«نیمه خرداد» ویژه نامه سی و هفتمین سالگرد بزرگداشت امام خمینی (س) است که در هشت شماره در پایگاه خبری «جماران» منتشر خواهد شد.

اربعین فراق امام بود که گفت: «بسیار سخت بود برای ما در طول سال‌های گذشته تصور آن دنیایی که در آن امام نباشد؛ آن جهان بی‌روحی، آن فضای افسرده‌ای، آن زندگی غم‌انگیزی که در آن امام و رهبر و مراد و معلم و مرشد و پدر و امید ما حضور نداشته باشد.» حالا قریب به صد شبانه روز از فراق او، که خمینی دیگری بود، می‌گذرد و ما بار دیگر یتیم شده‌ایم...

 

ما مفتخریم که پس از جماران، چشممان به کشوردوست روشن شد، به همان سادگی و صلابت

سرمقاله

هوای میانه خرداد سال 68 داغ بود، اما نه به داغی قلب امتی که پدر از دست داده و یتیم و داغدار شده بودند. حضرت روح‌الله با دلی آرام و قلبی مطمئن از میان ما رفته و گویی چون جسمی بی‌جان بر رفتن روح خویش، مویه می‌کردیم و از وحشت دنیای بی‌خمینی، سخت در هراس بودیم، که او فقط روح‌الله نبود، روح ما نیز بود. بعد از لطف خدا، آن چه ما را در صبر بر این مصیبت بزرگ یاری کرد، وجود مردی بود که اگر چه خود داغدارترین فرد امت بود اما عمق ارادتش به امام و اراده‌اش برای زنده نگاه داشتن میراث او، مرهمی نه تنها تسلی‌‌بخش، بلکه جان‌بخش به خیل داغداران بود. هم او که همان روزهای نخست رحلت روح خدا، وعده داد: «راه ما، راه امام خمینى است.»

37 سال از آن روزهای داغ و شب‌های تیره و تب‌دار می‌گذرد و بار دیگر به میانه خرداد رسیده‌ایم. چهارده خرداد برای تو عادتی سالانه و صرفاً روز بزرگداشت رهبری فقید نبود. روز عرضه گوهرهای صید شده از دریای بی‌کران امام بود و ما هر سال بر کرانه منتظر بودیم تا ببینیم این بار ناخدا برایمان چه آورده است. این روز، روز تجدید بیعت ما با امام و انقلاب بود. چنان که تو فرموده بودی: «کسی که امروز با امام خمینی بیعت میکند، با پیغمبر بیعت کرده است.»

ما مفتخریم که پس از امام بزرگ، سکان این کشتی را مردی همچو تو به دست گرفت و اگر چه طوفان بسیار دیدیم اما باکی نداشتیم که تو ناخدای ما بودی و قطب نمایت در مسیر نقشه راه خمینی، درجه‌ای به چپ و راست انحراف نداشت. ما مفتخریم که پس از جماران، چشممان به کشوردوست روشن شد، به همان سادگی و صلابت. ما مشتاقان بیت تو بودیم و آن حسینیه‌ای که نام پیر جماران بر آن بود و هیچوقت از یاد او خالی نشد.

ما مفتخریم که امت رهبری بودیم که امام برایش اسمی بر زبان و عکسی بر دیوار نبود و اگر می‌گفت: «امام راه را به ما نشان داد، معیارها و شاخصها را به ما نشان داد، هدفها را برای ما مشخّص کرد»، در تمام عرصه‌ها و میدان‌ها، پایبندی به این معیارها و شاخصها را اثبات کرد و آن هدف‌ها را فراموش نکرد. ما مفتخریم که در جبهه مقاومت، فرمانده‌ای چون تو داشتیم که در هر میدانی به ما می‌گفتی بیایید، نه آنکه بروید! جلودار هر میدانی بودی و بودنت قوت قلب بود و به ما، جرات طوفان می‌داد.

