حزب مجمع ایثارگران در بیانیهای به مناسبت بازگشایی دانشگاهها، گفت: راه حفظ دانشگاه، بستن درهای آن نیست؛ راه تقویت آن، اعتماد، آزادی علمی، قانون، گفتوگو و مسئولیتپذیری است.
حزب مجمع ایثارگران به مناسبت بازگشایی دانشگاهها بیانیهای صادر کرد.
به گزارش جماران، متن این بیانیه به شرح زیر است:
بازگشایی دانشگاهها و حضوری شدن کلاس ها در شرایط خطیر و حساس کنونی، گامی ضروری، امیدبخش و در جهت بازگشت جامعه به زندگی عادی و فعال است و ما از آن استقبال میکنیم.
دانشگاه صرفاً مجموعهای از ساختمانها، کلاسها، آزمایشگاهها و خوابگاهها نیست؛ دانشگاه یکی از مهمترین سرمایههای ملی ایران و یکی از پایههای اصلی آینده کشور است.
کشوری که میخواهد از بحرانها عبور کند، توسعه یابد، بر دشواریهای اقتصادی و اجتماعی غلبه کند و در جهان پرتحول امروز جایگاه شایسته خود را حفظ کند، بیش از هر زمان دیگری به دانشگاهی زنده، پویا، پرسشگر، مستقل، آزاد و مسئول نیاز دارد.
توسعه پایدار بدون دانشگاه توانمند و مستقل ممکن نیست. دانشگاه موتور تولید دانش، فناوری و نوآوری و یکی از مهمترین کانونهای شکلگیری سرمایه انسانی کشور است. نقش دانشگاه اما به توسعه اقتصادی و فناورانه محدود نمیشود. دانشگاه در تحولات فرهنگی، توسعه اجتماعی، ارتقای سرمایه اجتماعی، گسترش گفتوگو و افزایش تابآوری جامعه نیز نقشی بنیادین دارد.
۱. دانشگاه؛ محور توسعه و تابآوری ملی
در جهان امروز، قدرت کشورها فقط با توان نظامی یا منابع طبیعی سنجیده نمیشود. سرمایه انسانی، علم، فناوری، نوآوری، اعتماد عمومی، توان حل مسئله و ظرفیت گفتوگو نیز از ارکان قدرت ملیاند.
از این منظر، دانشگاه بخشی از زیرساخت قدرت ملی ایران است.
دانشگاه میتواند در شرایط دشوار، به جامعه برای فهم مسائل، یافتن راهحل و حفظ امید عقلانی کمک کند. جامعهای که دانشگاه را شریک حل مسائل خود بداند، از ظرفیت بیشتری برای مواجهه با بحرانها برخوردار خواهد بود.
از این رو، حفظ و تقویت دانشگاه در شرایط دشوار نه یک امتیاز، بلکه ضرورتی برای تابآوری ملی و اجتماعی است.
۲. دانشگاه؛ کانون علم، حقیقتجویی و عقلانیت
دانشگاه باید کانون دفاع از علم، حقیقتجویی، عقلانیت، اخلاق، کرامت انسان، آزادی اندیشه و گفتوگو باشد.
علم زمانی میتواند به جامعه خدمت کند که امکان پرسش، نقد، آزمون و خطا وجود داشته باشد. از این رو، پرسشگری دانشجو نه تهدید دانشگاه، بلکه نشانه زنده بودن آن است.
دانشگاهی که در آن پرسیدن دشوار شود، دیر یا زود توان پاسخ دادن به مسائل جامعه را نیز از دست خواهد داد.
به رسمیت شناختن حق پرسشگری، نقد علمی و گفتوگوی آزاد، به معنای نفی مسئولیت یا قانونگریزی نیست؛ بلکه به معنای پذیرفتن این اصل است که حقیقت علمی با دستور اداری یا سیاسی تولید نمیشود.
۳. استقلال نهاد دانشگاه و آزادی آکادمیک
ما بر ضرورت استقلال نهاد دانشگاه و تضمین آزادی آکادمیک تأکید میکنیم.
