کدخبر: ۱۷۰۰۰۰۷ تاریخ انتشار:

الجزیره؛

«جنگ اسرائیل» یا جنگ آمریکا؟ اختلاف در اردوگاه ترامپ بالا گرفت

با ادامه درگیری میان ایران، آمریکا و اسرائیل، برخی چهره‌های بانفوذ جریان محافظه‌کار در آمریکا این جنگ را «جنگ اسرائیل» توصیف کرده‌اند. این موضع‌گیری‌ها نشانه‌ای از شکاف رو‌به‌گسترش در پایگاه سیاسی ترامپ است؛ شکافی که می‌تواند بر آینده سیاست آمریکا در قبال اسرائیل و نتیجه انتخابات ۲۰۲۶ تأثیر بگذارد.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، الجزیره نوشت: روشن است که جنگ اخیر میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران می‌تواند به‌طور اساسی سیاست خاورمیانه را دگرگون کند. آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، تأثیر فوری این جنگ بر سیاست داخلی آمریکا است؛ به‌ویژه بر انتخابات میان‌دوره‌ای سال ۲۰۲۶ و همچنین بر میزان پایداری حمایت ایالات متحده از اسرائیل.

در حالی که بخش اصلی پایگاه سیاسی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل حمایت کرده است، برخی چهره‌های تأثیرگذار جناح راست آمریکا این حملات را به‌شدت مورد انتقاد قرار داده‌اند. این انتقادها شکاف‌هایی را که پیش‌تر در میان پایگاه «ماگا» (Make America Great Again – آمریکا را دوباره عظمت ببخشیم) وجود داشت تشدید کرده و همزمان با نگرانی‌های محافظه‌کاران درباره نفوذ اسرائیل بر سیاست خارجی آمریکا همسو شده است.

با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای، چنین اختلافاتی درون حزب جمهوری‌خواه می‌تواند برای این حزب پرهزینه باشد. درگیری‌های لفظی میان محافظه‌کاران درباره جنگ با ایران و همچنین درباره میزان حمایت از اسرائیل ممکن است در انتخابات نوامبر برای جمهوری‌خواهان هزینه سیاسی به همراه داشته باشد.

اهمیت این انتخابات برای جمهوری‌خواهان بسیار بالاست: هر ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان آمریکا و ۳۵ کرسی از ۱۰۰ کرسی سنا به رأی گذاشته خواهند شد و جمهوری‌خواهان در حال حاضر کنترل هر دو مجلس کنگره را در اختیار دارند. نتیجه این انتخابات مشخص خواهد کرد که آیا برنامه‌های ترامپ پیش خواهد رفت، دموکرات‌ها تا چه اندازه می‌توانند از طریق نظارت بر کاخ سفید فشار وارد کنند و همچنین جایگاه اسرائیل در واشینگتن تا چه حد حفظ خواهد شد.

«جنگ اسرائیل» و اختلاف در میان پایگاه ماگا

در روزهای منتهی به حملات اولیه روز شنبه، تاکر کارلسون، روزنامه‌نگار راست‌گرای بانفوذ و از منتقدان جدی نفوذ اسرائیل بر دولت آمریکا، بارها نسبت به تشدید تنش نظامی هشدار داد.

کارلسون در برنامه روز پنجشنبه خود که برای ده‌ها میلیون دنبال‌کننده در شبکه‌های اجتماعی پخش شد، استدلال کرد که اسرائیل در حال سوق دادن آمریکا به سوی درگیری است تا سلطه کامل در خاورمیانه را تثبیت کند.

او عصر دوشنبه نیز درباره مرحله آغازین جنگ اظهار نظر کرد و بر تحلیل پیشین خود تأکید کرد. کارلسون این جنگ را «جنگ اسرائیل» توصیف کرد و گفت این درگیری «تنها به این دلیل رخ داد که اسرائیل می‌خواست چنین اتفاقی بیفتد.»

دیگر چهره‌های برجسته محافظه‌کار نیز از این جنگ انتقاد کرده‌اند. مارجوری تیلور گرین، نماینده سابق کنگره، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که این حملات «در حال کشتن کودکان [ایرانی]» است و با شعار «اول آمریکا» در تضاد قرار دارد.

کندیس اوونز، مفسر محافظه‌کار، نیز بیش از دوازده پیام در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده و استدلال کرده است که اسرائیل آمریکا را به سوی این جنگ سوق داده است.

دیدگاه‌های کارلسون، گرین و اوونز اهمیت زیادی دارد. این سه نفر در مجموع ده‌ها میلیون دنبال‌کننده در شبکه‌های اجتماعی دارند و از صداهای تأثیرگذار در جنبش ماگا به شمار می‌روند. انتقادهای آن‌ها نشانه‌ای از گسترش شکاف در برنامه سیاستی جمهوری‌خواهان است.

