یادداشت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت؛

وحدت ملی؛ سرمایه اجتماعی در تراز امنیت ملی

بازخوانی پیام رهبر معظم انقلاب، توئیت رئیس‌جمهور و پیام رئیس مجلس شورای اسلامی از منظر جامعه‌شناسی سیاسی

در تاریخ ملت‌ها، مقاطعی فرا می‌رسد که سرنوشت کشور نه صرفاً در میدان نبرد، نه تنها بر سر میز مذاکره و نه فقط در اتاق‌های تصمیم‌گیری، بلکه در عرصه‌ای نامرئی اما تعیین‌کننده رقم می‌خورد؛ عرصه‌ای که جامعه‌شناسان سیاسی آن را «سرمایه اجتماعی» می‌نامند. سرمایه‌ای که برخلاف منابع طبیعی یا توان اقتصادی، نه قابل استخراج است و نه واردات‌پذیر؛ بلکه در بستر اعتماد عمومی، همبستگی اجتماعی، انسجام نخبگان و احساس تعلق مشترک به سرنوشت ملی شکل می‌گیرد. هرگاه این سرمایه تقویت شود، جامعه حتی دشوارترین بحران‌ها را پشت سر می‌گذارد و هرگاه فرسوده شود، کوچک‌ترین چالش‌ها نیز می‌توانند به بحران‌های بزرگ تبدیل شوند.

جامعه ایران امروز، در مقطعی حساس از تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی قرار دارد؛ شرایطی که از یک‌سو با فشارهای خارجی، جنگ‌های شناختی، عملیات روانی و رقابت‌های ژئوپلیتیکی همراه است و از سوی دیگر، مطالبات اقتصادی، دغدغه‌های معیشتی و ضرورت افزایش کارآمدی نظام حکمرانی را پیش روی مسئولان قرار داده است. در چنین وضعیتی، مهم‌ترین پرسش آن نیست که اختلاف‌نظر وجود دارد یا خیر؛ زیرا اختلاف در هر نظام سیاسی امری طبیعی و حتی لازمه پویایی تصمیم‌گیری است. پرسش اصلی این است که آیا این اختلاف‌ها در چارچوب عقلانیت نهادی مدیریت می‌شوند یا به شکاف اجتماعی، قطبی‌سازی سیاسی و فرسایش اعتماد عمومی می‌انجامند؟

در این چارچوب، هم‌زمانی سه پیام مهم از سوی رهبر معظم انقلاب، ریاست محترم‌جمهور و رئیس مجلس شورای اسلامی، صرفاً مجموعه‌ای از مواضع سیاسی جداگانه نیست، بلکه از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، نشانه شکل‌گیری یک «گفتمان مشترک حکمرانی» است؛ گفتمانی که بر مفاهیمی چون وحدت ملی، انسجام نهادی، ترجیح منافع ملی بر رقابت‌های جناحی، هماهنگی قوا، امیدآفرینی و پرهیز از تبدیل اختلاف‌نظرها به نزاع سیاسی استوار است.

پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم، با تأکید بر حفظ وحدت ملی، همکاری میان قوا، پرهیز از اختلافات جناحی، امیدآفرینی و اولویت دادن به مصالح کشور، در حقیقت یادآور یکی از بنیادی‌ترین اصول حکمرانی در شرایط حساس است؛ اینکه هیچ سرمایه‌ای برای یک نظام سیاسی ارزشمندتر از اعتماد مردم نیست و این اعتماد، پیش از آنکه محصول شعار باشد، حاصل رفتار هماهنگ، مسئولانه و آینده‌نگر نخبگان سیاسی است.

در همین امتداد، رئیس‌جمهور  نیز با تأکید بر ضرورت حفظ آرامش روانی جامعه و انتقاد از نقدهای غیرمنصفانه در شرایط حساس کشور، به یکی از مهم‌ترین ابعاد امنیت اجتماعی اشاره کرد؛ امنیتی که تنها با ابزارهای نظامی یا انتظامی تأمین نمی‌شود، بلکه بخش مهمی از آن در عرصه رسانه، گفتار سیاسی و نحوه تعامل بازیگران رسمی با یکدیگر شکل می‌گیرد. جامعه‌ای که هر روز در معرض پیام‌های متعارض، تنش‌های رسانه‌ای و منازعات فرسایشی قرار گیرد، به‌تدریج دچار فرسایش اعتماد، افزایش نااطمینانی و کاهش سرمایه اجتماعی خواهد شد.

از سوی دیگر، تأکید رئیس مجلس بر هماهنگی میان میدان دیپلماسی و میدان دفاع و نیز ضرورت حرکت همه ارکان کشور در چارچوب سیاست‌های کلان نظام، ناظر بر همان اصل بنیادینی است که نظریه‌پردازان جامعه‌شناسی سیاسی از آن با عنوان «انسجام ساخت قدرت» یاد می‌کنند؛ اصلی که بر اساس آن، هر اندازه پیام نهادهای رسمی همسو، منسجم و مکمل یکدیگر باشد، میزان اعتماد عمومی افزایش یافته و توان جامعه برای عبور از بحران‌ها تقویت می‌شود.

