در اندیشه امام، قدس از یک جغرافیای مشخص فراتر میرود و به نمادی برای مقابله با ظلم و سلطه تبدیل میشود. به همین دلیل، مخاطب روز قدس فقط فلسطینیان یا ملتهای عربی نیستند؛ هر جامعهای که خود را در برابر بیعدالتی و سلطه مسئول میداند، میتواند مخاطب این پیام باشد. تا پیش از نامگذاری روز قدس در کشور های اسلامی غیر عربی، راهپیمایی در حمایت از فلسطین برگزار نمی شد این ابتکار امام بود که دفاع از قدس را به دورترین نقاط سرزمین های اسلامی نظیر جنوب شرق آسیا کشاند.
دکتر جواد اطاعت فعال سیاسی و استاد دانشگاه اخیرا در اظهاراتی گفته است: «حالا یک رفرنس دیگر هم از امام بیاورم که میگوید مسئله فلسطین مسئله عربی است، به ما ایران ربطی ندارد؛ اینها منتشر نشده و تلویزیون نگفته است.»
به نظر می رسد تنها بخش درست در بیانات دکتر اطاعت، اشاره به برخورد سلیقه ای با اندیشه و سیره امام خمینی در صداوسیما باشد در حالی که مصداقی که ایشان مطرح می کند به هیچ وجه درست نیست.
امام خمینی در حمایت از فلسطین، در روزهای آغازین نهضت تا واپسین سالهای عمر، با صراحت در سخنرانیها، پیامها و نامه ها مواردی متعددی ذکر کرده اند که به هیچ وجه قابل انکار، تفسیر و تغییر نیست.
از مخالفت با شاه تا مخالفت با اسرائیل؛ یک موضع روشن از آغاز نهضت
نسبت امام خمینی با مسئله فلسطین را نمیتوان صرفاً به سالهای پس از انقلاب یا شعارهای رسمی جمهوری اسلامی محدود کرد. یکی از محورهای مشخص مخالفت ایشان با رژیم پهلوی، روابط شاه با اسرائیل و کمکهای اقتصادی و نفتی ایران به این رژیم بود؛ موضوعی که امام در سالهای آغازین نهضت، آشکارا درباره آن سخن میگفتند.
ایشان در توضیح یکی از دلایل مخالفت خود با شاه تصریح کردند:
«یکی از جهاتی که ما را در مقابل شاه قرار داده است، کمک او به اسرائیل است. من همیشه در مطالبم گفتهام که شاه از همان اول که اسرائیل به وجود آمد با او همکاری کرده است و وقتی که جنگ بین اسرائیل و مسلمانان به اوج خود رسیده بود، شاه همچنان نفت مسلمین را غصب کرده و به اسرائیل میداد و این امر، خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده است»
این عبارت، صرفاً یک اظهار همدردی با فلسطینیان نیست؛ امام در آن، حمایت شاه از اسرائیل را یکی از عوامل مخالفت سیاسی خود با رژیم پهلوی معرفی میکنند.
مواضع امام به همین سخنان محدود نماند. ایشان در جریان جنگ رمضان در سال ۱۳۵۲، در پیامی خطاب به دولتها و ملتهای اسلامی، بر استفاده از ظرفیت اقتصادی کشورهای مسلمان برای مقابله با اسرائیل تأکید کردند و نوشتند:
«دولتهای ممالک نفتخیز اسلامی لازم است از نفت و دیگر امکاناتی که در اختیار دارند، به عنوان حربه علیه اسرائیل و استعمارگران استفاده کرده، از فروش نفت به آن دولتهایی که به اسرائیل کمک میکنند خودداری ورزند.»
این موضع، هم نشاندهنده اهمیت فلسطین در اندیشه سیاسی امام است و هم گویای این واقعیت که ایشان مسئله را صرفاً موضوعی عاطفی یا خطابی نمیدانستند؛ بلکه خواستار تبدیل حمایت از فلسطین به سیاستی عملی در عرصه اقتصاد، روابط خارجی و مناسبات میان دولتها بودند.
چنین مواضعی را نمیتوان با این ادعا که فلسطین برای امام مسئلهای مربوط به اعراب و بیارتباط با ایران بوده است، بهسادگی کنار گذاشت.
