کدخبر: ۱۵۲۰۸۷۹ تاریخ انتشار:

علت نقل مکان امام از پاریس به نوفل لوشاتو چه بود؟/ روایت‌ها چه می‌گویند؟

روزهای مهر ۵۷ با جا به جایی های مکرر امام همراه است. محدودیت هایی که رژیم بعث عراق برای ایشان پیش آورد تا ممانعت دولت کویت و دست آخر تصمیم به اقامت در فرانسه باعث شد امام چند روزی در پاریس باشند اما این را تاب نیاوردند و به دهکده ای کوچک در حومه پاریس نقل مکان کردند.

به گزارش خبرنگار جماران، شانزدهم مهر ماه سال ۵۷ بود که امام خمینی(س) که از زمان ورود به پاریس در یک مجموعه آپارتمانی در منطقه کشان پاریس مستقر شده بودند و از این امر ناراحت بودند چرا که رفت و آمدها باعث مزاحمت برای همسایه ها بود، به دهکده نوفل لوشاتو نقل مکان کردند و در خانه یکی از ایرانی های مقیم آنجا به نام دکتر عسکری اقامت کردند.

نوفل لوشاتو دهکده ای در سی و پنج کیلومتری پاریس است که امام از شانزدهم مهر ماه تا ساعت های آخر حضورشان در فرانسه که قصد بازگشت به کشور را داشتند در این مکان استقرار داشتند و گروه های مختلف برای دیدار با ایشان در این مکان حاضر می شدند و این روستا مکانی شد برای هدایت نهضت امام که منجر به انقلاب اسلامی شد.

در کتاب خاطرات مرحوم اسماعیل فردوسی پور دلیل انتقال امام به نوفل لوشاتو اینگونه عنوان شده است:

آقای محمد ترکمان در خاطراتشان گفته اند ‌‌منزل آقای غضنفرپور‎ ‎‌که آقای بنی صدر برای امام تهیه کرده بودند، ‌‌متعلق به آقای فائق بی ریا،‎ ‎‌پسر محمد بی ریا، وزیر فرهنگ دولت پیشه‌‌ ‌‌وری بود، سوال من این است‎ ‎‌که آیا حضرت امام از این موضوع اطلاع داشتند و یا می تواند دلیلی باشد‎ ‎‌که امام در آن خانه نمانند و بخواهند محل دیگری بروند؟‌

در این قسمت نمی دانم که امام اطلاع داشته اند یا خیر. ولی همان ‌‎ ‎‌طور که من عرض کردم آخرین نمازی که امام در آنجا اقامه کردند، بعد‎ ‎‌از آن نماز فرمودند فوری برویم، با اینکه انتظار بود که ناهار را آنجا‎ ‎‌بمانند، امام فرمودند برویم. برخی اصرار کردند ولی ایشان فرمودند، ‌‎ ‎‌ماندن من در اینجا خلاف شرع است هرچه زودتر برویم.‌

‌‌چون دلیلی برای رفتن حضرت امام وجود نداشت، حضرت امام‎ ‎‌غریب بودند، امکانات‌‌ در اقامتگاه نوفل لوشاتو‌‌ کم بود‌‌.‌

‌‌دلایل دیگر هم این بود که آنجا یک آپارتمان بود که سه تا اتاق ‌‎‌داشت و جا برای پذیرایی مهمان و کسانی که برای مصاحبه می‌‌‌آمدند ‌‎ ‎‌نداشت همچنین در طبقه چهارم قرار داشت که پله زیاد داشت و امام ‌‎ ‎‌احساس زحمت می کرد، در حالیکه خانه ای که امام در محلی در نوفل ‌‎ ‎‌لوشاتو دیده بودند خلوت بود، ‌‌فقط ‌‌روزهای یکشنبه شلوغ می شد‌‌.‌

‌‌منزل محل اقامت امام در نوفل لوشاتو متعلق به آقای عسگری از‎ ‎‌دانشجویان فارغ التحصیل ایرانی در فرانسه بود، خانم ایشان از اهالی ‌‎ ‎‌پاریس بود و خانه هم متعلق به خانم وی بود، چون به نام بیگانگان در ‌‎ ‎‌هیچ کشوری سند ملکی صادر نمی کنند‌‌.‌

