این گزارش، حاصل کالبدشکافی جامع پویش «انتقام و خونخواهی» در شبکه‌ گروه‌های ایتا طی بازه‌ی پنج‌ماهه‌ی اول اسفند ۱۴۰۴ تا ۲۴ تیر ۱۴۰۵ است. نقطه‌ی کانونی این پویش، واکنش گروه‌های مردمی به شهادت رهبر شهید و امواج پیاپی پس از آن بود؛ بازه‌ای که در آن مرزهای میان احساسات مذهبی، مطالبات سیاسی و هشدارهای امنیتی چنان در هم آمیختند که یک گفتمان رادیکال و تکلیف‌محور را بازتولید کردند.

پایگاه خبری جماران، محمد تقی‌زاده: اگر کانال‌های ایتا را بلندگوهای رسمی و نیمه‌رسمی جریان‌های سیاسی و اجتماعی کشور بدانیم، گروه‌های این پیام‌رسان چیز دیگری‌اند؛ آن‌ها کف خیابانِ مجازی‌اند، جایی که احساسات، هیجانات و گفتمانِ واقعی این بدنه‌ی اجتماعی بدون واسطه و بدون ویرایش بیرون می‌زند. در کانال یک نفر حرف می‌زند و بقیه می‌شنوند، اما در گروه همه حرف می‌زنند، جواب می‌دهند، جرّ و بحث می‌کنند و همدیگر را به چالش می‌کشند. همین تفاوت ساختاری است که گروه‌ها را به منبعی بی‌بدیل برای فهم اینکه یک رویداد بزرگ چطور در میان توده‌ی مردم هضم می‌شود، تبدیل می‌کند.

این گزارش، حاصل کالبدشکافی جامع پویش «انتقام و خونخواهی» در شبکه‌ گروه‌های ایتا طی بازه‌ی پنج‌ماهه‌ی اول اسفند ۱۴۰۴ تا ۲۴ تیر ۱۴۰۵ است. نقطه‌ی کانونی این پویش، واکنش گروه‌های مردمی به شهادت رهبر شهید و امواج پیاپی پس از آن بود؛ بازه‌ای که در آن مرزهای میان احساسات مذهبی، مطالبات سیاسی و هشدارهای امنیتی چنان در هم آمیختند که یک گفتمان رادیکال و تکلیف‌محور را بازتولید کردند.

 

وقتی حجم گفت‌وگو از حجم پست عبور می‌کند

نخستین چیزی که در بررسی داده‌های استخراج‌شده از سامانه پایشگر جلب توجه می‌کند، شدت و تراکم بی‌سابقه‌ی مکالمات در گروه‌هاست. در حالی که مجموع کانال‌های ایتا در همین بازه چیزی حدود 1 میلیون و 400 هزار پست تولید کرده بودند، حجم محتوای تبادل‌شده در گروه‌ها با جهشی چشمگیر به 2 میلیون و 288 هزار پست و پیام رسید؛ رقمی که به‌تنهایی نشان می‌دهد گروه‌ها نه یک زیرمجموعه‌ی کوچک، بلکه هسته‌ی اصلی این جریان بوده‌اند.

نکته‌ی جالب‌تر اما در نسبت میان حجم محتوا و تعداد منابع نهفته است. این حجم عظیم پیام، تنها در 20 هزار و 873 گروه تولید شده است؛ یعنی به‌طور میانگین هر گروه سهم بسیار بیشتری در تولید محتوا نسبت به هر کانال داشته است. این نسبت بالای پست به منبع، به‌روشنی از شکل‌گیری بحث‌های طولانی، دیالوگ‌های پینگ‌پونگی و مجادلات داغ درون گروه‌ها حکایت دارد. کاربر در این فضا دیگر یک بیننده‌ی منفعل نیست؛ او خودش تولیدکننده‌ی مستمر و بی‌وقفه‌ی محتواست، کسی که پیام می‌دهد، جواب می‌گیرد و دوباره پاسخ می‌دهد.

