جماران- مراسم بزگداشت آیت الله طالقانی عصر دیروز در کانون توحید تهران برگزار شد. به گزارش خبرنگار جماران در ابتدای این مراسم فیلم قسمت هایی از سخنرانی آخرین نماز جمعه ی تهران به امامت مرحوم آیت الله طالقانی در ۱۶ شهریور ۱۳۵۸ -۱۵ شوال ۱۳۹۹ قمری- پخش شد. متن این سخنرانی بدین شرح است:
«درود به شما و درود به رهبر عالیقدر ما. و آن قومی که دین ما قرآن ما خدای ما از شهدا تجلیل و تکریم فرموده است. شما برادران و خواهران که در مدار شهدای اسلام در زیر این آفتاب سوزان جمع شده اید برای تعظیم و احترام و مغفرت بیشتر نسبت به شهدای عزیز ما همه از جا برخیزید و سوره ی فاتحه قرائت کنید. اللهم عظم اجورهم واحشرهم مع اولیائک و شهدائک الأولین والعن علی قاتلیهم اجمعین.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین الحمد لله المعز المذل الذی یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی و یعز من یشاء و یذل من یشاء بیده الخیر و هو علی کل شئ قدیر. اللهم صل و سلم علی عبدک و امینک البشیر النذیر السراج المنیر محمد ابن عبد الله. و علی آله الطیبین الطاهرین. الائمة المعصومین الهدة المهدیین وعلی اصحابه المنتجبین و علی جمیع الأنبیاء والمرسلین و الشهداء و الصدیقین و الصالحین.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم: و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء ولکن لا تشعرون.
در منطق انبیاء در منطق قرآن مسئله مرگ به خصوص برای انسان های مجاهد و پیشرو و شهدا حل شده است. در این آیه، قرآن با صراحت و قاطعیت می گوید: درباره کسانی که در راه خدا کشته شده اند کلمه مرگ را بردارید، نگوئید، نگوئید اینها مرده هستند، بلکه اینها زنده هستند ولکن بیشتر مردم و شما چنین استفساری ندارید. این راهی است که انبیاء باز کردند و دیوار بین این زندگی و زندگی آخرت و زندگی برتر را برداشتند.
و این راز را برای انسان ها گشودند که مرگ نیست، تحولی است از زندگی به زندگی دیگر، از رَحِم طبیعت به فضای بزرگ و وسیع و عالی الهی، به خصوص مرگی که فی سبیل الله باشد، راه خدا، جهاد فی سبیل الله، قتال فی سبیل الله، هجرت فی سبیل الله، سختی ها و شکنجه های فی سبیل الله. این راه خداست، این راه خداست که راه نجات خلقهاست، راه آزادی انسان هاست. راه خدا، نه به طرف آسمانهاست و نه شرق و نه غرب و نه جنوب و نه شمال، راه خدا همین است. در همه آیاتی که درباره جهاد، قتال، هجرت، حرکت، مبارزه آمده قید فی سبیل الله هست اولاً برای اینکه جهادها و کوشش ها از جهت خودخواهی، سلطه جویی، تحمیل، به بند کشیدن، غنیمت ربوده نباشد، فقط برای نجات همه مردم، برای گشودن بندها، برای آزاد کردن انسانها، برای برداشتن سدها، سدهایی که مردم را از هم جدا کرده و راه خدا را، راه تعالی را، بسته است، همین راه تعالی خود انسان است. در دیگر عبادات شخصی قید فی سبیل الله نیست، رابطه ای است بین انسان و خدای خود ولی در این گونه عبادات: جهاد، کوشش، به میدان جنگ رفتن، با دشمن مقابله کردن، هجرت کردن، همه فی سبیل الله؛ که ملاحظه می کنید سبیل خدا همین راه نجات مردم
