ثمره عملی این اعتقاد، پناه بردن به اهلبیت است. اگر در طول تاریخ پرفراز و نشیب تشیع، بهویژه در برابر دشمنیها، شیعه باقی مانده، به خاطر همین امنیت و آبرویی و الگوبرادری است که از ناحیه اهلبیت(ع) به ما رسیده است.
امنیت یکی از مقولات اساسی زندگی بشر است. ما به عنوان یک شیعه و بلکه یک مسلمان؛ امنیت را از زاویه قرآن و عترت (ع) باید دیده و به بررسی آن بپردازیم.
*حدیث امان*
حدیث امان که مشهور بین شیعه و سنی است و هشت تن از صحابه پیامبر رحمت (ص) آن را نقل کردهاند مورد اعتبار است. متن حدیث از پیامبر اکرم (ص) چنین است : «إِنِّی وَ أَهْلُ بَیْتِی أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ، کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ». ؛ «همانا من و اهلبیتم، مایه امان اهل زمین هستیم؛ همانگونه که ستارگان مایه امان اهل آسماناند». این حدیث در منابع شیعه مانند ؛ کمالالدین و تمامالنعمه، شیخ صدوق (ره)، باب ۴۵، حدیث ۵ . و الأمالی، شیخ طوسی (ره)، مجلس ۲۴، حدیث ۵۱. و در منابع اهلسنت ؛ مانند ؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج ۲، ص ۴۸۶ ، و در الصواعق المحرقه، ابن حجر هیتمی، ص۱۴۰ و کنز العمال، متقی هندی، ج ۱۲، حدیث ۳۴۶۲۳ آمده است و در برخی از این منایع مانند مستدرک تصریح به صحت صدور حدیث از رسول الله (ص) شده است.
*مستندات قرآنی و حدیث امان*
این مفهوم ریشه در قرآن دارد. خداوند در آیه ۳۳ سوره انفال میفرماید: «وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ»؛ تا وقتی پیامبر(ص) در میان مردم است، عذاب نازل نمیشود. پس از ایشان نیز این امنیتبخشی در قالب «حدیث امان» برای اهلبیت(ع) تداوم یافت. *سنخ امنیتی که اهلبیت ارائه می کنند* از تشبیه امنیتی اهلبیت ارائه می کنند به ستارگان برای زمین ؛ استفاده می شود که پناهگاه امنیت اهلبیت برای شیعیان و مومنان از سنخ هدایت است. درباره امنیت شعاع بحث دامنه وسیع تری دارد که بدان خواهیم پرداخت.
*تأملی بر مفهوم «امنیت» در پرتو جایگاه تکوینی و سیره عملی اهلبیت (علیهمالسلام)*
ارتباط اهلبیت با امنیت زمین را میتوان در دو سطح تحلیل کرد و آن ؛ «امنیت تکوینی و امنیت تشریعی» است.
*امنیت تکوینی*
امنیت تکوینی ؛ بدین معنا که تا زمانی که حجت خدا و امامی معصوم بر روی زمین حضور دارد، زمین و اهل آن از عذاب الهی در امان هستند. این حقیقت چنانچه گذشت ؛ دارای ریشهای قرآنی است. این جایگاه پس از پیامبر رحمت (ص)، به امامان معصوم (ع) منتقل شده است. در کتاب شریف اصول کافی، روایات متعددی از چهار امام بزرگوار -امیرالمؤمنین، امام باقر، امام صادق و امام رضا (علیهمالسلام)- نقل شده است که مضمونی مشترک دارند: «لَوْ لَا الْحُجَّةُ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا» ؛ اگر حجت خدا بر زمین نباشد، زمین اهل خود را فرو میبرد.
*استدلال حکما و سخنِ عرفای درباره امنیت تکوینی زمین به وجود انسان کامل*
حکماء بزرگ نظیر میرداماد و ملاصدرا، در تبیین عقلی این حقیقت که زمین بدون حجت خدا نمیتواند باشد ؛ استدلال میکنند که امام معصوم، حلقه وصل میان عالم ماده و عالم غیب (ملکوت) است؛ همان حقیقتی که در دعای ندبه با عبارت «أَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ» از آن یاد میشود. در کلمات عرفای شامخ ، مفاد احادیث "لولا الحجه" چنین آمده است ؛ خداوند متعال این جهان با عظمت را عبث و بیهدف نیافریده است؛ بلکه هدف از خلقت، «مشهود واقع شدن» و «شناخته شدن» خداوند است.
انسان کامل و امام معصوم، تنها وجودی است که ظرفیت این مشاهده قلبی را دارد؛ چنانکه امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «مَا کُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ» ؛ من خدایی را که نبینم عبادت نمیکنم. بنابراین، اگر چنین انسان کاملی در عالم وجود نداشته باشد، فلسفه آفرینش مخدوش شده و نظام زمین فرو میپاشد. از این رو، حیات و امنیت تکوینی ما در گرو وجود ذیجود اهلبیت (ع) است.