 

از بهت تا مطالبه؛ سیر زمانی یک انفجار احساسی

روند تولید محتوا در گروه‌های ایتا الگویی از واکنش‌های انفجاری نسبت به رویدادهای بیرونی را ترسیم می‌کند، الگویی که هرچند با روند کانال‌ها هم‌خوانی زمانی دارد، اما قله‌هایش به‌مراتب نوک‌تیزتر و ناگهانی‌تر است. تا پیش از 9 اسفند، تولید محتوا در گروه‌ها روندی خطی و خنثی داشت، چیزی زیر هزار پیام در روز که نشانی از یک اتمسفر عادی و روزمره بود. اما وقوع حادثه‌ی ترور در نهم اسفند، مانند یک زلزله، این آرامش را در هم شکست و نمودار را در همان روز و روز بعد با جهشی ناگهانی مواجه ساخت؛ موجی از حیرت، بهت و خشم که به‌سرعت به تمام گروه‌ها تزریق شد.

اما موج واقعی و بی‌سابقه، در تیرماه رقم خورد. با انتشار پیام رهبر انقلاب در 18 تیر و در آستانه‌ی مراسم تشییع، گروه‌های ایتا عملاً به اتاق‌های جنگ رسانه‌ای بدل شدند. بررسی‌ها نشان می‌دهد 21 تیرماه با ثبت بیش از 78 هزار پیام، پرالتهاب‌ترین روز در کل تاریخ این پویش بوده است، روزی که به‌تنهایی می‌تواند به‌عنوان اوج بلوغ این جریان رسانه‌ای در نظر گرفته شود. 20 و 16 تیرماه نیز، با به‌ترتیب حدود 68 هزار و 62 هزار پیام، در رتبه‌های بعدی این اوج‌گیری قرار می‌گیرند. سه‌روزه‌ی متوالی بیست‌ویکم تا شانزدهم تیر، در واقع، نقطه‌ی ذوب این پویش بودند؛ جایی که خشم انباشته‌شده‌ی پنج ماه، در قالب موجی هماهنگ و بی‌سابقه بیرون زد.

 

 

روایت طوفانی که در گروه‌های ایتا شکل گرفت (1)

 

معماری وایرال شدن در گروه‌ها؛ وقتی هیچ مرکزی وجود ندارد

شاید مهم‌ترین و در عین حال متمایزکننده‌ترین یافته‌ی این گزارش، الگوی کاملاً متفاوت وایرال شدن محتوا در گروه‌ها نسبت به کانال‌هاست. در کانال‌ها، تقریباً تمام محتوای پربازدید از منابع محدود پمپاژ می‌شد؛ ساختاری که می‌توان آن را «مرکز و پیرامون» نامید. اما وقتی به دل گروه‌ها نگاه می‌کنیم، تصویر کاملاً دگرگون می‌شود.

واکاوی نمونه‌ی پست‌های برتر روز 21 تیر، روزی که پرالتهاب‌ترین روز پویش بود، نشان می‌دهد اکوسیستم گروه‌ها یک ساختار کاملاً غیرمتمرکز است. اینجا دیگر خبری از یک هاب مرکزی غالب نیست؛ برخلاف کانال‌ها، وایرال شدن در گروه‌ها بر اساس یک الگوی کاربر به کاربر شکل می‌گیرد. بررسی شناسه‌های فوروارد در همان روز نشان می‌دهد ده‌ها شناسه‌ی مختلف، هرکدام به‌طور مستقل، پیام‌هایی را در حد 20 تا 25 بار میان گروه‌های گوناگون چرخانده‌اند؛ نه یک منبع بزرگ که همه از او فوروارد کنند، بلکه ده‌ها کانون کوچک و پراکنده که هرکدام حلقه‌ی کوچکی از انتشار را می‌سازند.

