المانیتور در تحلیلی از نشست مقامهای ایران، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در تهران، این دیدار را نشانه همپوشانی نگرانیهای امنیتی چهار کشور، با وجود تداوم اختلافات راهبردی آنها، ارزیابی کرده است. به نوشته این رسانه، ریاض و شرکایش همزمان با تقویت سازوکار دفاع جمعی خود، مسیر تعامل با ایران را باز نگه داشتهاند؛ رویکردی که برای تهران فرصتی دیپلماتیک فراهم میکند، اما لزوماً به معنای پذیرش سیاستهای منطقهای ایران یا توافق بر سر نظم امنیتی مشترک نیست.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، وبسایت «المانیتور» در تحلیلی به بررسی ابعاد امنیتی و پیامدهای منطقهای نشست مقامهای ایران، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در تهران پرداخته است. این رسانه با اشاره به تلاش ریاض و شرکایش برای پیشبرد همزمان گفتوگو با ایران و تقویت سازوکار دفاع جمعی، تأکید میکند که همپوشانی نگرانیهای امنیتی این کشورها لزوماً به معنای شکلگیری چشماندازی راهبردی و مشترک نیست. المانیتور با بررسی فرصتهای دیپلماتیک این نشست برای تهران و اختلافات بر سر تهدیدهای منطقهای، درباره چشمانداز همکاری امنیتی میان این کشورها مینویسد:
نشست روز دوشنبه میان ایران و سه کشور امضاکننده توافق دفاع مشترک مکه، فرصتی کمنظیر برای تهران فراهم کرد تا با کشورهایی تعامل کند که منافع امنیتی آنها بهطور فزایندهای با منافع ایران همپوشانی پیدا میکند؛ هرچند همکاری نظامی این کشورها، پرسشهایی را درباره بلندپروازیهای منطقهای ایران مطرح میکند.
شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، فیلدمارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، و ابراهیم کالین، رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، در تهران با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، و مقامهای ارشد امنیتی، از جمله محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، دیدار کردند. این نشست در بحبوحه تشدید حملات حوثیها به عربستان، گسترش درگیری منطقهای و افزایش دوباره نگرانیها از حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران برگزار شد. به گزارش خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، چهار کشور توافق کردند گفتوگوها درباره صلح و امنیت منطقهای را ادامه دهند؛ بااینحال، هیچ توافق امنیتی مشخص یا برنامه اجرایی معینی اعلام نکردند.
این نشست برای جمهوری اسلامی دو کارکرد دارد: نخست، در شرایطی که رویارویی با واشنگتن و اسرائیل خطر تشدید انزوای ایران را به همراه دارد، مسیری دیپلماتیک فراهم میکند؛ دوم، به تهران امکان میدهد بر دیدگاه دیرینه خود تأکید کند که امنیت منطقه باید به دست کشورهای خاورمیانه مدیریت شود، نه قدرتهای خارجی.
پزشکیان از کشورهای اسلامی خواست در برابر «تجاوز و ترور» اسرائیل، موضعی هماهنگ اتخاذ کنند. به گزارش خبرگزاری مهر ایران، رضایی نیز گفت شرکتکنندگان توافق کردهاند که اسرائیل باید از جنوب لبنان، جنوب سوریه، غزه و کرانه باختری عقبنشینی کند. او این گفتوگوها را نشانهای از تغییر فضای منطقه توصیف کرد.
بااینحال، اهمیت این نشست بیش از آنکه در اظهارات تهران نهفته باشد، در این واقعیت است که عربستان سعودی و شرکایش، همزمان با توسعه سازوکار دفاع جمعی خود، تعامل با ایران را برگزیدهاند. این گفتوگوها نشان میدهد دولتهای منطقه، ارتباط با تهران و همکاری برای مقابله با تهدیدهای احتمالی را راهبردهایی مکمل میدانند، نه گزینههایی که یکدیگر را نفی میکنند.
نگرانیهای مشترک، منافع متعارض
پیمان مکه که در ماه اوت میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امضاء شد، مقرر میکند حمله مسلحانه به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی شود. شکلگیری این پیمان بیانگر تمایل به تقویت هماهنگی امنیتی منطقهای در شرایطی است که تردیدها درباره قابلیت اتکای تضمینهای خارجی افزایش یافته و کشورهای منطقه بیشازپیش در معرض تهدیدهای موشکی، پهپادی و دریایی قرار گرفتهاند.
این توافق صراحتاً ائتلافی ضدایرانی نیست، اما در صورت تشدید رویارویی با تهران، مفاد دفاع جمعی آن میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد.
