پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در نشست مؤسسه مطالعات و‌ تحقیقات زنان مطرح شد؛

تجربه‌های زیسته سه جنگ تحمیلی

مؤسسه مطالعات و‌ تحقیقات زنان در سالروز آزادی خرمشهر میزبان سه نفر از افراد مختلف بود تا تجربه‌های خودشان از جنگ‌های تحمیلی هشت ساله، ۱۲ روزه و ۴۰ روزه روایت کنند.

در سالروز آزادسازی خرمشهر، مؤسسه مطالعات و‌ تحقیقات زنان میزبان ایثارگران از سه جنگ تحمیلی بود؛ مژده امباشی رزمنده و جانباز جنگ هشت ساله، اعظم عصاران مادر متین صفاییان شهید جنگ ۱۲ روزه و مصطفی ساری آتش‌نشان و ایثارگر حوزه امداد و نجات در جنگ‌های تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه که از تجربه زیسته‌شان گفتند.

به گزارش جماران، مژده امباشی، رزمنده و جانباز روزهای نخست جنگ هشت ساله در خرمشهر، با تبریک فرا رسیدن سالروز آزادی خرمشهر به همه ایثارگران کشور در جنگ‌های تحمیلی، سه ماهه گذشته را دوران سختی که یادآور خاطرات تلخ اوست عنوان کرد و گفت: سال ۵۹ با حمله رژیم صدام، ملت ایران به پا خاستند‌؛ مثل الآن که ملت مبعوث شدند. رزمندگان و امدادگران از سراسر ایران در آن ۴۵ روز قبل از اشغال خرمشهر، به شهر ما اعزام شده بودند. در حالی که هیچ تجربه‌ای هم از جنگ نبود‌، با تمام وجود جنگیدند و مقابل ارتش بعث و توان بالای مهندسی رزمی آن ایستادند.

وی افزود: در آن شرایط ایمان و شجاعت مردم، وطن را نگهداشت و بعد از ۱۹ ماه ارتش عراق را با ذلت و خواری و اسرای زیادی که گرفتند به عقب‌ راندند؛ بدون اینکه یک متر از خاک خرمشهر را به دشمن بدهند. با وجودی که دشمن از امکانات و کمک‌های ده‌ها کشور استفاده می‌کرد‌. در میان اسرا اتباع سودانی، اردنی، مصری و برخی دیگر کشورها بودند. میراژهای فرانسه و میگ‌های روسیه شهر را بمباران می‌کردند.

این جانباز جنگ هشت ساله یادآور شد: از ۳۱ شهریور تا ۴، ۵ روز اول آنقدر شدت بمباران و توپخانه زیاد بود که مردم به ناچار شهر را ترک کردند؛ و یک عده از جوانان ماندند و مواردی مانند بیماران در بیمارستان‌ها. وقتی دشمن شروع به زدن بیمارستان مصدق کرد به ناچار تا حدود ۱۵ مهر بیماران را به شهرهای دیگر فرستادیم و بیمارستان‌ها تخلیه شد.‌ ما هم که امدادگر بودیم - همراه امدادگرانی که از نقاط مختلف کشور برای کمک آمده بودند - در زایشگاهی بین خرمشهر و آبادان مستقر شدیم و از آنجا به نقاط مختلف درگیری می‌رفتیم و امدادرسانی می‌کردیم.

وی اظهار داشت: از روز ۲۴ مهر درگیری‌ها به شهر کشیده شده بود، ما در خانه‌های کارگری کوی گمرک مستقر بودیم و دشمن مقابل ما از ساختمان‌هایی که مستقر بود، نخلستان‌ها را می زد. با گروه سرهنگ الفتی و بچه‌های داوطلب مردمی کار می‌کردیم که چند سرباز ژاندارمری حدود ساعت دو بعدازظهر مورد اصابت ترکش‌های آرپی‌جی۷ قرار گرفتند‌. سریعا جلوی خون‌ریزی‌ها را گرفته و پانسمان کردیم و بعد من و خانم کوهنده برای انتقال آنها به بیمارستان طالقانی بین آبادان و خرمشهر همراهشان شدیم. وقتی به مسجد جامع شهر رسیدیم دیدیم اوضاع بسیار آشفته است‌ و به ما هشدار می‌دهند که جلو نرویم. اما به خاطر مجروحینی که داشتیم، ناچار به حرکت بودیم. به ۴۰ متری که رسیدیم متوجه شدیم نیروهای بعثی در آن حوالی کمین کرده‌اند و لحظاتی بعد زیر آتش تیربار قرار گرفتیم.