حضور گروه‌هایی مانند چت منطقه‌ی ایران آذربایجان، مرد میدان و فدائیان ولایت در صدر فهرست انتشار روز 21 تیر، این نکته را به‌روشنی اثبات می‌کند که محتوا در این لایه، برخلاف کانال‌ها، از بالا به پایین تزریق نمی‌شود؛ بلکه در لایه‌های افقی جامعه و توسط خود کاربران محلی، دست‌به‌دست و از گروهی به گروه دیگر منتقل می‌شود. این تفاوت ساختاری، شاید مهم‌ترین کشف این گزارش باشد: کانال‌ها روایت رسمی را با یک مکانیزم متمرکز پخش می‌کنند، اما گروه‌ها همان روایت را با هزاران نسخه‌ی محلی و خودجوش، در سطح جامعه بازتولید و درونی می‌سازند.

 

زیر پوست گفتمان؛ آنچه در دل صد و پنجاه پیام برتر نهفته است

تحلیل کیفی و عمیق پست‌های منتخب از روز اوج تولید محتوا، یعنی بیست‌ویکم تیر، پرده از لایه‌های پنهان روان‌شناختی و شناختی این جریان برمی‌دارد. آنچه در این پیام‌ها موج می‌زند، صرفاً خشم خام نیست؛ بلکه گفتمانی چندلایه و ساختاریافته است که چند ویژگی مشخص را می‌توان در آن ردیابی کرد.

نخستین ویژگی، لحن غالب این پیام‌هاست که ترکیبی از تقدیرگرایی فعال و حماسه‌سرایی است. ادبیات حاکم بر این فضا آمیزه‌ای از هیجان انقلابی و خشم مقدس است؛ واژگانی مانند تیر غیب، مختاروار، کوبنده و الهی به‌کرات تکرار می‌شوند، واژگانی که نشان می‌دهند کاربران انتقام را نه یک کنش نظامی صرف، بلکه یک تکلیف تاریخی و الهی می‌پندارند. نمونه‌ی گویای این نگاه، واکنش کاربران به مرگ ناگهانی لیندسی گراهام، سناتور آمریکایی، در همین بازه بود؛ خبری که با ادبیاتی شادی‌آور و با عبارت‌هایی از جنس «به درک واصل شد» بازتاب یافت و به‌عنوان نخستین نشانه‌ی انتقام الهی و اجابت دعای رهبری در میان کاربران جشن گرفته شد.

دومین ویژگی، قطب‌سازی و ترسیم مرزهای وجودی و هویتی است. در این گروه‌ها یک دوتاییِ سفت‌وسخت از «ما» در برابر «آن‌ها» شکل گرفته که هیچ فضایی برای طیف خاکستری باقی نمی‌گذارد. «ما» شامل ملت مبعوث، رزمندگان و خانواده‌های شهداست، اما دایره‌ی «آن‌ها» تنها به آمریکا و اسرائیل محدود نمی‌ماند و مسئولان سازشکار و مدعیان دیپلماسی را نیز در بر می‌گیرد. ادبیات به‌کاررفته برای توصیف طرف مقابل بسیار گزنده و تحقیرآمیز است، با واژه‌هایی مانند خبیث، نجس و سگ زرد، و هر گونه صحبت از مذاکره، هم‌ردیف با خیانت به هویت دینی تلقی و تقبیح می‌شود.

سومین ویژگی، تلاش برای مرجعیت‌سازی و مشروعیت‌بخشی دینی و تاریخی به این خواسته‌هاست. کاربران برای مستدل کردن مطالبه‌ی خود، به‌سرعت به منابع دینی و تاریخی متوسل می‌شوند؛ از استناد مکرر به آیه‌ی 52 سوره‌ی مائده درباره‌ی بیماردلانی که به سمت دشمن می‌شتابند، تا بازنشر گسترده‌ی سخنان رهبر انقلاب درباره‌ی مفهوم «ملت مبعوث» و تأکید مداوم بر عبارت کلیدی «علی‌الاصول» که به رهبر شهید منسوب می‌شود. این ابزارها به‌طور هماهنگ برای تثبیت گفتمان مقاومت در برابر هرگونه گفتمان وفاق و مذاکره به کار گرفته می‌شوند.

