پایگاه خبری جماران: امام جمعه پیشین شهرستان فسا با اشاره به اینکه خیلی از ائمه جمعه اهمیت محتوای خطبهها در جذب جوانان باور ندارند، گفت: امام جمعه باید دینشناس باشد و یا در این مسیر و جهت حرکت کند، نه اینکه پرداختن به دیگر وظایف او را از این کار باز بدارد و تبدیل به مسئولی غیر حوزوی کند. بنابر آنچه از اسلام و بیان ولایت فهمیده میشود، امام جمعه باید دین را بفهمد و آن را تحلیل کند و بیان خطبههای نماز جمعه ناظر به «فهم دینی» باشد. چون به تعبیر امام راحل و رهبر شهید امام جمعه در حکم پدر برای آحاد مردم است، لازم است امام جمعه در رفتار و گفتار و ارتباطات، عملا حالت پدرانه خود را نسبت به همه حفظ کند و این با شعار و گفتن، مورد قبول واقع نمیشود بلکه نسبت به جریانات و سلایق مختلف، فراجناحی باشد و تشخیص این امر فراجناحی بودن، بر عهده قاطبه مردم است که مردم او را چنین قضاوت کنند.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با حجتالاسلام والمسلمین حسین جمالیزاده را در ادامه میخوانید:
نزدیک به نیمقرن از برگزاری نماز جمعه در کشور میگذرد. حضرتعالی بهعنوان فردی که ۲۶ سال امام جمعه بودید، چه دیدگاهی درباره شکل و محتوای برگزاری این فریضه دارید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. پنجم مردادماه سالروز اقامهٔ اولین نماز جمعه در نظام جمهوری اسلامی به امامت مرحوم آیت الله طالقانی در تهران را تبریک و تهنیت میگویم. به دوستان و همکاران سابق خودم در مجموعه بزرگ و فراگیر اقامه نماز جمعه به ویژه امامان محترم جمعه سراسر کشور خسته نباشید عرض میکنم.
از آنجا که توقعات از این ظرفیت بسیار بالاست دورنمای مناسبی را شاید از برخی نمازجمعهها نمیبینیم که خود این هم علل مختلفی دارد. با خیلی از همکاران سابقم - امامان جمعه محترم- هم که صحبت میکنیم از لحاظ میزان حضور، غالبا گلایه دارند. البته برخی هم توجیه میکنند و برخی جواب نقضی میدهند و سؤال را به حیطههای دیگر هم متوجه میکنند و جوابهایی از قبیل تغییر سبک زندگی، بافت اجتماعی و امثالهم میدهند که برخی از آنها هم درست است. البته نهاد امامت جمعه حتما برآوردهایی داشته و طراحی متناسب هم داشته که مسأله توجه جدی به مسجد و هماهنگی بیشتر در متولیان فرهنگی در دوره اخیر را با قطع نظر از نتیجهبخش بودن یا نبودن، شاید بتوان در این راستا دید.
اما برآورد کلی من به حسب تجربه قریب به سه دهه در سازمان امامت جمعه آن است که هر چه رویکرد، فقهیتر و فقیهانهتر به این مقوله بوده ضعفهای کمتر و توفیقات بیشتری داشته است. رفتار این سازمان باید بر مدار حجت باشد. بین خود و خدا، امام جمعه باید در گفتار و رفتارش حجت شرعی داشته باشد. سوای از اینکه عدالت امام جمعه متوقف بر این مسأله است، دلهای پاک مردم را متوجه این مقوله ارزشمند میکند. حتی آنها که نماز جمعه کمتر میآیند یا جز در مناسبتهای خاص نمیآیند، باید تصویری که از امام جمعه دارند چنین باشد که او انسان عادلی است. اگر دقت کنید روایتهایی که گلایه از نماز جمعه یا فلان امام جمعه دارند تضعیف همین مطلب در اذهان خواهد بود.
به نظر شما برای جذب بیشتر مردم و به خصوص جوانان به نماز جمعه چه اقداماتی باید انجام شود؟
فضای جاری بر کشور در اوایل انقلاب را که یک حکومت پادشاهی دو هزار و پانصد ساله سرنگون میشود و با رأی بیش از ۹۸ درصد مردم نظام جمهوری اسلامی شکل میگیرد و بالتبع همه خود را دخیل میدانند و شور و حال خاصی هم حاکم است و همچنین دهه شصت که دوران جنگ و دفاع مقدس هشت ساله که فضای جنگ بر تمام تار و پود کشور سایه انداخت، طبیعتا نمازجمعه ها مظهر یکی شدن ارادهها و انگیزهها بود؛ برای حفظ دستاوردهایی که همه آحاد مردم احساس میکردند در آن نقش دارند. نماز جمعههایی که در بین جنگ تحمیلی ۱۲ روزه سال گذشته داشتیم هم دیدیم که با چه عظمت و شکوهی برگزار شد. لذا هر زمانی را با مقتضیات خودش باید بررسی کرد.
