کدخبر: ۱۶۹۹۳۳۲ تاریخ انتشار:

مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی نوشت:

نمایش قدرت یا بازدارندگی شکننده؟ آرایش تازه آمریکا در خاورمیانه و محدودیت‌های گزینه نظامی علیه ایران

با وجود استقرار گسترده ناوهای آمریکایی در خاورمیانه، ترکیب نیروها نشان می‌دهد واشنگتن بیش از آن‌که برای جنگی تمام‌عیار آماده باشد، در پی اعمال فشار سیاسی و بازدارندگی محدود است. نبود نیروهای زمینی، عملیات ویژه و پشتیبانی لجستیکی برای یک کارزار طولانی‌مدت، بیانگر آن است که گزینه تغییر رژیم یا درگیری گسترده علیه ایران نه در دستور کار فوری قرار دارد و نه از پشتوانه عملیاتی کافی برخوردار است؛ وضعیتی که دست تهران را در مدیریت بحران بازتر از آن چیزی نشان می‌دهد که در ظاهر آرایش «ناوگان بزرگ جنگی» القا می‌کند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی نوشت: بار دیگر، تنها هشت ماه پس از «عملیات چکش نیمه‌شب»، ایالات متحده در آستانه حمله به ایران قرار گرفته است. «ناوگان بزرگ جنگی» دریایی آمریکا در خاورمیانه و شرق مدیترانه ـ متشکل از دو ناو هواپیمابر و ۱۶ ناو سطحی ـ بزرگ‌ترین حضور دریایی این کشور در منطقه از زمان گردهم‌آیی پنج گروه رزمی ناو هواپیمابر در آغاز «عملیات آزادی عراق» در سال ۲۰۰۳ به‌شمار می‌رود. این نیرو توانایی انجام حملات تنبیهی علیه ایران و نیز حفاظت از متحدان و شرکای آمریکا در منطقه را دارد. با این حال، فاقد نیروهای تفنگدار دریایی، نیروهای عملیات ویژه (SOF) برای یورش‌ها یا عملیات زمینی، و همچنین فاقد پشتیبانی لجستیکی لازم برای یک کارزار هوایی طولانی‌مدت است. این آرایش همچنین به‌مراتب کوچک‌تر از نیرویی است که ایالات متحده در سال‌های ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ علیه عراق برای عملیات‌های عمده رزمی و تغییر حکومت به‌کار گرفت.

 

تهدید آمریکا

در ابتدا، تهدیدهای آمریکا بر حفاظت از معترضان ایرانی متمرکز بود. در ۲ ژانویه، دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت که «اگر ایران [به] معترضان مسالمت‌آمیز تیراندازی کند و آن‌ها را به‌طور خشونت‌آمیز بکشد»، ایالات متحده «به کمک آن‌ها خواهد آمد.» او در ادامه، شرکای تجاری ایران را نیز به اعمال تعرفه تهدید کرد. در آن زمان، ایالات متحده قادر به انجام یک حمله تنبیهی بود، اما توانایی کامل برای حفاظت از متحدان و شرکای خود در منطقه را ـ که از تلافی ایران بیم داشتند ـ نداشت. هیچ ناو هواپیمابری در منطقه حضور نداشت، زیرا ناو «یواس‌اس جرالد آر. فورد» و ناوهای همراه آن به کارائیب اعزام شده بودند. برای پر کردن این خلأ، حدود ۱۵ ژانویه گروه رزمی ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» به خاورمیانه اعزام شد، اما بیش از یک هفته طول کشید تا به منطقه برسد. در این فاصله، دولت ایران فرصت یافت اعتراضات را سرکوب کند.

سپس دونالد ترامپ از ایران خواست از توانایی‌های هسته‌ای خود دست بکشد؛ هدفی که از دیرباز در سیاست ایالات متحده دنبال شده است. در ۲۸ ژانویه، ترامپ نوشت که «یک «ناوگان بزرگ جنگی»  در حال حرکت به‌سوی ایران است.» او تهدید کرد که در صورت عدم اقدام ایران برای «به‌سرعت به پای میز مذاکره آمدن» و مذاکره درباره یک توافق «عادلانه و منصفانه ـ بدون سلاح هسته‌ای»، حمله‌ای دیگر مشابه «عملیات چکش نیمه‌شب» انجام خواهد شد. ناو فورد در ۱۲ فوریه از کارائیب به مدیترانه بازگردانده شد و سپس نیروهای هوایی نیز اعزام شدند.

