موسسان حزب عهد ایران در دل افت و خیزها و تلاطمهای سیاسی سالهای اخیر یکدیگر را یافتند و حول این پیمان و ضرورت «همعهد» شدند: باید برای ایران در میدان بمانیم و از فرصتسازی و گشایشگری برای ساختن ایران از مسیری اصلاحگرانه فاصله نگیریم. ما از سیاستِ حذف و ستیز و سیاستِ دیوارساز فاصله داریم و حامی سیاست توافقگرا و پلسازیم. ما مسلمان، ایرانی و اصلاحگریم و در چارچوب جمهوری اسلامی ایران بسط خیر همگانی ایرانیان را پی میگیریم.
به گزارش جماران، بیانیهٔ آغاز به کار رسمی حزب عهد ایران در پی می آید:
به نام یزدانِ دادگر
چرا «عهد ایران»؟
«حزب عهد ایران» پس از برگزاری کنگرهٔ تأسیسی، پروانهٔ رسمی فعالیت را دریافت کرد و از امروز فعالیت عمومی خود را آغاز میکند. کلمهٔ «عهد» در نامِ حزب، سرواژهٔ سه آرمانِ «عدالت»، «همبستگی» و «دموکراسی» است. در مسیر تحقق این آرمانها، عهد ایران حزبی است اصلاحگر، راهبردمحور و توسعهگرا.
«عهد ایران» عهدی است با ایران و برای ایرانیان. واژهٔ «ایران» در نام حزب نشانهای است از اینکه فرزندان ایران و دلبسته و دغدغهمند ایرانیم؛ ایرانی که هم آب و خاکِ ما، هم یک دولت-ملتِ معاصر، هم یک فرهنگ و تمدن ریشهدار و هم یک جامعهٔ زنده و پویا است.
«عهد ایران» به دنبال تحقق عهد و توافق و قراردادی میان همهٔ ایرانیان از یک سو و بین دولت و ملت از سوی دیگر است که پایه و مایهٔ بالیدن ایران شود و ایران را خانهٔ امن و پذیرا و دلخواهی برای زندگی شکوفای همهٔ ایرانیان کند.
عهد ما در دو کلمه «آرمانگراییِ واقعنگرانه» است. با التزام به «آرمانگرایی واقعنگرانه»، ما در پی تقویت سه «همبسته»ایم: همبستهٔ «عدالت و آزادی»، همبستهٔ «امنیت و توسعه» و همبستهٔ «حکومت و جامعه». ما به دنبال تقویت رابطهای همافزا و نه همفرسا میان اجزای این سه همبستهایم.
به باور ما، توجه به این سه همبسته و منظومهای از آرمانها و روشها که در ادامه معرفی میشوند و آن را لازمهٔ بقا و ارتقای ایران میدانیم، بهطور منسجم و یکجا در حزب سیاسی دیگری جمع نشده بود و در نتیجه، بنیانگذاران حزب عهد ایران را به ضرورت تاسیس حزبی راهبردمحور با این آرمانها و التزام به این روشها رساند.
ما کیستیم؟
موسسان حزب عهد ایران که از کنشگران اصلاحگر دهههای اخیر ایران هستند، در دل افت و خیزها و تلاطمهای سیاسی سالهای اخیر یکدیگر را یافتند و حول این پیمان و ضرورت دست به دست هم دادند و «همعهد» شدند: باید برای ایران در میدان بمانیم و از فرصتسازی و گشایشگری برای ساختن ایران از مسیری اصلاحگرانه فاصله نگیریم.
ما مسلمان، ایرانی و اصلاحگریم و در عین حال، تکثر گرایشهای سیاسی و باورها و سبکهای زندگی را به رسمیت میشناسیم و از حق فعالیت سیاسیِ قانونیِ همهٔ ایرانیان دفاع میکنیم.
