گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

اخضریان، عضو هیات علمی دانشگاه تهران: امام نه مخالف تعامل بود و نه موافق انزوا

عضو هیات علمی دانشگاه تهران گفت: امام نه مخالف تعامل بود و نه موافق انزوا. مخالفت حضرت امام با سلطه و وابستگی بود، نه ارتباط. لذا از نظر امام، تعامل بدون سلطه‌پذیری بسیار مطلوب و ارزشمند است.

پایگاه خبری جماران: ۳۷ سال از رحلت امام خمینی می‌گذرد و در شرایطی که کشورمان اخیرا دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه را پشت سر گذاشته و همچنان با تهدیدات از بیرون و ناکارآمدی‌ها در داخل مواجه است، بازخوانی اندیشه‌های بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران یکی از راه‌هایی است که می‌تواند ما را به سمت راه خروج از این شرایط دشوار هدایت کند.

به این منظور، خبرنگار جماران با محمدرضا اخضریان کاشانی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران گفت و گویی داشت تا ضمن یادآوری مجدد اصول اساسی اندیشه امام، نسبت این اندیشه با شرایط کنونی و چگونه بهره‌گیری از آن برای برون‌رفت از وضعیت فعلی را بررسی کنیم.

مشروح این‌گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

 

photo_2026-06-03_12-13-07

از منظر اندیشه امام خمینی، جنگ اخیر را باید در چه چارچوبی فهم کرد؟ در قالب یک منازعه صرفاً نظامی، یا به عنوان ادامه یک تقابل هویتی و سیاسی؟

جنگ اخیر، یک پروژه سیاسی-تمدنی است که از سال ۵۷ آغاز و اکنون پس از حدود نیم‌قرن، وارد مرحله‌ای تازه شده و ادامه هم دارد. بنابراین، جنگ‌ رمضان را نباید صرفا به عنوان یک زدوخورد نظامی بین چند کشور بدانیم. ما برای فهم این پدیده، باید سه سطح را در نظر بگیریم؛ سطح نخست، درک تصورات جمهوری اسلامی از نظم سیاسی جهان و رویکردهایش در قبال آن است، سطح دوم، تأثیرات جنگ بر منطق اداره کشور و ساختار مشروعیتی نظام سیاسی ماست و سطح سوم نیز فهم چگونگی تحولات بازتعریف رابطه دولت و ملت در ایران پس از جنگ است.  

لذا جنگ رمضان صرفا در چهارچوب مفاهیم امنیتی قابل فهم نیست. امام(س) نزاع ما با آمریکا را در قالب یک نظم جدید سیاسی می‌داند و سه جنگ تحمیلی علیه کشور ما، در حقیقت بازتابی از روابط دو نظم سیاسی موجود است‌. در دستگاه نظری امام، آمریکا یک کشور نیست، بلکه نماد یک نظم هژمونیک جهانی است که امام از آن به عنوان استکبار یاد می‌کند؛ یعنی آن نظمی که تلاش می‌کند قدرت و سلطه خود را بر تمام جهان تحکیم بخشد. در مقابل، نظم دیگری با محوریت ایران وجود دارد که مبتنی بر اسلام سیاسی، استقلال و نفی سلطه است. بنابراین، ما در اینجا دو نظم‌ سیاسی متعارض را در پیش‌روی خود داریم.

 

بحران هم‌زیستی بین دو نظم رقیب 

لذا هر تقابلی که از سال ۵۷ تا کنون بین ایران و آمریکا شکل گرفته، در واقع یک بحران هم‌زیستی بین دو نظم رقیب است و نمی‌توانیم آن را به تحلیل‌هایی از جمله تلاش آمریکا برای سلطه بر خلیج‌فارس و تصاحب نفت ایران تقلیل دهیم؛ شاید این موارد، تبعات این تقابل باشد، اما اصل موضوع، رقابت دو نظم موجود است که تلاش می‌کنند ادعاها و اهداف خود را در نظم جدید جهانی بازخوانی کرده و در همین راستا، سطح رقابت خود را از سیاسی و اقتصادی بالاتر برده و وارد نبرد نظامی کرده‌اند. 

