کدخبر: ۱۶۹۹۹۱۷ تاریخ انتشار:

نیویورک‌تایمز؛

راهبرد «تاب‌آوری نامتقارن» تهران؛ افزایش هزینه‌های جنگ برای وادار کردن ترامپ به عقب‌نشینی

​در حالی که جمهوری اسلامی بقا را اولویت نخست خود تعریف کرده است، تهران با گسترش میدان نبرد به سطح منطقه‌ای، هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی و فرسایش سامانه‌های پدافندی دشمن، می‌کوشد هزینه‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی جنگ را برای واشنگتن افزایش دهد؛ راهبردی که با فشار تورمی و تلفات احتمالی، می‌تواند ترامپ را به اعلام پیروزی و خروج از درگیری سوق دهد، حتی اگر معادلات میدانی همچنان پیچیده و پرریسک باقی بماند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، نیویورک‌تایمز نوشت: اولویت نخست جمهوری اسلامی ایران بقاست. برای تحقق این هدف، رهبران کشور تلاش خواهند کرد هزینه‌های جنگ را برای رئیس‌جمهور ترامپ افزایش دهند — چه از منظر تلفات نیروهای آمریکایی، چه از نظر افزایش قیمت انرژی و تورم — تا او را به این جمع‌بندی برسانند که اعلام پیروزی کرده و از میدان خارج شود.

به گفته دیپلمات‌ها و تحلیلگران، ایران در برابر برتری آتش گسترده ایالات متحده و اسرائیل، در پی آن است که میدان نبرد را از مرزهای خود فراتر برده و به سطح منطقه‌ای گسترش دهد. اهداف شامل آسیب زدن به زیرساخت‌های نفت و گاز کشورهای همسایه، بستن تنگه هرمز بر کشتیرانی و محدود کردن تردد هوایی است؛ اقداماتی با هدف اخلال در اقتصادهای خلیج فارس و افزایش قیمت جهانی انرژی و تورم. همچنین ایران در پی آن است که ذخایر موشک‌های رهگیر گران‌قیمت دشمنان خود را فرسوده کند.

ولی نصر از دانشکده مطالعات بین‌المللی پیشرفته دانشگاه جانز هاپکینز در واشنگتن گفت: «این جنگ به آزمونی از اراده و استقامت تبدیل شده است. ایران با ارتش‌هایی روبه‌روست که از نظر کیفی برترند، بنابراین راهبرد آن، آزمودن اراده طرف مقابل از طریق گسترش میدان نبرد، پیچیده‌تر کردن جنگ و افزایش خطر برای اقتصاد جهانی است.»

این راهبرد پیچیده نیست.

علی واعظ، مدیر برنامه ایران در اندیشکده گروه بین‌المللی بحران در بروکسل، گفت: «ایرانی‌ها می‌خواهند درد را تا حد امکان گسترش دهند، حتی اگر به قیمت هزینه‌های سنگین برای خودشان و تیره شدن روابط با همسایگان تمام شود، با این امید که مخالفت کافی با جنگ شکل گیرد و رئیس‌جمهور ترامپ را به عقب‌نشینی وادار کند.»

او افزود: «برای جمهوری اسلامی، بقا خود یک پیروزی است، حتی اگر این پیروزی پرهزینه باشد.»

این طرح مبتنی بر آن چیزی است که «تاب‌آوری نامتقارن» خوانده می‌شود؛ پذیرش آسیب‌های اولیه برای حفظ توان تشدید در زمانی که سامانه‌های پدافندی اسرائیل، آمریکا و کشورهای خلیج فارس تحت فشار شدید قرار گرفته‌اند. منطق این راهبرد آن است که ترامپ، در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای و در مواجهه با بدنه سیاسی تردیدآمیز خود، پیش از آنکه تلفات آمریکایی و تورم بیش از حد افزایش یابد، تصمیم به محدود کردن جنگ خواهد گرفت.