ما از تبار اصلاحگران دو سدهٔ گذشتهٔ ایرانیم، از پیش از مشروطه تا امروز، روی دوش آنها میایستیم و وامدار و درسآموز تجربههای ارزشمند آنها هستیم.
سیاست برای ما هنر حل مساله است. ما دیگر نیروهای دغدغهمند در کشورمان را بخشی از «راه حل» میخواهیم و نه بخشی از «مساله» و در این مسیر آمادهٔ ائتلافهای حلمسالهای با نیروهایی هستیم که در کشف و حل هر مسالهٔ کوچک و بزرگ در ایرانمان آمادهٔ همافزاییاند. افزایشِ همزمانِ قدرت حل مسالهٔ نهادهای عمومی و دیوانسالاریِ حکمرانی و توانِ متشکلِ نهادهای سیاسی و مدنیِ حلمسالهگرا نیز از اهداف کانونی ما است.
سیاستورزی برای ما پیشهای شریف و دیگردوستانه و در خدمت «خیر همگانی» است و نه مسیری برای کسب منافع شخصی و «قدرت برای قدرت». در نگاه ما، هم اخلاق، حساسیت به سرنوشت جمعی و سیاستورزی برای بهبود این سرنوشت را میطلبد و هم سیاستورزی چارچوبی اخلاقی دارد.
ما از سیاست دادگرانهای دفاع میکنیم که اولویتش خدمت به بهبود زندگی ضعیفترین و محرومترین شهروندان و قربانیان تبعیض و نابرابری باشد و به همهٔ هموطنانمان فرصتِ تاثیرِ بر سرنوشت همگانی در همهٔ سطوح (از حزب تا سیاستِ محلی و ملی) بدهد.
ما در مسیر چنین سیاستورزی دادگرانهای میکوشیم به سلامت اقتصادی اعضایمان حساس باشیم، به اخلاقِ سیاست از جمله پرهیز کامل از انواع فساد پایبند بمانیم و به تقدمِ ملاحظات امنیت ملی و منافع ملی و اقتضائات بسطِ خیر همگانی بر منافع حزبی و جریانی ملتزم باشیم.
ما در عهد ایران میکوشیم حزبی بسازیم که هم به تامین خیر و منافع همگانی ایرانیان کمک کند، هم رشد طبقهٔ متوسط را هدف بگیرد و هم مدعیالعموم فقرا و مستضعفان و بیصدایان و بیپناهان ایران باشد.
آرمانهای ما چیست؟
ما آرمانگراییم و آرمانهایمان عدالت، آزادی، توسعه و آبادانی، مردمسالاری، امنیت و صلح عزتمندانه و پایدار، معنویت، برابری، همبستگی و رفاه برای زندگی بهترِ همهٔ ایرانیان در ایران قوی است. این آرمانها در امتداد آرمانهای مشروطه، نهضت ملی، انقلاب اسلامی و جنبش اصلاحات است.
برای ما عدالت معیار و «ارزش مادر» در سیاست است، دموکراسی سازوکار مشارکت و پاسخگویی است، همبستگی شرط زندگی مشترک در جامعهٔ متکثر است، آزادی و برابری حقوق بنیادین شهرونداناند، و توسعه، امنیت و رفاه اهداف کانونی سیاست عمومیاند.
بقا و ارتقای ایران و جهوری اسلامی ایران جهتبخشِ ما است. برای بقای ایران تقویت همهٔ مولفههای نرم و سختِ «قدرت ملی ایران» (قدرت و بازدارندگی نظامی، قدرت اقتصادی، دیپلماسی نیرومند، رضایت شهروندان و قدرت معنایی) مورد توجه و حمایت ما است. البته امنیت ملی را مقید به قانون، اخلاق، ضرورت، تناسب، پاسخگویی و حقوق اساسی شهروندان میدانیم. همچنین حمایت گرممان از بقای ایران و جمهوری اسلامی ایران به معنای تایید همهٔ سیاستها و رویههای نظام سیاسی نیست. برای ارتقای ایران نیز توسعهگرا و پویشگرِ آبادانی ایرانیم و تحقق لوازم توسعهٔ فراگیر، پایدار، متوازن، همهجانبه، مردمسالارانه و عادلانهٔ ایران را جدی میگیریم.