ما مفتخریم که لیاقت اعتماد شما را به خود یافتیم و ما را عنصر اصلی هر بزنگاه خطیری می‌دانستی. این مدال افتخار را امام به ما مردم ایران داده بود و در دوره زعامت شما نیز این افتخار بزرگ ادامه یافت. ما مفتخریم که شهادت دهیم شما به وصیت سنگین حضرت روح‌الله به رهبر پس از خویش، تمام و کمال عمل کردید. آنجا که فرمودند رهبری آینده «خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوری اسلامی و محرومان و مستضعفان بنمایند.»

ما مفتخریم که تحت زعامتت توانستیم بسیاری از آرزوهای امام را پس از رفتنشان از میانمان، محقق سازیم و سوگند می‌خوریم که آرزوهای بلند تو را نیز محقق خواهیم کرد. ما مفتخریم که امامی داشتیم که از کشته شدن در راه خدا هراسی نداشت و می‌گفت «بکشید ما را، بیدارتر می‌شویم» و پس از او، پرچم به دست کسی بود که خود را «خاک پای شهدا و آرزومند مقام آنها» می‌دانست و با خانواده شهدا، چنین راز دل درمیان می‌گذاشت: «ای کاش که مرگ ما هم مثل مرگ بچه‌های شما باشد.»

ما مفتخریم پس از آن خورشید بی‌غروب، دست رهبری بر سرمان بود که راه امام را که همان راه امام حسین(ع) بود، چنان ادامه داد که از بذل جان خود و حتی خانواده خویش هم دریغ نکرد و عهد خود با روح خدا را با سر خم نکردن مقابل یزیدیان زمان و نثار خون به سرمنزل مقصود رساند.

آری! ما داغداریم و این داغ جز به انتقام از قاتلان امام شهید، تسلی نمی‌یابد اما مفتخریم که اکنون سکان این کشتی الهی در دستان کسی است که قطب‌نمای او، مشت گره کرده‌ی بزرگ جانفدای ایران است. ما، فرزندان خمینی کبیر و شاگردان مکتب قائد شهید، در رکاب و هم زبان با رهبر جوان انقلاب «با شما عهد میبندیم که برای اعتلای این پرچم که پرچم اصلی جبهه‌ی حق است و برای وصول به مقاصد مقدّس جنابتان با تمام وجود تلاش کنیم.»

-------------------------------------------------------------------

* عبارت «ما مفتخریم» 14 بار در وصیتنامه سیاسی-الهی حضرت امام خمینی(س) تکرار شده است.

 

شماره هفتم نیمه خرداد (1)

 

الگوی حکومت اسلامی

روز عید غدیر روزی است که پیغمبر اکرم(ص) تکلیف حکومت را معین فرمود و الگوی حکومت اسلامی را تا آخر تعیین فرمود که حکومت اسلام نمونه‌اش عبارت از یک همچو شخصیتی است که در همه جهاتْ مهذّب، در همه جهات معجزه است.

 ۲۸ آبان ۱۳۵۷

 

روز مأیوس شدن دشمنان

 قاعده‌ حکومت و اقتدار و قدرت‌مداری در جامعه‌ اسلامی، با غدیر پایه‌گذاری شد؛ اهمّیّت غدیر این است. غدیر روزی است که دشمنان از دین شما مأیوس شدند. چه چیزی مگر بر دین اضافه شد که دشمن را مأیوس کرد؟ قضیه‌ی رهبری جامعه‌ی اسلامی؛ قضیه‌ی نظام حکومت و امامت در جامعه‌ اسلامی.

30 شهریور 1395

 

غدیر از دیدگاه امام

غدیر باید در همه زمان‌ها زنده نگه داشته شود

زنده نگه داشتن عید غدیر نه برای این است که چراغانی بشود و قصیده‌خوانی بشود و مداحی بشود، اینها خوب است، اما مساله این نیست. مساله این است که به ما یاد بدهند که غدیر منحصر به آن زمان نیست، غدیر در همه اعصار باید باشد و روشی که حضرت امیر در این حکومت پیش گرفته است باید روش ملتها و دست‌اندرکاران باشد. قضیه غدیر، قضیه جعل حکومت است، این است که قابل نصب است و الّا مقامات معنوی قابل نصب نیست یک چیزی نیست که با نصب آن‌ مقام پیدا بشود؛ لکن آن مقامات معنوی که بوده است و آن جامعیتی که برای آن بزرگوار بوده است، اسباب این شده است که او را به حکومت نصب کنند.