استقلال دانشگاه به معنای بیمسئولیتی دانشگاه یا تقابل آن با حکومت نیست؛ بلکه به معنای آن است که امور علمی، آموزشی، پژوهشی و حرفهای دانشگاه، در چارچوب قانون و بر اساس معیارهای علمی و تخصصی، از مداخلات غیرعلمی و غیرتخصصی مصون بماند.
استقلال دانشگاه یعنی استاد بتواند نظریهای را نقد کند؛ پژوهشگر بتواند نتیجه پژوهش خود را، حتی اگر برای برخی خوشایند نباشد، در چارچوب قانون منتشر کند؛ دانشجو بتواند پرسش دشوار مطرح کند؛ و مدیریت دانشگاه بتواند بر اساس ضوابط علمی، حرفهای و دانشگاهی مسئولیت اداره این نهاد را بر عهده داشته باشد.
دانشگاه مستقل، دشمن دولت نیست؛ دانشگاه مستقل میتواند یکی از مهمترین شرکای دولت در حل مسائل کشور باشد.
دولت برای اصلاح سیاستها و تصمیمهای خود، بیش از هر زمان دیگری به دانشگاهی نیاز دارد که هم راهحل ارائه دهد و هم بتواند خطاها و کاستیهای سیاستگذاری را صادقانه و علمی گوشزد کند.
نقد علمی، مخالفت با کشور نیست؛ پرسشگری، تضعیف نظام آموزشی نیست؛ و استقلال دانشگاه هم به معنای تقابل با حاکمیت نیست.
دانشگاهی که امکان نقد و اصلاح درونی و بیرونی را از دست بدهد، بخشی از ظرفیت خود برای کمک به کشور را نیز از دست خواهد داد.
۴. دانشگاه امن؛ نه دانشگاه امنیتی
ما بر ضرورت شکلگیری دانشگاه امن، نه دانشگاه امنیتی تأکید داریم.
امنیت دانشگاه یعنی دانشجو، استاد، پژوهشگر و کارکنان دانشگاه از امنیت جانی، شغلی، علمی، حرفهای و حیثیتی برخوردار باشند و بتوانند در چارچوب قانون فعالیت کنند.
اما امنیت دانشگاه با امنیتی شدن دانشگاه یکسان نیست.
امنیت زمانی پایدار خواهد بود که دانشگاهیان احساس کنند حقوق آنان محترم است، سازوکارهای قانونی برای طرح اعتراض و اختلافنظر وجود دارد و مسائل دانشگاه پیش از آنکه به مسئلهای امنیتی تبدیل شوند، از طریق گفتوگو و سازوکارهای دانشگاهی حلوفصل میشوند.
نباید هر پرسش، اعتراض، تشکل دانشجویی، فعالیت فرهنگی یا اختلافنظر دانشگاهی به مسئلهای امنیتی تبدیل شود.
اصل بر این است که مسائل دانشگاه، تا زمانی که ماهیت دانشگاهی و مدنی دارند، در چارچوبهای علمی، صنفی، فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی دانشگاه و با رعایت قانون و حقوق شهروندی حل شوند.
امنیت واقعی دانشگاه از اعتماد، قانون و گفتوگو میآید، نه از ترس و ایجاد فضای امنیتی.
دانشگاه اگر احساس امنیت کند، بهتر میاندیشد، بهتر نقد میکند و بهتر به کشور خدمت خواهد کرد.
۵. دانشگاه؛ مدرسه بزرگ جامعهپذیری
دانشگاه فقط محل انتقال دانش نیست؛ مدرسه بزرگ جامعهپذیری و تمرین زندگی مدنی است.
دانشجو باید در دانشگاه بیاموزد که چگونه با کسی که مانند او نمیاندیشد زندگی و گفتوگو کند؛ چگونه از نظر خود دفاع کند و در عین حال حق دیگری برای متفاوت اندیشیدن را به رسمیت بشناسد.
از این رو، تنوع و تکثر دانشجویان، استادان و دیگر ذینفعان دانشگاه باید به رسمیت شناخته شود.
دانشگاه باید محلی باشد که تفاوتهای فکری، فرهنگی، اجتماعی، دینی و سبکهای مختلف زندگی، در چارچوب قانون و با رعایت حقوق دیگران، امکان گفتوگو و همزیستی پیدا کنند.
