روایت حاج احمدآقا از علت پذیرش خبرنگار فیگارو به وسیله امام/در این دیدار چه گذشت؟/خبرنگار فیگارو امام و محیط اطرافش را چگونه توصیف کرده است؟
بیست و دوم مهر ماه سال ۵۷ بود که امام خبرنگار روزنامه فیگارو را پذیرفت و فرمودند مذاکره یا مصاحبه چه فرقی دارد ما مطالبمان را می گوییم.
به گزارش خبرنگار جماران، بیست و دوم مهر ماه سال ۵۷ یعنی چند روز پس از ورود امام خمینی (س) به فرانسه، ایشان خبرنگار روزنامه فیگارو را که از نشریات مهم این کشور بود و رقابتی میان این روزنامه و روزنامه لوموند بود به حضور پذیرفتند. مرحوم حاج احمد آقا درباره این دیدار اینگونه نقل کرده است:
در ابتداى ورود امام به فرانسه مقامات آن کشور از امام خواستند سخنرانى و مصاحبه نکنند و از رفتن به مساجد و اقامۀ نماز جماعت و شرکت در اجتماعات خوددارى کنند. بین روزنامۀ لوموند و فیگارو رقابت زیادى بود. قبلاً خبرنگاران لوموند با امام در نجف مصاحبه کرده بودند. مدیر روزنامۀ فیگارو اصرار به مصاحبه با امام داشت. ما از این فرصت استفاده کردیم و از طریق آقاى قطب زاده به مدیر روزنامۀ فیگارو که از عناصر مؤثر در حکومت فرانسه و از نزدیکان آقاى ژیسکاردستن بود پیغام دادیم اگر ممنوعیت مصاحبه لغو شود این روزنامه می تواند اولین مصاحبه با امام در پاریس را به خود اختصاص دهد. مدیر روزنامه فیگارو به من پیغام داد من با امام ملاقات می کنم و جریان دیدار را تحت عنوان «مذاکره» در روزنامه چاپ می کنیم.
موضوع را به امام منعکس کردیم. ایشان پذیرفتند و وقت ملاقات دادند و فرمودند: «مذاکره یا مصاحبه، چه فرقى دارد، ما مطالبمان را می گوییم.» من و آقاى قطب زاده و مدیر روزنامۀ فیگارو خدمت امام رسیدیم، پرسش و پاسخ مفصلى بود که مشروح آن در روزنامه با عنوان «مذاکره» چاپ شد. به دنبال آن مدیران مطبوعات دیگر فرانسه صداى اعتراضشان بلند شد که چرا دولت فرانسه مصاحبۀ روزنامه هاى مرتبط با خود را اجازه می دهد، اما سایرین ممنوع از مصاحبه اند. همین امر موجب شد عملاً ممنوعیت مصاحبه لغو شود و به این ترتیب مصاحبه هاى متعدد امام آغاز گردید؛ که نقش بسیار زیادى در تبیین اهداف نهضت امام و مقابله با تبلیغات سوء رسانه هاى غربى داشت.(کوثر، ج اول، ص ۵۳۹)
خبرنگار روزنامه فیگارو درباره این گفت و گو که امام به تشریح اوضاع آینده ایران پرداخته اند، نوشته است:
[مقدمه خبرنگار:
آیتاللّه خمینی: «نمیتوان تا بینهایت سینههای عریان را جلو لولۀ تفنگ قرار داد.»
در فاصلۀ نیم ساعت از شهر پاریس، دنیای دیگری مستقر شده است. آیت اللّه خمینی که نامش نشانه ای از مخالفت با شاه است، در محوطۀ کوچکی از حومۀ پاریس اقامت گزیده است. گشتی های ژاندارمری و اتومبیل های مجهز به رادار و پلیس شخصی، نزدیک بودن محل اقامت او را نشان می دهد. دور منزل می گردیم و جمعیتی پدیدار می شود، جمعیتی در حال احترام که تشکیل شدهاند از عدهای مذهبی و زحمتکشان و دانشجویان ایرانی که از آلمان، تونس و انگلستان آمدهاند. هنگام ورود، کفش ها را درمیآوریم، مثل اینکه وارد یک مسجد بشویم. در یک اتاق کوچک، آیت اللّه خمینی روی یک تشک نشسته است. اطراف او کاغذها و مقداری کتاب پراکنده است. به هر حال، آیتاللّه خمینی ملبس به لباس خاکستری و عمامۀ سیاه، بدون اینکه صدایش را بلند کند با وقار با ما صحبت می کند.]