چهره‌های تأثیرگذار دیگری در میان جریان ماگا از جمله مگین کلی، مت والش و برادران هاج نیز این جنگ را محکوم کرده و آن را خیانت به اصول «اول آمریکا» دانسته‌اند.

شبکه‌های اجتماعی فراموش نمی‌کنند

یکی از محورهای اصلی انتقادهای اخیر محافظه‌کاران این است که تصمیم ترامپ برای ورود به جنگ با ایران با اصول بنیادین جنبش ماگا در تضاد است. برای تأکید بر این موضوع، مفسران جناح راست به سراغ اظهارات و پست‌های قدیمی در شبکه‌های اجتماعی از چهره‌های دولت ترامپ رفته‌اند؛ از جمله خود ترامپ، مارکو روبیو وزیر خارجه، جی‌دی ونس معاون رئیس‌جمهور و تولسی گبرد مدیر اطلاعات ملی.

برای مثال، ترامپ در سال ۲۰۱۶ زمانی که رئیس‌جمهور منتخب بود گفته بود که تحت رهبری او آمریکا «دیگر برای سرنگونی حکومت‌های خارجی رقابت نخواهد کرد». همچنین ترامپ در چندین توییت در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ گفته بود که باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت، ممکن است برای منحرف کردن توجه از مشکلات داخلی، تقویت شانس انتخاباتی خود یا جبران افت محبوبیتش به ایران حمله کند.

جی‌دی ونس نیز در سال ۲۰۲۳ حمله آمریکا به عراق را «فاجعه» توصیف کرده و گفته بود سیاست خارجی آمریکا همچنان «در گرو مردانی است که از جنگ بعدی و بعدی حمایت خواهند کرد تا زمانی که کشور تهی شود.» او در سال ۲۰۲۴ نیز ایده جنگ با ایران را محکوم کرده بود.

تولسی گبرد نیز در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۲۰ از «جنگ‌طلبان» انتقاد کرده بود. او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۲۰ گفت «یک جنگ تمام‌عیار با ایران باعث می‌شود جنگ‌هایی که در عراق و افغانستان دیده‌ایم در مقایسه با آن بسیار کوچک به نظر برسند.»

با بازنشر این اظهارات قدیمی، منتقدان تلاش می‌کنند نشان دهند که جنگ با ایران نه‌تنها اقدامی اشتباه است، بلکه با تعهدات ایدئولوژیک ائتلاف ماگا نیز در تضاد قرار دارد.

یک حزب دوپاره

حتی پیش از جنگ با ایران نیز جمهوری‌خواهان بیش از هر زمان دیگری در سال‌های اخیر دچار اختلاف بودند. طی حدود دو سال گذشته، کارلسون، اوونز، گرین و بسیاری دیگر از سیاست‌های جمهوری‌خواهان درباره اسرائیل و فلسطینی‌ها انتقاد کرده‌اند. تصمیم برای ورود به جنگ با ایران—که به‌زعم بسیاری در حمایت از اسرائیل انجام شده—این شکاف را بیش از پیش عمیق‌تر کرده است.

برخی محافظه‌کاران، از جمله نیک فوئنتس، چهره ملی‌گرای افراطی سفیدپوست، آن‌قدر خشمگین شده‌اند که حتی پیشنهاد داده‌اند در انتخابات میان‌دوره‌ای به جای جمهوری‌خواهان به دموکرات‌ها رأی داده شود.

اگر این فراخوان‌ها مورد توجه قرار گیرد، چشم‌انداز جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای ممکن است با خطر جدی روبه‌رو شود.

نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد جمهوری‌خواهان دلایل جدی برای نگرانی دارند. یک نظرسنجی خبرگزاری رویترز که پس از آغاز عملیات نظامی انجام شد نشان می‌دهد تنها حدود یک‌چهارم آمریکایی‌ها از تصمیم ترامپ برای ورود به جنگ حمایت می‌کنند. شاید نگران‌کننده‌تر برای ترامپ این باشد که تنها ۵۵ درصد جمهوری‌خواهان از این تصمیم حمایت کرده‌اند. این رقم به‌طور قابل توجهی پایین است؛ به‌ویژه در مقایسه با بیش از ۹۰ درصد حمایتی که جورج دبلیو بوش از سوی جمهوری‌خواهان برای حمله به عراق در مارس ۲۰۰۳ داشت.