اگر جوان ایرانی در دانشگاه نتواند تمرین گفتوگو، مدارا و پذیرش تفاوت را بیاموزد، جامعه از کجا باید شهروند گفتوگومحور تربیت کند؟
۶. به رسمیت شناختن فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی
دانشگاه زنده، دانشگاهی است که در آن انجمنهای علمی، تشکلهای دانشجویی، کانونهای فرهنگی و اجتماعی و فعالیتهای قانونی سیاسی امکان حیات داشته باشند.
فعالیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دانشجو بخشی از فرآیند تربیت شهروند مسئول و تمرین مشارکت مدنی است.
دانشگاه نباید محل حذف و خاموش کردن تفاوتها باشد؛ باید محلی برای تمرین مسئولیت اجتماعی، مشارکت، گفتوگو و حل مسالمتآمیز اختلافات باشد.
البته آزادی با مسئولیت همراه است: احترام به قانون، کرامت انسان، حقوق دیگران، پرهیز از خشونت و پذیرش گفتوگوی مسالمتآمیز، لازمه فعالیت دانشگاهی است.
۷. دانشگاه و جهان؛ سرشت جهانی علم
علم مرز نمیشناسد و دانشگاه ایرانی نمیتواند در جهان امروز خود را از شبکه جهانی علم و دانش جدا کند.
مراودات علمی بینالمللی، تبادل استاد و دانشجو، همکاریهای پژوهشی، دسترسی به منابع علمی، حضور در شبکههای جهانی دانش و ارتباط با دانشگاههای معتبر جهان، از الزامات توسعه علمی کشور است.
ایران قوی، ایران منزوی از جهان نیست؛ ایرانی است که با اتکا به هویت، استقلال و منافع ملی خود، در جهان علم حضور فعال و اثرگذار دارد.
از این رو، تقویت دیپلماسی علمی و گسترش ارتباطات دانشگاهی بینالمللی باید بخشی از راهبرد توسعه و قدرت ملی کشور باشد.
۸. دانشگاه و فناوریهای نوین
ظهور هوش مصنوعی، فناوریهای نوین، زیستفناوری، علوم داده و تحولات سریع دیجیتال، جهان دانشگاه را با تغییرات بنیادین مواجه کرده است.
در چنین شرایطی، نمیتوان دانشگاه را صرفاً با معیارهای گذشته اداره کرد.
دانشگاه باید پیشگام فهم، تولید و بهکارگیری فناوریهای نوین باشد و همزمان درباره پیامدهای اخلاقی، اجتماعی و انسانی آنها نیز بیندیشد.
دانشگاهی که از آینده فناوری عقب بماند، نمیتواند برای آینده ایران راهحل ارائه کند.
۹. دانشگاه در برابر رادیکالیسم
در عین دفاع از آزادی و تکثر، باید به یک واقعیت مهم نیز توجه داشت: دانشگاه نباید به میدان رشد و بازتولید رادیکالیسم، خشونت و نفی دیگری در هیچ شکل و با هیچ نامی تبدیل شود.
رادیکالیسم میتواند لباس سیاسی، ایدئولوژیک، قومی، دینی یا حتی ضدعلمی بر تن کند.
راه مقابله پایدار با رادیکالیسم، بستن فضای دانشگاه نیست؛ بلکه تقویت گفتوگو، تفکر انتقادی، مدارا، مشارکت، آموزش و امکان بیان مسالمتآمیز دیدگاههای متنوع است.
دانشگاه باید جایی باشد که اختلافها، پیش از آنکه به خصومت تبدیل شوند، به گفتوگو تبدیل شوند.
مراقبت از این فضای تعامل و گفتوگو وظیفه همه دانشگاهیان است: مدیریت، استاد، دانشجو و تشکلهای دانشگاهی.
۱۰. دانشگاه و ایران؛ دفاع از کیان سرزمین
در شرایطی که ایران با تهدیدها و فشارهای مختلف روبهروست، دانشگاهیان نمیتوانند نسبت به سرنوشت ایران بیتفاوت باشند.