ما عدالتخواه و دادگریم و مبنای اصلی برای داوری دربارهٔ نهادهای اجتماعی و سیاسی را عدالت میدانیم. عدالتی که میطلبیم مستلزم به رسمیتشناسی تکثر اجتماعی شهروندان، تقویت نمایندگی سیاسی این گروههای متکثر و بازتوزیع عادلانهترِ منابع و منافع و خیرات میان این گروهها است. عدالتی که میجوییم «طراحی نهادی» میطلبد و مستلزم رفع «بیعدالتیهای درمانپذیر» و کاهش انواع نابرابری، فقر، تبعیض، طرد، فرودستسازی و فساد است. این دادگری، چند وجهی است و بسط عدالت اقتصادی، عدالت جنسیتی، عدالت دیجیتال، عدالت قضایی، عدالت آموزشی، عدالت در سلامت، عدالت زیستمحیطی، عدالت سیاسی، عدالت منطقهای، عدالت فضایی و عدالت جهانی را میطلبد.
ما استقلالطلبیم و ضد انواع استعمار و استثمار و تجاوزگری. ما استقلال راهبردی ایران را که به ویژه با راهبریِ رهبران کبیر و شهید انقلاب و خون شهدای جنگهای تحمیلی هشتساله و ۱۲ روزه و رمضان و نبرد هرمز و مقاومت ایرانیان آبیاری شده است، یکی از مهمترین داراییهای راهبردی ایران میدانیم، در عین اینکه ایران را، نه در انزوا، که در منطقه و جهان «حلقهٔ وصلی قدرتمند و پایدار» میخواهیم. کمک به پاسداشت و حفظ این استقلال راهبردی از مهمترین وظایف ما ایرانیان و لازمهٔ حفظ و بالندگی ایران در صحنهٔ پرآشوبِ منطقهای و متغیرِ جهانی است.
ما نهادهای علم و فناوری را جهانی میدانیم و به ذخیرهٔ علم و تجارب بشر تکیه میکنیم، اما غربگرا نیستیم. یعنی ضمن بهرهگیری از تجارب سایر ملل و الهام گرفتن از دستاوردها و درس گرفتن از ناکامیهایشان، الگویی از توسعه و آبادانی را میجوییم که با میراث نهادی و تاریخیمان در ایران پیوند دارد و ضمن حفاظت از طبیعت و سرمایههای فرهنگی و تمدنیمان، ظرفیت حل مسائل جامعهٔ ایران را افزایش میدهد. ما به آثار استعمار، نه فقط در صورت استثمارِ آشکار و پروژههای خشونتپرور و جنگافروز و کشورگشا، که در شیوهٔ فهم ما از خود، تاریخ، جامعه و سیاست توجه داریم و استعمارزدایی از دانش سیاسی و اجتماعی و سیاست عملی را لازمهٔ سیاستورزیِ ملی در جنوب جهانی میدانیم.
ما مردمسالاریم و حامی فراگیرتر، تکثرپذیرتر و مردمسالارانهتر شدن نهادها و سیاستهای عمومی. «مشارکت»، «نمایندگی» و «پاسخگویی» جانمایههای مردمسالاریاند. ما نیز به دنبال افزایش مشارکت شهروندان در همهٔ سطوح حکمرانی و تقویت نهادهای نمایندگی شهروندانیم، از جمله در احزاب و سمنها و سندیکاها. پاسخگو بودن خودمان و پاسخگو کردن نیروهای سیاسی و حکمرانان نیز از اهداف ما است.