‌‌آنجا یک منزل وسیعی بود و البته ساختمان آنجا هم آپارتمانی بود و‎ ‎‌یک اتاق بزرگ و یک اتاق کوچک داشت که ما به آن پستو می گفتیم و‎ ‎‌یک راهرویی بود که ما تلفن ‌‌را آنجا ‌‌گذاشته و ‌‌آنجا را ‌‌دفترمان قرار داده‎ ‎‌بودیم. معمولاً ملاقات های امام در روزهای آفتابی در حیاط برگزار می شد.‎ ‎‌در اتاق بزرگ، نماز اقامه می شد و بعد از نماز، هم آنجا می نشستند و‎ ‎‌برای دانشجویانی که می آمدند سخنرانی می کردند. امام به قدری مقید‎ ‎‌بودند برای بیان حقایق و مطالب و مظالمی که در ایران در جریان هست‎ ‎‌که گاهی از اوقات صبح تا ظهر دو تا سخنرانی و بعد از ظهر هم دو تا‎ ‎‌سخنرانی می کردند. شب، بعد از نماز هم یک سخنرانی داشتند‌‌ که ‌‎ ‎‌مجموعاً پنج سخنرانی در روز می‌شد.‌ (کتاب خاطرات حجت الاسلام والمسلمین فردوسی پور؛ ص 252-253)

 

مرحوم حسن حبیبی نیز در کتاب آیینه حسن از اقامت امام در نوفل لوشاتو اینگونه گفته است: 

حاج احمدآقا می گفتند امام در نجف تقریباً هیچ وقت به استراحت به‌‎ ‎‌معنای هواخوری و استفاده از ییلاق و رفتن به باغ و امثال آن نپرداخته اند و با‌‎ ‎‌وجود آنکه در لطافت روح و طبع و ذوق امام بحثی نیست، ایشان نهایت دقت‌‎ ‎‌را داشته اند که نظیر همۀ مردم ایران که زیر فشار هستند، زندگی کنند. ‌

در پاریس نیز امام به محض آنکه در نوفل لوشاتو مستقر شدند، همین‌‎ ‎‌رویه را از همان ابتدا پیش گرفتند و با وجود آنکه معلوم بود که حال و حوصلۀ‌‎ ‎‌استفاده از لطافت هوا را دارند، تکلیف را مقدم بر این امر قرار دادند و به‌‎ ‎‌محض آنکه لازم دیدند که کنج اتاق بنشینند چنین کردند. روزهای اول که‌‎ ‎‌هنوز خانه ای برای محل اقامت و اقامۀ نماز پیدا نشده بود از لحاظ زندگی به‌‎ ‎‌امام سخت می گذشت. دو سه اتاق توی هم بود که بیش از یک در ورودی‌‎ ‎‌نداشت و حضرت امام در اتاق عقب می نشستند و البته همواره عده ای در‌‎ ‎‌اتاق جلو بودند و هنگامی که ایشان می خواستند وضو بگیرند، باید از این اتاق‌‎ ‎‌عبور می کردند، ولی ایشان همواره با نهایت آرامش و با روحیۀ طلبگی با این‌‎ ‎‌وضع برخورد می کردند.‌

امام تأکید داشتند کوچکترین خرجی هم که می شود محاسبه شود و من‌‎ ‎‌نیز مطابق امر ایشان سیر تا پیاز را حساب می کردم و آقا نیز از این بابت‌‎ ‎‌خوشحال بودند. وقتی قرار شد به محل جدید در نوفل لوشاتو برویم، در‌‎ ‎‌خدمتشان بودم. حاج احمدآقا گفت امام می فرمایند در کار هزینه ها دقت کنید‌ ‎‌که چیزی از قلم نیفتد. من خدمتشان گفتم حضرتعالی خاطرتان از این جهت‌‎ ‎‌آسوده باشد. ما حتی سعی می کنیم پول بنزین از فرودگاه به شهر را به حسابتان‌‎ ‎‌منظور کنیم و تا حد ممکن طوری عمل خواهد شد که ان شاءاللّه در این زمینه‌‎ ‎‌مسئله ای نباشد.‌

امام این طرز کار را تأیید فرمودند. در نوفل لوشاتو امام زندگی ساده و‌‎ ‎‌بی آلایش خود را شروع کردند. امام در این خصوص نیز همان تأکیدات‌‎ ‎‌همیشگی شان را داشتند و تذکر می دادند که باید مواظب باشید تا آنجا که‌‎ ‎‌میسر است حتی یک دینار اضافه خرج نشود. می فرمودند من فقیر هستم،‌‎ ‎‌مواظب باشید اسراف نشود، بیهوده خرج نشود و خلاصه همان زندگی ساده‌‎ ‎‌و محدود خودشان را داشتند.‌ (آیینه حسن،  82)

‌

 

مشاهده خبر در جماران