2 شهریور 1365

 

قوام حکومت به رضایت توده‌های مردم است

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند که اگر غضب عامه مردم پدید آمد، رضایت خاصه را هم با خودش می‌برد؛ اما اگر رضایت عامه پدید آمد - به سبب این رضایت عامه - ناراحتی خاصه هم بخشیده یا بی‌ارزش می‌شود. یعنی توجه به رضایت توده‌های مردم قوام یک حکومت است. شاید یکی از وجوه از بین بردن رضایت خاصه این باشد که اصلا خاصه وفادار هم نمی‌ماند؛ به تعبیر امام کسانی تا آخر پای انقلاب می‌ایستند که طعم فقر، مسکنت و استضعاف را چشیده باشند. اوایل انقلاب گروهی بودند که امام در مورد آنها گفته بودند شما انقلاب نکردید و مردم کوچه و بازار و -به تعبیر خودشان پا برهنگان و فقرا- انقلاب کردند. اتفاقا روزهای مبادا مثل 22 دی هم باز همان‌ها پای اصلش ایستادند. امروز دشمنان از هر سوی آمده‌اند، اما آموزه‌ای را از امام به یادگار گرفته‌ایم و آن اینکه وقتی با هم و یک ملت باشیم، قدرت‌مان بسیار بالا است.

آیت‌الله سیدحسن خمینی، 16 بهمن 1404

 

دفاع قاطع امام از حضور زنان در انقلاب

به امام در نجف پیام داده بودند ممکن است خانم‌هایی که در تظاهرات شرکت می‌کنند، دستگیر و هتک حرمت شوند و از این رو خواسته بودند: «شما بفرمایید که خانم‌ها در راهپیمایی‌ها شرکت نکنند.» امام با شنیدن این پیام برآشفته شدند، معتقد بودند مبارزه و حرکت سیاسی و اسلامی بدون حضور خانم‌ها ناقص است و به ثمر نمی‌نشیند. هر کس نیز چنین اعتقادی ندارد، اعتقادش فاسد است. پیام دادند: «خانم‌ها دوش به دوش مردان در تمام مراحل شرکت داشته باشند و هیچ‌کس حق ندارد که نظر و صحبتی نسبت به مسئله جدا کردن خانم‌ها از حرکت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته باشد.»

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی‌اکبر محتشمی‌پور؛ کتاب برداشت‌هایی از سیره امام خمینی، ج ۱، ص ۲۷۲.

 

بسیجی‌ها را بیشتر از همه دوست داشتند

امام بیشتر از همه به بسیجی‌ها عشق می‌ورزیدند و همواره با توجه و عنایتی خاص اخبار مربوط به پیشروی‌های آنان و دیگر نیروهای اسلام را در جبهه‌های جنگ پیگیری می‌کردند. یک گروه از کسانی که در دعاهای امام همیشه مورد توجه بودند بسیجی‌ها بودند.

عشق و علاقه وافر امام به رزمندگان اسلام خصوصا بسیجی‌ها تا بدان حد بود که در یکی از پیام‌هایشان فرمودند: «در دنیا افتخارم این است که خود بسیجی‌ام.» و به مناسبت دیگر فرمودند: «امیدوارم خداوند مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد.»