امباشی افزود: محمدرضا رزمنده که راننده خودرو بود و از تدارکات جهاد سازندگی همدان به خرمشهر آمده بود، در دم به شهادت رسید. اما پیکرش در واقع محافظ من و امدادگری شد که از هلال احمر تهران اعزام شده بود‌. من از ناحیه دست و او از ناحیه کتف مورد اصابت قرار گرفتیم. اما امکان هیچ حرکتی نداشتیم، چون زیر تبادل آتش شدید میان نیروهای ایرانی و عراقی بودیم. حدود ۴ ساعت و تا گرگ و میش هوا در همان وضعیت ماندیم و در این فاصله مورد اصابت ترکش خمپاره هم قرار گرفتم.

وی ادامه داد: با تاریک شدن هوا، تبادل آتش کم شد و امدادگر همراه ما که از ناحیه کتف مجروح بود، تصمیم گرفت از خودرو پیاده شود و به سمت نیروهای ایران برود تا اگر تیراندازی نشد، ما را هم عبور دهد. او موفق شد و از من خواست از همان مسیر عبور کنم‌، اما من توانش را نداشتم و هر چه تلاش می‌کردم، نمی‌توانستم پاهایم را تکان دهم که ناگهان صدای آژیر آمبولانسی را شنیدم که با تصور بازگرداندن پیکرهای شهدا به سمت ما می‌آمد و سرنشینانش فکر نمی‌کردند کسی زنده مانده باشد. اما از ما ۸ نفر، ۵ نفر شامل سه سرباز مجروح ژاندارمری به شهادت رسیده بودند و سه نفر زنده ماندیم‌.

این جانباز جنگ هشت ساله تأکید کرد: آنچه از ایثار و شجاعت در جنگ هشت ساله دیدیم، با هیچ بیانی قابل توصیف نیست. من خودم را نمی‌گویم چون خرمشهر زادگاه و شهرم بود؛ درباره کسانی می‌گویم که از سراسر ایران خانه و زندگی را رها کردند تا در صحنه‌های پر مخاطره برای خاک ایران بجنگند.

به گزارش جماران، اعظم عصاران، مادر شهید ۱۶ ساله جنگ دوازده روزه متین صفاییان، نیز در این نشست ابتدا یادآور شد که خود فرزند شهید است و پدرش سال ۶۲ به شهادت رسیده است. سپس درباره شهادت پسرش در پی بمباران میدان قدس در ۲۵ خرداد سال گذشته، گفت: متین، پسرم دانش‌آموز زرنگ مدرسه امام موسی صدر منطقه یک بود؛ ورزشکار اسکیت سرعتی و عاشق خلبانی. آن روز با دوستش بیرون رفت و قرار بود برای کاری به مدرسه بروند. آخرین صحبت ما تلفنی بود که خبر داد داریم پیاده می‌آییم و میدان تجریش هستیم. شب هم قرار بود به مشهد برویم. مزار پدرم در مشهد است و متین از بچگی مشتاق رفتن بر سر مزارش بود‌ و از برنامه‌های دائمی‌اش حساب می‌شد.

وی افزود: من از حادثه حمله به میدان قدس با خبر نشده بودم و وقتی دیدم متین دیر کرده، با همراهش تماس گرفتم که خاموش بود. به منزل دوستش مراجعه کردم که گفتند پسرشان بیمارستان است و شما هم به بیمارستان شهدا مراجعه کنید. از آنجا تا وقتی که در بیمارستان فهمیدم کبد متین دچار پارگی شده و در آی‌سی‌یو دیدمش، قابل وصف نیست. فقط مادرانی که تجربه کرده‌اند می‌دانند. گفتند اگر خونریزی بند بیاید امیدی هست، ولی پسرم صبح ۲۶ خرداد به شهادت رسید.

مادر شهید متین صفاییان تأکید کرد: سردار سلامی روز قبلش به شهادت رسیده بود. متین سردار سلامی را دوست داشت و وقتی فهمید او شهید شده، از من پرسید من هم مثل سردار سلامی شهید می شوم؟ پسرم پاسخ این سؤال را به فاصله یک روز گرفت. متین را در نزدیکی مزار پدر شهیدم در مشهد که همیشه مشتاقش بود، به خاک سپردیم.

