پایگاه خبری جماران: یک نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه «همدلی مسئولان» باعث شد مردم خیابان را ترک نکنند، گفت: ما خیلی چیزها به دست آوردیم. کشورهای منطقهای پایگاه آمریکا شده و تهدیداتی برای کشور ما بودند؛ که از بین رفت. یعنی ما الآن در بهترین وضعیت هستیم؛ به شرط آنکه وحدت خودمان یا همان اتحاد مقدسی که مقام معظم رهبری فرمودند را حفظ کنیم و انشاءالله مطیع امر ولایت باشیم. از اجتهادات بپرهیزیم و به مسئولین اعتماد کنیم. در عین حال که مردم دغدغهها و مطالبات خودشان را هم شبها مطرح میکنند.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با لاله افتخاری را در ادامه میخوانید:
ارزیابی و تحلیل شما از اوضاع فعلی ایران و جهان چیست؟
این روزها دنیا دارد نسبت به مظلومیت ما و مظلومیت مکتب وحی و عدالتمحورها آگاه میشود. در حقیقت دنیا دارد میفهمد که واقعیت چیست و به دست خود دشمنان دارد آشکار میشود؛ همچنان که یزید آمده بود تا امام حسین(ع) و مکتب وحی را ریشهکن کند و آن شعارهای خاص را میداد، ولی در نهایت خودش رسوا شد همه اینها در نهایت منجر شد به اینکه مسأله ای که شد خودش رسوا شد. یعنی کسانی که تحت تأثیر تبلیغات معاویه بودند و برای آنها در جاهای دورتر بودند و امکان نداشت که به مدینه بیایند و در جریان اسلام واقعی قرار بگیرند، با کاری که یزید انجام داد و اسارت امام سجاد(ع) و حضرت زینب در جریان واقعیت قرار گرفتند.
دشمن در جنگ ۱۲ روزه دید هرچه میزند باز هم این درخت تنومند و پربرکت، میوههای خودش را دارد و پابرجا ایستاده است. به خاطر همین گفتند این بار اولا، مردم را جدا میکنیم و دی ماه جریانهاتی پیش آوردند و فکر کردند چند نفری که آمدهاند مردم ایران هستند. ثانیا، گفتند این بار سر را میزنیم تا دیگر اثری باقی نماند. ولی دیدند که به فرمایش رهبر شهید، در حقیقت مردم ما توسط خداوند مبعوث شدند. یعنی وقتی رهبری را به شهادت رساندند انگیزه مردم برای مقاومت بیشتر شد. در حقیقت با غرب و استکبار سابقه پدر کشتگی پیدا کردند و خیلی مصممتر از گذشته وارد عرصه شدند و کوتاه هم نمیآیند.
به هر حال الآن موقعیت ما در دنیا بسیار خوب است؛ با حضور هدفمند و آگاهانه مردم در خیابانها و شعارهای مناسبی که میدهند و اظهار تبعیت محض از ولایت – نه تبعیت مشروط که بگویند مذاکره، حج و سایر مسائل باشد یا نباشد و در همهچیز میخواهند دخالت کنند – میگویند «حکم آنچه تو فرمایی» و هرچه شما بگویید ما همان را قبول داریم. سرمایههای گرانقدری مثل مقام معظم رهبری و شهید لاریجانی از دست دادیم که شاید غیر قابل جبران باشد ولی همچنان که ابا عبدالله الحسین(ع) به شهادت رسید تا درخت سرطانی ریشهدوانده بنیامیه را ریشهکن کند، این خونهای پاک هم دشمنان را ریشهکن خواهد کرد.
طی بالغ بر 80 شب گذشته زنان در تجمعات شبانه حضور چشمگیری داشتهاند. شما نقش بانوان را در این مدت چگونه دیدید؟
در پیروزی انقلاب میشنیدیم که حضرت امام(س) میفرمایند زنان ما همدوش مردان و گاه جلوتر حرکت کردند و الآن میبینیم که همینطور است. یعنی در تداوم انقلاب هم باز خانمها حالت مادری دارند و به وسط میدان آمدهاند. جالب است که در راهپیمایی روز قدس تهران یک نفر شهید میشود و آن هم یک خانم است. یعنی خانمها آمدهاند تا هم بگویند هستیم و هم بگویند اگر باعث تولد این انقلاب شدیم، خود ما مادری میکنیم تا به سرانجام برسانیم و انشاءالله به دست صاحب اصلیاش بسپاریم. همچنین به فرمایش رهبر شهیدمان باور دارند که فرمودند اگر مردی به میدان بیاید یک نفر میآید و اگر زنی بیاید گروهی را با خودش میآورد. واقعا خانمها زینبگونه به میدان آمدهاند و دارند از اسلام دفاع میکنند.
