گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

آیت‌الله محقق داماد: رئیس‌جمهور در سازمان ملل وجدان اهل‌نظر و ارباب انصاف را بیدار کرد/ فشار بر ملت ایران موجب اتحاد بیشتر و پافشاری بر وطن‌پرستی خواهد بود

آیت‌الله سید مصطفی محقق داماد، در گفت‌وگو با جماران، در خصوص سخنرانی رئیس جمهور کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل، گفت: به نظر من نطقی که تهیه شده بود و ایشان آنجا ایراد کردند هر جمله‌اش بسیار پرمعنا بود. فصول مختلفی که ایشان اشاره کرد، بسیار جالب بود و من گوش کردم، اولاً موضوع حقوق بشر و مظلومیتی که زیر چکمه‌های کوبنده حکومت فعلی ایالات متحده، منشور جهانی و اعلامیه حقوق بشر چگونه پایمال شد، ایشان بسیار خوب معرفی کردند.

پایگاه خبری جماران: رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران، با تأکید بر اینکه زیر چکمه‌های کوبنده حکومت فعلی ایالات متحده، منشور جهانی و اعلامیه حقوق بشر پایمال شد، گفت: آقای رئیس‌جمهور در سازمان ملل وجدان اهل‌نظر و ارباب انصاف را بیدار کردند؛ حالا یک عده‌ای در کمال ایستادند و بلند شدند و گوش دادند، چه در آنجا، چه در خارج و چه در داخل خود کشورمان و با اقتدار جمله بسیار جالبی هم گفتند؛ یا ما به‌اتفاق هم امنیت را برای خودمان تأمین می‌کنیم و یا با هم ناامنی را باید تحمل کنیم. خیلی جمله حساب شده و دقیقی بود که در بیانشان داشتند.

مشروح گفت‌وگوی خبرنگار جماران با آیت‌الله سید مصطفی محقق داماد را در ادامه می‌خوانید:

 

در مورد مکتب فقهی مرحوم آیت‌الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی برای ما بفرمایید.

 این بزرگوار یکی از نمونه‌های کامل تربیت‌شدگان مکتب فقهی و اجتهادی قم بودند. ایشان زمانی مشغول به تحصیل شدند که دوران درخشانی و شکوفایی حوزه علمیه قم بود. مکتب فقهی قم یک مکتب خاص و دارای ویژگی‌هایی است که آغازش از زمان آیت‌الله مؤسس شروع شده و سپس توسط شاگردان ایشان و بعد توسط مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی تأیید و تثبیت شده است. ویژگی‌های مکتب قم در روش فقهی و روش اصول فقهی، یک مکتبی بود که از یک‌جهت ریشه گرفته از مکتب سامرا بود، ولی بعد ویژگی‌های خودش را پیدا کرد.

اگر آثار مرحوم آیت‌الله مؤسس در فقه و اصول را مطالعه کنید، و بعد آثار شاگردان ایشان مثل آثار مرحوم آیت‌الله سید محمد محقق داماد تا برسد به شاگردان ایشان مثل مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی، مرحوم آیت‌الله شبیری زنجانی و آثار آیت‌الله جوادی آملی، ملاحظه می‌فرمایید که از یک نوع روش مخصوص به خود برخوردارند در حوزه قم موفقیت افراد به همین بود که نوآوری داشته‌اند؛ صرفاً مقلد استادشان نباشند.

مرحوم آیت‌الله شبیری در روش فقاهت باکمال احترام در درس‌ها به نظر استادش ارجاع می‌داد و اشاره می‌کرد و مکتب ایشان را مطرح می‌کرد، اما در کنار آن همیشه نوآوری و نقد داشت. شخصیت دیگری را نام ببرم که نمونه مکتب خود بود؛ آیت‌الله شیخ مرتضی حائری یزدی. این بزرگوار الآن آثار فقهی و اصولی این بزرگوار منتشر شده است. شما در مبانی الاحکام ببینید نقل و قول از پدر بزرگوارش مرحوم آیت‌الله مؤسس در غررالصول می‌کند؛ اما نقد می‌کند اظهارنظر جدید دارد و پیرو صددرصد استاد نیست. این روش فقهی قم نیست که یک شاگرد پیرو صددرصد استاد باشد؛ اجتهاد همیشه نوآوری لازم دارد. این‌که یک کسی فقط بیان استادش را کند، در قم این را نقض می‌دانستند و قبول نداشتند که یک مجتهدی فقط پیرو استادش باشد و حتی بعضی‌ها می‌گفتند که این موضوع باعث شک در اجتهاد افراد می‌شود که اگر فقط مقلدِ دستِ استادش باشد و از خودش چیزی نداشته باشد. این یک خاصیت مکتب قم بود.

