در جامعه‌ای که گاهی مردم در مسیر حل مشکلات خود با سردی، بی‌توجهی و بی‌حوصلگی مواجه می‌شوند، دیدن مسئولی که درد انسان‌ها را می‌بیند، از کنار رنج آن‌ها بی‌تفاوت عبور نمی‌کند و حتی حاضر است کفش خود را از پا درآورد تا دیگری کمتر رنج بکشد، بسیار ارزشمند و امیدبخش است.

گاهی یک رفتار ساده، چنان عمیق بر دل انسان می‌نشیند که ارزش آن از هزاران سخن و شعار بیشتر است.

امروز برای انجام کاری به دیوان عدالت اداری، شعبه ۴۴ تجدیدنظر، مراجعه کرده بودم. در آنجا شاهد صحنه‌ای بودم که حقیقتاً مرا تحت تأثیر قرار داد و باعث شد با خودم بگویم هنوز هم انسانیت زنده است و هنوز هم کسانی هستند که در کنار مسئولیت و جایگاه شغلی خود، قلبی سرشار از مهر و انسان‌دوستی دارند.

مردی سالخورده، به همراه همسر و دخترش، برای پیگیری پرونده خود به حضور قاضی محترم مراجعه کرده بود. وضعیت ظاهری و پوشش این خانواده نشان می‌داد که احتمالاً با مشکلات مالی و دشواری‌های زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. آن‌ها آمده بودند تا درخواست خود را مطرح کنند و از قاضی بخواهند پرونده‌شان را بررسی کند.

قاضی محترم با حوصله به درخواست این مرد گوش داد، پرونده‌اش را بررسی کرد و شخصاً پیگیر موضوع شد. اما آنچه در ادامه اتفاق افتاد، چیزی فراتر از یک رسیدگی اداری و قضایی بود.

ایشان پس از آنکه از وضعیت این خانواده آگاه شد، از همسر و دختر آن مرد خواستند برای لحظاتی از اتاق خارج شوند. سپس در اقدامی که حقیقتاً هر انسانی را متأثر می‌کند، از جای خود برخاستند، کفش‌های خود را از پا درآوردند و به آن مرد سالخورده پیشنهاد کردند که کفش‌های ایشان را بپوشد تا پاهایش اذیت نشود؛ چراکه کفش‌های مرد پاره بود.

مرد سالخورده نپذیرفت و کفش‌ها را بازگرداند؛ اما داستان انسانیت در همین‌جا به پایان نرسید.

قاضی محترم که ظاهراً نمی‌خواست این خانواده با همان مشکلات به خانه بازگردند، نشانی دقیق منزل آن‌ها را گرفت و از طریق دوستان و همکاران خود برای تهیه لباس، کفش و اقلام ضروری موردنیازشان اقدام کرد تا این خانواده بتوانند با حفظ شأن و کرامت انسانی زندگی کنند.

در کنار این اقدامات، ایشان رسیدگی به پرونده را نیز شخصاً پیگیری کردند و برای پاسخ‌گویی به این ارباب رجوع و به نتیجه رساندن درخواست او تلاش کردند.

راستش را بخواهید، امروز بیش از آنکه از یک تصمیم قضایی خوشحال شوم، از دیدن چنین جلوه‌ای از انسانیت به وجد آمدم.

در جامعه‌ای که گاهی مردم در مسیر حل مشکلات خود با سردی، بی‌توجهی و بی‌حوصلگی مواجه می‌شوند، دیدن مسئولی که درد انسان‌ها را می‌بیند، از کنار رنج آن‌ها بی‌تفاوت عبور نمی‌کند و حتی حاضر است کفش خود را از پا درآورد تا دیگری کمتر رنج بکشد، بسیار ارزشمند و امیدبخش است.

این رفتار به ما یادآوری می‌کند که جایگاه و مقام، زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که با تواضع، مهربانی و مسئولیت‌پذیری همراه باشد.

قاضی بودن تنها به معنای اجرای قانون و صدور رأی نیست؛ گاهی معنای واقعی قضاوت را باید در همین لحظات جست‌وجو کرد؛ لحظاتی که یک انسان، پیش از هر عنوان و جایگاهی، انسان دیگری را می‌بیند و برای حفظ کرامت او قدم برمی‌دارد.

من امروز شاهد رفتاری بودم که شایسته قدردانی است؛ رفتاری که نه برای دیده‌شدن، بلکه از دل یک انسان دغدغه‌مند و مهربان سرچشمه می‌گیرد.

جناب قاضی محترم شعبه ۴۴ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری؛

شاید شما این رفتار را وظیفه انسانی خود بدانید و شاید از نظر خودتان کار بزرگی انجام نداده باشید؛ اما بدانید که همین رفتار شما، امروز در دل یک شهروند امید کاشت و تصویری زیبا از عدالت، مسئولیت و انسانیت به یادگار گذاشت.

از شما سپاسگزارم؛ نه فقط به خاطر رسیدگی به پرونده یک ارباب رجوع، بلکه به خاطر دیدن انسانی که پشت آن پرونده ایستاده بود.

امیدوارم جامعه ما سرشار از انسان‌هایی باشد که در هر جایگاه و مسئولیتی، پیش از هر چیز، انسان بمانند.

به احترام شما که نشان دادید گاهی زیباترین رأی عدالت، نه روی کاغذ، بلکه در قلب انسان‌ها صادر می‌شود.

با آرزوی سلامتی، عزت و سربلندی برای شما و تمام کسانی که بی‌هیاهو، چراغ انسانیت را روشن نگه می‌دارند.

 

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

کلمات کلیدی قوه قضاییه

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.