 

نسبت میان اندیشه رهبر شهید و امام خمینی را چگونه می‌دانید؟ این نسبت از نوع استمرار یا بازتفسیر یا توسعه اندیشه امام؟

در ادبیات رسانه‌ای، طرح این موضوع رایج است که آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، ادامه‌دهنده رهبری امام بودند. به نظر من، این تعبیر و تاکید بر استمرار صرف، درست نیست. نسبت میان اندیشه امام و رهبر شهید، در چند سطح قابل ارزیابی است؛ نخست، سطح استمرار در مبانی است. یعنی در مبانی فلسفی و سیاسی، بین امام و رهبر شهید یک تداوم آشکار وجود دارد و مسائلی از جمله توحید سیاسی، نفی سلطه، استقلال، پیوند دین و سیاست، حمایت از فلسطین و مخالفت با قدرت‌های هژمون، اصول فلسفه سیاسی امام بودند که عینا در اندیشه رهبر شهید نیز ادامه داشت. 

سطح دوم، بازتفسیر مفاهیم است. طبیعتا جهانی که امام در آن زندگی می‌کرد، با جهانی که شهید خامنه‌ای در آن می‌زیست، متفاوت بود و اقتضائات زمانی و مکانی متفاوتی داشت. امام در فضای انقلاب‌ها بود و دو قدرت هژمونیک آن زمان یعنی آمریکا و شوروی، در جنگ سرد قرار داشتند و نظم جهانی متفاوت بود. در حالیکه در ۳۶ سال رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، مفاهیم از جمله سرمایه‌داری شبکه‌ای، جهانی‌شدن، جنگ شناختی و فناوری‌های نوین توسعه پیدا کردند و لذا شهید خامنه‌ای، متناسب با اقتضائات زمان، به سمت بازتفسیر اندیشه‌های امام حرکت کرد. 

به عنوان مثال، تعبیری که امام از صدور انقلاب داشت، در اندیشه رهبر شهید به الهام‌بخشی و تشکیل شبکه مقاومت، بازتفسیر شد. یا مسأله مبارزه با استکبار که امام تصریح داشت، در اندیشه رهبر شهید، به مقابله با هژمونی چندلایه تفسیر شد. همچنین حفظ نظام که مورد تأکید امام قرار داشت، به بازتولید مستمر اندیشه انقلاب ترجمه شد. این‌ها بازتفسیر اندیشه‌های امام است و ادامه عینی آن‌ها محسوب نمی‌شود. 

سطح سوم نسبت اندیشه امام و رهبر شهید، توسعه نظری است. در این سطح، رهبر شهید مفاهیمی را وارد گفتمان انقلاب کردند که به این شکل، در اندیشه امام صورت‌بندی نشده بود؛ مثلا مفاهیمی مانند تمدن نوین اسلامی، جهاد تبیین، جنگ شناختی، حکمرانی فرهنگی، اقتصاد مقاومتی و شبکه مقاومت فراملی. این‌ها ادبیاتی است که اگرچه در اندیشه امام ریشه دارد، اما توسط رهبر شهید تولید و صورت‌بندی شد و انقلاب را در بعد نظری توسعه داد. 

 

تا چه حد می‌توان گفت سیاست خارجی کنونی جمهوری اسلامی هنوز در امتداد مستقیم منطق سیاست خارجی امام حرکت می‌کند؟

اگر ما در سطح ارزش‌ها بسنجیم؛ بله همچنان همان سیاست خارجی مد نظر امام در جریان است. اما اگر بخواهیم در سطح روش‌ها ارزیابی کنیم؛ خیر، متفاوت از اندیشه امام در بعد سیاست خارجی عمل کرده‌ایم. طبعا عواملی از جمله نظم فعلی حاکم بر جهان و تفاوت سطح قدرت جمهوری اسلامی نسبت به گذشته، باعث شده با حفظ ارزش‌های مورد تأکید امام، در روش‌ها متفاوت عمل کنیم. نباید فراموش کنیم امام به عنوان رهبر یک انقلاب صحبت می‌کرد، اما در دوران رهبری آیت‌الله شهید خامنه‌ای، جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه‌ای تثبیت شده و در عین حال، به دنبال بازتولید ارزش‌های انقلابی در یک جهان پیچیده و چندقطبی است. 

بنابراین، سیاست خارجی دوران رهبر شهید، مبتنی بر واقع‌گرایی انقلابی است که در عین حفظ آرمان‌های انقلاب، محاسبه موازنه قدرت را هم دارد‌. این باعث شد ما از یک جنبش انقلابی در زمان حضرت امام، به سمت ایجاد یک دولت تمدنی حرکت کنیم. طبیعتا یک دولت تمدنی، سیاست خارجی کاملا متفاوتی را نسبت به زمان تاسیس و تثبیت خود اتخاذ می‌کند. 