دفاع از ایران و کیان سرزمینی آن، موضوعی فراتر از رقابتهای سیاسی و جناحی است.
ایران خانه مشترک همه ایرانیان است؛ با همه تنوع قومی، زبانی، مذهبی، فرهنگی و فکری آن.
ما ضمن دفاع از حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خویش، بر این باوریم که هیچ قدرت خارجی حق ندارد برای آینده ایران تصمیم بگیرد یا اراده خود را بر مردم ایران تحمیل کند.
مخالفت با تجاوز و سلطه خارجی، به معنای چشم بستن بر مشکلات داخلی نیست.
ایراندوستی همزمان به معنای دفاع از تمامیت سرزمینی، حاکمیت ملی، کرامت ایرانیان و حق آنان برای اصلاح و ساختن آینده کشور خویش است.
هیچ قدرت خارجی که منافع و اراده ایرانیان را نادیده بگیرد، نمیتواند مدعی خیرخواهی برای ایران باشد.
۱۱. در کنار ایران، در کنار دانشگاه
ما در حزب مجمع ایثارگران، بازگشایی دانشگاهها را فرصتی برای بازگشت دانشگاه به نقش تاریخی و تمدنی خود میدانیم:
تولید علم؛
تربیت انسان؛
توسعه کشور؛
نقد قدرت؛
گفتوگو با جامعه؛
تقویت سرمایه اجتماعی؛
و دفاع عقلانی و مسئولانه از ایران.
از مسئولان آموزش عالی انتظار داریم بازگشایی دانشگاه را صرفاً بازگشایی فیزیکی کلاسها تلقی نکنند؛ بلکه آن را آغاز بازگشت حیات کامل دانشگاهی بدانند.
حیات کامل دانشگاه یعنی:
استقلال نهاد دانشگاه؛ آزادی آکادمیک؛ امنیت استاد و دانشجو؛ دانشگاه امن و نه امنیتی؛ به رسمیت شناختن پرسشگری؛ احترام به تنوع و تکثر؛ فعالیت قانونی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی؛ ارتباط گسترده علمی با جهان؛ استفاده از فناوریهای نوین؛ و تقویت گفتوگو و مدارا.
از استادان و دانشجویان نیز انتظار داریم در این شرایط دشوار، دانشگاه را یکی از مهمترین سرمایههای ملی برای حفظ عقلانیت، امید، گفتوگو، انسجام اجتماعی و آینده ایران بدانند.
و کلام آخر
دانشگاه را نباید از جامعه جدا کرد؛ جامعه نیز نباید دانشگاه را از خود دور کند؛ و دولت نیز نباید دانشگاه را صرفاً یک دستگاه اداری ببیند.
دانشگاه خانه آینده ایران است.
خانهای که اگر در آن پرسشگری خاموش شود، علم آسیب میبیند؛ اگر نقد ممنوع شود، خطاها انباشته میشوند؛ اگر تکثر تحمل نشود، گفتوگو از میان میرود؛ و اگر دانشگاه امنیتی شود، سرمایه اجتماعی کشور آسیب خواهد دید.
راه حفظ دانشگاه، بستن درهای آن نیست؛ راه تقویت آن، اعتماد، آزادی علمی، قانون، گفتوگو و مسئولیتپذیری است.
بیاییم دانشگاه را باز نگه داریم؛ برای علم، برای پرسش، برای نقد، برای گفتوگو، برای اختلاف نظر، برای مدارا، برای فناوری، برای فرهنگ، برای جامعه، و برای ایران.
دانشگاه آزاد، مستقل و مسئول؛ دانشگاه امن، نه امنیتی؛ دانشگاه ایرانی و در عین حال جهانی؛ دانشگاهی که بتواند بیندیشد، بپرسد، نقد کند، گفتوگو کند و راهحل بسازد.
ایران برای عبور از بحرانها و ساختن آیندهای بهتر، بیش از هر زمان دیگری به چنین دانشگاهی نیاز دارد.
دانشگاه را زنده نگه داریم؛ که آینده ایران، از همینجا ساخته میشود.
حزب مجمع ایثارگران ۳۱شهریور ۱۴۰۵