*امنیت تشریعی و کاربردی از منظر قرآن و روایات*
معنای دوم حدیث امان، ناظر بر وجه تشریعی و کاربردی آن است. بدین معنا که انسان برای تأمین امنیت فردی و اجتماعی خود، باید از سیره اهلبیت (ع) الگوبرداری کند. واژهشناسانی چون راغب اصفهانی و مفسرانی نظیر علامه طباطبایی، «امنیت» را در لغت و اصطلاح به معنای «دوری از ترس، مصونیت از تهدید و رهایی از خطرات» تعریف کردهاند. این امنیت، گسترهای وسیع شامل امنیت مالی، جانی و خانوادگی را در بر میگیرد.
*دو راهبرد اساسی قرآن برای تحققِ امنیت*
قرآن کریم برای دستیابی به زندگیِ به دور از تهدید و هراس، دو راهبرد اساسی ارائه میدهد:
*۱ ) امنیت فردی در پرتو یاد خدا* در آیه ۲۸ سوره رعد آمده است: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» ؛ آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرد. علامه طباطبایی از این آیه ؛ امنیت در کلیه ابعاد و به ویژه بُعد معنوی که مبتنی بر تحصیل ایمان است استفاده کرده.[المیزان ، ج۱۱ ص ۴۸۷] مطابق تعلیم امام صادق (ع)، مقصود از «ذکر» در اینجا، صرفاً بیان اذکاری چون «سبحانالله» یا «اللهاکبر» نیست؛ بلکه مرتبه عالی ذکر، در نظر گرفتن خداوند در لحظهلحظه و قدمبهقدمِ زندگی است. (ر.ک : اصول کافی ، باب الذکر) فقدان این نوع ذکر است که منجر به بروز ناهنجاریهای اجتماعی و تشکیل میلیونها پرونده قضایی در دادگستریها میشود. اگر انسانها در خانواده، بازار و محیط کار خدا را در نظر بگیرند، ریشه بسیاری از نزاعها خشکیده خواهد شد.
*۲ ) امنیت اجتماعی در پرتو ایمان و پرهیز از ظلم* خداوند در آیه ۸۲ سوره انعام میفرماید: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ» (کسانی که ایمان آورده و ایمان خود را با ستم نیامیختند، امنیت اختصاص به آنان دارد). سوره انعام که نزول آن با بدرقه هزاران فرشته همراه بوده، در این آیه تأکید میکند که دل سپردن به مبدأ هستی (ایمان) باید با پرهیز کامل از ظلم (تعدی نکردن به حقوق دیگران) همراه باشد. تجربه نشان میدهد تمام کسانی که در محیط کار اداری یا مناسبات بازارِ اقتصاد دچار سقوط شدهاند، در رعایت مرزها و حقوق دیگران تخطی کردهاند. تلفیق خداباوری با رعایت حقوق مردم، امنیتی پایدار در دنیا و آخرت (برزخ و قیامت) به ارمغان میآورد.
*الگوپذیری از سیره اهلبیت (ع) در تأمین امنیت*
پیامبر (ص) با معرفی اهلبیت به عنوان مایه امان، راهبرد عملی امنیت را به بشریت نشان دادند. اگر حتی افراد غیرمسلمان نیز الگوی رفتاری امیرالمؤمنین (ع) را در زندگی پیاده کنند، به امنیت دست خواهند یافت. داشتن شناسنامه شیعی یا ادعای محبت به تنهایی کافی نیست؛ بلکه تبعیت از الگوی ایشان ضرورت دارد.
*الگوی امنیت در عرصه فردی و حُکمرانی*
این الگوپذیری در دو عرصه فردی و حکمرانی قابل بررسی است:
*الف) امنیت در عرصه فردی:*
صداقت، شاهکلید نجات امیرالمؤمنین (ع) در خطبه ۸۶ نهجالبلاغه میفرمایند: «الصِّدْقُ عَلَى شَفَا مَنْجَاةٍ وَ کَرَامَةٍ» ؛ راستگویی در آستانه نجات و کرامت است. مطابق فرموده امام صادق (ع) ، امیرالمؤمنین (ع) به دلیل قرار داشتن در اوج مقام صداقت ؛ صداقت با خدا، مردم و خویشتن ، و امانت داری به رتبه والای امامت دست یافتند. (اصول کافی ؛ باب الصدق)
*ب) امنیت در عرصه اجتماعی و حاکمیتی*:
عدالت اقتصادی و رفاه برای تحقق امنیت در یک امت اسلامی، حاکمیت باید بر مدار الگوی علوی حرکت کند. امیرالمؤمنین (ع) در دوران حکومت پنجساله خود، با وجود تحمیل سه جنگ سنگین (از جمله جمل و نهروان)، چنان ساختار اقتصادی و امنیتی پایداری ایجاد کردند که میفرمایند: «مَا أَصْبَحَ بِالْکُوفَةِ أَحَدٌ إِلَّا نَاعِماً، إِنَّ أَدْنَاهُمْ مَنْزِلَةً لَیَأْکُلُ الْبُرَّ وَ یَجْلِسُ فِی الظِّلِّ وَ یَشْرَبُ مِنْ مَاءِ الْفُرَاتِ». ؛ در کوفه هیچکس نیست مگر آنکه در رفاه است؛ پایینترینِ افراد جامعه نان گندم میخورند، سایبانی برای نشستن دارند و از آب گوارای فرات مینوشند. (بحارالانوار ، ج ۴۰ ص ۳۲۷) در حکومت امیرالمومنین (ع) ، فقر مطلق و پدیده بیخانمانی (کارتنخوابی) ریشهکن شد.