به گزارش جماران، مصطفی ساری، آتش‌نشان جنگ‌های ۱۲ روزه و رمضان، سومین سخنران این نشست بود تا از تجربه زیسته‌اش در آن روزها بگوید. او با تأکید بر اینکه دایره افرادی که اتفاقات سخت و طاقت فرسایی طی دو جنگ اخیر برایشان رخ داده، گفت: از تلاش آتش‌نشان‌ها در جنگ ۱۲ روزه شروع می‌کنم که تمام آن روزها و شب‌ها را کف خیابان بودند. من با اولین حمله از خانه خارج شدم و ۱۵ روز بعد به خانه برگشتم. جنگ رمضان هم با اولین اصابت در حوزه کارم که نارمک بود، از منزل خارج شدم و ۴۰ روز بعد - پس از آخرین اصابت در خیابان محمودی تهران‌پارس - به خانه برگشتم.

وی تأکید کرد: آنچه دیدیم بسیار سخت، سنگین و تلخ بود؛ ساده‌ترینش اینکه آدم‌ها بعد از سال‌ها و بلکه دهه‌ها خانه و زندگی برای خود ساخته‌اند که یک‌باره از دست می‌رود؛ آن هم در این شرایط اقتصادی. از این شوک بگیرید تا صحنه‌هایی که ساعت‌ها و بلکه روزها کنار تل خاک و آوار نشستند تا شاید نشانی از عزیزشان پیدا شود، که بعضی وقت‌ها هیچ چیزی از آنها پیدا نمی‌شد. سخت است که شاهد التماس و زاری پدر و مادرها برای دیدن تکه‌ای از بدن فرزندشان باشی‌. مثلا درمانگاهی را زده بودند و پیکر دختر خانمی پیدا نمی‌شد. ۵ روز در مقابل چشمان گریان پدر و مادرش دنبال جسد او می گشتیم.

این آتش‌نشان تصریح کرد: پدر و مادر روز اول گفتند بچه‌مان را به ما می دهید؟ روز سوم گفتند یعنی می‌شود فقط صورتش را ببینیم؟ و روز پنجم شدت استیصال به جایی رسید که آرزوی دیدن فقط تکه کوچکی به اندازه کف دست را که مادر نشان می‌داد، داشتند. می‌خواستند مطمئن شوند که دخترشان آنجا بوده است. صبر و مقاومت آن پدر و مادر ستودنی بود؛ همانجا به یکی از همکاران گفتم اگر من جای آنها بودم، از هم می‌پاشیدم. بسیار سخت بود. گاه با دیدن اجسادی که در زیر آوار می‌یافتیم بی‌اختیار چهره فرزندان خودمان را تصور می‌کردیم.

وی افزود: امیدوارم که دیگر تکرار نشود و با درایت مسئولین این وضع پایان یابد. برای این مملکت، برای این خاک و این پرچم هر جور که باشد می ایستیم. مثل عزیزانی که ۸ سال پای جنگ تحمیلی اول ایستادند. هزاران انسان مخلص و شایسته‌ای برای این خاک به شهادت رسیده‌اند و باید آن را حفظ کرد. خداوند توانش را به‌ ما بدهد.

به گزارش جماران، معصومه ابتکار، عضو هیأت امنای مؤسسه مطالعات و تحقیقت، در پایان این نشست با تشکر از برگزارکنندگان، گفت: مطالب ارزشمندی در یادآوری شجاعت و ایثار و فداکاری مردم ایران بیان شد؛ از زبان عزیزانی که خود مثال بارز شجاعت و ایستادگی و ایثار هستند، مطالبی که گواه است ایران عزیز چه سرمایه‌های عظیمی را پشتوانه خود دارد. انسان‌هایی که خدا را می‌بینند و اگر ایران مقابل ابرقدرت اول جهان ایستاده، به خاطر وجود انسان‌های خوب و خالص است. خلوصی که ناپاکی‌ها را می‌شوید و می‌برد و آنچه که ایران را نگهداشته، همین خلوص و از خودگذشتگی‌ها است.

وی یادآور شد: تحلیل دشمن این بود که با زدن رأس جامعه یعنی رهبری و سران نظامی و نیز دانش‌آموزان میناب به عنوان کف، تصویری برای ملت ایجاد می‌کند که سبب فروپاشی می شود. اما الهام‌بخشی شهدا و اینکه شهید خون جاری در رگ جامعه است، حیله‌های دشمنان را بی‌اثر کرد؛ و نیز ایستادگی مردم از همه طیف‌های در میدان و در میان شهدا. اکنون باید نشان داد که واقعیت‌ها در جنگ روایت‌ها، به راستی چه بوده است و در تلاش برای حرکت به سوی آینده روشن باشیم.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.