نظر شما در خصوص عملکرد دولت در جنگ رمضان برای تأمین نیازهای مردم و جلوگیری از کمبود کالا و همچنین عملکردش بازسازی سریع آثار حملات دشمن چیست؟
واقعا سه قوه و بقیه دستگاههای حاکمیت خوب پای کار آمدند. از همه مهمتر آنچه که هم باعث شده که مردم در خیابانها بمانند خسته نشوند و اصلا خیابان را ترک نکنند، «همدلی مسئولان» بود؛ چیزی که الآن خار چشم دشمنان است و دشمن تلاش میکند که بین آنها و همچنین بین آنها و مردم تفرقه بیندازد؛ یعنی هم بین مردم و هم بین مسئولان چندگانگی ایجاد کند.
به هر حال شانه دولت زیر بار اجراست و دیدیم که اقدامات خوبی انجام داد. البته این اقدامات هم باید گسترش پیدا کند، هم آسیبشناسی شود و هم تداوم داشته باشد. بالأخره یک بخشی مربوط به شرایط جنگی است، اما برای شرایط پساجنگ هم باید برنامهریزی شود تا بتوانند هم به مطالبات مردم پاسخ دهند و هم از ظرفیت مردمی که اکنون بهخوبی پای کار آمدهاند، استفاده کنند.
اگر دولت میخواست این موکبها را راهاندازی کند، شاید حتی بودجه یک شب آن را هم نداشت و اصلاً هم صلاح نبود. اما این مردم هر شب چه پذیراییها و چه کارهایی انجام میدهند و چگونه پای کار هستند. بنابراین، باید از این ظرفیت مردمی برای بازسازی بعد از جنگ، برای بازسازی اقتصادی کشور و برای بازنگری در مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور استفاده شود و روی ظرفیت مردمی سرمایهگذاری صورت گیرد.
مواضع ضد و نقیض ترامپ و عقبنشینیهای پیدرپی او را چگونه میبینید و به نظر شما منشأ این تناقضگوییها چیست؟
یکی این است که ترامپ قمارباز است و اینجا را هم عرصه قمار میبیند و میخواهد کاری کند که رقیبش ببازد. لذا نمیتواند شفاف عمل کند و سر رقیب کلاه بگذارد. مجبور است زیگزاگی حرکت کند؛ یک بار موافقت کند و چند ساعت بعد مخالفت کند. دلیل دوم این است که ترامپ در جایی قدم گذاشته که در باتلاقی افتاده و راه پس و پیش ندارد و مجبور است یک قدم جلو بگذارد. همان چیزی که قرآن میفرماید: «أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ». یعنی در گرداب، بحران و تاریکیای قرار گرفته که نمیداند چه باید بکند.
وقتی پیشنهاد آتشبس داد، در حقیقت به صورت غیرصریح اعلام کرد که شکست خورده، کم آورده و دیگر نمیتواند ادامه دهد. به همین دلیل است که سخنان ضد و نقیض میگوید؛ چون در وضعیت بحرانی، متزلزل و سرگردانی قرار دارد و نمیداند چه میکند. در همان تاریکیای که قرآن از آن با تعبیر «ظلماتٌ بعضُها فوق بعض» یاد میکند قرار گرفته و جایگاه و موقعیتش را از دست داده است.
این همه استعفاهایی که نزدیکانش داشتند و از او فاصله گرفتند، به خاطر این بود که دیدند کارهایشان پیش نمیرفت و توان ادامه نداشتند، یا اینکه صوری بود تا وانمود کنند دولت ترامپ در حال بازیابی است؛ مانند همان ترور جعلی که درست کرده بود. فعلاً بازی میکند تا شاید از این ستون تا آن ستون برای او فرجی حاصل شود. اما هرچه بیشتر دست و پا میزند، بیشتر در عمق این گرداب گرفتار میشود.
از طرفی کاری کرد که حتی اگر بزرگان ما کوتاه بیایند، بچههای ما کوتاه نمیآیند؛ شعارهایی میدهند که از عمیقتر، جدیتر و منطقیتر است. بنابراین او هر کاری هم بخواهد انجام دهد، یک دشمن هشتاد میلیونی پیدا کرده است. از طرف دیگر، روی مهرهای سرمایهگذاری کرد که هم خودش و هم مهره فهمیدند که هیچکاره است؛ باید مهرهیابی کند و کسی را پیدا نمیکند. بنابراین مانند فرعون و همراهانش در حال غرق شدن است.
