشش برای تقاضای اصلی سوخت حمل و نقل فعلی داشته باشد. کره جنوبی ۱۰۷ روز فرصت دارد و با تعدیل‌های بیشتر سیاست‌ها برای کاهش مصرف خرده‌فروشی داخلی، این احتمال وجود دارد که این میزان بیشتر هم شود.

به عنوان مثال، در آوریل ۲۰۲۴، تایوان اعلام کرد که موجودی داخلی‌اش معادل حدود ۱۶۷ روز عرضه برای تمام فرآورده‌های نفتی است. به نظر نمی‌رسد تایوان دیگر داده‌های موجودی را گزارش کند، اگرچه اداره انرژی آن در وزارت امور اقتصادی گزارش می‌دهد که موجودی داخلی با الزامات قانونی که موجودی‌های تجاری و دولتی را ملزم به نگهداری حداقل نود روز مصرف می‌کند، مطابقت دارد.

به گزارش نیویورک تایمز، دولت‌های ژاپن و کره جنوبی گزارش می‌دهند که به ترتیب حداقل ۲۵۴ روز و ۲۱۰ روز عرضه دارند، در حالی که تایوان برای حدود ۱۲۰ روز کافی است.

طبق داده‌های کپلر، چین بزرگترین ذخایر نفت خام ساحلی جهان را دارد که سطح موجودی آن تا ژانویه ۲۰۲۶، ۱.۲ میلیارد بشکه تخمین زده شده است و طبق آمار کپلر، ۱۰۰ میلیون بشکه نسبت به سال قبل افزایش یافته است. با میانگین فعالیت پالایشگاه‌ها ۱۵.۵ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۶، و تولید نفت خام داخلی ۴.۳ میلیون بشکه در روز کمتر، این به معنای پوشش حدود ۱۰۸ روز واردات است.

از سوی دیگر، اگر چین تصمیم بگیرد مصرف داخلی را نیز به حداکثر برساند و از صادرات فرآورده‌های نفتی اجتناب کند، عرضه آن به ۱۳۰ روز افزایش خواهد یافت.

چین همچنین ممکن است بتواند ۳۸ میلیون بشکه نفت خام شناور ایران را که در نفتکش‌ها شناور است، به دست آورد که بسیاری از آنها در سواحل مالزی یا چین قرار دارند. در حالی که وضعیت این بشکه‌های ایران در حال حاضر مشخص نیست، موجودی‌های موجود چین، این کشور را در موقعیت نسبتاً خوبی برای عبور از بحران نفت، حداقل در مقایسه با رقبای منطقه‌ای خود، قرار می‌دهد.

 

نقش LNG در انرژی، بر اساس اقتصاد

اما یک بحران ممکن است نه تنها منحصراً یا حتی تا حد زیادی در حوزه نفت وجود داشته باشد: قطع LNG می‌تواند به اقتصادهای شرق آسیا نیز آسیب برساند. اگر تهران به طور نامتناسبی زیرساخت‌های LNG در خلیج فارس را هدف قرار دهد، آنگاه رابطه‌اش با پکن می‌تواند عامل مهم یا حتی اصلی باشد، زیرا چین نسبت به سایر واردکنندگان انرژی، وابستگی بسیار کمتری به واردات LNG دارد. برخلاف بسیاری از رقبای دموکراتیک خود در اروپا و هند و اقیانوسیه، گاز طبیعی سهم کوچکی از مصرف انرژی اولیه چین را تشکیل می‌دهد و چین بخش زیادی از نیازهای خود را در داخل کشور تولید می‌کند. اقتصادهای شرق آسیا باید نسبت به این احتمال که تهران به طور نامتناسبی زیرساخت‌های LNG منطقه‌ای را هدف قرار دهد، هوشیار باشند - نه لزوماً به این دلیل که این کار توسط پکن هدایت شده است، بلکه به این دلیل که رهبری ایران احتمالاً به دنبال به حداکثر رساندن درد غرب و به حداقل رساندن خشم چین خواهد بود.

اگر ایران زیرساخت‌های منطقه‌ای LNG را هدف قرار دهد، قطر، دومین صادرکننده بزرگ LNG در جهان، می‌تواند به شدت آسیب ببیند. نکته قابل توجه این است که حملات پهپادی ایران پیش از این به تأسیسات راس لفان قطر آسیب رسانده است و این مجتمع حدود ۲۰ درصد از صادرات جهانی LNG را تشکیل می‌دهد. قطع گاز LNG در قطر پیامدهای ژئوپلیتیکی قابل توجهی خواهد داشت، زیرا این سوخت نیمه‌قابل تعویض است، به این معنی که حمل و نقل این سوخت با محدودیت‌ها و تنگناهای زیرساختی مواجه است. همانطور که در زیر مشاهده می‌شود، چین کمتر از تایوان، کره جنوبی یا ژاپن در معرض LNG قطر قرار دارد. علاوه بر این، از آنجایی که بخش زیادی از واردات LNG آن تقاضای برق جنوب چین را برآورده می‌کند، چین می‌تواند تا حدودی واردات LNG خود را با روی آوردن به سایر اشکال برق، مانند زغال سنگ یا انرژی‌های تجدیدپذیر، جایگزین کند.

علاوه بر این، اگر قطع گاز LNG خاورمیانه ادامه یابد، قیمت‌ها ممکن است حتی بیشتر افزایش یابد. در حال حاضر عملاً هیچ ظرفیت ذخیره جهانی وجود ندارد. هرگونه توسعه تدریجی برنامه‌ریزی نشده بیش از یک سال طول خواهد کشید و سطح ذخیره‌سازی گاز طبیعی اروپا پایین است.