سؤال:[افکار عمومی دربارۀ مبارزۀ رقبای رژیم کنونی، از خود سؤال میکنند، آیا این جنبش مذهبی است که میخواهد به سنتهای اسلامی باز گردد؟]
جواب: مخالفین رژیم ایران و قیام کنونی، قربانی تبلیغاتی هستند که آنها را از طبیعت خود بیگانه می سازد. ما وقتی از اسلام صحبت می کنیم، به معنی پشت کردن به ترقی و پیشرفت نیست، بلکه عکس آن صحیح است. به عقیدۀ ما اساساً اسلام یک مذهب ترقیخواه است، ولی ما دشمن رژیم هایی هستیم که تحت عنوان تجددخواهی، روش دیکتاتوری و ظلم را در پیش می گیرند. این رژیم ها مانند رژیم شاه ایران، پیشرفت های انجام شده را از هدف اصلی خود منحرف می کنند و آنها را از چشم مردان و زنانی که میبایست از آنها استفاده کنند، می اندازند و هر مفهومی را از آنها ساقط می نمایند، و قبل از هر چیز فکر می کنیم که فشار و اختناق، وسیلۀ پیشرفت نیست.
ــ[قیام کنونی در ایران با جنبشهای چپ و چپ افراطی رابطه دارد یا نه؟]
ــما همیشه از اتحاد با این احزاب سر باز زدهایم، ولی در واقع امروزه تمام مخالفین ایرانی تحت لوای مذهب و به نام بیان درست و صحیح اسلام سازمان یافته و تظاهر می کنند. دلیل آن هم روشن است: گروه های چپی یا کمونیست تقریباً از بین رفتهاند. آنها نمی توانند در نهضت مردمیای که در جریان است هیچ وزنهای داشته باشند، ولی طبیعتاً برای گول زدن افکار عمومی بخصوص در خارج ایران، رژیم سعی می کند چنین تبلیغ کند و به همۀ کسانی که علیه دیکتاتوری شاه مبارزه می کنند، نسبت مارکسیستی بدهد.
ــ[ولی علی رغم مقاصدشان مارکسیست ها از عنوان مذهب برای مبارزه علیه رژیم شاه استفاده می کنند. آیا مذهبیها کمکم به وسیلۀ احزاب چپ افراطی عقب زده میشوند، و این احزاب، سازماندهی اعتصابات و تظاهرات را در دست میگیرند و آن را در جهتی که میخواهند هدایت میکنند؟]
ــبه تظاهرات بزرگ اخیر نگاه کنید. افراد مذهبی یک میلیون نفر را به حرکت درآوردند و در تمام موارد و در همه جا شعار مذهب را میدادند، همان مذهبی که همواره آنها را متشکل کرده و سازمان میداد و حتی یک بار هم شعارهای چپ و افراطی دیده و شنیده نشد.
ــ[در مراحل اولیه، مبارزه علیه رژیم شاه، صورت نسبتاً مسالمتآمیز اعتصاب و تظاهرات داشته است ... و علیه ارتش و پلیس نه اسلحه و نه سنگربندی وجود داشته است. آیا شما فکر میکنید هنوز زمان آن است و آیا طور دیگری نمیشود عمل کرد و مثلاً به مبارزۀ مسلحانه رو آورد؟]
ــحتی پس از روز جمعه در تهران که آنهمه کشتار به جای گذاشت،[1]ما همان شکل مبارزه را حفظ کردیم. همان طور که دنیا می داند، پیام ما به وسیلۀ سرکوبی که با آن برخورد کرد درهم شکسته نشده است و این قیام با همان روش ادامه دارد. ولی از من پرسیدهاند، آیا وقت تغییر روش و روی آوردن به مبارزۀ مسلحانه برای جواب دادن به کاربرد ارتش توسط دیکتاتوری نرسیده است؟ من گفتهام نه. معذلک امروز من در این باره از خود سؤال میکنم که نمی توان تا بینهایت، سینه های عریان را جلوی لولۀ تفنگ قرار داد. تاکنون من رهنمودهای خود را که مبنی بر مسالمتآمیز بودن عملمان بود را تغییر ندادهام، ولی شاید مجبور شوم این کار را بکنم.