آیا احساس میکنید این محاصره دریایی و تحریمهایی که مرتب اعمال میکند، نتیجه بدهد؟
تا الآن که نتیجه نداشته؛ کارهایی که انجام داده باعث شده که فروش نفت ما راحتتر شود، سالها انتقال پول مشکل داشت و آزاد شد و محاصره هم شبیه «گنبد آهنین» شده است. وقتی از گنبد آهنین سخن میگفتند، تصور میکردند در یک فضای کاملاً امن قرار دارند، اما این گنبد آهنین با موشکهای ما مثل آبکش سوراخ سوراخ شد. اینجا هم همانطور است. این چه محاصرهای است که دهها کشتی روزانه با مدیریت ایران از آنجا رد میشوند؟ ما یک کشور کوچک نیستیم و خداوند همه نعمتهای زمینی و آسمانی را به ما داده و راههای جایگزین فراوانی داریم.
ما خیلی چیزها به دست آوردیم. کشورهای منطقهای پایگاه آمریکا شده و تهدیداتی برای کشور ما بودند؛ که از بین رفت. یعنی ما الآن در بهترین وضعیت هستیم؛ به شرط آنکه وحدت خودمان یا همان اتحاد مقدسی که مقام معظم رهبری فرمودند را حفظ کنیم و انشاءالله مطیع امر ولایت باشیم. از اجتهادات بپرهیزیم و به مسئولان اعتماد کنیم. در عین حال که مردم دغدغهها و مطالبات خودشان را هم شبها مطرح میکنند.
با توجه به سخنانی که این شبها برخی از تریبونداران مطرح میکنند، این سؤال پیش میآید که آیا اساساً میان دیپلماسی و میدان اختلاف نظر و عدم تفاهمی وجود دارد یا خیر؟ چه توصیهای برای تریبونداران این شبها دارید؟
مهمترین چیزی که آسیب میزند، تفرقه است. دیدیم که دشمن در پی دوگانهسازی بود؛ دوگانه زن-مرد، شیعه-سنی، فارس-ترک و امثال اینها. دشمنی در پی آن است که تفرقه بیندازد چون با تفرقه میتواند به نتیجه برسد؛ اما با وحدت نمیتواند. همانگونه که خداوند میفرماید: «لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعًا مَا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ». خداوند به پیامبرش میفرماید که ما دلها را به هم نزدیک کردیم. اگر شما همه آنچه در زمین است را هم میدادید تا دلهای این مردم را یکی کنید، نمیتوانستید؛ اما ما دلهایشان را به هم نزدیک کردیم. دشمن این را نمیخواهد و در پی ایجاد تفرقه است.
دیدیم که وقتی عدهای خواستند بین دیپلماسی و میدان تعارض مطرح کنند و یکی را محکوم و دیگری را تأیید کنند، ترامپ اولین کسی بود که خواست از این فضا بهرهبرداری کند. اعلام کرد بعد از این باید مخالفان مذاکره را بزنیم و با موافقان کاری نداریم. یعنی او به دنبال فرصتی برای ایجاد تفرقه و دوگانگی و عدهای این بستر را فراهم کردند. انسان عاقل از همین تبعات میفهمد که جای چنین رفتارهایی در داخل کشور نیست. مسئولی که میخواهد مذاکره کند باید با پشتوانه مردمی و اقتدار وارد مذاکره شود؛ نه اینکه عدهای با ناسزاگویی او را بدرقه کنند. از سوی دیگر باید بداند که این دغدغهها هست و بیتوجه به این دغدغهها نباشد و از تاریخ هم عبرت بگیرد. لذا مسائل باید تبیین شود، اما اهانت نباید صورت گیرد.
باید بدانیم که دیپلماسی نیز اگر بهدرستی انجام شود، یکی از عرصههای جهاد و جنگ ما است؛ همانگونه که خیابان و لانچرها عرصه جنگ میشود، دیپلماسی نیز عرصه جنگ میشود. در حقیقت اینها مکمل و دو روی یک سکه هستند؛ به شرط آنکه شرایط و دغدغهها کاملاً در نظر گرفته شود. البته نکته اصلی این است که هرچه رهبری بفرمایند باید تبعیت کرد؛ نه باید جلوتر از رهبر حرکت کرد و نه عقبتر ماند. کسی که عقب بماند مانند کسانی است که از کربلا باز ماندند و بعدها توابین شدند، اما دیگر یاران امام حسین(ع) نشدند. کسانی که جلو بیفتند هم مانند کسانی هستند که حکمیت را به علی(ع) تحمیل کردند. جان کلام «تبعیت از فرمان رهبری» و «حفظ حرمت افراد» است.
