به گزارش سرویس ورزشی جی پلاس، برد 14 بر هیچ تیم ملی ایران مقابل کامبوج به هیچ وجه تضمین کننده تداوم شخصیت تیم ملی در رقابت های آسیایی نبود. پس از باخت به بحرین، شاگردان ویلموتس نتیجه را به عراق نیز واگذار کردند تا مشخص شود، تیم ملی مشکلات اساسی دارد.
فارغ از نتیجه و مسائل فنی بازی تحقیر آمیز تیم ملی مقابل عراق که نشان از نبود برنامه و شخصیت منسجم تاکتیکی در تیم ملی داشت و با همین وضع برای گرفتن مساوی به میدان رفتیم، نکات دیگری پیرامون تیم ایران با مدیریت تاج و سرمربی مارک ویلموتس وجود دارد:
1- زمانی که با کی روش اکثر تیم های آسیایی برای ما زنگ تفریح شده بودند، گمان می شد که سطح تیم ملی ظاهرا این قدر بالا رفته که دیگر کارش برابر تیم های آسیایی گره نخواهد خورد. با این حال پس از نزدیک به یک سال از جدایی مربی پرتغالی تیم ملی این گونه نشان می دهد که شخصیت سابق را ندارد و حتی سبک بازی حریفان هم نشان می دهد آنها دیگر از ایران مانند گذشته حساب نمی برند و بی محابا و بدون ترس بازی می کنند. به این ترتیب تیم ملی در دوران پسا کی روش در آسیا هم به مشکل می خورد و شاید دیگر خبری از صعودهای بی دغدغه و پیاپی به جام جهانی نباشد.
2- نتیجه بازی با عراق نه در اردن و نه در دقیقه 92 رقم خورد، باخت ملی پوشان زمانی رقم خورد که این تیم برای مهم ترین بازی اش در مرحله مقدماتی فقط دو جلسه تمرین شلخته و بی حساب و کتاب برگزار کرد! تیم ملی زمانی باخت که سرمربی اش بی توجه به مسئولیتی که بر عهده اش نهاده شده، به دلیل عدم دریافت دستمزد تا پای فسخ قرارداد هم پیش رفت و نهایتا 72 ساعت طلایی برای آماده سازی را از دست داد!
تیمی که برای این مصاف خارج از خانه، باید تا بن دندان مسلح و با تدارک کامل به مصاف حریف می رفت، مانند یک تیم محلی مراحل آماده سازی را طی کرد.
3- هر چند در ورزش موفقیت و شکست تنها یک علت ندارد و مجموعه ای از عوامل در آن نقش دارند اما بارها و بارها در فوتبال و حتی ورزش ایران ثابت شده کمترین سهم از موفقیت به مدیران اختصاص دارد. فدراسیون و در راس آن مهدی تاج همچنان در ساده ترین مسائل مانند عقد یک قرارداد حرفه ای و مطابق با شرایط پیش بینی نشده در ایران و پرداخت دستمزدش، ضعف دارد. در چنین شرایطی چقدر می توان موفقیت های قبلی تیم ملی در زمان کی روش را به پای آنان نوشت؟ چرا شرایط تیم ملی در آستانه یک دیدار حساس باید به شکلی باشد که مدت زیادی را بدون مربی و تمرین سپری کند؟ فدراسیون به هیچ وجه حق ندارد دلیل اصلی این باخت را قهر ویلموتس که خود او را انتخاب کرده، بداند و بی عرضگی اش را با تحریم ها توجیه کند!
چرا که مساله اصلی ناتوانی و سوءمدیریت خود آنهاست چه در انتخاب مربی که در شان تیم ملی و جانشینی کی روش باشد، چه تدبیر در عقد قرارداد که بتوانیم او را آزمایش کنیم و یا بی مسئولیتی در تعهدات مالی که باعث شد مربی بلژیکی رفتار نه چندان جوانمردانه ای با تیم کشور ما داشته باشد؛ کاری که کی روش با تمام غر زدن ها و پول نگرفتن ها، هیچ وقت با تیم ما و البته اعتبار کاری خودش نکرد!
4- مشکلات رفتاری در تیم ملی نشان می دهد ویلموتس هرگز نتوانسته مانند کی روش مسائل حاشیه ای و رفتاری را کنترل کند. در زمان کی روش که البته انتقادهایی به او خود نیز وارد بود، سرمربی پرتغالی شخصا بار اصلی جنگ روانی را بر دوش می گرفت، از اعتراض به داور و تحت فشار گذاشتن او گرفته تا جنگ روانی با بازیکنان و مربیان حریف و ... هر چند خود او نیز در نهایت در جام ملت های آسیا قربانی غیرحرفه ای بودن رفتار بازیکنانش شد و در بازی با ژاپن به شکلی کودکانه تیمش باخت، اما در اغلب شرایط بازیکنان جرات رفتار غیرحرفه ای را نداشتند. در تیم ملی فعلی، وضعیت کاملا برعکس است. ویلموتس آرام و بی وسروصدا کنار نیمکت است و به جای او بازیکنان در زمین به جان داور می افتند! نکته جالب تر این که برخی اعتراض ها به داوری در زمانی است که تصمیم ها به سود تیم ماست؛ درست مانند بازی با عراق که حریف حرفه ای عمل کرد و ما همچنان پرخاشگر!
5- مشکل کاپیتانی تیم ملی همچنان دردسرساز است. بدنه شخصیتی تیم ملی تا اندازه ای دچار مشکل است که مسعود شجاعی با کوله باری از تجربه هم نمی تواند رفتارش را کنترل کند و اخراج می شود. احسان حاج صفی هم که پیش از این در بازی بحرین کاپیتان بود، نتوانست رفتار مناسبی داشته باشد و با اعتراض شدید به داور و بهم ریختن تمرکز سایرین منجر به دریافت گل شد. در واقع کاپیتان ها به جای این که وظیفه بزرگتر تیم را ایفا کرده و مانع از تنش شوند خود به یک آفت بزرگ در این زمینه تبدیل شده اند.