هنر امام؛ عبور از مرزهای عربی و ملی
با این همه، اهمیت دیدگاه امام خمینی درباره فلسطین تنها در استمرار مخالفت با اسرائیل خلاصه نمیشود. وجه مهمتر، تغییری است که ایشان در تعریف این مسئله و دایره مخاطبان آن ایجاد کردند.
پیش از انقلاب اسلامی، مسئله فلسطین عمدتاً در چارچوب منازعه اعراب و اسرائیل، ناسیونالیسم عربی و رقابتهای سیاسی منطقه مطرح میشد. البته این به معنای فقدان همدلی یا حمایت در میان آزادی خواهان دیگر مناطق جهان نیست؛ اما برخلاف نظر دکتر اطاعت یکی از ویژگیهای رویکرد انقلاب اسلامی به رهبری امام این بود که فلسطین را از محدوده جغرافیایی و هویتی جهان عرب فراتر برد و آن را به مسئلهای مرتبط با مسئولیت مشترک مسلمانان در برابر اشغال، ظلم و سلطه تبدیل کرد.
امام خمینی در این نگاه، فلسطین را نه صرفاً سرزمین اعراب، بلکه مسئله جهان اسلام میدانستند؛ مسئلهای که بیتفاوتی در برابر آن با ادعای همبستگی اسلامی سازگار نبود. از همین رو، خطاب ایشان در پیامها و مواضع مربوط به فلسطین، بارها از ملت فلسطین و کشورهای عربی فراتر میرفت و دولتها، ملتها و علمای سراسر جهان اسلام را در بر میگرفت.
در این چارچوب، هویت اسلامی به ابزاری برای گسترش همبستگی بدل میشد؛ همبستگیای که قرار بود از مرزهای ملی و قومی عبور کند و امکان بسیج افکار عمومی و ظرفیتهای سیاسی و اقتصادی کشورهای مسلمان را فراهم آورد.
امام در تبیین این نگاه میگفتند:
«ما تا به اسلام برنگردیم؛ اسلام رسولالله، تا به اسلام رسولالله برنگردیم، مشکلاتمان سر جای خودش هست، نه میتوانیم قضیه فلسطین را حلش کنیم و نه افغانستان را و نه سایر جاها را...»
این سخن، فلسطین را در کنار دیگر مسائل جهان اسلام قرار میدهد و راه مواجهه با آن را نیز در همکاری ملتها، بازگشت به مشترکات اعتقادی و عبور از اختلافات سیاسی جستوجو میکند. در این تلقی، سرنوشت فلسطین فقط به تصمیم دولتهای عربی یا نتیجه مذاکرات میان بازیگران منطقهای وابسته نیست؛ اراده و آگاهی عمومی مسلمانان نیز در آن نقش دارد.
روز قدس؛ صورتبندی تازه یک مسئله جهانی
شاید روشنترین نماد این رویکرد، ابتکار امام خمینی در نامگذاری آخرین جمعه ماه رمضان بهعنوان روز جهانی قدس باشد.
اهمیت این ابتکار را نباید فقط در تعیین یک مناسبت تقویمی یا برگزاری راهپیمایی خلاصه کرد. روز قدس، در منطق امام، تلاشی برای تبدیل مسئله فلسطین به موضوعی مستمر در افکار عمومی جهان و خارج کردن آن از انحصار دولتها، مذاکرات دیپلماتیک و تحولات مقطعی منطقه بود.
ایشان در تبیین معنای این روز تصریح کردند:
«روز قدس یک روز جهانی است، روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد، روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است، روز حمایت از ملتهایی است که در زیر فشار ظلم آمریکا و غیر آمریکا بودند»
در این تعریف، قدس از یک جغرافیای مشخص فراتر میرود و به نمادی برای مقابله با ظلم و سلطه تبدیل میشود. به همین دلیل، مخاطب روز قدس فقط فلسطینیان یا ملتهای عربی نیستند؛ هر جامعهای که خود را در برابر بیعدالتی و سلطه مسئول میداند، میتواند مخاطب این پیام باشد. تا پیش از نامگذاری روز قدس در کشور های اسلامی غیر عربی، راهپیمایی در حمایت از فلسطین برگزار نمی شد این ابتکار امام بود که دفاع از قدس را به دورترین نقاط سرزمین های اسلامی نظیر جنوب شرق آسیا کشاند.