ما آزادیخواهیم. به همین دلیل حامی «رفع سلطه» در ایران و منطقه و جهان و صیانت از حقوق و آزادیهای اساسی، حقوق شهروندی و حقوق اجتماعی همهٔ شهروندان ایران و حقوق بشر همگانیم. دفاع از آزادیهای مدنی و سیاسی از ارکان سیاستورزی ما است.
ما سعادت و رستگاری را جمعی میدانیم و همبستگی برای ما یک آرمان است؛ اما همبستگیای که تکثرپذیر و پلساز باشد. ما هم با هموطنانمان در ایران همسرنوشتیم و هم از بسیاری جهات خود را با اهالی کشورهای همسایه در منطقه و همنوعانمان در جهان همسرنوشت میبینیم. برخی مسائل ما با همبستگی و همکاری در سطح محلی و ملی و برخی دیگر با همکاری و همبستگی در سطح منطقهای و پارهای دیگر با همکاری و همبستگیهای در سطح جهانی قابل حل است. ما هم شهروند ایرانیم، هم عضو امت اسلامی و جنوب جهانی و هم ساکن جهان. از همین رو برای تقویت همبستگیهای ملی و دینی و عدالتخواهانهٔ جهانی خواهیم کوشید. ما ایرانیایم و انسجام ملی و بالندگی میراث فرهنگی متکثر ایران و اقوام و فرهنگهای ایرانی از اهداف ماست و با خودبرتربینی و خودکمتربینی ملی مخالفیم. همزمان مسلمانیم و درکی همافزا از ملیت و امت اسلامی داریم و از نقش تدینی که سازگار با عقلانیت و در خدمتِ معنویت و اخلاق و همبستگی است در زندگی شخصی و عرصهٔ مدنی و ملی و جهانی دفاع میکنیم. برای امنتر و عادلانهتر شدن جهان نیز قائل به همکاریهای منطقهای و جهانی هستیم.
مسیر و روش سیاستورزی ما چیست؟
ما در مسیر تحقق آرمانهایمان به منش و روشهای اصلاحگرانه پایبندیم، یعنی به شیوههای قانونی و خشونتپرهیز و تدریجی ملتزمیم و در چارچوب جمهوری اسلامی ایران بسط خیر همگانی را پی میگیریم.
ما تلاش میکنیم راه طی شده در جنبشهای اصلاحی ایران را در کنار تجربهها و دانش دیگر جوامع، خصوصا در جنوب جهانی، بازاندیشی کنیم. همچنین میکوشیم با «انسجام راهبردی» و منظومهای روشن از جهتگیریهای سیاسی و سیاستی، با دیدی بلندمدتنگر و به کمک همراهانمان برای هموطنان و ایرانمان دستاوردهای ملموس بسازیم.
ما میکوشیم اسیر آرزواندیشی و جنباندن «حلقهٔ اقبال ناممکن» نشویم و اهداف فوری را متناسب با ظرفیت کنونی انتخاب کنیم. پا روی زمین سخت واقعیات تغییریابنده در ایران و جهان میگذاریم و «نظریهٔ بستر» و «نظریهٔ تغییر»مان را مدام متناسب با تصویری اصلاحشونده از واقعیت و مسیرهای ممکن و تجربهها روزآمد میکنیم.
در مشی سیاسی، ما از سیاستِ حذف و ستیز و سیاستِ دیوارساز فاصله داریم و حامی سیاست توافقگرا و پلسازیم. سیاست برای ما نه «میدان مبارزه برای حذف دیگری»، که «میدان همکاری و توافق حلمسالهای و رقابت بالنده» با سایر نیروها است؛ هم در سطح ملی و هم در سطح منطقهای و هم در سطح جهانی.
سیاستورزی ما معطوف به افزایش قابلیتها و ظرفیتها است، هم در فرد فردِ ایرانیان، هم در جامعهٔ ایران و هم در حکومت ایران. سیاستی آیندهساز و در خدمت «زندگی» و حل مساله، و نه اسیر مناقشات و منازعات گذشتهگرا و مقصریابانه و هویتی.