کانون فوری فشار، یمن است؛ جایی که جنبش حوثیِ همسو با ایران، حملات خود به خاک عربستان را تشدید کرده است؛ از جمله حمله به ایستگاههای پمپاژ در امتداد خط لوله شرق به غرب این کشور و فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض. عربستان نیز در واکنش به پیشرویهای این گروه علیه نیروهای مورد حمایت ریاض، مواضع حوثیها را هدف حمله قرار داده است. تشدید اخیر درگیریها، به این پیمان کارکردی عملیاتی و فوریتر از آن بخشیده که ممکن است از عبارات کلی درباره همکاری منطقهای برداشت شود.
در چنین شرایطی، اولویت دولت عربستان، حفاظت از قلمرو، زیرساختهای انرژی و برنامه بلندپروازانه تحول اقتصادی خود در برابر درگیریای است که میتواند به سراسر خلیج فارس گسترش یابد و مسیرهای حیاتی تجارت را مختل کند. ریاض انگیزه چندانی ندارد که اجازه دهد رقابت با تهران تمامی محاسبات منطقهایاش را تعیین کند؛ بهویژه زمانی که این احتمال وجود دارد که تعامل دیپلماتیک بتواند خطر حملات بیشتر را کاهش دهد.
اما این لزوماً به معنای آمادگی عربستان برای پذیرش سیاستهای منطقهای ایران بر اساس شروط تهران نیست. نگرانیهای امنیتی این کشور، حوثیها را نیز در بر میگیرد؛ گروهی که توانمندیهای نظامیاش بهطور فزایندهای خاک عربستان را تهدید کرده است. هر سازوکار منطقهای مورد حمایت ایران که این نگرانیها را برطرف نکند، برای کسب اعتبار در ریاض با دشواری روبهرو خواهد شد.
در همین حال، ایران با یک تناقض راهبردی مواجه است. نفوذ این کشور بر گروههای مسلح و توانایی آن برای تهدید مسیرهای حیاتی دریایی، در برابر دشمنان قدرتمندتر اهرم فشار ایجاد میکند. اما همین ابزارها میتوانند کشورهای همسایه را به هماهنگ کردن سازوکارهای دفاعی خود ترغیب کنند و در نتیجه، دامنه مانور تهران را کاهش دهند.
حاصل این وضعیت، نوعی معمای امنیتی منطقهای است که در آن، اقداماتی که ایران برای بازدارندگی ضروری میداند، میتواند احساس نیاز همسایگانش به دفاع جمعی را تقویت کند. هرچه همکاری این کشورها بیشتر شود، فشار بر تهران نیز افزایش مییابد تا نشان دهد تعامل میتواند بیش از رویارویی، امنیت به همراه آورد.
نقش ترکیه و پاکستان نیز میتواند این وضعیت را پیچیدهتر کند. آنکارا عضو ناتوست و بلندپروازیهای منطقهای خود را دارد؛ درحالیکه اسلامآباد روابط دفاعی مستحکمی با عربستان سعودی دارد و همزمان باید روابط خود را با ایرانِ همسایه نیز مدیریت کند. هیچیک از این دو کشور منفعت آشکاری در جنگی گستردهتر ندارند که تجارت، تأمین انرژی و ثبات داخلی را تهدید کند.
بنابراین، مشارکت آنها در نشست تهران، بیش از آنکه بازتابدهنده چشماندازی راهبردی و مشترک باشد، بیانگر همپوشانی منافع است. هر دو کشور میتوانند ضمن حفظ تعهدات عمده خود در قبال امنیت عربستان، از گفتوگو با ایران حمایت کنند. توانایی آنها برای ارتباط با طرفهای متعدد، ممکن است دقیقاً همان عاملی باشد که از آنها میانجیهایی کارآمد میسازد.
بازآرایی منطقهای تا چه اندازه محتمل است؟
استدلال تهران درباره ضرورت ایجاد چارچوبی مستقل برای امنیت منطقهای، در شرایطی با اقبال بیشتری روبهرو شده که درگیری کنونی، آسیبپذیری زیرساختهای خلیج فارس و مسیرهای کشتیرانی را آشکار کرده است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، نشست تهران را «گامی عملی» بهسوی سازوکارهای امنیتی مبتنی بر منافع مشترک منطقهای توصیف کرد و تأکید داشت که ثبات پایدار باید بر توانمندیهای کشورهای منطقه متکی باشد.
این ایده تازه نیست. ایران مدتهاست با حضور نیروهای آمریکایی در خاورمیانه مخالفت میکند و استدلالش این است که مداخله نظامی خارجی، بیثباتی را تداوم میبخشد. بااینحال، نشست اخیر تفاوت میان رد نظمی امنیتی به رهبری قدرتهای خارجی و توافق بر سر جایگزین آن را آشکار میکند.