از این منظر، یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی، زنده نگه داشتن مسئله فلسطین در سطحی فراتر از تحولات روزمره منطقه و تبدیل آن به موضوعی برای بسیج افکار عمومی در جهان اسلام بود. این ابتکار، بهویژه با تکرار سالانه، امکان میداد که فلسطین حتی در دورههایی که دیگر مسائل سیاسی و امنیتی منطقه بر صدر اخبار قرار میگرفت، از حافظه عمومی کنار نرود.
پاسخ به یک نقلقول؛ سند باید در متن تاریخ خوانده شود
در برابر این مجموعه مواضع، جواد اطاعت از نقلقول دیگری از امام خمینی سخن گفته که بنا بر ادعای او، در آن فلسطین مسئلهای عربی و بیارتباط با ایران معرفی شده است که نقل قولی نامعتبر است.
در مقابل، آنچه در اسناد موجود بهروشنی دیده میشود، استمرار موضع امام درباره فلسطین است: از اعتراض به همکاری شاه با اسرائیل و فروش نفت ایران به این رژیم، تا دعوت از دولتهای اسلامی برای استفاده از ظرفیتهای اقتصادی خود، تأکید بر اتحاد مسلمانان و سرانجام نامگذاری روز جهانی قدس.
امام خمینی در سخنی مشهور، با اشاره به ناتوانی دولتها و ملتهای مسلمان در برابر اسرائیل، این پرسش را مطرح کردند:
«برای من یک مطلب به شکل معماست و آن این است که همه دول اسلامیه و ملتهای اسلام میدانند که این درد چیست، میدانند که دستهای اجانب در بین است که اینها را متفرق از هم بکند، میبینند که با این تفرقهها ضعف و نابودی نصیب آنها میشود، میبینند که یک دولت پوشالی اسرائیل در مقابل مسلمین ایستاده ـ که اگر مسلمین مجتمع بودند، هرکدام یک سطل آب به اسرائیل میریختند او را سیل میبرد ـ معذلک در مقابل او زبون هستند.»
این سخن، بهروشنی از مسئلهای فراتر از یک منازعه صرفاً عربی حکایت دارد. امام از «دولتهای اسلامی» و «ملتهای اسلام» سخن میگویند و ضعف در برابر اسرائیل را نتیجه تفرقه میان آنان میدانند. چنین نگاهی، مسئولیت مقابله با اشغال و حمایت از فلسطین را به مرزهای قومی و جغرافیایی محدود نمیکند.
فلسطین در منظومه فکری امام؛ از یک موضع سیاسی تا یک اصل پایدار
بحث بر سر آن نیست که هر موضع امام خمینی درباره فلسطین را باید بدون بررسی پذیرفت یا هر نقلقول متفاوتی را از پیش نامعتبر دانست. بحث بر سر روش درست مواجهه با تاریخ است: اسناد باید در کنار یکدیگر، در زمینه تاریخی خود و با توجه به استمرار یا تغییر مواضع بررسی شوند.
وقتی مخالفت با حمایت شاه از اسرائیل یکی از دلایل اعلامشده امام برای مقابله با رژیم پهلوی است؛ وقتی ایشان در سال ۱۳۵۲ از دولتهای نفتخیز اسلامی میخواهند فروش نفت به حامیان اسرائیل را متوقف کنند؛ وقتی حل مسئله فلسطین را به اتحاد ملتهای مسلمان پیوند میزنند؛ و وقتی روز قدس را روز جهانی مقابله با مستکبران معرفی میکنند، با مجموعهای از مواضع روبهرو هستیم که نمیتوان آن را به یک اختلاف عربی تقلیل داد.
اهمیت مواضع تاریخی امام، صرفا مطرح کردن شعارهای ضداسرائیلی نبود؛ بلکه تلاش برای تغییر جایگاه مسئله فلسطین در افکار عمومی جهان و تبدیل آن به موضوعی فراتر از مرزهای عربی بود. اهمیت فلسطین در اندیشه امام، به غیر از تصرف بخشی از سرزمین مقدس مسلمانان، مسئلهای مربوط به سرنوشت انسانهایی است که سرزمینشان اشغال شده، حقوقشان پایمال شده و غده سرطانی که عامل همه مشکلات منطقه و جهان است جایگزین آن شده است؛ این صورت بندی در عین برخورداری از جایگاه ویژه در جهان اسلام، به آن محدود نمیماند و مسئله ای انسانی است، که همه انسان های آزاده در برابر آن مسئول خواهند بود.