ترامپ و نتانیاهو زمان زیادی ندارند یا باید دست به انتحار بزنند یا تسلیم شوند. هر دو راه حل برای ایرانیان و جبهه مقاومت یک نتیجه دارد؛ پیروزی قریبالوقوع جبهه حق در این نبردی که بطلان آن را آگاهان جهان از قبل پیشبینی کرده بودند.
1- دو موضوع از صورت اصلی مذاکرات و گفتوگو به طور عادی و طبیعی حذف شده محسوب میشود.
الف- موضوع مناقشات هستهای آمریکا با ایران
ب- مسأله مناسبات جدید حقوقی تنگه هرمز
هر دو موضوع با گزینه نظامی روی میز از سوی آمریکاییها در فهرست گفتوگوها و مذاکرات گنجانده شده بود. طرف ایرانی باید به طرف آمریکایی بگوید که وقتی شما در جنگ 12 روزه و جنگ بعدی نتوانستید توان هستهای ایران را فروبکاهید، چه دلیلی دارد ایران در گفتوگو و مذاکره آن را واگذار کند؟!
مسأله دوم تنگه هرمز است. آمریکاییها 2 بار تلاش نظامی کردند برای به اصطلاح آزادسازی تنگه هرمز و هر دو بار شکست خوردند. چه دلیلی دارد که وقتی در یک نبرد نظامی نتوانستند به اهداف خود برسند، انتظار داشته باشد در توافق، مذاکره و گفتوگو به آن برسند؟!
ایران از گزینه نظامی عبور کرده و توهمی که آمریکاییها و صهیونیستها از آن داشتند با ضربات خردکننده موشکی و پهپادی، نهتنها از روی میز بلکه از زیر میز هم خارج کرده است.
2- ترامپ و نتانیاهو از دو تجاوز سال گذشته به خاک میهن عزیزمان شکست فاحش خوردند و به هیچیک از اهداف خود نرسیدند و دارند خود را برای تجاوز سوم آماده میکنند. آنها برای تنظیم بازارجهانی و تدارک جنگ بعدی نیاز به زمان برای نوسازی و بازسازی پایگاههای درهم کوبیده نظامی خود دارند.
هیچ نشانهای از عقبنشینی راهبردی آنها در دو نبرد گذشته دیده نمیشود. اگر در نوع پیشنهادهای خود شل و سفت میکنند، دنبال خرید زمان هستند. چنین زمانی وجود ندارد. نیروهای مسلح ما دست روی ماشه برای یک جنگ فرامنطقهای و هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی و اقتصادی دشمن هستند.
کوچکترین خطایی کنند باید فاتحه زیرساختهای اقتصاد دیجیتالی که رگهای آن در کابلهای اینترنتی فیبر نوری در تنگه هرمز زیر تیغ و ضربه نیروهای دریایی سپاه و ارتش ماست را باید بخوانند.
تا نیمه خرداد زمانی نمانده که ذخایر استراتژیک انرژی غرب به پایان برسد. ذخایری که در 80 روز گذشته به تاراج رفت تا جلوی افزایش تصاعدی قیمت نفت را بگیرد.
ترامپ و نتانیاهو زمان زیادی ندارند یا باید دست به انتحار بزنند یا تسلیم شوند. هر دو راه حل برای ایرانیان و جبهه مقاومت یک نتیجه دارد؛ پیروزی قریبالوقوع جبهه حق در این نبردی که بطلان آن را آگاهان جهان از قبل پیشبینی کرده بودند.
3- 10 شرط کلیدی رهبری معظم انقلاب حضرت آیتالله مجتبی خامنهای برای پایانبندی جنگ وجود دارد که طی پیامهایی به مسئولین و مردم و همچنین به دشمن اعلام شده است.
دشمن تاکنون حاضر نشده است در برابر شروط ایران زانو بزند. تنها از صحنه نبرد فرار کرده و به صحنه گفتوگو مذاکره و دیپلماسی پناه برده است. چنین پناهگاهی وجود خارجی ندارد. ترامپ و نتانیاهو به اعتراف همه استراتژیستهای نظامی و سیاسی جهان، جنگ را باختهاند و فقط اعتراف عملی آن نه روی کاغذ بلکه گردن نهادن به 10 شرط ایران باقی مانده است.
4- پایانبندی جنگ روی صفحات کاغذ صورت نمیگیرد. پایان جنگ روی دو استوانه استوار است.
یک: مقاومت مردم که بیش از 80 روز است خیابان را ترک نکردهاند.
دو: اراده شلیک و نبرد حماسی که نیروهای مسلح ایران در اوج میدان آن هستند.
صلح پایدار از توازن و برتری قوا به دست میآید. آمریکا نمیتواند اراده یک ملت که عزم پیروزی دارد را در هم بشکند.
نظم جدید جهانی و منطقهای از دل جنگهای بزرگ در میآید. ملت ما و رهبری شجاع ما اقتدار خود را در این جنگ بزرگ نشان دادهاند.
آمریکا باید بساط خود را از غرب آسیا جمع کند و برود و سرنوشت رژیم آپارتاید اسرائیل را همانند رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی به رفراندوم بسپارد. یک اقلیت نمیتواند از یک سرزمین غصبی با ارتکاب به جنایات جنگی حکومت پایدار داشته باشد.
دیپلماسی ایرانیان در عرصه مذاکرات با زبان «میدان» است. رئیس دیپلماسی ما خود یک «میداندار» با سابقه نیم قرن مبارزه در کف میدان است. تسلیم دشمن در مذاکرات اجتنابناپذیر است.
5- این اعلام صریح رئیس جمهور عزیز ما که در رسانه ملی از روی صدق به دوست و دشمن گفته شد همه باید جدی بگیرند: «هیچ تصمیمی خارج از چهارچوب شورای عالی امنیت ملی و اذن رهبری اتخاذ نخواهد شد.»