ترامپ پیش از شکست ارتش تروریستی آمریکا در عملیات آبی-خاکی در خلیجفارس برای بازکردن تنگه هرمز و نیز شکست عملیات مفتضحانه طبس دو در جنوب اصفهان، گفته بود؛ بدون توافق از جنگ خارج میشوم. وقتی آن دو شکست محرز شد، ترامپ به التماس افتاد و شروط ایران را پذیرفت. حالا در اسلام آباد فرستاده ویژه او، خروج از جنگ بدون توافق را کلید زده است. مفهوم این آکروبات بازی نظامی و سیاسی ترامپ یعنی «فرار از پنجره بسته»!
۱_ مذاکرات اسلام آباد پایان یافت. از دبه کردن ترامپ در اولین ساعات پذیرش سه شرط ایران و لات بازی نظامی نتانیاهو در لبنان معلوم بود، توافقی در کار نیست. ونس در مذاکرات رفتار یک شکست خورده در جنگ را نداشت. آمده بود تا حرفهای زورگویانه پیشاجنگ آمریکا را تکرار کند. او آمده بود چیزی که در میدان جنگ به دست نیاوردند، در میدان دیپلماسی با نیرنگ و فریب به دست آورند.
۲_ واکاوی چرایی این موضع فریبکارانه مهم است. ترامپ پیش از شکست ارتش تروریستی آمریکا در عملیات آبی-خاکی در خلیجفارس برای بازکردن تنگه هرمز و نیز شکست عملیات مفتضحانه طبس دو در جنوب اصفهان، گفته بود؛ بدون توافق از جنگ خارج میشوم. وقتی آن دو شکست محرز شد، ترامپ به التماس افتاد و شروط ایران را پذیرفت. حالا در اسلام آباد فرستاده ویژه او، خروج از جنگ بدون توافق را کلید زده است. مفهوم این آکروبات بازی نظامی و سیاسی ترامپ یعنی «فرار از پنجره بسته»!
۳_ فرار از پنجره بسته یعنی تلاش بیهوده، به در و دیوار زدن برای رهایی! ترامپ در تله جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه گیر افتاده و جز پذیرش شکست راه دیگری ندارد! تیمی که از ایران رهبر معظم انقلاب عازم اسلام آباد برای اخذ مطالبات ما کردند، برای «مذاکره» و «توافق» نرفته بود. آنها فقط برای اخذ مطالبات ۱۰ بندی ما که قبلا مورد پذیرش ترامپ قرار گرفته بود، عازم پاکستان شدند.
رئیس هیأت کسی بود که از نوجوانی با آمریکای جهانخوار دست به یقه بود و درجات سربازی و سرداری طی کرده بود و اکنون در قامت یک دیپلمات آن سوی میز ظاهر شد. او به اسلام آباد برای تفهیم اتهام به آمریکا و اجرای حکم مجازات ۱۰ بندی رفته بود. غیر از این مأموریتی نداشت. ونس همان موقع که رئیس هیأت ما یک ژنرال جوان و کارآزموده در جنگ تحمیلی بود، یک عکاس در ارتش تروریستی آمریکا در حمله به عراق بود! او اصلا از دیپلماسی، جنگ، مذاکره و توافق چیزی نمیداند!
او در پایان مذاکرات گفته بود؛ بدون توافق با ایران به آمریکا باز میگردم. مأموریت او همین بود. چون پنتاگون و تیم ترامپ به او گفته بودند، قرار است بدون توافق از جنگ فرار کنیم! سؤال مطرح در تهران و واشنگتن این است که آیا فرار از جنگ ممکن است؟ آیا نام فرار کننده از جنگ غیر پذیرش شکست چیز دیگری است؟
در ایران صدها هزار نفر جنگنده نیروهای مسلح، انگشت به ماشه دارند. بیش از ۲۴ میلیون جانفدا آمادگی خود را برای پیوستن به آنها اعلام کردند. ۹۰ میلیون ایرانی کف خیابان و میادین هر شب مانور قدرت میدهند. آمریکا پاسخ سؤالات فوق را یا نمیداند یا میداند و پنهان میکند. اما ایرانیان پاسخ آن را در دو کلمه آماده کردهاند!
کلمه اول: فشردن گلوی سرمایه داری جهانی در تنگه هرمز
کلمه دوم: فشار به داراییهای اقتصادی آمریکا در غرب آسیا و ویرانهسازی تلآویو و حیفا و دیگر سرزمینهای اشغالی فلسطین
اولی مدتها است کلید خورده و دومی به زودی کلید خواهد خورد.
۴_ تجربه ۴ دهه گفتوگو با آمریکاییها نشان میدهد کسانی که آن طرف میز با ما مذاکره میکنند از طرف کسانی که صاحب قدرت در آمریکا هستند، هیچ نمایندگی ندارند. اختیاری ندارند و توافق آنها هم اعتباری ندارد.
۵_ ترامپ چند بار این واژه را تکرار کرده است؛ «این تنگه لعنتی را باز کنید.» تنگه هرمز از دیدگاه ترامپ، لعنت خدا بر ارتش تروریستی آمریکا است. آنها به اسلام آباد آمده بودند، تنگه هرمز را با وعدههای نسیه باز کنند، شکست خوردند. وقتی تنگه بسته است، یعنی جنگ ادامه دارد.