است؛ هم مردم را نجات دادن، هم خود انسان از شهوات و غرائز و سقوط در زندگی کثیف دنیوی نجات پیدا کردن، والا انسان گوشه ای بنشیند و در افکار و اندیشه و خیالات خود فرو برود و تنها تسبیح و تهنیت بگوید این از نظر اسلام منشأ تقرب به خدا نیست، چه بسا کسی که در گوشه ای نشسته و به زبان سبحان الله می گوید و در درون و اندیشه هایش آلودگی و نقشه های شیطانی است، چه بسا انسانی که با تسبیح الله اکبر می گوید ولی مال و ثروت و قدرت طلبی و شهوات را بزرگتر از هر چیز می داند، چه بسا انسانی که به طبان در گوشه خانقاهی، مسجدی، لا اله الاالله می گوید و در اندیشه اش صدها بت برای خود می تراشد، چه بسا انسانی که به تنهایی الحمدالله می گوید ولی در درون آلوده به هر گونه رذایل خلقی و اندیشه های پست است. آنچه که راه خداست و انسان را از زمین می کند و به آسمان می پیوندد و در ردیف ملائکه قرار می دهد جهاد فی سبیل الله است. سبیل مردم، سبیل خدا، یک راه است. سبیل مردم، سبیل خداست، هجرت فی سبیل الله، رنج کشیدن فی سبیل الله، انفاق فی سبیل الله، در مقابل سبیل شیطان، سبیل طاغوت، سبیل غی، در مقابلش سبیل رشد و سبیل رشاد. راه رشد انسان ها همین است، در این
آیه به صراحت می گوید: این کلمه مرگ را از زبان بیندازید، درباره کسانی که فی سبیل الله کشته می شوند.
و این عالی ترین تعالیم انبیاست که کلمه مرگ برداشته بشود. وقتی کلمه مرگ درباره شهدا برداشته شد، چنان نیرویی برای اجتماع و افراد پیش می آید که هیچ قدرتی توان مقاومت ندارد. بزرگان محققین و فلاسفه برای تشکیل مدینه فاضله و برای مردمی که در راه تحقق چنین اجتماع بزرگ و عظیم و انسانی هستند، می گویند باید کلمه مرگ از چنین اجتماعی حذف بشود، همان طوری که از زبان حذف بشود از اندیشه هم باید رانده شود. و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء ولکن عند ربهم یرزقون فرحین بما آتیهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم الا خوف علیهم و لا هم یحزنون. در آن آیه می گوید نگوئید، در این آیه می گوید از اندیشه بیرون برانید، این جور حساب نگنید که کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند، اینها زنده اند، بسط پیدا می کنند، دارای فرح می شوند، انبساط وجودی پیدا می کنند و دائماً پرتوافکن بر دیگران هستند. فرحین بما آتیهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم الا خوف علیهم و لا هم یحزنون، این انسانی که در این محدوده مادی گرفتار است و دائماً نگران است، یا نسبت به گذشته محزون است، آنچه که از دست داده، غنائمی که به
دست داده، غنائمی که به دست نیاورده، شهواتی که به آنها نرسیده، لذاتی که از او فوت شده، ثروتهایی که از دست داده، این حزن است نسبت به گذشته. خوف نسبت به آینده، که چه خواهد شد؟ زندگی من، بقای من، حیات من، حیات خانواده من، این انسانی است که مثل حبابی در روی موج خوف و حزن گرفتار است، و همه بشر گرفتارند. قرآن می گوید: اینها می خواهند بشارت بدهند، رو نشان بدهند، سعی می کنند به هر زبانی به بازماندگان در دنیا بفهمانند که لا خوف علیهم، از این دربند رهایی پیدا کرده اند، نه خوف دارند و نه حزن، اینها نزد پروردگار مرتزق هستند، شهدا چنین اند، شهدا دائماً الهام بخش اند. شهدا در قلوب همه مردم زنده هستند. شهدا در نزد خدا پایدار و زنده هستند. این تحول و این انقلاب شهادت، که یک انسان آلوده و ساقط را یک مرتبه بالا می برد این خاصیت شهادت است. همان جوان، زن، مرد که دائماً در اندیشه تأمین لذات و شهوات مادی است، یک مرتبه از جا کنده می شود وقتی که به میدان شهادت آمد، وقتی که دیدش وسیع شد، این انسان چنان اوج می گیرد که همه غرائز را به جا می گذارد، یکی انسان ساقط شهوانی و گرفتار غرائز می شود، یکی انسان عالیقدری که پر و بال می گشاید و
به طرف خدا حرکت می کند و مردمی را دنبال خود می کشد.»