اینکه در این دور از حملات نظامی آمریکای جنایتکار، حملات معطوف و محدود به مرزهای جنوبی کشور است، در اهمیت و حراست از مام میهن و دفاع ملی هیچ تفاوت و فروکاستی ایجاد نمیکند، آنچنان که در جنگ تحمیلی هشت ساله، مرزهای غربی و خوزستان آماج حملات دشمن بعثی بود و از دیگر استانهای کشور صدها هزار شهید به خون غلتیدند تا ذرهای از خاک ایران در دست دشمن نماند و در همین دو جنگ اخیر هم اگر چه تهران و برخی استانها در معرض بیشترین حملات و تلفات بودند، از اقصی نقاط ایران پاسخ دشمن مبذول داشته شد و بکارگیری عباراتی همچون اینکه جنوب ایران در جنگ است و یا اینکه ما در جنوب زیر حملات هستیم، گویی اینکه جنوب کشور مستقل و منفک از دیگر نقاط است، عبارات گویا و درستی نیست و کلیت ایران یا دچار جنگ است و یا در صلح قرار میگیرد و چنین عباراتی اشتباه و گویا واقعیت میدان نیست و برخی مغرضان و دشمنان ایران و ایرانی در واقع مهمترین رکن مقاومت ملی و قهرمانانه ایرانیان، یعنی وحدت و اتحاد و همدلی آنان را با چنین گفتارها و واکنشهایی هدف گرفتهاند.
«خدایا هنگامی که شیپور جنگ طنین انداز می شود، قلب من شکفته شده به هیجان در می آید زیرا جنگ مرد را از نامرد مشخص می کند، جنگ بهترین محک امتحان برای فدائیان از جان گذشته است». مطلع این نوشتار را با جملاتی از شهید عارف مسلک و مجاهد فی سبیل الله و مبارز نستوه، شهید مصطفی چمران، مزین کردم، تا روایت این نوبه از جنگ با عباراتی نغز از او مطلعی گیرا و گوشزد کننده باشد.
مطلب و نوشتاری که در باب دور تازه تبادل آتش و ورق خوردن فرازی دیگر از جنگ آن را قلمی میکنم.
بعد از امضای تفاهمنامه، همانگونه که قابل پیش بینی بود، دیری نپایید که تحرکات خصمانه و وعده شکنیهای ترامپ زیاده طلب، گام به گام پایههای تفاهمنامه روی کاغذ را در عمل متزلزل کرد و بالاخره از چند روز پیش و با نقضهای مکرر بندهای متن توافق شده و اعلام رسمی خروج آمریکا از تفاهم نامه و تعدیهای مکرر در قالب حملات و تجاوز به مرزهای جنوبی کشور و ابنیه و امکانات مستقر در حط ساحلی از خلیج فارس تا دریای عمان، جنگی که هیچگاه به طور قطعی پایان نیافته بود، به طور رسمی و به نوعی دیگر فعلیت یافت.
در این باب چند نکته را که طی این چند روز جلوه هایی از آن را دیدهایم، مورد اشاره و نقد و تصریح قرار میدهم.
اول– جنگ معنا و مفهوم مشخص و جلوه و نشانههای مبرهن و معین دارد. هرگاه نیرویی متجاوز به هر نحوی از انحاء به هر یک از مولفههای امنیت ملی اعم از تمامیت ارضی، قدرت حاکمیتی، شهروندان و مردم کشور، حمله و تجاوز انجام دهد و امنیت زندگی مردمان کشور در اقصی نقاط آن را سلب و مخدوش سازد، معنایی جز آغاز تجاوزگری و تحمیل جنگ ندارد. این شامل بر یکان یکان شهروندان و نقطه به نقطه از محدوده سرزمینی کشور مالوف است و به هیچ عنوان قابل مسامحه و چشم پوشی نیست.
دوم- تمامیت سرزمینی ملک مشاع و دارایی مشروع یکان یکان آحاد جامعه و سرمایه ملی یک کشور است و اهمیت آن از بُعد خاکی و دریایی، مرکزیت سرزمینی یا نقطهای در مرزهای دوردست، هیچ تفاوت و گستت استراتژیکی ایجاد نکرده و نافی جدیت در حراست و حفاظت یکپارچه و اهمیت یکسان آن نیست.