تحلیل برخی افراد این است که اسرائیل اگر احساس کند فردی میخواهد به روند مذاکره ایران و آمریکا کمک کند، او را ترور میکند. به نظر شما چرا دشمن به سراغ افرادی مانند آقایان لاریجانی و خرازی میرود؟
همین جا باید از هر دو بزرگوار یاد کنیم. اینها سرمایههای نظام هستند و دشمن نیز اینها را مخالف و خار چشم خودش میداند. دشمن نمیخواهد گره باز شود. او میداند که اگر مذاکرهای صورت بگیرد، دست ما پر است. معمولاً مذاکره زمانی رد میشود که با دست خالی باشد، اگر مذاکره از جایگاه قدرت باشد ـ که الحمدلله اکنون چنین است ـ با سربلندی انجام میشود. یعنی برگهها دست ما است و میگوییم که میتوانیم بپذیریم یا نپذیریم.
شرایط دهگانه به عزت، اقتدار و سربلندی کشور، دفع دشمنان و شرّ آنها و رسیدن به مطالبات چندین دهه ما مثل رفع تحریمها و گرهگشایی از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم بوده است. دشمن میداند که اگر اینها را بپذیرد، در واقع عزت و سربلندی ایران را پذیرفته است؛ یعنی با وجود محاصره، تحریم، تهدید، ارعاب، شبههافکنی، ساخت فیلم و انیمیشن، راهاندازی شبکههای ماهوارهای فارسیزبان و حمایت از فریبخوردگان، نتوانست ما را ضعیف کند و این ایران قوی پیش آمد. بنابراین، میداند اگر پای مذاکره بیاید و اینها را بپذیرد، با دست خودش ایرانی قویتر از الآن را تأیید کرده و اگر نپذیرد، دست کشور ما پر است. یعنی ما دست بالا را داریم و دنیا دید که ما تعیینکننده هستیم.
شهید لاریجانی شخصیتی بودند که اگرچه گاهی در قالب مزاح و شوخی سخن میگفتند، اما سخنانشان کاملاً بر مبانی قرآن و عترت علیهمالسلام استوار بود، ریشهای حرف میزدند، از شرافت خانوادگی برخوردار بودند، بسیار با بصیرت و بینش بودند و شجاعت بالایی داشتند. همانگونه که دیدیم در مصاحبهها با شجاعت و صراحت مواضع خودشان را مطرح میکردند. با آن نگاه فیلسوفانهای که داشتند، مسائل را تحلیل میکردند و به سیاست و امور مختلف از منظر دین و فلسفه دینی نگاه میکردند. همچنین متخلّق به اخلاق اسلامی و مقید به انجام واجبات بودند. خاطرم هست در برخی سفرها که پرواز داشتیم، لحظه اذان در همان هواپیما نماز را میخواندند؛ یا برای اینکه نماز اول وقت از دست نرود، یا از این جهت که انسان نمیداند عمرش چقدر است و بالأخره به تکلیفش عمل کرده باشد.
در مسائل دیگر هم همین روحیه را داشتند. صبر و بردباری زیادی داشتند. همانطور که همسر بزرگوارشان نیز آمده بود، اگر اهانتی یا کملطفیای در مورد ایشان صورت میگرفت، ولی میدیدند که ممکن است اعتراض کوچکترین خدشهای به نظام وارد کند، از همه حقوق شخصی خود میگذشتند. به خاطر همین ویژگیها بود که خداوند شهادت را با عزت نصیبشان کرد. فرزندشان هم با عزت در همین راه به شهادت رسید. در حقیقت، شهادت پاداشی بود که خداوند در برابر آن صبرها به ایشان عطا کرد.
جلسهای قرآنی با حضور مسئولانی از شورای عالی انقلاب فرهنگی، دولت و دیگر نهادها در مجلس برگزار شد فراکسیون قرآن آن را برگزار کرد. آقای لاریجانی نکته بسیار خوبی فرمودند. گفتند همه طرحها و لوایح ما باید پیوست قرآنی داشته باشد. اگر چنین کاری انجام شود، ما در همه عرصهها واقعاً برتر خواهیم بود و دشمن از هیچ راهی نمیتواند نفوذ کند.
وجه مشترک پیامهای رهبری در این مدت چه بود و نظر شما درباره این پیامها چیست؟
رهبر عزیز ما همچون پدر بزرگوارشان - رهبر شهید - بر چند محور تأکید داشتند: تکیه بر ظرفیتهای مردمی و وحدت، توجه به مسائل اقتصادی و معیشتی مردم، اهمیت دادن به حضور مردم در میدان و در حقیقت دیده شدن مردم، توجه به دشمن و ضرورت کوتاه نیامدن در برابر او و همچنین تأکید بر اینکه باید مطالبات مردم و منافع ملی بهطور کامل مورد توجه قرار گیرد. همانگونه که در شعار سال نیز آمده، تداوم راه رهبر شهید و ادامه مسیر امام راحل محورهایی بود که در این پیامها مطرح شد.