 

آرایش نیروها در گذشته

خاورمیانه از دیرباز شاهد حضور دریایی ایالات متحده بوده است، هرچند این حضور در سال‌های اخیر در سطحی پایین قرار داشت. سطح نیروها پس از حملات ۷ اکتبر حماس به اسرائیل افزایش یافت. شکل ۱ سطح نیروهای دریایی آمریکا در منطقه را از تابستان ۲۰۲۳ نشان می‌دهد. ایالات متحده پس از اکتبر ۲۰۲۳ دست‌کم یک ناو هواپیمابر را در منطقه اروپا–خاورمیانه حفظ کرد.

این نمودار با عنوان «کشتی‌های سطحی نیروی دریایی آمریکا در خاورمیانه و شرق مدیترانه از تابستان ۲۰۲۳» روند استقرار شناورهای سطحی ایالات متحده را از جولای ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد.

در راهنمای نمودار، چهار دسته شناور مشخص شده‌اند:

  • ناو هواپیمابر (آبی تیره)
  • رزم‌ناوها و ناوشکن‌های بزرگ (آبی روشن)
  • شناورهای رزمی کوچک (سبز)
  • و کشتی‌های آبی–خاکی (زرد)

محور افقی بازه زمانی و محور عمودی تعداد شناورها را نمایش می‌دهد.

بر اساس داده‌های نمودار، پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ افزایش محسوسی در تعداد شناورهای آمریکایی در منطقه مشاهده می‌شود. در دوره‌هایی که با عناوین عملیاتی مانند «Operation Prosperity Guardian»، «Operation Poseidon Archer» و «Operation Rough Rider» مشخص شده‌اند، سطح استقرار به‌طور قابل توجهی بالا رفته است. همچنین در مقطع موسوم به جنگ دوازده روزه «Twelve-Day War» نیز افزایش تعداد شناورها دیده می‌شود.

در ژانویه ۲۰۲۶ میزان حضور دریایی آمریکا به یکی از بالاترین سطوح در کل بازه زمانی می‌رسد. ترکیب این حضور عمدتاً شامل تعداد بالای رزم‌ناوها و ناوشکن‌های بزرگ، افزایش شناورهای کوچک و استقرار حداقل یک ناو هواپیمابر است.

در یادداشت پایین نمودار تأکید شده که استقرار زیردریایی‌های هسته‌ای (SSN) به دلیل انتشار نامنظم اطلاعات مربوط به تحرکات آن‌ها در محاسبات لحاظ نشده است. بنابراین آمار ارائه‌شده تنها مربوط به کشتی‌های سطحی است.

به‌طور کلی، نمودار نشان می‌دهد که سطح حضور دریایی آمریکا در خاورمیانه و شرق مدیترانه طی دوره‌های بحران افزایش یافته و در مقاطع تنش امنیتی به اوج رسیده است.

در آغاز دومین دولت ترامپ، دو ناو هواپیمابر در خاورمیانه حضور داشتند، هم‌زمان با آن‌که ایالات متحده در قالب «عملیات راوف رایدر» حملات هوایی و دریایی علیه حوثی‌ها انجام می‌داد. تنش‌های اسرائیل و ایران نیز تشدید شد، به‌گونه‌ای که تبادل موشکی در آوریل ۲۰۲۴ در نهایت به «جنگ دوازده‌روزه» در ژوئن ۲۰۲۵ انجامید. در اکتبر ۲۰۲۵، ناو فورد به کارائیب اعزام شد و در اروپا یا خاورمیانه هیچ پوشش ناو هواپیمابری باقی نماند. این اقدام با راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ که در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد همخوانی داشت؛ راهبردی که معتقد بود به‌دلیل تضعیف ایران و نیروهای نیابتی آن، فرصتی برای کاهش نیروهای آمریکا در منطقه فراهم شده است.