چهارمین ویژگی، به‌کارگیری تاکتیک‌های اقناعی و عناصر جنگ روانی است. گروه‌ها در این بازه عملاً به محلی برای فراخوان‌های میدانی بدل شده‌اند؛ از دعوت مستمر برای ماندن در خیابان‌ها و امضای کارزارهای گوناگون گرفته تا انتشار گزارش‌ها از اتاق‌های جنگ که با ادعای دانستن جزئیات دقیق شلیک موشک‌ها همراه بودند. همه‌ی این تکنیک‌ها در خدمت یک هدف مشترک عمل می‌کنند: القای حس فوریت و اضطرار، ترسیم فضایی از یک جنگ آخرالزمانی، و طبیعی‌سازیِ تدریجی فضای درگیری در ذهن مخاطب.

پنجمین و آخرین ویژگی قابل توجه، دوگانگی هدف‌گیری مخاطب در این پیام‌هاست. این محتوا هم‌زمان دو جبهه را نشانه گرفته است؛ نخست، تهییج و بسیج پایگاه سنتی و مذهبی جامعه با بهره‌گیری از ادبیات هیئتی و عاشورایی، و دوم، اعمال فشاری همه‌جانبه و گاه تهدیدآمیز بر بدنه‌ی حاکمیت. جملاتی از جنس «اگر لبیک نگویید، مردم برخورد می‌کنند» به‌وضوح نشان می‌دهد میان توقعات کف میدان و فرآیند تصمیم‌سازی رسمی، شکافی معنادار احساس می‌شود؛ شکافی که خود این گروه‌ها تلاش می‌کنند آن را با فشار اجتماعی پر کنند.

 

 

روایت طوفانی که در گروه‌های ایتا شکل گرفت (2)

 

هشتگ‌ها؛ نقشه‌ی راه یک مطالبه‌ی جمعی

بررسی هشتگ‌های به‌کاررفته در این 2 میلیون و 200 هزار محتوا، تصویری روشن از یک هماهنگی ارگانیک و خودجوش برای تمرکز بر تقاضای برخورد سخت ارائه می‌دهد. هشتگ انتقام با 318 هزار و 580 و دو بار تکرار، صدای غالب و بلامنازع گروه‌هاست؛ حجمی از تکرار که به‌روشنی نشان می‌دهد در ذهن این بدنه‌ی اجتماعی، هیچ جایگزینی جز یک پاسخ سخت و ملموس قابل پذیرش نیست. در رتبه‌ی بعدی، هشتگ مرگ بر امریکا با 270 و هزار و 371 بار تکرار قرار دارد که نشان می‌دهد پیکان اصلی دشمن‌شناسی این جریان، همچنان و بی‌تردید، متوجه ایالات متحده است.

هشتگ رهبر شهید نیز با 197 هزار و 215 تکرار، در جایگاه سوم می‌نشیند و در واقع نقش موتور محرک عاطفی کل این پویش را ایفا می‌کند؛ هشتگی که بار احساسی و عاطفی این جریان را حمل و منتقل می‌کند. هشتگ خونخواهی با 184 هزار و 548 بار تکرار و هشتگ مرگ بر اسرائیل با 167 هزار و 371 بار تکرار، در رتبه‌های بعدی جای می‌گیرند. در پایان این فهرست، هشتگ باید برخاست با 154 هزار و 245 بار تکرار قرار دارد که نقش یک فراخوان عملیاتی و دعوت به کنش را در این شبکه‌ی معنایی برعهده دارد. ترکیب این شش هشتگ، در کنار هم، یک روایت کامل و به‌هم‌پیوسته می‌سازند که از سوگ عاطفی آغاز، به دشمن‌شناسی می‌رسد و در نهایت به فراخوان عملی برای اقدام ختم می‌شود.