مرحوم آیت‌الله شبیری علی‌رغم همه این حرف‌ها، دارای یک حافظه بسیار کم‌نظیر و بلکه بی‌نظیر بود. در نقل یک مطلب دقت داشت. به‌قدری دقیق بود که مطلبی را ضعیف نقل نکند، دقیق نقل کند و حتی گاهی اوقات مطالبی که در حضور ایشان نقل می‌شد، حتی یک اخبار ساده، همان‌جا تحلیل می‌کرد و می‌گفت این نشانه، فلان نشانه و فلان نشانه‌های ضعف این خبر است که این خبر درست نیست و این جریان عقلانی نیست. یک مرد کاملاً فقیه و اصولی و در کنار آن کاملاً عقلانی بود. از آن مهم‌تر، ایشان یک شخصیت رجالی بود؛ به علم رجال بسیار اهمیت می‌داد و متخصص روایات بود و احادیث دقیق راویان را خیلی خوب می‌شناخت و بحث رجالیِ عمیقی داشت و به‌هرحال شخصیتی بود که به نظر من اگر بخواهیم حوزه قم را خوب بشناسیم، می‌توانیم با این افراد بشناسیم که اینها نمونه کاملِ تربیت‌شدگانِ کامل این مکتب هستند.

البته جالب است که خداوند نعمتی که به ایشان داده بود، یاران فاضل و عالمی بود که همه با هم دوست بودند و همه هم به ایشان ارادت داشتند؛ چه از نظر علمی و چه تقوایی. مثلاً از قدیم ما به یاد داریم که ایشان قد کوتاهی داشتند که مرحوم امام موسی صدر - که اگر هستند خدا حفظشان کند و اگر از دار دنیا رفته‌اند خدا غریق رحمتشان کند - قدبلند داشتند و خیلی وقت‌ها وقتی با هم راه می‌رفتند جلب‌توجه می‌کردند. یک اکیپی بودند با همدیگر و درس مرحوم آقای داماد با هم می‌رفتند و با هم می‌آمدند. می‌نشستند و همه با هم مباحثه می‌کردند. آقای بهشتی بود، آقای موسوی اردبیلی بود، آیت‌الله میانجی بود و همچنین حاج‌آقا موسی زنجانی بود؛ ولی محور علمی مرحوم حاج‌آقا موسی زنجانی بود که آنها همه به ایشان اعتقاد علمی و تقوایی داشتند و تا آخر هم با هم بودند و هیچ‌وقت از هم جدا نشدند.

جالب است حتی پنجشنبه و جمعه، اینها جلسه مباحثه تفسیر و گفت‌وگوی تفسیری داشتند. سال‌ها این جلسه ادامه پیدا می‌کرد؛ در خانه‌های افراد هر هفته خانه یکی و این‌ها از هم جدا نمی‌شدند. این هم نمونه کامل دوستی علمی در بین این افراد بود. یک نقطه‌ضعف در آنجا که می‌نشستند نبود؛ یک غیبتِ کسی، پشت سر کسی گفته نمی‌شد. فقط مباحث علمی گفته می‌شد؛ از صبح پنجشنبه تا ظهر، صبح جمعه تا ظهر و در ماه رمضان شب‌ها، هر شب ایام تعطیل تابستان با هم بودند این نمونه کاملی بود که ما شاهد این روش و اسلوب زندگی ایشان بودیم.

 

از روابط ایشان با حضرت امام هم اطلاع دارید؟

نخیر، من اطلاعی ندارم که با ایشان چه ارتباطی داشتند و ارتباطشان چه بود.

 

چرا ایشان به سمت دفتر و چاپ رساله و امثال اینها نرفت؟

این را می‌دانم که دنبال دفتر و رساله نرفت؛ ولی منظورم  این است که ارتباط ایشان با حضرت امام را من یادم نمی‌آید. پدرشان را من یادم هست که دوست صمیمی و قدیمی با امام بودند، ولی خودِ ایشان را یادم نمی‌آید.

 

مهم‌ترین درسی که حوزه‌های علمیه باید از شخصیت‌هایی مثل ایشان بگیرند چیست؟

به نظر من اولاً دقت کافی در مباحث و فقاهت؛ فقاهت به روش مکتب فقهی و اجتهادی قم. دنبال همان کار باشند و مباحث سنتی و ادبی، دانش الهیات سنتی که چند ماده است؛ یکی ادبیات عرب است. ایشان یک غلط در عبارات در گفتار نداشتند و متن را صحیح می‌خواندند. اول ادبیات عرب، بعد فقه، اصول، تفسیر، کلام و بعد رجال الدرایه که ایشان همه را با هم آگاهی کافی و تخصص داشت، و لذا بهتر است که طلاب در دانش الهیات این مواد را با هم جمع کنند. روش و مکتب فقهی قم به‌قدری قوی بود که در این چند سال اخیر که بعضی از علما و بزرگان که از سایر حوزه‌ها به قم آمدند و پیرو مکتب حوزه‌های دیگر بودند و مکتب فقاهتی قم را پیروی نمی‌کردند و وارد شدند و شروع کردند، ایستادگی کرد و نه‌تنها تحت‌تأثیر قرار نگرفت، بلکه در روش دیگران مؤثر بود و آنها روش خود را با روش قم تطبیق کردند و لذا می‌توانیم این افراد را واقعاً به‌عنوان الگو برای طلاب آینده معرفی کنیم.