 

 

«ناوگان بزرگ جنگی»

استقرار دریایی کنونی، از زمان آغاز جنگ منطقه‌ای در سال ۲۰۲۳ تاکنون، نقطه اوج تازه‌ای از نظر تعداد شناورها در خاورمیانه و پیرامون آن به‌شمار می‌رود. شکل ۲ ««ناوگان بزرگ خاورمیانه» را با کارزارهای دریایی گذشته مقایسه می‌کند. ترکیب کشتی‌های حاضر در اینجا با ترکیبی که برای «عملیات رزولوشن مطلق» (Operation Absolute Resolve) ـ عملیاتی که در ۳ ژانویه ۲۰۲۶ به دستگیری نیکلاس مادورو و همسرش انجامید ـ به‌کار گرفته شد، متفاوت است. در کارائیب، یک پایگاه شناور پشتیبانی به‌عنوان کشتی مادر برای نیروهای عملیات ویژه (SOF) عمل می‌کرد. همچنین یک گروه آمادگی آبی–خاکی با ۲۲۰۰ تفنگدار دریایی در حال فعالیت بود. تاکنون هیچ‌یک از این دو قابلیت به خاورمیانه اعزام نشده است. با رسیدن ناو «فورد»، ایالات متحده در خاورمیانه دارای دو ناو هواپیمابر، ۱۳ رزم‌ناو و ناوشکن، و سه شناور رزمی کوچک خواهد بود.

این نمودار با عنوان «مقایسه آرایش دریایی خاورمیانه با استقرارهای گذشته نیروی دریایی» سطح حضور کنونی ناوگان آمریکا در منطقه را با برخی عملیات‌های مهم نظامی گذشته مقایسه می‌کند.

در راهنمای نمودار، شناورها به پنج دسته تقسیم شده‌اند:

  • ناو هواپیمابر
  • رزم‌ناوها و ناوشکن‌های بزرگ
  • شناورهای رزمی کوچک
  • کشتی‌های آبی–خاکی و نیروهای عملیات ویژه

مجموع هر عملیات در انتهای هر ردیف با عدد مشخص شده است.

بر اساس داده‌های ارائه‌شده:

  • عملیات طوفان صحرا (۱۹۹۱): ۷۱ شناور
  • عملیات آزادی عراق (۲۰۰۳): ۵۵ شناور
  • عملیات Desert Fox (۱۹۹۸): ۱۸ شناور
  • حضور فعلی در/اطراف خاورمیانه (امروز): ۱۸ شناور
  • عملیات Absolute Resolve (۲۰۲۶): ۱۲ شناور
  • جنگ ۱۲ روزه (۲۰۲۵): ۱۱ شناور
  • حضور در/اطراف خاورمیانه در اواخر ۲۰۲۳: ۸ شناور

این مقایسه نشان می‌دهد که سطح حضور کنونی (۱۸ شناور) از نظر عددی با «عملیات روباه صحرا» در سال ۱۹۹۸ برابری می‌کند، اما همچنان فاصله قابل توجهی با استقرارهای گسترده در جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ و حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ دارد.

همچنین افزایش از ۸ شناور در اواخر ۲۰۲۳ به ۱۸ شناور در وضعیت فعلی، بیانگر رشد محسوس حضور دریایی آمریکا در پی تحولات و تنش‌های اخیر منطقه است.

در توضیح پایین نمودار تأکید شده که استقرار زیردریایی‌های هسته‌ای (SSN) به دلیل انتشار نامنظم اطلاعات مربوط به تحرکات آن‌ها در این محاسبات لحاظ نشده است. بنابراین ارقام ارائه‌شده تنها مربوط به کشتی‌های سطحی و برخی نیروهای ویژه است.

در مجموع، نمودار نشان می‌دهد که آرایش دریایی کنونی آمریکا در خاورمیانه به سطح عملیات‌های محدود نظامی گذشته رسیده، اما هنوز در مقیاس بسیج‌های گسترده جنگی دهه‌های گذشته قرار ندارد.