ما قانونگراییم، در مسیر تحقق حاکمیت کامل قانون حرکت میکنیم، در رفتار و انتخابهایمان نیز به قانون ملتزمیم و انواع اصلاحات سیاستی و نهادی و ساختاری را از مسیر قانونی پی میگیریم. به باور ما قانون اساسی موجود، در عین اینکه قابل ارتقا است، ظرفیت زیادی برای تامین خیر همگانی ایرانیان دارد. ارتقای قانون اساسی زمانی ممکن میشود که همچون سال ۱۳۶۸، حول اصلاحش اجماع و توافقی وسیع شکل بگیرد. بسیاری از مسائل امروز ایران را نیز با اصلاح قوانین عادی حلشدنی میدانیم، مشروط به تسهیل و دموکراتیکتر و کارآمدتر شدن مسیر قانونگذاری عادی و حزبیشدن انتخابات. «قانونگرایی انتقادیِ» ما ایجاب میکند که ضمن پایبندی به حاکمیت قانون و نفی خشونت و خودسری، از حق نقد قانون و حق تشکلیابی و اعتراض مسالمتآمیز و تلاش برای اصلاح قوانین و قواعد ناعادلانه از طرق قانونی و تسهیل امکان ارتقای قانون دفاع کنیم.
ما خشونتپرهیزیم، سیاست را در خدمت مهار انواع خشونت میخواهیم و مسیری را برای تغییر و تحقق آرمانهایمان برگزیدهایم که به از دست رفتنِ جانِ عزیزِ حتی یک هموطن و تحمل و تحمیل هیچ حدی از خشونت نیانجامد. تقویت میانهٔ سیاسیِ توافقساز را هم از لوازم پیشگیری از خشونت میدانیم.
ما تدریجیگراییم و هم در سیاست و هم در اقتصاد و هم در حوزهٔ فرهنگی و اجتماعی با سیاستهای دفعیگرا فاصله داریم و انواع شوک و عجله در سیاست را پرهزینه و پرعارضه میبینیم.
انتخابات و صندوق رای برای ما اهمیتی کانونی دارد. انتخابات در شرایط کنونی ایران بدون چالش و محدودیت نیست و حضور ما در انتخابات هم بیخط قرمز نیست، ولی هر بار به نحوی جدی و فعالانه برای افزودن مشارکت و رقابتِ انتخاباتی و اثربخشیِ رأی شهروندان در انتخابات ملی و محلی میکوشیم. ارتقاء جایگاه، نقش و اختیارات نهادهای انتخابی در تراز قانون اساسی و فراگیر و عادلانهترسازیِ تدریجیِ انتخابات از طرق قانونی و اصلاحی و توافقسازانه نیز از اهداف ما است. ما انتخابات فراگیر و عادلانه را، در کنار توسعه و عدالت و آزادی، از «اهداف» و «نتایج» ممارستهای انتخاباتی و مصلحانه و رایهای روزنهگشا و راهگشا و افقگشا میدانیم و نه «پیششرط»ش.
به عنوان یک نیروی سیاسی میانه و عملگرا، از دوقطبیسازی و پوپولیسم و گرفتاری در تلهٔ محبوبیت پرهیز داریم و تقویت میانهٔ سیاسی توافقگرا و عملگرایی مسالهمحور را عامل تقویت اصلاحات ظرفیتساز و حلال مسائل میبینیم.