ــ[در واقع، عمل شما دارای چه جهتی است و چه رژیمی را می خواهید جانشین رژیم شاه کنید؟]
ــ بدون چون و چرا حفظ رژیم شاه غیرقابل قبول است. ما پیوسته با آن مخالف بودهایم. سرنگونی، آن هدف غیرقابل تغییر مبارزۀ ماست. به علاوه این شکل حقوقی رژیم نیست که اهمیت دارد، بلکه محتوای آن مهم است. طبیعتاً می توان یک جمهوری اسلامی را در نظر گرفت ولی این موضوع بدین خاطر است که فکر می کنیم برداشت اصیل اسلام، ما را به ترقی جامعهای که سرشار از استعدادها و قوای انسانی و عدالت اجتماعی است، راهنمایی می کند. قبل از هر چیز ما به محتوای اجتماعی رژیم سیاسی آینده دل بستهایم.
ــ[ولی رژیمی که شما می خواهید، آیا دموکراتیک است؟ مثلاً آیا شما موافق آزادی مطبوعات و سیستم چند حزبی و آزادی احزاب و سندیکاها هستید؟]
ــما موافق رژیم آزادی های کامل هستیم. باید حدود رژیم آیندۀ ایران، همان گونه که برای کلیۀ دولت های متکی به مردم مطرح است، منافع مجموع جامعه را دربرگیرد و همچنین باید به شئون جامعۀ ایرانی مقید بوده باشد، زیرا عرضۀ یک جامعۀ غیر محدود، دستبرد به شرف مردان و زنان آن میباشد.
ــ[آیا در جمهوری اسلامی برای اقلیتهای مذهبی در ایران که بسیار زیادند جایی هست؟]
ــرژیم شاه، با اقلیت های مذهبی رفتاری بهتر از رفتار با مسلمانان ندارد. ما طبیعتاً نسبت به عقاید مذهبی دیگران، بیشترین احترام را پس از سرنگونی دیکتاتوری و استقرار یک رژیم آزاد می گذاریم، شرایط حیات برای اکثریت مسلمان و اقلیت های مذهبی بسیار خوب خواهد شد.
ــ[حتماً رژیم کنونی به دفاع از خویش ادامه خواهد داد. این رژیم بر چه تکیه خواهد کرد؟ چه کسانی از آن پشتیبانی میکنند و چه چیزی به وی می تواند امکان دهد مخالفین را درهم بکوبد؟]
ــدر درون کشور هیچ نیرویی برای حمایت از دیکتاتوری شاه نیست. کافی است نگاهی به آنچه در کشور می گذرد بیندازیم، تا متوجه این امر شویم. و این کار سادهای است. در خارج، ایالات متحده بخصوص از رژیم شاه حمایت می کند. اگر آنها دست از حمایت او بردارند، رژیم شاه بلافاصله فرو خواهد ریخت.
ــ[علی رغم همۀ اینها، شاه می تواند روی ارتش و بر یک رژیم زور حساب کند، این احتمالی اساسی است.]
ــ در مورد ارتش آنچه اساسی است ساخت آن است که با رهبری و سلسله مراتبش مشخص می شود، و تاکنون ارتش تحت رهبریای است که در واقع امریکایی است. این ارتش حتی در کادرهای بالا توسط مستشاران و تکنیسین های امریکایی اداره و تربیت شده است، ولی در میان افسران و سربازان تاکنون نشانه های بارزی از بیداری در برابر مبارزات مردمی دیده شده است. فراموش نکنید که اینها قبل از هر چیز ایرانی هستند و به هنگام زد و خورد، رویاروی آنان، ایرانی های دیگری قرار دارند. در مواردی دیده شده است که تظاهرکنندگان به جای آنکه به سوی سربازان سنگ پرتاب کنند، گل هدیه کردند و بسیاری از سربازان را دیدهاند که پس از آنکه به آنان گل هدیه شده، گریستهاند و در چند مورد سربازان پس از تیراندازی به سوی تظاهرکنندگان خودکشی کردهاند. تا وقتی که ارتش ایران زیر چتر امریکا قرار گرفته است، همواره این وضعیت غمانگیز و تراژدی ادامه خواهد یافت.
1 ـ کشتار روز 17 شهریور 57 در میدان ژاله شهدا تهران.
مشاهده خبر در جماران