 

در اندیشه امام، تعامل با جهان خارج چه نسبتی با مقاومت در برابر سلطه‌ دارد و این نسبت امروز چگونه قابل تغییر است؟

یکی از سوءتعبیرها نسبت به اندیشه امام، این است که ما طوری ایشان را معرفی کرده‌ایم که گویی امام مخالف ارتباط با دنیاست و رویکرد تقابل با جهان را دنبال می‌کند. بر اساس همین اشتباه، بسیاری دوگانه «تعامل» و «مقاومت» را مطرح کرده‌اند. در حالیکه امام نه مخالف تعامل بود و نه موافق انزوا. مخالفت حضرت امام با سلطه و وابستگی بود، نه ارتباط. لذا از نظر امام، تعامل بدون سلطه‌پذیری بسیار مطلوب و ارزشمند است، اما این تعامل نباید آن چنان گسترده شود که منجر به وابستگی گردد. بنابراین، امام خواهان حضور فعال در جهان همراه با حفظ استقلال تصمیم‌گیری بود. 

این بعد استقلال در اندیشه امام، معانی تازه‌تری را در اندیشه رهبر شهید پیدا کرد و پیچیده‌تر شد. اکنون ما مفهوم استقلال را در ابعاد فناوری، مالی و زنجیره ارزش جهانی نیز می‌بینیم و لذا ارتباط با جهان، پیچیده‌تر شده است‌. بنابراین، ما همچنان که قائل به حفظ تعامل با جهان هستیم، حفظ استقلال‌مان پیچیده‌تر شده است. 

 

پس از جنگ اخیر، چه تغییراتی در گفتمان رسمی و غیررسمی سیاست داخلی ایران قابل مشاهده است؟

تا پیش از حوادث اخیر، واژه جنگ عمدتا جنبه ژئوپلیتیکی و امنیتی داشت، اما نبرد رمضان، مفهوم جنگ را وارد یک مرحله تازه کرد‌. اکنون دیگر سوال این نیست که مقاومت چه قدر قدرت نظامی دارد، بلکه این است که مقاومت تا چه حد می‌تواند نظم سیاسی جدید و پایدار تولید کند. اساسا قدرت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که یک ساختار سیاسی بتواند هم امنیت ایجاد کند، هم مشروعیت تولید کند، هم رفاه را به وجود آورد و هم نظم پایدار ایجاد کند. لذا بر خلاف جنگ‌های ۳۳ روزه و طوفان‌الاقصی که آزمون‌هایی برای سنجش میزان توان مقاومت بودند، نبرد رمضان آزمون بزرگتری بود برای سنجش اینکه آیا ما می‌توانیم نظم جدیدی را در نظام بین‌الملل مستقر کنیم یا خیر. 

 

دولت از مفهوم «امنیت» به مفهوم واقعی خود «دولت» تغییر پیدا کند

پاسخ به این سوال، به میزان توان حاکمیت جمهوری اسلامی بازمی‌گردد. طبیعتا شروع این روند، از داخل ایران است و حاکمیت باید تحولاتی را در داخل شکل دهد. مهمترین تحول لازم در این زمینه، این است که دولت از مفهوم «امنیت» به مفهوم واقعی خود «دولت» تغییر پیدا کند. در دهه‌های گذشته، ما سطوح متفاوتی از مشروعیت را تجربه کردیم؛ در دهه نخست انقلاب که درگیر جنگ تحمیلی ۸ ساله بودیم، مشروعیت ما از نوع مشروعیت ایدئولوژیک بود و بر مبنای ارزش‌ها و باورهای اعتقادی قرار داشت. در دوران دفاع مقدس و تا مدتی پس آن نیز مشروعیت ما جنبه امنیتی داشت و با اقتدار امنیتی، برای خودمان مشروعیت‌سازی می‌کردیم. 

اکنون اما مشروعیت‌ کارکردی، مهم است؛ یعنی بخش بزرگی از جامعه دیگر عملکرد نظام را با توان تقابل نظامی، اقتدار امنیتی یا میزان پایبندی به ارزش‌های اعتقادی نمی‌سنجد، بلکه به کیفیت حمکرانی، کارایی اقتصادی، ایجاد عدالت اجتماعی و بازسازی کشور اهمیت می‌دهد. در دوران پس از جنگ رمضان، این‌ها مهمترین انتظارات جامعه از دولت است؛ یعنی بازگشت به دولت، مهمترین موضوعی است که باید مورد توجه دولت قرار گیرد. 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.