مثلاً ایشان به‌قدری متواضع بود، به‌قدری محبت، مهربانی و تواضع بسیار تواضع داشت که اولاً برای نام‌ونشان که خودش را معرفی کند و مرجع معرفی کند و خودش را از دیگران بالاتر بداند یک‌قدم در این جهت برنداشت. حاضر نبود رساله‌ای منتشر کند، حاضر نبود یک کاری کند که جنبه اثباتی داشته باشد. در جنبه‌های اثباتیِ خودش یک‌قدم برنداشت، اما عملاً همه او را به‌عنوان یک فقیه بزرگ درخشان و دارای نشان بالای فقاهت اجتهادی می‌شناختند و قبول داشتند.

 

به عنوان سوال پایانی؛ سخنان آقای رئیس‌جمهور را در سازمان ملل چگونه دیدید؟

به نظر من نطقی که تهیه شده بود و ایشان آنجا ایراد کردند هر جمله‌اش بسیار پرمعنا  بود. فصول مختلفی که ایشان اشاره کرد، بسیار جالب بود و من گوش کردم، اولاً موضوع حقوق بشر و مظلومیتی که زیر چکمه‌های کوبنده حکومت فعلی ایالات متحده، منشور جهانی و اعلامیه حقوق بشر چگونه پایمال شد، ایشان بسیار خوب معرفی کردند. مغرب‌زمین در قرن معاصر به دو جهت افتخار داشت؛ یکی اعلامیه حقوق بشر و دیگری کنوانسیون‌های حقوق بشردوستانه بین‌المللی؛ یعنی حقوق اسیران جنگی، حقوق شهروندان غیرنظامی، حقوق بیماران، حقوق زنان و حقوق کودکان در حال جنگ مصلحانه در کنار منشور جهانی حقوق بشر. نباید بگوییم اینها حقوق بشر آمریکایی‌ها است. حقوق بشر محصول پیشرفت بشریت بود؛ اما با آمدن دولت جدیدِ آمریکا نشان دادند که کاملاً این اصول را زیر پا گذاشته‌اند و باکمال وقاحت کلاه رسوایی را برسر گذاشتند و به رسوایی خود اعتراف و افتخار می‌کنند که ما توانستیم همه این اصول را زیر پا بگذاریم.

من در ۲۰ یا ۲۵ سال قبل بیشتر دوستانم از کشور آمریکا، دوستان دانشگاهی، شخصیت‌های علمی عضو آکادمی علوم و امثال اینها دوستان ما بودند، و ما یک گولی خوردیم؛ فکر می‌کردیم همه مردم غرب این‌طور فکر می‌کنند. ولی اخیراً دیدیم دولتمردان، سیاست‌مداران و نمایندگان پارلمان یک‌ذره شفقت، مهربانی و احترام به موازین انسانی اصلاً درشان وجود ندارد. آقای رئیس‌جمهور در این سخنرانی به این مطالب اشاره کردند و انصافاً وجدان اهل‌نظر و ارباب انصاف را بیدار کردند؛ حالا یک عده‌ای در کمال ایستادند و بلند شدند و گوش دادند، چه در آنجا، چه در خارج و چه در داخل خود کشورمان و با اقتدار جمله بسیار جالبی هم گفتند؛ یا ما به‌اتفاق هم امنیت را برای خودمان تأمین می‌کنیم و یا با هم ناامنی را باید تحمل کنیم. خیلی جمله حساب شده و دقیقی بود که در بیانشان داشتند.

انصافاً هم خیلی بر خودشان مسلط بودند. باوقار و بسیار زیبا مطلب را ارائه دادند. عکس‌های بچه‌های مدرسه میناب را بر سر دست گرفتند، عکس‌های بچه‌های لامرد در حال ورزش را بر دست گرفتند و زیان‌هایی که به کشور ما، به منابع ساختاری ما و منابع اقتصادی ما زدند و امروز خیال می‌کنند با محاصره اقتصادی می‌خواهند ما را به تسلیم وادار کنند. ایشان این اشاره را کرد که شما اشتباه می‌کنید؛ هرچه شما فشار بیاورید بر مردم ایران، گزارش‌های غلطی به شما داده‌اند؛ فشار بر ملت ایران موجب اتحاد بیشتر و پافشاری بر وطن‌پرستی خواهد بود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.