تا کنون، پایگاه‌ها و حتی برخی سفارتخانه‌های آمریکا و نیز برخی مراکز اروپایی هدف قرار گرفته‌اند، شش نظامی آمریکایی کشته شده‌اند و سه هواپیما سرنگون شده‌اند. حزب‌الله وارد جنگ شده و کشورهای خلیج فارس نگران‌اند و ذخایر رهگیرهای گران‌قیمت خود را که برای مقابله با پهپادهای ارزان ایرانی استفاده می‌شود، رو به کاهش می‌بینند. تأسیسات انرژی عربستان سعودی و قطر هدف قرار گرفته‌اند. قیمت نفت و گاز به‌شدت افزایش یافته و عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز — مسیری که دست‌کم یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی جهان از آن عبور می‌کند — عملاً متوقف شده است.

علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، روز دوشنبه در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد که ایران «برخلاف ایالات متحده، خود را برای جنگی طولانی آماده کرده است»، از جمله با برنامه‌هایی برای تشدید تدریجی و گسترش میدان نبرد.

فرانتس-استفان گادی، تحلیلگر نظامی، این درگیری را «رقابتی با زمان و علیه زمان» توصیف کرد. به گفته او، اسرائیل، ایالات متحده و متحدانشان در تلاش‌اند هرچه سریع‌تر موشک‌ها، پرتابگرها و گره‌های ارتباطی را نابود کنند تا در شرایط کاهش ذخایر رهگیرها، موشک‌های پیشرفته‌تر ایرانی نتوانند به‌آسانی شلیک شوند.

حتی اسرائیل، با وجود برخورداری از تسلیحات پیشرفته، در پایان جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن علیه ایران ناچار شد استفاده از رهگیرهای خود را محدود کند و اجازه دهد برخی موشک‌های ایرانی که نزدیک به مراکز حساس یا شهرهای اصلی نبودند، به زمین اصابت کنند.

اگر راهبرد ایران روشن است، ریسک‌های آن نیز روشن است — و این ریسک‌ها اکنون در حال نمایان شدن است.

روز دوشنبه، ترامپ اعلام کرد جنگ را دست‌کم یک ماه دیگر ادامه خواهد داد و حتی احتمال استفاده از نیروهای زمینی آمریکا را نیز رد نکرد. مارکو روبیو، وزیر خارجه، گفت: «سخت‌ترین ضربه‌ها هنوز در راه است»، و پنتاگون اعلام کرد نیروهای بیشتری به همراه جنگنده‌های اضافی به صحنه درگیری اعزام خواهد شد.

به گفته تحلیلگران، نشانه‌هایی وجود دارد که ایالات متحده در پی تحریک برخی اقلیت‌های قومی ایران، مانند کردها و بلوچ‌ها، برای شورش علیه حکومت است؛ از طریق بمباران مواضع پلیس و ارتش در آن مناطق، با این امید که دست‌کم جرقه‌ای از یک خیزش مردمی ایجاد شود.

اگرچه ایران برخی کشورهای خلیج فارس، از جمله هتل‌ها و فرودگاه‌ها را هدف قرار داده است، اما تهران تاکنون نتوانسته میان این کشورها و واشنگتن شکاف ایجاد کند.

کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، روز یکشنبه در بیانیه‌ای بر «موضع متحد خود در مقابله با این حملات» تأکید کردند و اعلام داشتند که «امنیت کشورهای عضو شورای همکاری تجزیه‌ناپذیر است» و حق پاسخ در چارچوب دفاع از خود را برای خود محفوظ می‌دانند.

در حالی که این کشورها خواستار توقف درگیری‌ها شده‌اند، از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز انتقاد نکرده‌اند و احتمال دارد اجازه عبور هواپیماهای نظامی آمریکا از حریم هوایی خود را بدهند؛ حقی که در آغاز جنگ از آن خودداری کرده بودند.

