کدخبر: ۱۶۹۸۷۸۴ تاریخ انتشار:

هیچ‌کاره‌ای که همه کاره بود

دنیا که پیشت ارزش و قربی نداشته باشد، همه را هیچ می بینی، همه را به غیر از او که باید همه کاره ببینی اش. حمید هم اینگونه بود دنیا برایش هیچ بود و خدا را مسبب الاسباب می دانست و بس.

به گزارش خبرنگار جماران، چند روزی از شروع عملیات خیبر می گذشت. پل مجنون تصرف شده بود و حمید محافظت از پل را وظیفه خودش می دانست. اما گویا وقت رفتن بود و او باید این وظیفه را به دیگری واگذار می کرد. شواهد تاریخی می گویند که حمید در ششم اسفند سال ۶۲ به ندای فرشته مرگ پاسخ مثبت داد. پاسخش طوری بود که حتی خاکسترش را هم با خود برد.

خانم امیرانی که سال ها با حمید نفس کشیده و هنوز به همان نفس ها پابرجاست و افتخارش است درباره او گفته است:

دنیا اصلا برایش ارزشی نداست و به هر چیز دنیایی که فکرش را می شود کرد، می خندید و بیشتر از همه به پست و مقام. همیشه می گفت: «من فقط یک بسیجی ام.» یک بار که حمید از عملیات برگشته بود من نتیجه را جویا شدم. او خیلی کلی صحبت کرد و گفت: «بچه ها رفتند، گرفتند، آمدند» گفتم: «پس تو آنجا چه کاره ای؟» گفت: «من؟ هیچ کاره، من فقط با یک دوربین مواظب بچه ها هستم که راهشان را عوضی نروند. من داخل هیچ کدام از اینها نیستم.»

 

مشاهده خبر در جماران