لذا به نظرم برای حقیر که حدود ۲۵ سال نماز جمعه برگزار کردم و قبلش هم به عنوان مأموم به نمازجمعه میرفتم، غالبا خطبهها را رصد کلی داشته و دارم. محتوای برخی خطبهها با مذاق این نسل فاصله دارد. البته این تغییر مذاق در بیرون و غیر نمازجمعهها هم اتفاق افتاده ولی با وجود این توجیه، اشکال وارد است. به نظر میآید خیلی از ائمه جمعه اهمیت محتوای خطبهها در جذب جوانان باور ندارند. این موضوع مطالبعه زیاد و اتاق فکر میخواهد. البته محدودیتها هم هست. مثل اینکه فشارها بر امامان جمعه خیلی وقتها مصلحتهای جدیدی خلق میکند که معلوم نیست آن مصالح، بر عموم مردم همانطور منکشف شود.
تفاوت اساسی میان نمازها و خطبههای جمعه امروز با نمازها و خطبههای جمعه دهه شصت و اوایل انقلاب نظیر نماز جمعه افرادی چون آیتالله طالقانی و شهدای محراب یا حتی تا دو دهه پیش (خطبهها و نمازهای) آیتالله هاشمی رفسنجانی در چیست؟
اگرچه از جوابهای دو سؤال قبلی، مقداری پاسخ این سؤال روشن میشود ولی غالب شخصیتهایی که در اوایل انقلاب امامت جمعه مراکز استانها و حتی شهرها را عهدهدار بودند، حقیقتا از نظر علمی و معنوی و سوابق، از پیشگامان و برجستهترین چهره ها در محل امامت بودند و در دید قاطبه مردم و علما و روحانیون دیارِ امامتشان، اینچنین برجسته بودند. به عنوان نمونه در جلسهای که امامانجمعه استان یزد در سال ۶۰ گرد هم آمده بودند که من خودم شاهد بودم، حتی امام جمعه بخشهای کوچک آن استان، از علمای پیشکسوت استان بودند و غالب قریب به اتفاق با پیشوند آیتالله معروف بودند. یعنی مجتهد فقیه، به اضافه اینکه قبل از عهدهدار شدن امامت جمعه، در امور اجتماعی و سیاسی و مبارزه، پیشکسوت و سرآمد دیگران بودند و آحاد مردم محل امامت، آنها را در عمل در حکم پدر معنوی و سیاسی و اجتماعی یافته بودند.
این را به اضافه آن فضای جنگ تحمیلی حاکم بر کشور در نظر بگیریم؛ که در عظمت و شکوه نمازجمعهها مؤثر بوده است. علاوه بر اینکه در تهران اعتماد مردم از اقشار مختلف و جریانات گوناگون سیاسی کشور به امامان جمعه تهران در حدی بود که هر تحلیل و اخبار جنگ و دفاع و مسائل سیاسی داخلی و بین المللی را که از تریبون جمعه تهران ارائه میشد به راحتی و با اعتماد و اطمینان میپذیرفتند.
در این فرایند، عملکرد یک امام جمعه در شهر و استان و منطقه و نیز خطبههای او تا چه میزان اثر گذار است؟
«امام جمعه» چون در جایگاه امامت و رهبری محل امامت و در حکم نماینده ولی فقیه و مرجعیت است و مردم هر دیار، ولی فقیه و مرجع تقلید و دین و شریعت را از پنجره امام جمعه احساس میکند و میبیند، لذا این امام جمعه، باید دارای نِصابی خاص از فقاهت باشد. یعنی در علم و عمل واجد جوهره فقاهت باشد به عبارت دیگر عالِمی مجتهد و فقیه یا قریب الاجتهاد که فکر و سخن گفتن و موضعگیری و استدلالاتش فقیهانه و مستند به براهین شرع پسند و منصفانه و به دور از حب و بغض و مواضع سیاسی باشد و نیز رفتار و حرکات و سکناتش فقیهانه و مستند به احکام شرع باشد که این عنصر جزء حداقلهای امامت جمعه است.