این سطح از استقرار با «عملیات روباه صحرا» (Operation Desert Fox)، یک کارزار بمباران چهارروزه علیه عراقِ صدام حسین در سال ۱۹۹۸، قابل مقایسه است. در آن زمان، رئیس‌جمهور بیل کلینتون دستور حمله به عراق را صادر کرد، زیرا صدام از همکاری با بازرسان هسته‌ای سازمان ملل متحد خودداری می‌کرد. بمباران پس از ۷۰ ساعت متوقف شد و کلینتون اعلام کرد هدف «تضعیف برنامه تسلیحات کشتار جمعی صدام و سامانه‌های پرتاب مرتبط با آن» محقق شده است. با این حال، سطح نیروهای دریایی امروز بسیار پایین‌تر از سطحی است که در سال ۱۹۹۰ برای بیرون راندن نیروهای عراقی از کویت و در سال ۲۰۰۳ برای سرنگونی رژیم صدام حسین به‌کار گرفته شد.

 

فشار بر نیروهای دریایی

امروز، ۲۹۲ شناور رزمی ناوگان نیروی دریایی ایالات متحده را تشکیل می‌دهند که از این تعداد، ۲۳۳ فروند ناو جنگی دارای کمیسیون رسمی (USS) و ۵۹ فروند شناور پشتیبانی (USNS) هستند. بیشتر این شناورها در بندر قرار دارند یا در حال تعمیر، نگهداری و آموزش هستند و کمتر از یک‌پنجم این نیرو در دریا و در حال انجام عملیات است. در مجموع، ۴۹ فروند از کشتی‌های نیروی دریایی در دریا مشغول عملیات هستند که ۲۰ فروند از آن‌ها در خاورمیانه یا پیرامون آن حضور دارند (۱۸ فروند USS و ۲ فروند USNS). جمع‌بندی آنکه ۴۱ درصد از کشتی‌های نیروی دریایی که برای عملیات نظامی آماده هستند، در خاورمیانه مستقر شده‌اند. شکل ۳ ترکیب ناوگان رزمی نیروی دریایی را نشان می‌دهد.

این نمودار با عنوان «آرایش دریایی خاورمیانه به‌عنوان سهمی از کل نیروی رزمی» نشان می‌دهد چه بخشی از کل ناوگان رزمی نیروی دریایی ایالات متحده در خاورمیانه مستقر است و این میزان در مقایسه با سایر وضعیت‌های عملیاتی چه جایگاهی دارد.

در راهنمای نمودار چهار وضعیت مشخص شده است:

  • آبی تیره نشان‌دهنده ناوگان مستقر در خاورمیانه،
  • آبی متوسط بیانگر شناورهای مستقر و در حال مأموریت خارج از خاورمیانه،
  • آبی روشن مربوط به شناورهای مستقر پیشرو در بنادر خارجی،
  • و خاکستری نمایانگر شناورهای در وضعیت تعمیر یا آموزش است.

در نوار پایینی، مجموع کل نیروی رزمی ۱۹۱ فروند اعلام شده است. از این تعداد، ۵۲ فروند در وضعیت «مستقر و در حال مأموریت» قرار دارند (اعم از خاورمیانه و سایر مناطق عملیاتی). بخش آبی تیره نشان می‌دهد تنها بخشی از این ۵۲ شناور در خاورمیانه حضور دارند و مابقی در دیگر مناطق جهان فعال‌اند.

بر این اساس، اگرچه خاورمیانه یکی از مناطق مهم استقرار نیروی دریایی آمریکا محسوب می‌شود، اما سهم آن از کل ناوگان رزمی محدود است و بخش قابل توجهی از ظرفیت دریایی آمریکا یا در سایر مناطق عملیاتی جهان مستقر است یا در چرخه نگهداری، آموزش و آماده‌سازی قرار دارد.