 

 

روایت طوفانی که در گروه‌های ایتا شکل گرفت (3)

 

کانون‌های حرارتی؛ گروه‌هایی که موتور این جریان بودند

در اکوسیستم گروه‌ها، برخلاف کانال‌ها که در آن‌ها بازدید میلیونی مهم‌ترین شاخص قدرت محسوب می‌شود، معیار سنجش نفوذ چیز دیگری است: حجم تکرار کلمات و شدت تبادل پیام درون یک گروه.

 بررسی‌ها نشان می‌دهد چهار ابرگروه به‌طور مشخص نقش موتورهای تولید حرارت را در این پویش ایفا کرده‌اند. گروه بصیرت و مقاومت حزب‌الله با 36 هزار و 251 بار تکرار کلیدواژه‌های انتقام و خونخواهی، با فاصله‌ای معنادار از سایر گروه‌ها، پرچم‌دار رادیکال‌ترین مباحث این پویش بوده است. در رتبه‌ی بعدی، بصیرت آخرالزمان با 23 هزار و 907 بار تکرار قرار دارد.

نکته‌ی درخور توجه در این فهرست، حضور گروه چت منطقه‌ی ایران آذربایجان با 22 هزار و 900 بار تکرار است؛ حضوری که نشان می‌دهد این مطالبه‌ی ملی، خود را با تعصبات و سازمان‌دهی‌های منطقه‌ای و بومی نیز گره زده و از یک گفتمان صرفاً مرکزنشین فراتر رفته است. ابرگروه همیاران حرم نیز با 21 هزار و یک بار تکرار، چهارمین کانون حرارتی این پویش به شمار می‌رود.

 

 

روایت طوفانی که در گروه‌های ایتا شکل گرفت (4)

 

جمع‌بندی: زایش یک گفتمان تکلیف‌محور

آنچه از دل این حجم عظیم داده بیرون می‌آید، صرفاً یک موج هیجانی گذرا نیست. داده‌کاوی فعالیت کاربران در گروه‌های ایتایی ثابت می‌کند که این پیام‌رسان، از یک ابزار ساده‌ی ارتباطی، به چیزی فراتر تکامل یافته است؛ به یک ماشین بسیج‌گر رادیکال که می‌توان پدیده‌ی حاکم بر آن را «گفتمان خون‌خواهیِ تکلیف‌محور» نامید.

در این گفتمان، مسئله‌ی پاسخ به دشمن دیگر در سطح یک محاسبه‌ی راهبردی و دولتی باقی نمانده، بلکه به یک فریضه‌ی دینی و مردمی ارتقا یافته است. کاربران در گروه‌ها با بازنشر و تکثیر بی‌وقفه‌ی مطالبات خود، عملاً در حال خلق یک حس محاصره‌شدگی جمعی و دامن زدن به هیجانی مشترک هستند؛ هیجانی که خودش را از پایین به بالا تحمیل می‌کند، نه از بالا به پایین. تفاوت اساسی این لایه با کانال‌ها همین‌جاست: کانال‌ها روایت رسمی را پخش می‌کنند، اما گروه‌ها آن روایت را می‌جوند، بازتولید می‌کنند و به زبان محلی و خودمانی خودشان، دوباره به جامعه بازمی‌گردانند.

هدف نهایی این اکوسیستم تعاملی و به‌ظاهر خودجوش را می‌توان در سه محور خلاصه کرد: طبیعی‌سازی روایت انتقام در ذهن عمومی، به‌حاشیه‌راندن صداهای معتقد به دیپلماسی با برچسب‌هایی مانند منافق و نفوذی، و در نهایت ایجاد یک فشار اجتماعی همه‌جانبه بر سیستم تصمیم‌گیر کشور برای اتخاذ سخت‌ترین گزینه‌های ممکن. آنچه در گروه‌های ایتا رخ داد، بیش از آنکه یک واکنش لحظه‌ای باشد، نمونه‌ای کامل از چگونگی شکل‌گیری یک اراده‌ی جمعی رادیکال در بستر شبکه‌های اجتماعی بومی است؛ اراده‌ای که از دل هزاران گفت‌وگوی کوچک و پراکنده، به یک مطالبه‌ی بزرگ و یکپارچه بدل شد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.