این موضوع اهمیت زیادی دارد زیرا انتخابات میان‌دوره‌ای در تاریخ آمریکا اغلب به‌عنوان نوعی همه‌پرسی درباره رئیس‌جمهور مستقر و حزب او عمل کرده است. تمام اعضای مجلس نمایندگان هر دو سال یک بار در معرض رأی‌دهندگان قرار می‌گیرند و حزب رئیس‌جمهور تقریباً همیشه در انتخابات میان‌دوره‌ای کرسی‌هایی را از دست می‌دهد، به‌ویژه زمانی که میزان محبوبیت رئیس‌جمهور زیر ۵۰ درصد باشد. ترامپ که میزان محبوبیتش بین ۳۶ تا ۳۸ درصد در نوسان بوده، به نخستین رئیس‌جمهور تاریخ تبدیل شده که هم در دوره اول و هم در سال نخست دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش میزان محبوبیتی زیر ۵۰ درصد داشته است.

حتی پیش از جنگ با ایران نیز شاخص‌های اولیه انتخاباتی به نفع دموکرات‌ها بود. در سال ۲۰۲۵ نامزدهای دموکرات مجموعه‌ای از پیروزی‌ها را به دست آوردند؛ از جمله پیروزی در انتخابات فرمانداری‌ها و رقابت‌های محلی در مناطق مختلف که به آن‌ها برای انتخابات میان‌دوره‌ای شتاب سیاسی بخشید.

تحول در چشم‌انداز سیاسی

ایران ممکن است به جدیدترین میدان در روند گسترده‌تر تغییر افکار عمومی آمریکا درباره اسرائیل تبدیل شود.

برای دهه‌ها، آمریکایی‌ها به‌طور قابل توجهی بیشتر با اسرائیلی‌ها همدلی داشته‌اند تا فلسطینی‌ها؛ به‌طور میانگین در فاصله سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۸، اسرائیلی‌ها در نظرسنجی‌های گالوپ ۴۳ درصد برتری داشتند.

اما هفته گذشته یک نظرسنجی گالوپ نشان داد—برای نخستین بار در تاریخ این نظرسنجی—که همدلی آمریکایی‌ها بیشتر با فلسطینی‌هاست تا اسرائیلی‌ها.

نکته مهم این است که این تغییر عمدتاً ناشی از تغییر در نگرش جمهوری‌خواهان بوده است. از سال ۲۰۲۴ به این سو، حمایت از اسرائیل در میان جمهوری‌خواهان ۱۰ درصد کاهش یافته است.

این موضوع اهمیت زیادی دارد زیرا رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه مدت‌ها ستون اصلی حمایت از اسرائیل در آمریکا بوده‌اند. اگر حمایت جمهوری‌خواهان تضعیف شود، جایگاه ویژه اسرائیل در سیاست آمریکا نیز ممکن است تضعیف شود.

وقتی گردوغبار جنگ ایران فروبنشیند، بسیاری از آمریکایی‌ها ممکن است این درگیری را همان‌گونه ببینند که کارلسون، اوونز، گرین و دیگران توصیف کرده‌اند: جنگی که به نیابت از اسرائیل انجام شده است.

اگر این جنگ طولانی و پرهزینه باشد—همان‌گونه که ترامپ روز دوشنبه اشاره کرد ممکن است چنین شود—این برداشت احتمالاً تقویت خواهد شد.

در نتیجه، انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ ممکن است نه‌تنها به همه‌پرسی درباره ترامپ و جمهوری‌خواهان تبدیل شود، بلکه به نوعی همه‌پرسی درباره «رابطه ویژه» میان آمریکا و اسرائیل نیز بدل شود.

ترامپ خود را «بهترین دوست اسرائیل که تاکنون داشته‌اند» توصیف کرده است. او ممکن است تصور کند که در حال کمک به یک دوست قدیمی است، اما جنگی که برای تحقق سلطه کامل منطقه‌ای اسرائیل دنبال می‌شود، ممکن است به‌طور متناقض مهم‌ترین منبع قدرت اسرائیل—یعنی حمایت آمریکا—را تضعیف کند.

اگر اختلافات جمهوری‌خواهان درباره ایران به از دست رفتن کرسی‌های کنگره منجر شود، پیامدهای آن تنها به برنامه‌های ترامپ محدود نخواهد شد. کنگره‌ای که در نتیجه واکنش رأی‌دهندگان دگرگون شود، ممکن است کمتر به‌طور خودکار از سیاست‌های حامی اسرائیل حمایت کند.

جنگ اسرائیل در غزه پیش از این نیز افکار عمومی آمریکا درباره اسرائیل را تغییر داده و پایه‌های حمایت آمریکا را به شکلی تحت فشار قرار داده که زمانی تصور آن دشوار بود. جنگ با ایران ممکن است همان ضربه نهایی باشد—نه‌تنها برای حزب ترامپ، بلکه برای اجماع سیاسی‌ای که برای مدت طولانی حمایت آمریکا از اسرائیل را تضمین کرده بود.

مشاهده خبر در جماران