 

مجموع نیروی ایالات متحده در منطقه

در کنار دارایی‌های دریایی، دولت ترامپ تعداد زیادی از دارایی‌ها و تجهیزات هوایی را در خاورمیانه مستقر کرده است. هواپیماهای از پیش مستقرشده در اروپا نیز می‌توانند به خاورمیانه منتقل شوند. روند اعزام هواپیماهای اضافی به اروپا و خاورمیانه همچنان ادامه دارد — گزارش شده است که چند فروند جنگنده اف-۲۲ که در ۱۷ فوریه به پایگاه نیروی هوایی سلطنتی لیکنهیث در بریتانیا اعزام شده بودند، در ۲۴ فوریه به یک پایگاه هوایی در اسرائیل رسیده‌اند. جدول ۱ نیروهای دریایی، هوایی و زمینی حاضر در خاورمیانه را نشان می‌دهد و آن‌ها را با چهار معیار مقایسه می‌کند.

 

این جدول چند نکته کلیدی را تقویت می‌کند:

 

سطح کنونی نیروها با سطحی که در «عملیات روباه صحرا» به‌کار گرفته شد، قابل مقایسه است؛ عملیاتی که شامل چهار روز حملات تنبیهی دوربرد بود. اگر هر ۱۳ ناوشکن نیروی دریایی در برد عملیاتی قرار گیرند، این شناورها می‌توانند در کنار موشک‌های دوربرد هواپیماهای تهاجمی، بین ۱۵۰ تا ۲۵۰ فروند موشک تاماهاوک شلیک کنند. اهداف احتمالی شامل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دیگر نیروهای امنیتی یا تأسیساتی خواهد بود که از برنامه هسته‌ای ایران پشتیبانی می‌کنند. چنین عملیاتی با دلایل اعلام‌شده رئیس‌جمهور برای استفاده از نیروی نظامی همخوانی دارد: حمایت از معترضان و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای.

شمار بالای هواپیماهای باری (C-17 و C-5M) و هواپیماهای سوخت‌رسان (KC-135 و KC-46A) که به خاورمیانه منتقل می‌شوند، نشانه‌ای از استقرار نیروهای زمینی نیست. بلکه این هواپیماها در حال انتقال خودروها، تجهیزات پشتیبانی و مهمات برای اسکادران‌های هوایی هستند که به صحنه عملیات اعزام می‌شوند.

نیروهای ایالات متحده فاقد یگان‌های عملیات ویژه و نیروهای زمینی لازم برای اجرای یورش‌ها یا عملیات در خشکی هستند. بنابراین، ربودن یا دستگیری رهبری ایران گزینه‌ای واقع‌بینانه محسوب نمی‌شود؛ به‌ویژه با توجه به فاصله نقاط احتمالی پرتاب تا تهران.

نیروهای موجود برای تغییر حکومت، فراتر از حملات محدود و هدفمند، نیز کافی نیستند. با توجه به نگرانی‌ها درباره تلافی‌جویی و مشروعیت، بعید است ایالات متحده رهبران ایرانی را هدف قرار دهد. افزون بر این، تاب‌آوری حکومت حتی پس از تحمل خسارات قابل توجه ناشی از عملیات اسرائیل نشان می‌دهد که حذف سران احتمالاً موجب بی‌ثباتی حکومت نخواهد شد.

در نهایت، نیروهای کافی برای یک کارزار هوایی طولانی و چند هفته‌ای نیز وجود ندارد. چنین کارزاری به تقویت گسترده لجستیکی نیاز دارد که هرچند ممکن است، اما به زمان بیشتری احتیاج خواهد داشت.

 

انتشار تحلیل‌ها، یادداشت‌ها و دیدگاه‌های مختلف در این رسانه لزوماً به معنای تأیید یا هم‌سویی با محتوای آن‌ها نیست. پایگاه خبری جماران،  خود را متعهد به پوشش طیف گسترده‌ای از نظرات، رویکردها و خوانش‌های متفاوت از تحولات می‌داند تا امکان دسترسی مخاطبان به دیدگاه‌های متنوع فراهم شود. بدیهی است مسئولیت محتوای هر یادداشت بر عهده نویسنده آن است و انتشار آن در چارچوب اصول حرفه‌ایِ تنوع دیدگاه‌ها و گردش آزاد اطلاعات صورت می‌گیرد.

مشاهده خبر در جماران