اگر قیمت‌ها همچنان افزایش یابد، این امر صادرات LNG را برای ایالات متحده - که در حال حاضر بزرگترین صادرکننده LNG جهان است - به قیمت ضرر مصرف‌کنندگان در سراسر اروپا و هند و اقیانوسیه افزایش می‌دهد. اگرچه این تحول مزایای تجاری کوتاه‌مدتی برای ایالات متحده ایجاد می‌کند، اما به طور بالقوه شکاف‌های دیپلماتیک بین واشنگتن و متحدانش در سراسر اروپا و هند و اقیانوسیه را نیز افزایش می‌دهد. واشنگتن در موقعیت نامناسبی برای دریافت مزایای تجاری، به قیمت ضرر متحدانش، از جنگی که خود آغاز کرده است، قرار خواهد گرفت. این پویایی می‌تواند یک مزیت دیپلماتیک برای پکن باشد، به ویژه از آنجایی که رسانه‌های پکن به دروغ ایالات متحده را به خاطر افزایش قیمت LNG در سال ۲۰۲۲ ناشی از حمله تمام عیار روسیه به اوکراین سرزنش کردند.

 

خطرات و درس‌های امنیت انرژی

چین به عنوان بزرگترین واردکننده انرژی جهان، چیزهای زیادی برای از دست دادن از یک درگیری در خاورمیانه دارد. با این وجود، در سناریوهای خاص، پکن می‌تواند از مزایای ژئوپلیتیکی بهره‌مند شود که بخشی یا شاید حتی تمام هزینه‌های اقتصادی را جبران کند. بر این اساس، سیاست‌گذاران باید مراقب نشانه‌هایی باشند که نشان می‌دهد تهران به طور نامتناسبی زیرساخت‌های LNG را هدف قرار می‌دهد، گام‌های کاهش کوتاه‌مدت را دنبال کنند و پیامدهای بلندمدت این درگیری را در نظر بگیرند.

گام‌های کاهش ریسک کوتاه‌مدت ساده هستند. برای محافظت در برابر هرگونه افزایش قیمت کوتاه‌مدت، ایالات متحده ممکن است نیاز داشته باشد که با هماهنگی متحدان و شرکای خود از ذخایر استراتژیک نفت (SPR) خود بهره‌برداری کند. علاوه بر این، واشنگتن ممکن است نیاز به ایجاد انگیزه برای تولید نفت خام و گاز طبیعی داخلی داشته باشد. در برخی موارد، پروژه‌های صادراتی می‌توانند تسریع شوند، شاید از طریق تأمین مالی از دفتر تأمین مالی تسلط انرژی یا بانک صادرات-واردات.

علاوه بر این، موافقت با پر کردن SPR در یک کف قیمت می‌تواند اطمینان خاطر برای تولید بلندمدت را فراهم کند و احتمالاً تولید نفت خام داخلی را بالاتر ببرد. با این حال، اگر بحران گسترش یابد، ممکن است اقدامات دیگری ضروری باشد.

پیامدهای بلندمدت این بحران به طور بالقوه نگران‌کننده است. اگر پکن تلاش کند تایوان را از طریق زور فتح کند، می‌تواند الگویی برای آن باشد. امنیت انرژی چین با افزایش خوداتکایی، از جهات مهمی در حال تغییر است. در حالی که پکن در حال حاضر به شدت در معرض بحران نفت قرار دارد، آسیب‌پذیری آن در چند سال کوتاه به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت. برقی‌سازی وسایل نقلیه و بهبود اقتصاد سوخت، رشد تقاضای سوخت حمل و نقل کل چین را پایان داده است. مصرف بنزین داخلی در حال حاضر به اوج خود رسیده است. اگر - زمانی که - چین باتری‌های پیشرفته‌تری مانند باتری‌های نیمه جامد یا حالت جامد را تجاری‌سازی کند، تقاضای کلی آن برای نفت احتمالاً بیشتر کاهش خواهد یافت. در سال ۲۰۲۵، چین تولید نفت خام داخلی را به میزان کمی افزایش داد و اگر امنیت انرژی به اولویت اصلی تبدیل شود، احتمالاً می‌تواند بیشتر گسترش یابد. پکن همچنین می‌تواند به سرعت با گسترش بخش اصلی چین از خط لوله سیبری شرقی-اقیانوس آرام، اتصال خط لوله نفت خام زمینی با روسیه را افزایش دهد. در مجموع، در حالی که پکن همچنان در برابر بحران نفت آسیب‌پذیر است، میزان مواجهه با نفت خود را به حجم‌های دریایی محدود می‌کند. اگر برقی‌سازی وسایل نقلیه و پیشرفت‌های باتری سرعت بگیرد، منافع پکن می‌تواند تغییر کند، از جمله در خاورمیانه.

دموکراسی‌های شرق آسیا و ایالات متحده باید به سرعت این درس‌ها را بیاموزند و به کار گیرند. بحران کنونی خطرات جدی را ایجاد می‌کند، اما ممکن است خطرات جدی‌تری را نیز در رابطه با بحران احتمالی تایوان پیش‌بینی کند. رویارویی آینده بر سر تایوان ممکن است نه تنها توسط قدرت نظامی، بلکه توسط لجستیک و امنیت انرژی تعیین شود. بر این اساس، در حالی که دموکراسی‌های شرق آسیا باید قابلیت‌های نظامی خود را گسترش دهند، عاقلانه است که با کاهش تقاضای داخلی، تقویت عرضه داخلی و ذخیره‌سازی و سخت‌تر کردن ذخیره‌سازی پراکنده، امنیت انرژی را نیز تقویت کنند.

مشاهده خبر در جماران