آنچه این سه پیام را به یکدیگر پیوند می‌دهد، نه صرفاً اشتراک لفظی در واژه «وحدت»، بلکه درک مشترک از جایگاه سرمایه اجتماعی در معادلات امنیت ملی است. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که تهدیدهای بیرونی زمانی اثرگذار می‌شوند که شکاف‌های درونی، اعتماد عمومی را تضعیف کرده باشند. در مقابل، هرگاه جامعه از انسجام، همبستگی و اعتماد برخوردار باشد، حتی شدیدترین فشارهای خارجی نیز نمی‌تواند بنیان‌های آن را متزلزل سازد.

از این منظر، وحدت ملی یک توصیه اخلاقی یا شعاری سیاسی نیست؛ بلکه یک ضرورت راهبردی برای حکمرانی است. جامعه‌شناسی سیاسی به ما می‌آموزد که ثبات سیاسی، بیش از آنکه محصول تمرکز قدرت باشد، نتیجه اعتماد متقابل میان دولت، نهادهای حاکمیتی و مردم است. این اعتماد نیز زمانی شکل می‌گیرد که جامعه احساس کند اختلاف‌نظرهای طبیعی، هرگز به تقابل‌های فرساینده و رقابت‌هایی که منافع ملی را قربانی منافع جناحی می‌کند، تبدیل نخواهد شد.

 

هم‌افزایی قوا؛ سرمایه‌ای برای بازسازی اعتماد عمومی

جامعه‌شناسی سیاسی، دولت را صرفاً مجموعه‌ای از نهادهای اداری نمی‌داند، بلکه آن را شبکه‌ای از روابط اعتماد، همکاری و مشروعیت میان ارکان قدرت و جامعه تلقی می‌کند. در چنین نگاهی، هر اندازه هماهنگی میان نهادهای تصمیم‌گیر بیشتر باشد، ظرفیت نظام سیاسی برای عبور از بحران‌ها نیز افزایش می‌یابد. برعکس، هرگاه پیام‌های متعارض از درون ساخت قدرت به جامعه مخابره شود، نخستین قربانی آن، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی خواهد بود.

از همین منظر، پیام رهبر معظم انقلاب درباره ضرورت هم‌افزایی میان قوا، پرهیز از منازعات فرسایشی و ترجیح منافع ملی بر رقابت‌های سیاسی، صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه نقشه راهی برای حفظ کارآمدی نظام حکمرانی در شرایطی است که کشور با مجموعه‌ای از فشارهای خارجی و مطالبات انباشته داخلی روبه‌روست. این پیام، همه بازیگران سیاسی را مخاطب قرار می‌دهد؛ از دولت و مجلس گرفته تا رسانه‌ها، احزاب و جریان‌های سیاسی.

در همین چارچوب، مواضع رئیس مجلس نیز واجد اهمیت مضاعف است. تأکید بر هماهنگی میان میدان دیپلماسی و میدان نظامی و هشدار نسبت به هر اقدامی که برخلاف خط‌مشی ترسیم‌شده از سوی رهبر انقلاب باشد، بیانگر این واقعیت است که امنیت ملی محصول عملکرد جزیره‌ای هیچ نهادی نیست. دیپلماسی، توان دفاعی، اقتصاد، رسانه و افکار عمومی حلقه‌های زنجیره‌ای واحد هستند و هرگونه شکاف در این زنجیره، ظرفیت ملی را کاهش می‌دهد.

جامعه نیز این هماهنگی را به‌خوبی درک می‌کند. شهروندان انتظار ندارند مسئولان در همه موضوعات هم‌نظر باشند؛ اما انتظار دارند اختلاف‌نظرها در چارچوب سازوکارهای قانونی مدیریت شود و به میدان رقابت‌های رسانه‌ای و نزاع‌های فرسایشی تبدیل نگردد. زیرا هر اختلاف علنی میان نهادهای رسمی، در افکار عمومی به‌عنوان نشانه‌ای از کاهش انسجام مدیریتی تعبیر می‌شود و این برداشت، اعتماد اجتماعی را فرسوده می‌کند.

 

رسانه؛ از میدان رقابت سیاسی تا عرصه مسئولیت ملی

یکی از مهم‌ترین عرصه‌های بازتولید انسجام یا تشدید شکاف‌های اجتماعی، نظام رسانه‌ای کشور است. در جهان امروز، رسانه دیگر صرفاً ابزار اطلاع‌رسانی نیست؛ بلکه بخشی از سازوکار تولید معنا، شکل‌دهی هویت جمعی و مدیریت ادراک عمومی به شمار می‌رود.