برای ریاض، خوداتکایی منطقهای نمیتواند به معنای پذیرش تداوم حملات حوثیها یا کنار گذاشتن شراکتهایی باشد که به بازدارندگی در برابر این حملات کمک میکنند. برای آنکارا، سازوکاری که تعهدات ترکیه در قبال ناتو را به حاشیه براند، واقعبینانه نخواهد بود. برای اسلامآباد نیز هماهنگی نزدیکتر با ایران نمیتواند به بهای رابطه راهبردی با عربستان سعودی تمام شود.
هنوز شواهدی نیز وجود ندارد که نشان دهد چهار کشور بر سر قواعد مشترکی برای واکنش به حملات، تبادل اطلاعات یا مهار گروههای مسلح توافق کردهاند. تعهد مشترک آنها به ادامه گفتوگو معنادار است، اما همچنان نقطه آغازی مبهم به شمار میرود، نه یک نظام امنیت جمعیِ عملیاتی.
واکنشهای سیاسی در داخل ایران نیز ابهامهای پیرامون گشایش دیپلماتیک تهران را نشان میدهد. روزنامههای همسو با حاکمیت، این نشست را نشانهای از نقش محوری ایران دانستند؛ روزنامه دولتی «ایران» اعلام کرد که ثبات منطقهای «هیچگاه بدون ایران ممکن نبوده است» و روزنامه اصلاحطلب «سازندگی» نیز این کشور را «کلید امنیت» توصیف کرد. چنین تیترهایی نشان میدهد تهران تا چه اندازه مشتاق است این سفر را تأییدی بر راهبرد منطقهای خود جلوه دهد.
بااینحال، برخی تحلیلگران محافظهکار هشدار دادهاند که این سه کشور همچنان پیوندهای عمیقی با ساختار امنیتی آمریکا دارند و تأکید کردهاند که بازنگری در محاسبات، به معنای کنار گذاشتن واشنگتن نیست.
این گفتوگوها همچنین با تلاشها برای جلوگیری از رویارویی دوباره آمریکا و ایران پیوند دارد. پاکستان و قطر نقشهایی محوری در میانجیگری ایفا کردهاند و یک مقام ارشد امنیتی پاکستان به رویترز گفت که مذاکرات تهران، گفتوگوهای آمریکا و ایران، تنگه هرمز و امکان ایجاد چارچوبی منطقهای برای عدم تجاوز را در بر گرفته است. وزارت امور خارجه عربستان نیز اعلام کرد که این سفر با هدف حمایت از راهحلهای دیپلماتیک و جلوگیری از تشدید دوباره تنشهای نظامی انجام شده است.
این وضعیت به هر چهار دولت انگیزه میدهد که گفتوگوها را ادامه دهند، حتی اگر درباره نظم بلندمدت منطقهای اختلافنظر داشته باشند. بهویژه برای عربستان سعودی، گفتوگو ممکن است به مهار تهدیدهای متوجه زیرساختهای این کشور کمک کند؛ درحالیکه ترکیه و پاکستان ممکن است فرصتی برای جلوگیری از گسترش درگیری داشته باشند. برای ایران نیز این روند در زمانی امکان تعامل دیپلماتیک فراهم میکند که ازسرگیری نبردها میتواند به اقتصاد آسیبدیده و جایگاه منطقهای آن لطمه بیشتری وارد کند.
بااینهمه، آزمون تعیینکننده این خواهد بود که آیا این تماسها به خویشتنداری ملموس میانجامد، نه اینکه آیا تهران میتواند مدعی پیروزی دیپلماتیک شود. پیشرفت به معنای تداوم مذاکرات، تلاشهای معتبر برای جلوگیری از حملات فرامرزی و درک این واقعیت خواهد بود که امنیت منطقهای را نمیتوان صرفاً حول مطالبات یک کشور بنا کرد.
این نشست ممکن است نشانه تعدیلی عملگرایانه در منطقهای باشد که رویارویی نظامی در آن چنان پرهزینه شده است که دیگر نمیتوان صرفاً از طریق بازدارندگی آن را مدیریت کرد.
اما بازآرایی واقعی مستلزم آن است که عربستان سعودی، ترکیه، پاکستان و ایران میان اولویتهای امنیتی عمیقاً متعارض خود سازگاری ایجاد کنند و سازوکارهایی بنا نهند که در برابر بحرانهای پیاپی دوام بیاورند.
تهران شاید توانسته باشد جایگاهی پشت میز به دست آورد. بااینحال، چالش پیش روی آن این است که آیا این همسایگان آمادهاند نظم منطقهای مطلوب ایران را بنا کنند یا خیر.