برای حزب عهد ایران، افزایش پوشش و کیفیت آموزش همگانی و خدمات همگانیِ سلامت، تقویت زیرساختهای ارتباطی و شهری، استیفا و بسطِ حقوق نیروی کار، دولتِ توسعهگرای رفاهی، سیاستِ صنعتیِ تولیدگرا، افزایش دارندگانِ «شغل خوب» در ایران، افزایش مسکن اجتماعی باکیفیت، مالیاتگیریِ بازتوزیعی و عدالتگستر، اقتصاد شکوفا با ترکیبِ «بازارِ رقابتی، کارا، تنظیمشونده در جهت منافع عمومی و دارای مرزهای اخلاقی» و خدمات پایهٔ همگانی توسط دولت، افزایش صادرات کالا و خدمات از ایران، تقویت امنیت عمومی و قدرت زیرساختی ایران و حمایت موثر از آسیبپذیرترین شهروندان از اولویتهای سیاستی است.
حزب عهد ایران همچنین حزبی «محیط زیستی» است، برای صیانت از محیط زیست و زیستپذیریِ ایران و جهان به عنوان یک سرمایهٔ بین نسلی و امانت آیندگان اولویت قائل است و به سیاستهای حفاظت از آب و خاک و هوا و پایداریِ اقالیم ایران و گذار عادلانه به انرژیهای پاک اهمیت میدهد. تغییر را از خودمان شروع میکنیم و در زندگی، حزب و محیطمان به حفظ محیط زیست حساسیم.
در طراحی اولیهٔ ساختار و مرامنامه و اساسنامهٔ حزب نیز کوشیدهایم با ابتکارات و تمهیداتی زمینهٔ شکلگیری حزبی را که به سمت وسیعپایگی و توفیق در این اهداف میرود فراهم کنیم، نه فقط در پایتخت که در هر جای ایرانمان (ابتکاراتی شاملِ: محدودیت زمانی دورهٔ دبیرکلی هر فرد، سازوکار رسیدگی به شبهههای علیه سلامت اقتصادی اعضا و مسئولان حزب، سهمیهٔ مثبت جنسیتی در شورای مرکزی، امکان رای همهٔ اعضای حزب به دبیرکل، فعالیت «مدرسهٔ حزب عهد ایران» و «اندیشکدهٔ حزب عهد ایران»، عضویت روسای سازمانهای حزب در شورای مرکزی، سهمیهٔ یکچهارمِ اعضای شورای مرکزی برای زیر چهلسالهها، برقراری «ستاد دائمی انتخابات» برای تمهید انتخابات مقدماتی و برنامههای بلندمدت و پایش پساانتخاباتیِ عملکرد نمایندگان حزب در نهادهای عمومی، و امکان تاسیس کانونهای حزب در سطح محلههای شهری و روستاها).
وظیفهٔ خود میدانیم از صدها عضو همراهبرد و ارزشمندِ کنگرهٔ تاسیسی حزب که در شرایط عسرت سیاست، با حضور و همراهیشان، سنگ بنای «عهد ایران» را گذاشتند سپاسگزاری کنیم.
عهدمان؟
«عهد ایران» عهد ما با ایرانیان است برای کمک به ساختن «دولت دادگر» و «ملت توانگر».
عهد ما با ایران است برای قوی، آباد، آزاد، عادلانه و پایدار کردنش.
عهد ما است برای اینکه پای کار ایران و در میدان بمانیم، به ویژه وقتی پای ایران در میان میآید.
عهد ما با همهٔ ذینفعان زندگی و امنیت و عدالت و توسعه و گشایش در ایران است.
عهدی است برای افقگشایی از طریق سیاستی در خدمت زندگی در ایران.
عهدی است برای عدالت، همبستگی و دموکراسی.
چنین عهدی با ایران و ایرانیان بدون همراهی و پیوستن فعالان و هموطنان همآرمان و هممسیر محقق نمیشود. به میمنت میلاد پیامبر رحمت و حضرت صادق (علیهما السلام) و با استعانت از خدای مهربان و عادل پا در این مسیر میگذاریم و همیاری و عضویت هموطنان همراهبرد را میطلبیم.
با مهر و امید
حزب عهد ایران
یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵
۱۷ ربیعالاول ۱۴۴۸
۳۰ آگوست ۲۰۲۶