در گذشته، کشورهای خلیج فارس نقش میانجی را ایفا می‌کردند و واشنگتن را به پیگیری مذاکرات با تهران به‌جای جنگ ترغیب می‌کردند. اما اکنون که خود هدف حملات ایران قرار گرفته‌اند، به گفته حسن تی. الحسن، کارشناس خاورمیانه در مؤسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی در لندن، احتمال بیشتری وجود دارد که به نیروهای آمریکایی دسترسی عملیاتی گسترده‌تری به حریم هوایی و قلمرو خود بدهند؛ اقدامی که اجرای عملیات را برای ایالات متحده کارآمدتر می‌کند.

بریتانیا، فرانسه و آلمان نیز که از ایران انتقاد کرده اما در ابتدا از این جنگ حمایت نکرده بودند، اکنون اعلام کرده‌اند که ممکن است برای حفاظت از نیروها و منافع خود در خلیج فارس اقدام کنند. الحسن به بی‌بی‌سی گفت: «زیرا همه درک می‌کنند که منافع جمعی جهانی در اینجا در معرض خطر است.»

در همین حال، اروپا که تلاش کرده وابستگی خود به گاز روسیه را کاهش دهد، بیش از گذشته به انرژی خلیج فارس وابسته شده است؛ در حالی که نیمی از نفت هند از تنگه هرمز عبور می‌کند. بنابراین فشارها بر ترامپ برای کوتاه کردن جنگ افزایش خواهد یافت، حتی اگر اسرائیل مشتاق باشد از این مقطع برای پایان دادن به آنچه تهدید جمهوری اسلامی می‌خواند استفاده کند.

ترامپ بارها از تمایل خود برای دستیابی به توافق با ایران سخن گفته و اخیراً به نمونه ونزوئلا اشاره کرده است؛ جایی که او به بازداشت رئیس‌جمهور نیکلاس مادورو رضایت داد اما ساختار دولت او را تا حد زیادی دست‌نخورده باقی گذاشت. ترامپ روز یکشنبه به نیویورک تایمز گفت: «کاری که ما در ونزوئلا انجام دادیم، به‌نظر من سناریوی کامل، کاملاً کامل بود.»

ممکن است ایران نیز رهبر عالی خود، آیت‌الله علی خامنه‌ای، که در روز نخست جنگ کشته شد، با دولتی کمتر ایدئولوژیک جایگزین کند؛ دولتی که برای حفظ ساختار نظام، آماده مذاکره درباره برنامه هسته‌ای باشد.

الی گرن‌مایه، کارشناس ایران در شورای روابط خارجی اروپا، گفت همچون همیشه دشوار است ذهن ترامپ را خواند. او افزود: «ترامپ قبلاً آیت‌الله خامنه‌ای را هدف قرار داده، کاری که هیچ رئیس‌جمهوری جرئت انجامش را نداشت. او اگر بخواهد، راه خروجی دارد؛ حتی اگر اسرائیل این لحظه را فرصتی تاریخی برای سرنگونی این نظام بداند.»

متیو کرونینگ، مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا در دولت‌های جمهوری‌خواه و پژوهشگر سیاست خارجی ترامپ، نیز با این ارزیابی موافق است. او گفت ترامپ «نسبت به کارزارهای نظامی طولانی و فرسایشی بدبین است» و ممکن است به طیفی از نتایج، از جمله مدل ونزوئلا، رضایت دهد.

کرونینگ که معاون اندیشکده آتلانتیک کانسیل در واشنگتن است، افزود: «آن‌ها پیشاپیش به چندین هدف خود دست یافته‌اند.» به گفته او، آیت‌الله خامنه‌ای و بخش زیادی از رهبری یکی از دشمنان اصلی آمریکا کشته شده‌اند و برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران و دیگر توانمندی‌های نظامی آن به‌شدت تضعیف شده است.

او گفت: «بنابراین فکر می‌کنم آن‌ها تقریباً در هر زمانی می‌توانند بازگردند و این را یک موفقیت اعلام کنند.» و افزود: «در حال حاضر، به‌نظر می‌رسد راهبرد بیشتر معطوف به پرهیز از برخی پیامدها باشد تا دستیابی دقیق به هدفی مشخص.»

مشاهده خبر در جماران