سوم– اینکه در این دور از حملات نظامی آمریکای جنایتکار، حملات معطوف و محدود به مرزهای جنوبی کشور است، در اهمیت و حراست از مام میهن و دفاع ملی هیچ تفاوت و فروکاستی ایجاد نمیکند، آنچنان که در جنگ تحمیلی هشت ساله، مرزهای غربی و خوزستان آماج حملات دشمن بعثی بود و از دیگر استانهای کشور صدها هزار شهید به خون غلتیدند تا ذرهای از خاک ایران در دست دشمن نماند و در همین دو جنگ اخیر هم اگر چه تهران و برخی استانها در معرض بیشترین حملات و تلفات بودند، از اقصی نقاط ایران پاسخ دشمن مبذول داشته شد و بکارگیری عباراتی همچون اینکه جنوب ایران در جنگ است و یا اینکه ما در جنوب زیر حملات هستیم، گویی اینکه جنوب کشور مستقل و منفک از دیگر نقاط است، عبارات گویا و درستی نیست و کلیت ایران یا دچار جنگ است و یا در صلح قرار میگیرد و چنین عباراتی اشتباه و گویا واقعیت میدان نیست و برخی مغرضان و دشمنان ایران و ایرانی در واقع مهمترین رکن مقاومت ملی و قهرمانانه ایرانیان، یعنی وحدت و اتحاد و همدلی آنان را با چنین گفتارها و واکنشهایی هدف گرفتهاند
چهارم– طرفه آنکه اپوزیسیون ویرانی طلب و جنگ خواه که خواهان حمله به ایران شده و در طول چهل روز جنگ رمضان، با تمام قوا و استعداد تبلیغاتی و جنگ روانی به میدان آمده و حامی تجاوز به خاک مقدس کشورمان بودند، به یکباره و در دور تازه این حملات، نگران مردم جنوب ایران شدهاند، همان مردم جنوبی که دغدار کودکان میناب و لامرد بودند و در طول جنگ رمضان هم آماج بیشترین حملات بودند اما این حرامیان به دست و پایکوبی پیرامون حمله به آنان میپرداختند و حال از نگرانی برای مردم جنوب دم میزنند، چون دیدهاند که ادعاهای پوچ و گزافهگویی در تفکیک ایران و جمهوری اسلامی جواب نداده و حال با خیال خام در پی انشقاق زایی از این مسیر هستند که البته با آن سوابق مشعشع و خفتبار، این بار نیز تیرشان به سنگ خواهد خورد.
پنجم– اختلاف سلایق سیاسی و اجتماعی و فرهنگی امری بدیهی و طبیعی میان ارکان و اضلاع مختلف و متکثر اجتماعی بوده و نشانه یک جامعه زنده و پویاست، امری که البته اگر به تفرقه و تشتت و چنددستگی پیرامون مسائل معطوف به منافع ملی منجر نشود که از جمله بدیهی ترین آن نحوه مواجهه با دشمن و در قالب مقوله دفاع ملی است. کما اینکه دشمن هم روی آن سرمایه گذاری کرده و در صدد القای این نکته بود که شعارها و واکنشهایی طیفی در داخل علیه ترامپ و آمریکا، سبب ساز دور تازه جنگ شده اما واقعیت آنست که اینگونه مواضع داخلی هیچ مولفه و متغییر تعیین کننده در رفتارورزی دشمن نبوده و او به دنبال پیاده سازی اهداف و استراتژی خود است کما اینکه برنامه او در آغاز دور تازه حملات، بازپس گیری تنگه استراتژیک هرمز و تسلط بر این شاهراه راهبردی در هارتلند انرژی جهان است و اینکه مردم در داخل ایران چه میگویند و چه نظراتی دارند، پارامتر تعیین کننده برای آنان نیست.
من حیث المجموع آنچه که واضح و مبرهن است، آغاز دور تازهای از جنگ و تجاوز تمام عیار دشمنان علیه ایران است و ما نباید از یاد ببریم که رمز و راز پیروزی و غلبه ما در هر جنگی با هر سطحی، حفظ اتحاد و انسجام و یگانگی آحاد مختلف و متکثر جامعه در برابر تهدیدات دشمن است، این مهم نیست که جنگ در کدام نقطه از ایران و در چه حد و میزانی در حال انجام است و تا چه زمانی به طول میانجامد، همه مردم و مسولان باید به هوش و گوش باشند که ما در یک جنگ تمام عیار قرار داریم و حضور و موفقیت در این جنگ، اقتضات و الزاماتی دارد که باید در صدر اولویت ها قرار بگیرد و هرگونه مسئله دیگری، حاشیهای بر این متن اصلی است که رسیدگی و رتق و فتق آن باید به بعد از سازماندهی این وضعیت موکول شود.