انتشار خبر آشتی محمدحسین فرحبخش و سیدعلی احمدی، تهیهکنندگان سینما، در مسیر پیادهروی اربعین با دعوت حجتالاسلام شهاب مرادی، بازتابی از یکی از کارکردهای کمتر دیدهشده چهرههای مورد علاقه و اعتماد جامعه است. شاید این اتفاق در نگاه نخست یک خبر فرهنگی یا هنری به نظر برسد؛ اما در حقیقت، پنجرهای است به روی توانایی تبدیل سرمایه اجتماعی به حل مسئله.
به گزارش جماران. راضیه ثانی نوشت، در روزگاری که اختلافها سریعتر از آشتیها دیده میشوند و خبرهای تلخ بیش از خبرهای امیدبخش بازتاب مییابند، هر کس بتواند از اعتبار و اعتماد خود برای نزدیک کردن دلها، کاهش تنشها و گشودن گرهی از زندگی مردم استفاده کند، نقشی فراتر از یک چهره شناختهشده ایفا میکند. در فرهنگ اسلامی نیز همواره بر اصلاح ذاتالبین، دوری از کینهورزی و اموری مانند دستگیری از نیازمندان و تقویت همبستگی اجتماعی تأکید شده است و سرمایه اجتماعی میتواند یکی از ابزارهای تحقق این آموزهها باشد.
اگر فعالیتهای حجتالاسلام شهاب مرادی را در بیش از دو دهه گذشته کنار هم قرار دهیم، تصویری متفاوت شکل میگیرد. او تنها استاد اخلاق، سخنران، مشاور یا مدرس مهارتهای زندگی نیست؛ بلکه بارها نشان داده است که میتواند اعتماد گسترده مردم را به کنش اجتماعی مؤثر تبدیل کند.
این نقش را میتوان در عرصههای گوناگون مشاهده کرد؛ از طراحی و برگزاری گلریزانها برای آزادی زندانیان مالی و محکومان جرائم غیرعمد تا راهاندازی و هدایت طرحهایی مانند «دوشنبههای خوشمزه» و «لقمه نذری» برای ایتام نیازمند و کودکان محلههای کمبرخوردار، سازماندهی بازارچههای خیریه، جمعآوری و توزیع بستههای معیشتی در دوره همهگیری کووید۱۹، کمک به تأمین کانکس برای زلزلهزدگان کرمانشاه، اجرای پویشهای مردمی برای حمایت از خانوادههای نیازمند، همراهی با پروژههای عامالمنفعه و فعالیتهای محیطزیستی؛ از جمله مشارکت در تأمین غذای پرندگان مهاجر در تالاب میانکاله و دیگر مناطق تحت حفاظت محیط زیست. وجه مشترک همه این فعالیتها یک چیز است؛ اعتماد مردم. به این ترتیب، شهرت و محبوبیت، به جای حاشیهسازیهای شهرتافزا، به سرمایهای برای خدمت تبدیل شده است.
خبر آشتی دو چهره سینما نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند. این اتفاق، صرفاً آشتی دو نفر نیست؛ نمونهای از استفاده مسئولانه از اعتبار اجتماعی برای حل یک مسئله انسانی است. شهرت، توجه ایجاد میکند، اما اعتماد، همکاری میآفریند. مردم تنها برای گرفتن عکس یادگاری به سراغ او نمیروند؛ برای طرح یک دغدغه، طلب یاری، مشورت یا یافتن یک واسطه امین به او رجوع میکنند. این همان نقطهای است که شهرت، به مرجعیت اجتماعی تبدیل میشود.
یکی از ویژگیهای کمتر دیدهشده شهاب مرادی همین است که با وجود برخورداری از سرمایه اجتماعی قابل توجه، آن را در مسیر رقابت برای کسب قدرت و مناصب انتخابی به کار نگرفته، بلکه در خدمت فعالیتهای فرهنگی، تربیتی، خیرخواهانه و اجتماعی قرار داده است. این انتخاب، به سرمایه اجتماعی او معنا و کارکردی متفاوت بخشیده است.
از این منظر، ماجرای آشتی دو تهیهکننده سینما را میتوان فراتر از یک خبر فرهنگی ارزیابی کرد؛ رخدادی که بار دیگر اهمیت سرمایه اعتماد عمومی را در حل مسائل اجتماعی نشان میدهد. تجربههایی از این دست بیانگر آن است که روحانیت، هرگاه از این سرمایه در مسیر خدمت، همدلی و کاهش اختلافات بهره بگیرد، میتواند در کنار رسالتهای فرهنگی و تبلیغی، نقشی مؤثر در تقویت انسجام اجتماعی و گسترش مشارکت مردمی ایفا کند.