امام جمعه باید دینشناس باشد و یا در این مسیر و جهت حرکت کند، نه اینکه پرداختن به دیگر وظایف او را از این کار باز بدارد و تبدیل به مسئولی غیر حوزوی کند. بنابر آنچه از اسلام و بیان ولایت فهمیده میشود، امام جمعه باید دین را بفهمد و آن را تحلیل کند و بیان خطبههای نماز جمعه ناظر به «فهم دینی» باشد. چون به تعبیر امام راحل و رهبر شهید امام جمعه در حکم پدر برای آحاد مردم است، لازم است امام جمعه در رفتار و گفتار و ارتباطات، عملا حالت پدرانه خود را نسبت به همه حفظ کند و این با شعار و گفتن، مورد قبول واقع نمیشود بلکه نسبت به جریانات و سلایق مختلف، فراجناحی باشد و تشخیص این امر فراجناحی بودن، بر عهده قاطبه مردم است که مردم او را چنین قضاوت کنند.
اگرچه فراجناحی و پدرانه بودن با تقید به ارزشهای دینی و سیاستهای نظام و آرمانهای انقلاب و شهدا و فرمایشات امام راحل و امام شهید و مقام معظم رهبری هیچ منافاتی ندارد و قابل جمع است و همچنین از طرفی خطبههای نمازجمعه مستند به مطالعات عمیق و تحلیلهای مبرهن بدیع و غیر تکراری و غیر جناحی و منصفانه و در عین حال غیر مطوّل در کنار سبک زندگی طلبگی و مردمی با پرهیز از تجملات بودن، قطعا در اذهان و افکار و دلهای مردم اثرگذار خواهد بود.
جهت شکوه نمازجمعه، به برنامهریزی جامع توسط شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور با استفاده از نظرات مجرّبین از امامان جمعه موفق گذشته و پیشکسوت در این زمینه و استفاده از چهرههای حوزوی اهل فقاهت در علم و عمل و مدیر و مطلع از اوضاع سیاسی روز ولی نه مطلع و متأثر از اطلاعات رسانه و فضای مجازی و چهرهها و جریانات سیاسی، که مولا امیرالمؤمنین علیه السلام طبق نقل مرحوم کلینی اعلی الله مقامه الشریف فرمودند: «مَنْ أَخَذَ دِینَهُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ، رَدَّتْهُ الرِّجَال، یعنی هر کسی که دین خود را از دهان این و آن بگیرد، همانها دین او را نابود خواهند کرد!». همچنین ولایی و انقلابی و غیر مفرِط و مفرّط، که حضرت مولی الموحدین امام علی بن ابیطالب علیهماالسلام در نهج البلاغه تأکید دارند: لا تَرَى الجاهِلَ إلاّ مُفْرِطا أو مُفَرِّطا، یعنی هیچ جاهل و نادانی را نمیبینى، مگر اینکه اهل افراط است و یا تفریط، که قطعا مؤثر است.
این را هم لازم است گفت که برخی قهرها به غیر از نماز جمعه بر میگردد. یعنی بخشی از مردم در اثر بیتوقعیها و نگرانیها نسبت به مجموعههای دیگر با نماز جمعه و سایر مراسمات زاویه پیدا میکنند. مسئول یا نهاد یا ارگان دیگری فلان کار اشتباه را کرده ولی اثر کار اشتباه او به نماز جمعه میرسد.
من چند سال پیش نوشتم و گفتم که گاهی ما یک ماه رمضان در رابطه با موضوعی صحبت میکنیم که یک حرف مسئول عالیرتبه یا عملش تمام آن یک ماه را از ذهن مخاطب متدین جوان ما میبرد و حتی به ضد آن تبدیل میکند. چون بمباران رسانهها و حواشی که به آن عمل مترتب میشود، بسیار است. تحت انبوه بمباران شدید و موشکباران فرهنگی و رسانهای دشمن، نماز جمعههای ما و در درجه بعد دیگر مجموعههای فرهنگی حکم قناصهزنهایی را دارند که هم باید خیلی هنرمند و زبردست باشند و یک تیر را هم هدر ندهند و هم باهوش باشند که کدام لانچر دشمن را بزنند که با یک تیر او جمع کثیری حفظ شوند. وای اگر جای این قناصهزن حرفهای سرباز صفر نشسته باشد یا قناصهزنی باشد که به میدان آشنا نباشد و نداند کجا را در اولویت زدن قرار دهد.
لذا تحلیل یا موضعگیری امام جمعه باید هم جمع زیادی از مؤمنین را جذب کرده و حفظ کند و هم شبهات زیادی را از دلها و اذهان مردم و جوانان بزداید؛ نه اینکه مردم و جوانان را دفع و متشتت کند و شبهات را در اذهان بیشتر کند.