در چنین شرایطی، رسانه‌ای که عنوان «ملی» را با خود یدک می‌کشد، بیش از هر زمان دیگری موظف است به بازتاب‌دهنده تنوع دیدگاه‌های درون نظام سیاسی و تقویت‌کننده سرمایه اجتماعی تبدیل شود. طبیعی است که نقد عملکرد دولت، مجلس یا هر نهاد دیگری بخشی از وظایف رسانه است؛ اما فاصله‌ای عمیق میان نقد مسئولانه و تخریب سیاسی وجود دارد.

اشاره رئیس‌جمهور به پرهیز از نقدهای غیرمنصفانه در شرایط حساس کشور، از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، دعوت به تعطیلی نقد نیست؛ بلکه تأکید بر مسئولیت اجتماعی رسانه‌ها در حفظ انسجام ملی است. در دوره‌های بحرانی، رسانه‌ها علاوه بر وظیفه نظارتی، وظیفه‌ای مضاعف در مدیریت امید اجتماعی و جلوگیری از تشدید شکاف‌های سیاسی بر عهده دارند. رسانه‌ای که آگاهانه یا ناآگاهانه به بازتولید دوقطبی‌های سیاسی دامن بزند، ناخواسته بخشی از سرمایه اجتماعی کشور را مستهلک می‌کند.

 

وحدت ملی؛ ضرورتی فراتر از توافق سیاسی

وحدت ملی، برخلاف تصور رایج، به معنای حذف اختلاف‌نظرها نیست. جامعه مدرن، جامعه‌ای متکثر است و تکثر، امری طبیعی و حتی ضروری محسوب می‌شود. مسئله اساسی، نحوه مدیریت این تکثر است.

جامعه‌ای که بتواند اختلاف‌ها را در چارچوب قانون، اخلاق سیاسی و گفت‌وگوی ملی مدیریت کند، از انسجام پایدارتری برخوردار خواهد بود. اما اگر رقابت‌های سیاسی به حذف، تخریب و بی‌اعتبارسازی متقابل تبدیل شود، به تدریج احساس تعلق جمعی تضعیف می‌شود و سرمایه اجتماعی کاهش می‌یابد.

از این منظر، پیام رهبر معظم انقلاب، توئیت رئیس‌جمهور و پیام  رئیس مجلس شورای اسلامی را می‌توان اضلاع یک مثلث مکمل دانست؛ مثلثی که بر یک مفهوم مشترک استوار است: صیانت از انسجام ملی در شرایط حساس کشور.

رهبر معظم انقلاب بر پرهیز از اختلافات جناحی و ترجیح منافع ملی تأکید می‌کنند؛ رئیس‌جمهور نسبت به پیامدهای نقدهای غیرمنصفانه و ضرورت حفظ آرامش روانی جامعه هشدار می‌دهد و رئیس مجلس نیز ضرورت هماهنگی ارکان قدرت و حرکت در چارچوب سیاست‌های کلان را یادآور می‌شود و این همگرایی مفهومی، نشان می‌دهد که مسئله وحدت، مطالبه یک جناح یا یک قوه نیست، بلکه ضرورتی ملی برای حفظ کارآمدی نظام حکمرانی است.

 

نتیجه‌گیری؛ عبور از سیاست منازعه به سیاست هم‌افزایی

امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به بازسازی سرمایه اجتماعی نیاز دارد. این بازسازی نه با شعار محقق می‌شود و نه با حذف رقبا؛ بلکه از مسیر افزایش کارآمدی، گفت‌وگوی مسئولانه، احترام متقابل میان نهادهای رسمی و ترجیح منافع ملی بر رقابت‌های جناحی امکان‌پذیر است.اگر پیام رهبر معظم انقلاب را بتوان منشور راهبردی حکمرانی در شرایط کنونی دانست، مواضع رئیس‌جمهور و سخنان رئیس مجلس را نیز باید در امتداد همین راهبرد تحلیل کرد؛ راهبردی که بر انسجام، هم‌افزایی، مسئولیت‌پذیری و پرهیز از فرسایش سرمایه اجتماعی استوار است.

در نهایت، جامعه نه بر اساس حجم منازعات سیاسی، بلکه بر مبنای کیفیت حکمرانی قضاوت خواهد کرد. هر اندازه نهادهای رسمی بتوانند تصویری هماهنگ، مسئولانه و امیدبخش از نظام تصمیم‌گیری ارائه دهند، اعتماد عمومی نیز تقویت خواهد شد. سرمایه اجتماعی، بزرگ‌ترین پشتوانه امنیت ملی و توسعه پایدار است و حفظ آن، وظیفه مشترک همه ارکان حاکمیت، رسانه‌ها و نیروهای سیاسی است.

شاید مهم‌ترین پیام این روزهای بحرانی آن باشد که ایران، بیش از هر چیز، به «هم‌افزایی» نیاز دارد؛ هم‌افزایی میان قوا، میان رسانه و حاکمیت، میان دولت و جامعه و میان همه جریان‌های وفادار به منافع ملی. تنها در چنین بستری است که می‌توان از بحران‌ها فرصت ساخت، امید اجتماعی را احیا کرد و آینده‌ای باثبات‌تر برای کشور رقم زد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.