*ج) صلح مصلحانه*؛
امنیت در عرصه مخاطره برای دین و خون مسلمین از سوی دیگر، رویکرد سیاسی اهلبیت (ع) در مواجهه با بحرانها، چه در قالب جنگ و چه در قالب صلح، همواره مبتنی بر تأمین امنیت امت بوده است. همانگونه که وقتی به سیره امام مجتبی (ع) رجوع می کنیم ، درمییابیم ؛ واگذاری قدرت ظاهری و امضای معاهده صلح با معاویه، تصمیمی کاملاً راهبردی بود. امام مجتبی (ع) دلیل این اقدام را چنین بیان فرمودند: «أَرَدْتُ أَنْ یَکُونَ لِلدِّینِ نَاعِی» ؛ خواستم فریادگری برای حفظ دین باقی بماند. (حیاةالحسن ، ج ۲ ص ۲۶۹) ، و در جای دیگر فرمودند: «أُشْهِدُ اللَّهَ وَ إِیَّاکُمْ أَنِّی لَمْ أُرِدْ بِمَا رَأَیْتُمْ إِلَّا حَقْنَ دِمَائِکُمْ وَ إِصْلَاحَ ذَاتِ بَیْنِکُمْ» ؛ خدا و شما را شاهد میگیرم که از این تصمیم، هدفی جز حفظ خون مسلمانان و اصلاح امور جامعه نداشتم.(بحارالانوار،ج۴۴ص۲۹)
*امنیت ملی با الگوی اهلبیت* در زمینه چالش های "ملی" ما می توانیم؛ در سایه اقتدارِدانایی و توانایی ونیز ارتباطات قوی و سازنده در کلیه ابعاد امنیت ملی خودرابازسازی وتقویت کنیم. امام علی(ع) در فرمان دیگر به استاندار خود نوشت: «استعمل العدل و احذر العسف و الحیف، فان العسف یعود بالجلاء و الحیف یدعو الی السیف؛ نسبت به مردم عدل و انصاف را به کار بند ، و از زورگویی، تجاوز و خشونت پرهیز کن ، و از حیف و میل و تجاوز به حقوق پرهیز کن. چون شدت و خشونت موجب مهاجرت می شود و حیف و میل و تجاوز به حقوق مردم، آنان را وادار می کند دست به اسلحه ببرند.»؛[نهج البلاغه ، ح ۴۷۶] اهلبیت امنیت هستند در صورتی ما از الگوی ارائه شده آن حضرات استفاده کنیم.
تحقق امنیت در حکمرانی، مانند حکمرانی امام علی و در کناره گیری از قدرت مانند امام حسن.
*نکته مهم این است* : اگر بنای تحقق امنیت داریم باید حکمرانی ، مانند حکمرانی امام علی باشد که مردم در زیر سایه حکمرانی عادلانه در رفاه و آرامش باشند، و اگر بنای بر صلح داریم باید بر الگوی صلح امام حسن باشد که رضای خدا و محافظت از خون مسلمین مطرح است.
*تداوم امنیتبخشی در عصر غیبت*
این زنجیره امنیت توسط اهلبیت (ع) تا امام زمان(عج) ادامه دارد. ایشان در توقیع شریف خود فرمودند: «و من مایه امان اهل زمینم، چنانکه ستارگان امان اهل آسمانند». نکته مهم دیگر در عبارت «اَلأرْضَ الَّتِی تَحْمِلُ أَبْدَانَکُمْ» این است که امام زمان(عج) موجودی دور از دسترس نیست، بلکه با بدن مادی خود روی همین زمین زندگی میکند، نه در آسمانها.
*نتیجه عملی: اهلبیت پناهگاه فردی و اجتماعی و سیاسی ملی*
ثمره عملی این اعتقاد، پناه بردن به اهلبیت است. اگر در طول تاریخ پرفراز و نشیب تشیع، بهویژه در برابر دشمنیها، شیعه باقی مانده، به خاطر همین امنیت و آبرویی و الگوبرادری است که از ناحیه اهلبیت(ع) به ما رسیده است. همانطوریکه در مشکلات فردی و خانوادگی هرگاه خالصانه متوسل شدهایم و امنیت ازدسترفته خود را بازیافتهایم، ثمره همان «حدیث امان» بوده است ، قطعا در مواجهه با مشکلات اجتماعی و سیاسی و ملی هم میتوانیم از گرداب چالشها پیروزمندانه خارج شویم . ان شاء الله
کپی شد