حجه‌الاسلام والمسلمین سیداحمد خمینی، روزنامه اطلاعات، ۱۹/۳/۱۳۶۹

 

شماره هفتم نیمه خرداد (2)

 

طلبه‌های نجف ساعت‌هایشان را با امام تنظیم می‌کردند

افرادی که از نزدیک امام را می‌شناختند از نظم ایشان خاطراتی را نقل کرده‌اند. یکی از شاگردان امام می‌گوید: در صحن امیرالمؤمنین(ع) با طلبه‌ها نشسته بودیم. اختلاف نظر در مورد ساعت به وجود آمد و حرم حضرت امیر(ع) ساعت دو و سی دقیقه را نشان می‌داد. ساعتهای آقایان با کمی اختلاف، با هم متفاوت بود. در همان لحظه، حضرت امام از درِ قبله وارد صحن شدند. یکی از استادان نجف که آنجا بود، گفت: «ساعتهایتان را میزان کنید. الآن سه و نیم ساعت از شب می‌رود و سیزده سال است هر شب امام در همین ساعت، قدم داخل صحن می گذارند. ورود امام، خودش ساعت است.

نجف اشرف، حرم امیرالمومنین(ع)، عکاس: سیدصادق طباطبایی، سال 52 یا 53

 

آیا مأمور سیا همراه امام (س) در پرواز انقلاب بود؟

آیا واقعاً یک مأمور زن از سازمان سیا در پرواز بازگشت امام خمینی(س) از پاریس به تهران حضور داشت؟ این ادعا که در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود، با هدف القای نفوذ بیگانگان در شخصیت بنیان‌گذار انقلاب اسلامی مطرح گردیده است. اما بررسی دقیق اسناد و تصاویر نشان می‌دهد که این اتهام نه‌تنها باورنکردنی نیست، بلکه مبتنی بر تحریف عمدی واقعیت می‌باشد.

ادعای مذکور با انتشار بخش کوتاهی از یک ویدیو، همراه با زیرنویس‌هایی درباره «مأمور سیا» آغاز شد. اما اصل این ویدیو متعلق به خبرگزاری آسوشیتدپرس است که سال‌ها پیش (دسامبر ۲۰۰۹) با عنوان «عزیمت آیت‌الله خمینی به ایران» منتشر شده بود. لذا ادعای «انتشار برای نخستین بار» کاملاً دروغ است. مهم‌تر اینکه شخصی که در ویدیو دست امام(س) را گرفته و ایشان را متوقف کرده، در ادامه همان صحنه، از زاویه‌ای دیگر مشخص می‌شود که یک خبرنگار مرد است، نه یک مأمور زن. چنین رفتاری از سوی عکاسان و تصویربرداران برای جلب نگاه سوژه‌ها کاملاً عادی است.

شخصی که با عنوان «دوریان مک‌گری» و مأمور سیا معرفی می‌شود، هرگز جزو مسافران پرواز انقلاب نبوده است. حتی مستند «انقلاب ۵۷» شبکه من‌وتو که از همین تصاویر استفاده کرده، هیچ نامی از او به عنوان همراه امام (س) در پرواز نمی‌برد.

فراتر از آن، سابقه تاریخی نشان می‌دهد امام خمینی(س) شخصیتی نفوذناپذیر بود. غربی‌ها در کنفرانس گوادلوپ، اعزام نماینده ویژه از سوی رئیس‌جمهور فرانسه و حتی اعزام ژنرال هایزر به تهران، همه را آزمودند، اما نتوانستند ذره‌ای از مواضع ایشان بکاهند. چگونه ممکن است یک مأمور سیا در یک پرواز چندساعته بتواند بر سیاست‌های انقلاب تأثیر بگذارد؟ چنین ادعایی از اساس با منطق و اسناد تاریخی بیگانه است. این شبهه نیز مانند بسیاری دیگر، با تقطیع یک ویدیو و نسبت نادرست ساخته شده و هیچ ارزش واقعیتی ندارد.

 

*کمیته روابط عمومی، اطلاع رسانی و فضای مجازی ستاد مرکزی بزرگداشت حضرت امام خمینی(س)

 

دریافت شماره شش ویژه نامه به صورت PDF:

دانلود شماره هفتم نیمه خرداد
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.