یک مجسمهساز میگوید که هیچ جنگی تا ابد ادامه ندارد، و فردای بحران وقتی مجسمه شهری که برای حفاظت از جای خود منتقل شده، دوباره به جای خود بازگردانده شود، همین اقدام نشانه شعور ملتی است که در شرایط دشوار از حاملان فرهنگ و هویت خود پاسداری کرده است.
به گزارش جماران؛ آثار هنری شهری در حال حاضر و در شرایط جنگی بدون هیچ امنیتی در سطح شهر رها شدهاند، آثاری که به لحاظ مادی و معنوی بسیار ارزشمند هستند و درصورت از بین رفتن، قابل جایگزینی نیستند؛ چراکه اگر اثری ساخته دست ابوالحسن خان صدیقی باشد، او دیگر در قید حیات نیست تا بتوان اثرش را جایگزین کرد.
ایسنا نوشت؛ در همین راستا پای صحبتهای جمشید مرادیان، مجسمهساز، نشستیم. این هنرمندش با اشاره به تأثیر جنگ بر میراث فرهنگی گفت: جنگ هر انسانی علیه انسان دیگر از نیروی مشترک بشریت میکاهد. تجربه سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ و جنگ جهانی دوم، نمونهای از ویرانی و تباهی گسترده بود؛ جنگی که بسیاری تصور میکردند پس از آن دیگر نباید در جهان تکرار شود؛ زیرا دستاوردی جز ویرانی ندارد.
مرادیان ادامه داد: باید توجه کنیم که شریفترین، باارزشترین و گرانقدرترین موجود هستی، انسان است. وقتی برای انسانها پناهگاه کافی نداریم، طبیعی است که برای آثار هنری هم امکانات ایمنی محدود باشد. با این حال در تاریخ نمونههای زیادی وجود دارد؛ در همان جنگ جهانی دوم بسیاری از آثار هنری را در کشورهای مختلف زیر خاک دفن کردند تا از آسیب در امان بمانند و بعد از پایان جنگ دوباره آنها را بیرون آوردند. این آثار امروز زینتبخش موزهها و گالریهای بسیاری از شهرهای جهان هستند.
این هنرمند با اشاره به وضعیت مجسمههای شهری گفت: ما در روزهای عادی هم گرانبهاترین آثار خروجی سمپوزیومها را در فضاهای باز قرار دادهایم و این آثار در معرض اتفاقات طبیعی بهتدریج از بین میروند. در حالی که برای آنها هزینه و اندیشه بسیاری صرف شده و این آثار میتوانند در جامعه ایجاد اندیشه و تأمل کنند. اگر ضرورت هنر برای جامعه بهدرستی تعریف میشد، چنین وضعیتی پیش نمیآمد.
او درباره مجسمه فردوسی نیز گفت: شاید بیش از ۲۰ بار درباره این مجسمه مصاحبه کردهام. امیدوارم مجسمهای که در میدان فردوسی قرار دارد اصل نباشد، زیرا از آن قالبگیری شده و با فایبرگلاس هم نسخههایی از آن ساختهاند. امیدوارم اثر اصلی به موزه منتقل شده باشد و آنچه در میدان قرار دارد نسخهای از آن باشد. از آنجایی که امکان رخ دادن این اتفاقات از قبل پیشبینی میشد، میتوانستیم برای موزه هنرهای معاصر زیرزمینهای چندطبقهای در نظر بگیریم تا آثار ارزشمند در پناهگاههای امن نگهداری شوند. حال زمانی که اثری را وسط خیابان رها میکنند، به هیچ وجه امکان حفاظت جدی از آن وجود ندارد و این خسرانی بزرگ و ضربهای جبرانناپذیر به هویت، هنر و تلاش هنرمندان خواهد بود.
در ادامه با او این مسئله را مطرح کردیم که «به نظر میرسد همان مجسمه اصلی در میدان قرار دارد. حتی قرار بود مدتی آن را جابهجا کنند و مرمت انجام شود و از ایتالیا متخصص بیاورند، اما این کارها انجام نشد» که این مجسمهساز بیان کرد: یک بار هم روی مرمر مجسمه رنگ سفید پلاستیک یا روغنی برای مرمت زده بودند. من آن زمان فریاد زدم که روی مرمر نباید چنین کاری کرد.
همچنین از او سوال کردیم که آیا امکان جابهجایی این آثار با وجود وزن بالایی که دارند وجود دارد که گفت: میتوان مجسمهها را با همان وسیلهای که در ابتدا آنها را در محل نصب قرار دادهاند، جابهجا کرد. وزن مسئله اصلی نیست؛ مسئله این است که باور داشته باشیم مجسمه فردوسی و آثار مشابه باید حفظ شوند. اگر چنین باوری وجود داشته باشد، به هر شکل ممکن از آنها محافظت میکنند.
این مجسمهساز با اشاره به دیگر آثار مهم شهری افزود: آثار زیادی از ابوالحسن صدیقی در شهر داریم؛ از جمله مجسمه خیام در پارک لاله و مجسمه امیرکبیر که در پارک ملت قرار دارد. اینها آثاری هستند که اگر در معرض اصابت موشک قرار گیرند، بهطور کامل نابود میشوند. اینها ساخته دست هنرمندی هستند که استادش در ایتالیا او را «میکلآنژ شرق» مینامید.
او درباره راههای حفاظت از این آثار در صورت باقی ماندن در محل، گفت: اگر این مجسمهها در همان محیط باقی بمانند، به نظر من راهحل مؤثری برای حفاظت از آنها وجود ندارد. وقتی که در جنگ پای ابزار مدرن جنگی مطرح است، نمیتوان با ساخت داربست فلزی، کشیدن برزنت یا حتی دیوار آجری و بتنی از این آثار محافظت کرد؛ هیچکدام از اینها نمیتوانند امنیت کامل ایجاد کنند.
مرادیان در پاسخ به این پرسش که این آثار را به کجا میتوان منتقل کرد، گفت: حتماً میتوان مکانهایی برای انتقال آنها در نظر گرفت؛ سولهها، کانالها یا تونلهای زیرزمینی. حتماً چنین فضاهایی وجود دارد، اما شاید اکنون به دلیل گرفتاریهای فراوان، کمتر به این موضوع توجه میشود.
او در پایان تأکید کرد: به نظر من در شرایط بحرانی باید این آثار جابهجا و محافظت شوند. بعد از پایان بحران، وقتی که مجسمه فردوسی دوباره به جای خود بازگردانده شود، همین اقدام نشانه شعور ملتی است که در شرایط دشوار از حاملان فرهنگ و هویت خود پاسداری کرده است. این خود حرکتی زیباست؛ اینکه حتی وقتی از آسمان آتش میبارد، باز هم از گلی که در باغچه خانه کاشتهایم غافل نشویم. ما باید یاد بگیریم در شرایط بیم و امید، زندگی کنیم.