شیخی که دغدغه اول و آخرش فلسطین بود
اولین آرزویش آزادی فلسطین و قدس شریف بود. شصت سال از زندگی اش را که می شود قسمت اعظم آن در راه آرمان فلسطین خرج کرد. او شیخ مصطفی رهنما بود.
به گزارش خبرنگار جماران، بیست و پنج سالگی شیخ جوانی که مصطفی رهنما نام داشت مصادف شده بود با زمانی که مساله فلسطین در ایران وارد فاز جدی شده بود. سال ۱۳۲۹ بود و دوران سربازی اش تازه به انتها رسیده بود که به تهران آمد تا به خواسته اش برسد و آیت الله کاشانی و نواب سرآمد طرج مساله فلسطین بودند. خودش گفته است: «مهمترین دغدغه خاطرم در آن سال ها مسئله فلسطین بود که نجات آن را منوط به اتحاد مسلمین می دانستم.»
شیخ مصطفی به دلیل فعالیت ها و تکاپوها به تدریج تبدیل به نمادی برای فعالیت های هواخواهانه ایرانیان نسبت به فلسطین شد.
انتشار مجله حیات مسلمین
یکی از عمده دغدغه های شیخ مصطفی، مسئله اتحاد شیعه و سنی بود. وی معتقد بود که با اتحاد شیعه و سنی به طور قطع مسئله فلسطین حل می شود. شیخ مصطفی به همین منظور به فکر انتشار مجله ای افتاد.
امتیاز مجله حیات مسلمین را در سال 1329 به دلیل سن کمتر از سی سال به نام سید ابوالفضل برقعی گرفت. مدیر مسئول این نشریه رهنما بود و تنها صاحب امتیاز آن برقعی.
در این نشریه از شماره اول مقالات متعددی در حمایت از مردم فلسطین، کشمیر و الجزایر منتشر می شد و در طول 25 شماره انتشار این دو هفته نامه چندین بار توقیف شد.
محل این نشریه در منزل شیخ علی اکبر برهان امام جماعت مسجد لرزاده و از طرفداران سرسخت فداییان اسلام بود، که بعد ها بنا به دلایلی به میدان حسن آباد منتقل شد.
روابط حسنه با دکتر مصدق
شیخ مصطفی رهنما پس از وقوع کودتای 28 مرداد و دستگیری و تبعید به خارک و سپس انتقال به زندان قزل قلعه، سرانجام آزاد و پس از آزادی، بلافاصله به دیدار کسانی که قبل از کودتا، همواره از آن ها انتقاد می کرد، شتافت و از راه مروت و اخوت با آن ها برخورد کرد از جمله خدمت آیت الله کاشانی رسید و از ایشان عذرخواهی کرد و سپس کتاب خود «مسلمین جهان» را در احمدآباد به دکتر مصدق رساند و وی پس از مطالعه، تقدیری بر کتاب نوشت که کپی آن به اول کتاب الصاق شد و پس از آن بود که کتاب توقیف و از طرف ساواک نسخه های آن جمع آوری شد.
در مورد دیگری او کتاب «سرگذشت فلسطین» را که تألیف شادروان «اکرم زعیتر» بود و آیت الله هاشمی رفسنجانی آن را ترجمه و منتشر کرده بود، توانست به دکتر مصدق برساند و آنطور که در خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی آمده است، دکتر مصدق پس از مطالعه هر دو کتاب طی یادداشتی از آن ها تقدیر کرد و مبلغی نیز برای خرید و اهدای کتاب «فلسطین» به دیگران در اختیار رهنما قرار می دهد.
این حسن روابط با دکتر مصدق و دیگر فعالان سیاسی ادامه پیدا می کند و طبق اسناد منتشرشده ساواک، رهنما تقریباً همه ساله سعی می کرد که در مراسم ترحیم یا بزرگداشت وی در احمدآباد شرکت کند.
شیخ مصطفی اسم تمامی فرزندانشان را به نام مبارزان گذاشته بود.
فرزند اول جمیله بوهیره: برگرفته شده از نام یکی از زنان انقلابی بنام در انقلاب الجزایر.
فرزند دوم محمد جمال: برگرفته شده از جمال عبد الناصر.
فرزند سوم یاسر علی: برگرفته شده از یاسر عرفات.
فرزند چهارم لیلا خالد: برگرفته شده از عضو شورای مرکزی جبهه مردمی برای آزادی فلسطین.
فرزند پنجم صامد حسن: برگرفته شده از صامدون یکی از گروهای چریکی فلسطینی بود.
فرزند ششم فاطمه برناوی: برگرفته شده از اولین زن فلسطینی است که در سال 1967 اسیر شد وی پس از کار گذاشتن بمبی در سینمای تل آویو بازداشت شد.
اسم نوه ایشان نیز ریشل کوری است؛ برگرفته شده از همان دختر آمریکایی که زیر بولدوزر رژیم صهیونیستی شهید شد.
آرزوهای شیخ
شیخ در یکی از مصاحبه های خود چنین آرزویش را بر زبان می آورد: «اولین آرزوی من آزادی فلسطین و قدس شریف است، دومین آرزوی من این است که مردم ایران در سختی نباشند. امیدوارم دولت فعلی و دولت های آتی با پرهیز از حاشیه ها بکوشند تا اهداف امام(ره) و مقام معظم رهبری در ایران پیاده شود و سوم اینکه وضع دنیا بهبود پیدا کند و این نباید موکول به ظهور امام زمان(عج) شود، چون این امری قطعی است اما زمانش مشخص نیست.»(روزنامه ایران، شماره 5466، 30/6/92، صفحه 8)
و سرانجام شیخ مصطفی رهنما که بیش از 60 سال در راه آزادی فلسطین کتابها و مقالات فراوانی از خود به یادگار گذاشت و در راه مبارزه با رژیم صهیونیستی فعالیت کرده بود و از هیچ اقدامی در این زمینه دریغ نداشت در هفتم مهرماه سال 92 چشم از جهان فروبست.
مشاهده خبر در جماران